شناسه خبر : 52053 لینک کوتاه

درس هندسه متغیر

آمادگی برای دنیایی از ائتلاف‌های ناگهانی

درس هندسه متغیر

نه چندجانبه‌گراییِ آرزومندانه و نه سیاستِ واقع‌بینانه سرد، هیچ‌کدام جواب نمی‌دهند. مارک کارنی و الکساندر استاب راه سومی را پیشنهاد می‌کنند.

ما رهبری دو کشوری را بر عهده داریم که از نعمت تکیه بر نظم‌های جغرافیایی قدیمی برخوردار نیستند. فنلاند با روسیه‌ای هم‌مرز است که جنگی تجاوزکارانه علیه اوکراین را پیش می‌برد و به‌جای اصلاح جامعه خودش، به‌طور فعال در امور سایر جوامع دخالت می‌کند. کانادا طولانی‌ترین مرز زمینی جهان را با ایالات‌متحده‌ای دارد که در حال ارزیابی مجدد اولویت‌ها و تغییر تمام روابط تجاری خویش است.

درعین‌حال، ما در حال ایجاد روابط نزدیک‌تر با قدرت‌هایی مانند هند و (همزمان با اجتناب از وابستگی‌های راهبردی) با چین و همچنین کشورهای جهان جنوب هستیم، چرا که قدرت دیگر منحصراً در یک مرکز غربی واحد قرار ندارد. قدرت در سه گروه توزیع شده است: جهان غرب، جهان شرق و جهان جنوب و هر کدام به‌طور فزاینده‌ای خودمختار می‌شوند. روندهای واقعاً جهانی، از جمله تسلط بر محاسبات، داده‌ها و الگو‌های هوش مصنوعی یک گروه چهارم مبتنی بر فناوری ایجاد می‌کنند که بدون محدودیت مرزها و پاسخگویی به قوانین اندک، نحوه زندگی، کار و ارتباط ما را شکل می‌دهد.

 نظم جهانی که پس از سال ۱۹۴۵ ساخته شد، در حال فروپاشی است. نهادهای موجود برای جلوگیری از این زوال آمادگی لازم را ندارند. این لحظه‌ای است که هر قرن یک بار اتفاق می‌افتد و در آن، رفاه جمعی ما با آنچه انتخاب می‌کنیم بسازیم و نحوه ساختن آن تعریف می‌شود.

کار پیش‌رو نه به چندجانبه‌گرایی آرزومندانه که فقط از وضع موجود دفاع می‌کند نیاز دارد و نه به سیاست واقع‌بینانه سرد که آن را به کلی از بین می‌برد. امر جایگزین، واقع‌گرایی مبتنی بر ارزش‌هاست. رویکردی جدید که هم اصولی و هم عمل‌گرایانه باشد. اصولی در تعهد به ارزش‌های اساسی آزادی، حقوق بشر، پایداری و همبستگی؛ عمل‌گرایانه در تشخیص اینکه هر شریکی همه ارزش‌های ما را به اشتراک نخواهد گذاشت. به عبارت ساده، ما باید اتحادهای سنجیده‌ای تشکیل دهیم؛ عمیقاً با کشورهایی که ارزش‌های ما را به اشتراک می‌گذارند، ادغام شویم و با کشورهایی که این ارزش‌ها را به اشتراک نمی‌گذارند، با چشمانی باز رفتار کنیم.

در اصل، این به‌معنای پذیرش فعال جهان به همان شکلی است که هست، نه انتظار منفعلانه برای جهانی که آرزویش را داریم. این به‌معنای تعامل با این واقعیت است که پیشرفت تدریجی و منافع متفاوت هستند. این امر مستلزم شناخت تفاوت‌های اجتناب‌ناپذیر میان کشورهای ما و دیگران و سپس تمرکز تلاش‌هایمان برای همکاری در جایی است که با هم همسو هستیم و می‌توانیم بیشترین تاثیر را داشته باشیم. پیشرفت را می‌توان از طریق تک‌گویی نشان داد، اما تنها از طریق گفت‌وگو به‌دست خواهد آمد.

واقعیت دیگر آن است که جهان از یک موضع چندجانبه به یک موضع چندقطبی‌تر گذار می‌کند. نظم چندجانبه، به‌رغم کاستی‌هایش، از طریق همکاری و مجموعه‌ای روشن از قوانین و هنجارها اداره می‌شود. برعکس، یک جهان چندقطبی، جهانی است که با معاملات، تراکنش‌ها و هرج‌ومرج مشخص می‌شود. بااین‌حال، به‌جای انتخاب دوگانه بین چندجانبه‌گرایی و چندقطبی بودن، سناریویی دیگر وجود دارد. سناریویی که حول محور کثرت‌گرایی می‌چرخد. ما باید برای احیای چندجانبه‌گرایی با نمایندگی بهتر و نهادهای اصلاح‌شده تلاش کنیم. همزمان، باید ترتیبات کثرت‌گرایی را توسعه دهیم.

این رویکرد که شکلی از هندسه متغیر است شبکه‌ای متراکم از ارتباطات ایجاد می‌کند. ائتلاف‌های موردی که موضوع به موضوع کار خواهند کرد. در بسیاری از موارد، این رویکرد در مواجهه با کشورهایی بیشترین اثربخشی را خواهد داشت که در بسیاری از مسائل با آنها اختلاف نظر اما به اندازه کافی زمینه مشترک برای اقدام در برخی موارد داریم. ائتلاف‌های پویا و هدفمند به‌طور فزاینده‌ای حول منافع مشترک شکل خواهند گرفت، نه یک نهاد مشترک. ائتلاف کشورهای همسو که اکنون امنیت پس از جنگ اوکراین را برنامه‌ریزی می‌کنند به یک انجمن برتر از کشورهای همفکر و ناتو برای هماهنگی تلاش‌ها تبدیل شده است. ابزارهای اتحادیه اروپا، از جمله پیمان SAFE، به شرکا این امکان را می‌دهد تا دیوانسالاری (بوروکراسی) را از بین ببرند و به‌سرعت قابلیت‌های دفاعی ایجاد و در آن مشارکت کنند. اتحاد مواد معدنی حیاتی گروه هفت، زنجیره‌های تامینی که هر اقتصاد مدرنی به آن وابسته است را ایمن و متنوع می‌کند. ما در هوش مصنوعی می‌توانیم با استفاده از تخصص و قابلیت‌های خود در حوزه‌های حیاتی مانند محاسبات کوانتومی و انرژی، ائتلاف‌هایی برای افزایش ایمنی و دسترسی ایجاد کنیم. دیگر سوال این نیست که آیا باید مشارکت کنیم یا نه، بلکه این است که چقدر سریع می‌توانیم ائتلاف‌های موفقی بسازیم که در هر منطقه‌ای گسترش یابند.

سوگواری برای جهانی که بود را نمی‌توان پاسخی به تغییر نظم جغرافیایی، تجارت و بازرگانی و اضطراب‌هایی که به‌طور قابل درکی برای شهروندان ایجاد می‌کنند، دانست؛ بلکه پاسخ، ساختن برای جهانی است که داریم. ساختن با کد، بتن و فولاد؛ با نهادهایی که کارآمدند و اتحادهای قوی که از آنها محافظت می‌کنند. تعمیق مشارکت‌های کشورهایمان با بیشترین بخش جهان (تا جایی که می‌توانیم)، با چشمانی باز و با اعتمادبه‌نفس.

قدرت‌های متوسط جهان، متحد شوید!

کانادا و فنلاند می‌توانند در این تلاش نقشی محوری داشته باشند، زیرا ما از طریق دسترسی تجاری رشک‌برانگیزمان، جزو متصل‌ترین اقتصادهای روی زمین هستیم؛ قدرتمند هستیم در توانایی‌هایمان به‌عنوان ملت‌هایی که هزینه‌های دفاعی خود را به سطوح بی‌سابقه‌ای افزایش می‌دهیم؛ و هدفمند، در تعهد مشترکمان به تمامیت ارضی، حقوق بشر و کثرت‌گرایی. در جهانی که به‌سرعت در حال تغییر است، ما شجاعت و عزم راسخ برای ترسیم مسیر پیش‌رو را داریم و می‌دانیم که بسیاری دیگر نیز چنین هستند. ما از آنها دعوت می‌کنیم در این تلاش به ما بپیوندند.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید