شناسه خبر : 51803 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

فراموشی عشق به دلار نفتی

سلطه پول آمریکا بسیار عمیق‌تر از نفت

60اقتصاددانان توصیه به احتیاط را دوست دارند، اما همیشه به آن عمل نمی‌کنند. ابراهیم اویس، اقتصاددان جوانی در وزارت صنایع مصر بود که توصیه‌های صریحی به روسای خود ارائه داد. او نسبت به تمرکز بیش‌از‌حد و خفه‌کننده صنعت در قاهره و اسکندریه هشدار داد. و سپس از لاف توخالی ژنرال ناصر مبنی‌بر اینکه مصر همه چیز «از سوزن تا موشک» را می‌سازد انتقاد کرد. این احتیاط باعث شد که ترک کشور در سال ۱۹۶۰ برای او آسان، اما بازگشت به آنجا دشوار باشد.

در سال ۱۹۷۴، اویس در مقام استاد دانشگاه جرج‌ تاون در واشنگتن، توجه خود را به یکی دیگر از مشکلات تمرکز دارایی‌ها معطوف کرد: دلارهایی که سریع‌تر از آنچه صادرکنندگان نفت خلیج فارس بتوانند از آنها استفاده کنند، به دستشان می‌رسید. او در سخنرانی خود در مارس همان سال گفت: «قصد دارم یک اصطلاح جدید معرفی کنم: دلارهای نفتی.» این موضوع باعث شد این کلمه همیشه با نام او همراه باشد (هرچند پیتر پترسون، وزیر بازرگانی سابق آمریکا، قبلاً در شهادت کنگره آن را بر زبان آورده بود).

دلارهای نفتی (پترودلار) که در ابتدا تهدیدی برای آمریکا و سایر واردکنندگان نفت تلقی می‌شدند به ناجی پول آمریکا و سنگ‌بنای قدرت مالی آن تبدیل شدند. وزارت خزانه‌داری در پایان سال ۱۹۷۴ پذیرفت که به بانک مرکزی عربستان سعودی اجازه دهد اوراق قرضه خزانه‌داری را مخفیانه و خارج از حراج‌های منظم خریداری کند تا پادشاهی را از انتقاد به‌دلیل تامین مالی یک کشور حامی اسرائیل مصون نگه دارد. در همان زمان، آرامکو، شرکت ملی نفت عربستان سعودی، تصمیم گرفت که فقط دلار و نه پوند را در ازای نفت خام خود بپذیرد (تصمیمی که به‌طرز عجیبی در سفر صدراعظم بریتانیا به عربستان سعودی آشکار شد). قیمت‌گذاری نفت به دلار، تقاضای جهانی برای پول آمریکا را بالا برد و سرمایه‌گذاری درآمدهای نفتی در دارایی‌های دلاری به آمریکا وسعت عمل مالی قابل‌توجهی بخشید. دیانا چویلوا از شرکت تحقیقاتی اندو اکونومیکس (Enodo Economics) سال گذشته نوشت: «این سیستم تقریباً نیم‌قرن محور سلطه مالی ایالات‌متحده بوده است.»

اکنون جنگ ایران تردیدهای جدیدی را در مورد «رژیم» پترودلار ایجاد کرده است. بزرگ‌ترین مشتریان نفت خلیج فارس اکنون در آسیا هستند، نه در غرب. چین مدت‌هاست که پول نفت خام ایران را به یوآن پرداخت می‌کند، نه دلار. همچنین این کشور خرید آزمایشی کالا با یوآن دیجیتال را شروع کرده است. کشورهای دیگر، مانند روسیه و هند نیز به‌دنبال تسویه‌حساب تجارت نفت با ارزهای خود بوده‌اند. مالیکا ساچدوا از دویچه‌بانک در ماه مارس استدلال کرد که با تکیه بر این روندها درگیری ایران «می‌تواند کاتالیزوری برای فرسایش تسلط پترودلار و آغاز پترویوآن باشد».

آیا این حرف درست است؟ و اگر چنین است، چقدر اهمیت دارد؟ همان‌طور که خانم چویلوا اشاره می‌کند، تعداد فزاینده‌ای از شرکت‌ها و کشورها مایل‌اند گزینه پرداخت بهای نفت چیزی غیر از دلار باشد، حتی اگر برای بیشتر معاملات به ارز آمریکا پایبند باشند. برخی از معاملات ممکن است به دلار قیمت‌گذاری شوند، چون از بازارهای آتی غنی سود می‌برد، اما با روش‌های دیگری مانند یوآن دیجیتال تسویه می‌شوند. به‌خاطر خریدهای قابل‌توجه نفت این کشور، ارز چین می‌تواند به آرامی جایگاه خود را به‌دست آورد. اما نمی‌توان تصور کرد که سهم درصد آن از معاملات کالا در پنج سال آینده از تک‌رقمی فراتر رود.

آیا آمریکا باید نگران از بین رفتن رژیم دلار نفتی باشد؟ خانم ساچدوا استدلال می‌کند که قیمت‌گذاری نفت «یک لنگر حیاتی» برای تسلط گسترده‌تر ارز آمریکاست. ازآنجاکه شرکت‌ها نفت را به دلار خریداری می‌کنند تمایل دارند صادرات خود را نیز به همان ارز قیمت‌گذاری کنند. این روش یک مانع طبیعی در برابر نوسانات نرخ ارز است. اگر دلار ارزان یا گران شود، تاثیر آن بر پرداختنی‌های دلاری یک شرکت (مانند نفت) با تاثیر آن بر دریافتنی‌های دلاری آنها جبران می‌شود.

اما این استدلال فرض می‌کند که قیمت نفت انعطاف‌پذیرتر از قیمت سایر کالاها و خدمات نیست. در واقعیت، نفت خام و سایر کالاها که در بورس‌های سازمان‌یافته معامله می‌شوند دائم قیمت‌گذاری مجدد می‌شوند تا نوسانات ارز و سایر نیروهای بازار را انعکاس دهند. اگر دلار ضعیف شود احتمالاً قیمت نفت افزایش می‌یابد. اگر شرکت‌ها نتوانند قیمت‌های صادراتی خود را همزمان افزایش دهند پوشش ریسک طبیعی آنها سود کمی خواهد داشت. بنابراین، نفت احتمالاً توضیح نمی‌دهد که چرا بسیاری از شرکت‌ها محصولات خود را به دلار فاکتور می‌کنند. تا زمانی که آنها سعی در پوشش ریسک در برابر هزینه‌های ورودی دارند، احتمالاً به‌دنبال ورودی‌های تخصصی‌تری مانند قطعات و اجزای تولید‌شده هستند که قیمت‌های «چسبنده‌تری» دارند.

نفت همچنین دلیل سلطه دارایی‌های دلاری نیست. خزانه‌داری‌ها و سپرده‌های دلاری (در خشکی و دریا) در دهه 1970 پول زیادی از خلیج فارس را به خود اختصاص دادند، اما این مازادها برای همیشه دوام نیاوردند. تا سال 1986، اویس در مورد مشکل «کاهش دلارهای نفتی» می‌نوشت و تا سال 2000، برد ستسر از اندیشکده شورای روابط خارجی اشاره می‌کند که مازاد حساب جاری انباشته عربستان سعودی از سال 1970 به‌طور کامل با کسری‌های بعدی خنثی شده بود. این پادشاهی در آستانه بحران مالی جهانی 2009-2007 از ثروت بادآورده دیگری بهره‌مند شد. اما در سال‌های 2024 و 2025 کسری حساب جاری آن دوباره بازگشت. طبق محاسبات آقای ستسر، سال گذشته مجموع مازاد صادرکنندگان نفت، ازجمله نروژ و روسیه، تنها حدود ۲۰۰ میلیارد دلار بود، درحالی‌که مازاد ثبت‌شده از سوی تولیدکنندگان شرق آسیا به 5/ 1 تریلیون دلار رسید.

بحران گروگان‌گیری دیگر

دلارهای نفتی که اویس در سال ۱۹۷۴ توصیف کرد اکنون دیگر منبع اساسی تسلط دلار نیستند و صادرکنندگان نفت احتمالاً سرنوشت نظام پولی جهان را تعیین نخواهند کرد. بااین‌حال، جنگ ایران به دلار کمکی نمی‌کند. ماجراجویی‌های ژئوپلیتیک آمریکا و همچنین استفاده تهاجمی آن از تحریم‌های مالی کشورهای بیشتری را به سمت بررسی مسیرهای پرداخت جایگزین و سایر ذخایر ارزش سوق می‌دهد. اویس در سخنرانی بیش از ۵۰ سال پیش خود از ترس اینکه آمریکا ممکن است به‌رغم وفاداری ظاهری‌اش به اصول بازار آزاد، دارایی‌های خود را در حوزه قضایی خودش مسدود یا مصادره کند صحبت کرد. او این دارایی‌ها را «سرمایه گروگان» نامید. این ایده، بیش از مفهوم دلار نفتی مرتبط با نام او، سرنوشت دلار را در سال‌ها و دهه‌های آینده توضیح خواهد داد.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید