شناسه خبر : 51750 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

صنف یوروکرات‌ها

افزایش ناامیدی در میان معتقدان واقعی به پروژه اروپایی

61بنایی که در آجرچینی پایه‌های یک کلیسای جامع بزرگ اروپایی مشارکت داشت می‌دانست که دهه‌ها یا حتی قرن‌ها از تکمیل بنا خواهد گذشت و او دیگر قادر به دیدن آن نخواهد بود. بااین‌حال، انجمنی از مومنان واقعی در شارتر، میلان، آخن و فراتر از آن، زندگی خود را وقف ساختن بناهایی کردند که مدت‌ها پس از مرگشان پابرجا بمانند. اکنون و با گذشت حدود یک هزاره، انجمن صنفی جدیدی در حال ساخت پروژه بزرگ خویش است. کارکنان کمیسیون اروپا که اغلب در بروکسل مستقر هستند، در دهه‌های اخیر بر روی تشکیل یک ساختار سیاسی زحمت کشیده‌اند که امیدوارند به اندازه نوتردام الهام‌بخش و ماندگار باشد. آنها به‌جای شیشه‌های رنگی و مناره‌ها، مقرراتی وضع می‌کنند که از نظر پیچیدگی با شاهکارهای سبک باروک برابری می‌کنند.

کلیساهای جامع معماران خود را داشتند، اما کار واقعی را کارگران سطح پایین انجام می‌دادند. همین موضوع در مورد ساخت اتحادیه اروپا نیز صادق است. برای همه روسای نهادهای مختلف این بلوک (که تعداد کمی از آنها در خارج از محافل اتحادیه اروپا شناخته‌شده هستند)، لحن آنچه در بروکسل اتفاق می‌افتد را «یوروکرات‌ها» تعیین می‌کنند که ماشین را به حرکت در می‌آورند. حدود ۳۳ هزار مقام هر روز به دفاتر کمیسیون می‌روند و تعداد زیاد دیگری نیز در سایر نهادهای اتحادیه اروپا مانند بانک مرکزی اروپا حضور دارند. این کارمندان که اغلب مادام‌العمر هستند، ستون فقرات پروژه اروپا را تشکیل می‌دهند. آنها به‌عنوان کسانی که قلم تهیه پیش‌نویس قوانین جدید را در دست دارند در نقش نگهبانان معاهده‌های باشگاه خدمت می‌کنند و در زمینه‌هایی مانند مذاکرات ضدانحصار و تجاری قدرت‌های گسترده‌ای دارند. تعصبات آنها اهمیت دارد. همان‌طور که ‌پیش‌بینی می‌شود، اعضای این صنف آرزوی یک اتحادیه اروپای فدرال را در سر دارند، حتی اگر چنین اتحادیه‌ای به اندازه‌ای که مطبوعات زرد بریتانیایی زمانی تبلیغ می‌کردند متعصبانه نباشد. آنها به‌طور قاطع ارزش‌های لیبرال مانند چندجانبه‌گرایی، بازارهای آزاد و حاکمیت قانون را می‌پذیرند. اما در عمق مطلب ویژگی‌های بدتری نیز وجود دارد.

اعضای عادی اتحادیه اروپا شبحی را در میان خود می‌بینند. اتحادیه اروپا در یک یا دو دهه گذشته پیوسته در حال قدرت گرفتن بوده است. این نوع تشدید اختیارات نتیجه بسیاری از شرایط اضطراری از بحران منطقه یورو در سال ۲۰۰۹ گرفته تا حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ بود. از پاریس تا برلین و ورشو (هرچند متاسفانه، نه لندن) این اجماع شکل گرفته است که بسیاری از مشکلات این قاره باید به‌صورت جمعی حل‌وفصل شوند. اجرای طرح‌های بزرگی مانند پروژه سبز کردن اقتصاد قاره یا مهار روسیه از طریق تحریم‌ها به دستگاه بروکسل سپرده شد. این کار می‌توانست به افزایش نفوذ زحمتکشان پشت صحنه منجر شود. اما این‌گونه نیست. اخیراً این احساس در راهروهای هیات‌مدیره کمیسیون وجود دارد که قدرت از چنگ آنها در حال خارج شدن است. این احساس در میان کارمندان دولتی که همچنان به کار خود ادامه می‌دهند دیده می‌شود، حتی با وجود اینکه ۲۷ کمیسر هر پنج سال یک‌بار از سوی دولت‌های ملی تغییر می‌کنند.

 کارکنان کمیسیون احساس می‌کنند که از طریق دو نیرو زیر فشار هستند. یکی از آنها از سوی کشورهای عضو اعمال می‌شود که همچنان اربابان پروژه اروپایی هستند. پایتخت‌های ملی به بروکسل مشروعیت و وزن می‌دهند، اما درعین‌حال نظارت حسادت‌آمیزی بر اختیاراتی دارند که خود به آن تفویض کرده‌اند. آنها حتی وقتی می‌خواهند اتحادیه اروپا کارهای بیشتری انجام دهد تلاش می‌کنند از تبدیل شدن بیش‌ازحد مستقل بروکسل (چه کمیسیون و چه پارلمان اروپا، که گاهی اوقات می‌تواند سیاست‌ها را نیز تغییر دهد) به یک مرکز قدرت جلوگیری کنند. جلسات منظم رهبران اتحادیه اروپا، عملکرد دستگاه بروکسل را بسیار دقیق‌تر از قبل چهارچوب‌بندی می‌کند. افراد نوستالژیک، کمیسیون را همانند سرچشمه ابتکار عمل به‌یاد می‌آورند که می‌توانست منافع اروپا را به هر روشی که مناسب می‌دانست پیگیری کند. اگر این موضوع زمانی درست بوده باشد، اکنون کمتر صادق است. امروزه فدرالیست‌های ناامید کمیسیون را فقط به‌عنوان دبیرخانه شورا می‌بینند؛ نهاد اتحادیه اروپا که وزرا در آن دیدار می‌کنند. یکی از اعضای قدیمی بروکسل با غرولند می‌گوید، «دولت‌های ملی به ما می‌گویند بپریم، ما می‌پرسیم چقدر بالا برویم؟».

در نتیجه، قدرت درون کمیسیون نیز تا حدودی تغییر کرده است. در طول یک دهه گذشته یا بیشتر، رهبری سیاسی کمیسیون -به‌ویژه رئیس آن، که مانند سایر کمیسرها از سوی پایتخت‌های ملی منصوب می‌شود- توجه عموم را به خود جلب کرده است. ژان کلود یونکر، و سپس اورسولا فون در لاین، با همکاری روسای قدرتمند کابینه، اختیاراتی را که زمانی در دست هزاران یوروکرات بود در چند نفر متمرکز کرده‌اند. ظاهراً ایده این بود که نهاد خود را از یک دستگاه تکنوکرات به یک «کمیسیون سیاسی» تبدیل کنند، همان‌طور که شایسته نهادی است که تصمیمات مهمی می‌گیرد. نتیجه این شده است که یوروکرات‌هایی که زمانی احساس می‌کردند می‌توانند دیدگاه خود را در مورد منافع اتحادیه اروپا پیش ببرند، اکنون از اینکه از سوی مقامات بالاتر مدیریت می‌شوند، ابراز تاسف می‌کنند.

نارضایتی یوروکراسی گاهی اوقات علنی می‌شود. توافق تجاری تابستان گذشته بین اتحادیه اروپا و آمریکای دونالد ترامپ به‌رغم حمایت خانم فون در لاین برای طرفداران تجارت آزاد در اعماق دستگاه بروکسل ناخوشایند بود. سابین ویاند، مسئول تجارت، به‌صورت غیرمعمولی علناً آن را یک توافق کثیف توصیف کرد. در 28 آوریل اعلام شد که او از این سمت کنار گذاشته شده است. در مسائل مربوط به ضدانحصار، قوانینی که -چه از طریق اعمال جریمه‌های سنگین بر شرکت‌های فناوری آمریکایی و چه از طریق جلوگیری از یارانه دادن دولت‌های اتحادیه اروپا به صنایع مورد علاقه که باعث خشم بزرگان پاریس و برلین شده بود- به یوروکرات‌ها قدرت نفوذ زیادی می‌داد زیر فشار سیاسی در حال تعدیل شدن هستند.

کمیسیون ناممکن

از نظر برخی تحت کنترل نگه داشتن وضعیت پنهان کمیسیون سودمند است. با قدرت زیاد، نیاز به پاسخگویی نیز به وجود می‌آید. زمانه تغییر می‌کند و قوانین اتحادیه اروپا نیز باید تغییر کنند. هر چقدر هم که یوروکرات‌ها نیت خوبی داشته باشند، احساس لیبرال نرم و لطیف از حباب بروکسل با لفاظی‌های پوپولیستی در مناطق دورافتاده اتحادیه فاصله بیشتری می‌گیرد.

یوروکراسی (Euroocracy) فارغ از چالش‌هایش، به جایی نمی‌رسد. حدود ۱۷۰ هزار متقاضی پس از یک دوره استخدام اخیر، برای پیوستن به نهادهای اتحادیه اروپا به‌عنوان مدیران سطح ورودی درخواست دادند که رکوردهای گذشته را در هم شکست. پس از یکسری آزمون‌ها، کمتر از یک درصد از افراد امیدوار اجازه ورود به صنف سازندگان اروپا را خواهند داشت. همان‌طور که نامزدهای موفق، پست‌های پرافتخار خود را برای همیشه به‌دست می‌گیرند، برخی از آنها متوجه می‌شوند که همکاران باسابقه به‌دلیل از دست دادن نفوذ اخیرشان دلسرد شده‌اند. اما هنوز بسیاری در بروکسل هستند که هنگام توصیف نقش فروتنانه خود در گذاشتن آجر دیگری در این پروژه صلح قاره‌ای اشک در چشمانشان حلقه می‌زند. از نظر آنها این پروژه به اندازه هر کلیسای جامعی شایسته تحسین است.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید