شناسه خبر : 51802 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

حساب و کتاب غیراخلاقی

ترجیح اقتصاددانان: اخلاق به‌عنوان یک محدودیت بیرونی

 ترجمه: جواد طهماسبی
 

59چرا خرید هروئین آسان‌تر از استخدام یک آدمکش است؟ هر دو غیرقانونی هستند. بااین‌حال، اگر در یک شهر ناآشنا بپرسید که از کجا می‌توانید مواد مخدر خود را تهیه کنید احتمالاً پس از چند نگاه منزجرکننده و خیره شدن به چشمان گشاد شده درنهایت یک شماره تلفن یا آدرسی به منطقه‌ای نامشخص به شما داده می‌شود. حتی اگر کسی زحمت گزارش شما به پلیس را به خود بدهد پلیس آنقدر مشغول است که نمی‌تواند گزارش تنها یک کاربر را پیگیری کند. بااین‌حال، بپرسید که از کجا می‌توانید خدمات یک قاتل قراردادی را دریافت کنید و اگر اصلاً سرنخی پیدا کنید به احتمال زیاد خود را در حال صحبت با یک پلیس مخفی خواهید یافت.

این یکی از پرسش‌هایی است که در کتاب جدید الوین راث، اقتصاددان برنده جایزه نوبل از دانشگاه استنفورد، به نام «اقتصاد اخلاقی» مطرح شده است. جایزه نوبل آقای راث برای کارش در طراحی بازار، به‌ویژه در بازارهایی که در آنها دو یا چند طرف باید در غیاب سیگنال‌های قیمت با هم جفت شوند (مثلاً دانشگاه یا ازدواج) به او اهدا شد. مطالعاتش او را به تجارت اعضای بدن انسان (او یک مبادله کلیه راه‌اندازی کرد که در آن اهداکنندگانی که با دریافت‌کنندگان موردنظر خود مطابقت ندارند می‌توانند مبادله کنند) و به‌طور گسترده‌تر، به دنیای مبهم «معاملات نفرت‌انگیز» سوق داد. آقای راث این معاملات (مانند جمع‌آوری هروئین، اما نه اجیر کردن یک آدمکش) را معاملاتی تعریف می‌کند که در آن خریداران و فروشندگان با خوشحالی معامله می‌کنند، اما شخصی دیگر که مستقیم از این مبادله آسیب ندیده است می‌خواهد جلوی آن را بگیرد.

موضوع آقای راث بحث خوبی را مطرح می‌کند. اخلاق به‌روشنی بازارهایی بسیار فراتر از بازارهای هروئین و آدمکش‌ها را شکل می‌دهد. او مانند تمام رشته‌هایش، اقتصاد اخلاقی را در مورد بده‌بستان‌ها مطرح می‌کند: آیا مضرات مجاز دانستن یک فعالیت بیشتر از مضرات عدم اجازه دادن به آن است؟ او می‌نویسد، مردم «به‌طور کلی نمی‌توانند انتظار داشته باشند که در مورد اصول مورد بحث به اجماع برسند». شواهد روشنی که او جمع‌آوری می‌کند، موارد مفیدی برای بحث در مورد موثر بودن زمان ممنوعیت هستند. بااین‌حال، به‌رغم تلاش‌های او برای «جدی گرفتن نگرانی‌های اخلاقی و معنوی»، این کتاب اغلب اصول دیگران را به‌عنوان یک تعصب غیرمنطقی در نظر می‌گیرد که باید مدیریت شود به‌جای یک موضع منطقی که باید علیه آن استدلال کرد. این نظر به معنای یک فرصت از‌دست‌رفته است.

بخشی از ناامیدی او قابل‌درک است. آنچه جوامع مختلف منفور می‌دانند می‌تواند مطابق مصلحت تغییر کند. برای مثال، گوشت اسب که در بخش‌هایی از اروپا یک غذای لذیذ است، پس از همه‌پرسی در سال ۱۹۹۸ در کالیفرنیا از سفره‌ها جمع شد. بسیاری از کشورهای اروپایی، رحم اجاره‌ای را ممنوع کرده‌اند، به این دلیل که تبدیل بدن به یک کالای قابل‌معامله کرامت زنان را نقض می‌کند، اما همزمان برخی از انواع کار جنسی را مجاز می‌دانند. در آمریکا برعکس است: فحشا در همه‌جا به‌جز چند شهرستان در نوادا غیرقانونی است، درحالی‌که رحم اجاره‌ای به‌طور گسترده در دسترس است. کالیفرنیا رابطه جنسی پولی را تا زمانی مجاز می‌داند که برای تولید پورنوگرافی استفاده شود. آمریکایی‌ها می‌توانند برای اهدای خون پول دریافت کنند، اما نمی‌توانند در «آزمایش‌های چالشی» برای واکسن‌های کووید ۱۹ شرکت کنند که روی اهداکنندگانی که خود را در معرض این بیماری قرار می‌دهند انجام می‌شود. اهداکنندگان خون بریتانیایی در بهترین حالت می‌توانند یک بیسکویت دریافت کنند، اما مجاز هستند جان خود را در ازای دریافت هزینه‌ای برای بررسی اثربخشی واکسن اهدا کنند.

چنین تناقض‌هایی، اخلاق‌گرایانی را که تلاش می‌کنند مجموعه‌ای منسجم از شهودهای اخلاقی را بیابند خشمگین می‌کند. از نظر آقای راث، این تناقض‌ها موهبتی الهی هستند. آنها فرصتی را برای برخی آزمایش‌های میدانی فراهم می‌کنند تا ببینیم وقتی بازارها قانونی هستند یا نیستند، چه اتفاقی می‌افتد و چه نوع بازارهای سیاهی با آنها همراه می‌شوند. برخی قواعد کلی نیز پدیدار می‌شوند: مثلاً «ممنوعیت‌ها هرگز کاملاً موثر نیستند، اما فراوانی فعالیت را کاهش می‌دهند». معمولاً افراد دارای انگیزه مناسب راه‌هایی برای دور زدن محدودیت‌ها پیدا می‌کنند. یک انجمن به قزاق‌های آمریکا پیشنهاد می‌کند که برای خوردن گوشت اسب یک یا دو رستوران ازبکی در فیلادلفیا را امتحان کنند یا به کبک بروند. دوستداران اسب در کالیفرنیا از این راضی هستند که اسب کمتری در آنجا خورده می‌شود.

 آقای راث، به‌طور منطقی پیشنهاد می‌کند که سیاست باید هزینه‌ها و مزایای ممنوعیت یک فعالیت را بسنجد. او به مقاله‌ای از اسکات کانینگهام از دانشگاه بیلور در تگزاس و مانیشا شاه از دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، اشاره می‌کند که به قانونی شدن تصادفی فحشا در رودآیلند می‌پردازد، درحالی‌که قانون‌گذاران ایالتی به‌طور کامل در مورد پیامدهای آن لایحه فکر نکرده بودند. پژوهشگران دریافتند که در نتیجه آن تجاوزهای جنسی و عفونت‌های مقاربتی کاهش یافته‌اند. این امر آزمایش‌های سیاستی در زمینه کار جنسی دارای مجوز را تایید می‌کرد. اما در مواردی مانند ممنوعیت داروهایی که هم اعتیادآور و هم کشنده هستند و شواهد کمیاب‌تر یا مبهم‌تری دارند، او از قضاوت خودداری می‌کند.

بااین‌حال، اغلب اوقات، آقای راث عقب‌نشینی می‌کند و می‌گوید، بحث در مورد اصول فایده چندانی ندارد، زیرا توافقی حاصل نخواهد شد. این موضوع اخلاق را به یک واقعیت برون‌زای زندگی تبدیل می‌کند؛ چیزی که خارج از مدل اقتصادی ایجاد می‌شود. اخلاق مانند جغرافیا یک محدودیت است که باید از سوی اقتصاددانان به رسمیت شناخته شود. از نظر آقای راث، اخلاق گاهی اوقات مفید است: او برخلاف نظر اکونومیست در مورد قانونی کردن بسیاری از داروها تردید دارد. گاهی اوقات هم کشنده است: صدها هزار نفر هر سال به‌دلیل اینکه نمی‌توانند عضو موردنیاز خود را دریافت کنند می‌میرند.

توجیهی برای سلیقه

بی‌میلی آقای راث به بحث در مورد اصول شرم‌آور است، اما او هیچ چیزی برای شرمساری ندارد. او در تصویری که از کتاب ارائه می‌شود فردی عمیقاً اخلاق‌مدار است که به استقلال بدنی، عدم تسلیم زندگی فردی به زندگی جمعی و عدم پذیرش مرگ‌های غیرضروری برای جلوگیری از ایجاد احساس خجالت در برخی افراد اعتقاد دارد.

شاید مهم‌تر از آن، این موضوع به آقای راث اجازه می‌دهد تا از یک پرسش ناراحت‌کننده در مورد نقش انزجار طفره برود. او به‌درستی می‌گوید که این اغلب به اعمال کنترل اجتماعی کمک می‌کند. برای مثال محدودیت‌های غذایی به یک گروه داخلی اجازه می‌دهد که از مصرف گوشت خوک، گوشت گاو یا هر نوع گوشت اجتناب کند و گروه خارجی که این کار را نمی‌کند کنار بزند. اما این همچنین ابزاری برای انسجام اجتماعی است. امیل دورکیم، جامعه‌شناس فرانسوی در آغاز قرن بیستم، استدلال کرد که جوامع، جهان را به مقدس، پوشیده از آیین و تابو و کفرآمیز و عادی تقسیم می‌کنند. جامعه‌ای که همه چیز را قابل‌معامله می‌داند ممکن است برای حفظ همکاری ضمنی تلاش کند که بازارها، چه نفرت‌انگیز و چه غیر آن، درنهایت به آن متکی هستند.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید