شناسه خبر : 52010 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

فروش استقراضی بزرگ‌تر

دیدگاه کارسون بلاک در مورد سقوط و تثبیت بازارها

فروش استقراضی بزرگ‌تر

ظرف چند سال، هوش مصنوعی جایگزین بخش قابل‌توجهی از کارکنان دانش‌محور با دستمزد بالا در جهان خواهد شد. تقاضای کل برای نیروی کار کاهش خواهد یافت و جریان‌های ورودی به حساب‌های سرمایه‌گذاری بازنشستگی منفی خواهد شد. کارگران نه‌فقط پرداخت‌های خود را متوقف می‌کنند، بلکه به برداشت وجوه روی می‌آورند.

این خروج سرمایه اغلب از صندوق‌های سرمایه‌گذاری غیرفعال، به‌ویژه ردیاب‌های شاخص S&P 500 ناشی خواهد شد. اگرچه چنین بازخریدهایی شامل فروش هر جزء به نسبت وزن شاخص آن است، اما تاثیر قیمت به‌طور مساوی توزیع نخواهد شد. «شرکت‌های بزرگ» هوش مصنوعی مانند انویدیا، مایکروسافت و آمازون که باعث افزایش شاخص شده‌اند نام‌هایی هستند که ارزش‌گذاری آنها به‌عنوان خریدار حاشیه‌ای، بیشترین وابستگی را به جریان‌های ورودی غیرفعال مکانیکی داشته است. از قضا، نتیجه این است که شرکت‌هایی که انقلاب هوش مصنوعی را تقویت می‌کنند احتمالاً بیشترین افت قیمت را متحمل خواهند شد.

هوش مصنوعی در نقطه عطفی قرار دارد که در آن الگو‌های بزرگ زبانی با سرعتی غیرخطی در حال بهبود هستند و به‌زودی به‌صورت تصاعدی رشد خواهند کرد، زیرا خودشان کدنویسی جانشینان خود را انجام می‌دهند. پیچیده‌ترین کاربران هوش مصنوعی در شرکت‌های فناوری هستند. آنها با استفاده از نسل فعلی مدل‌ها، در بسیاری از موارد تیم‌هایی را که قبلاً شش کارگر یا بیشتر داشتند به فقط یک نفر کاهش داده‌اند. کاملاً محتمل است که ظرف سه تا چهار سال، هوش مصنوعی جایگزین 15 درصد از مشاغل در اقتصاد دانش‌محور گسترده‌تر آمریکا شود.

«پارادوکس جوونز» یعنی تجربه تاریخی مبنی‌بر اینکه فناوری جدید که کارایی را افزایش می‌دهد تقاضا را نیز بالا می‌برد، در نتیجه مشاغل جدیدی ایجاد می‌کند که ضررها را جبران می‌کند و «شک و تردید در مورد شیب منحنی پذیرش» دو استدلال مخالف هم هستند. ثابت خواهد شد که هر دو مورد اشتباه می‌کنند.

توانایی بشر در نوآوری و اختراع به‌وضوح از توانایی او در سازگاری با نوآوری‌ها و اختراعاتش پیشی می‌گیرد. الگو‌های هوش مصنوعی تقریباً هر شش ماه دو برابر می‌شوند. این بدان معناست که کارگرانی که عقب می‌مانند نمی‌توانند مهارت‌های لازم برای استفاده از هوش مصنوعی به‌عنوان یک ابزار را توسعه دهند، چه برسد به اینکه با آن رقابت کنند. 

حتی اگر تقاضا برای خدمات و محصولات به‌دلیل کاهش هزینه‌ها و قیمت‌ها بالا برود بسیاری از کارگران اخراج‌شده همچنان از رده خارج خواهند ماند و کارگران بیشتری از طریق نسل‌های بعدی مدل‌ها جایگزین می‌شوند. هوش مصنوعی چنان تاثیر عمیقی بر هزینه‌ها و قیمت‌گذاری کسب‌وکارها خواهد گذاشت که عدم پذیرش سریع آن حیات بخش بزرگی از اقتصاد را به خطر خواهد انداخت.

سنگینی این جابه‌جایی شغلی به‌طور نامتناسبی بر دوش کارگران تحصیل‌کرده و دارای درآمد بالا خواهد افتاد که پس‌اندازهای بازنشستگی‌شان بازارهای سهام آمریکا را هدایت می‌کند. مایکل گرین از شرکت مدیریت دارایی سیمپلیفای (Simplify Asset Management) نشان داده است که چگونه سرمایه‌گذاری غیرفعال به بازارهای سهام «شکسته»ای منجر شده است که تا حد زیادی در سطح شاخص و از طریق جریان‌های ورودی به حساب‌های بازنشستگی هدایت می‌شوند. تحقیقات او و دیگران نشان می‌دهد که چگونه سرمایه‌گذاری غیرفعال به تشکیل ضرایب فزاینده در بازار کل و سهام انفرادی می‌انجامد و باعث می‌شود جریان خالص ورودی یا خروجی حتی یک دلار تاثیر بسیار بیشتری بر سهامی که در آن سرمایه‌گذاری شده است داشته باشد. این تاثیر برای بزرگ‌ترین شرکت‌ها احتمالاً تا ضریبی از ۱۰۰ خواهد بود.

شاخص S&P 500 به شاخصی تبدیل شده است که برای بزرگ‌ترین اجزایش شتاب حرکت خود را ایجاد می‌کند. ازآنجاکه 10 شرکت برتر اکنون سهم بی‌سابقه‌ای از ارزش بازار را نشان می‌دهند، این شاخص دیگر یک سبد متنوع نیست، بلکه یک تله نوسان متمرکز است. هنگامی که طبقه شاغل برای بازپرداخت وام‌های مسکن شروع به برداشت از حساب‌های خود می‌کند تاثیر ناشی از آن بر بازار ناگهانی و شدید خواهد بود، زیرا صندوق‌های غیرفعال مجبور به فروش شاخص می‌شوند تا پاسخگوی تقاضای بازخرید بازندگان بیکار باشند.

از قضا، شرکت‌هایی که بالاترین ضریب و بیشترین ریسک خروج سرمایه خالص را دارند بیشتر شرکت‌هایی هستند که بخش هوش مصنوعی را تشکیل می‌دهند. وقتی فرضیه جابه‌جایی نیروی کار به واقعیت تبدیل شود قیمت سهام این ستارگان دنیای جدید بیشترین ضربه را خواهد خورد.

سقوط قیمت سهام در نتیجه این کار، به‌ویژه وقتی با کاهش تقاضای کل همراه شود به‌خودی خود برای ایجاد یک بحران مالی در مقیاس بحران جهانی سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹، (اگر نه بزرگ‌تر) کافی خواهد بود. مشکلات ترازنامه‌های شرکت‌های اعتباری خصوصی و بیمه ممکن است اوضاع را بدتر کند. کاهش نقدینگی در سطح جهانی بر ارزش تمام دارایی‌ها تاثیر خواهد گذاشت. فشارهای تورم منفی افزایش خواهد یافت.

خبر خوب این است که بحران تقریباً 20 سال پیش یک دستورالعمل آزمایش‌شده برای بازگرداندن نقدینگی و افزایش مجدد دارایی‌ها به سیاست‌گذاران داده است. خبر بد این است که تثبیت بازارهای مالی برای دولت‌ها کار آسانی خواهد بود. اما آنها برای مدیریت تغییر نظم جامعه که از جابه‌جایی گسترده نیروی کار بسیار مولد ناشی خواهد شد دشواری زیادی خواهند داشت.

نگو که انقلاب می‌خواهی

درنهایت و از قضای روزگار، انقلاب هوش مصنوعی به جهانی منجر خواهد شد که در آن بسیاری از مصرف‌کنندگان دیگر درآمدی برای مشارکت در انقلاب ندارند. بازسازی جامعه‌ای که در آن رشد از اشتغال جدا شده باشد وظیفه‌ای است که ساختارهای سیاسی امروز، به بیان ساده، برای آن آماده نیستند. ما نه‌فقط شاهد یک اصلاح قدرتمند بازار، بلکه پایان قرارداد اجتماعی موجود خواهیم بود. از نظر سیاست و خط‌مشی هم همان‌طور که ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید، «شما هنوز چیزی ندیده‌اید».

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید