شناسه خبر : 52014 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

استانداردهای معقول در آموزش عالی

دانشگاه برای همه، بیشترین آسیب را به دانشجویان فقیر می‌زند

استادان دانشگاه همیشه از دانشجویان خود گله‌مند بوده‌اند. اگبرت از لیژ، حکیم قرن یازدهم، در عصری که حتی یک‌دهم انسان‌ها هم نمی‌توانستند بخوانند، شکایت می‌کرد که «تلاش علمی در همه‌جا به‌طرزی بی‌سابقه‌ رو‌به کاهش است». اخیراً نگرانی‌های زیادی در مورد استانداردها در کالج‌ها و دانشگاه‌ها -به‌ویژه در آمریکا، که محل استقرار بسیاری از بهترین‌های جهان است- دیده شده است. اما این بار، این سهل‌انگاری فقط در ذهن استادان نیست.

استادان ریاضی گزارش می‌دهند که مجبورند قبل از شروع آموزش واقعی، دانشجویان سال اول را به دوره‌های جبرانی بفرستند. برخی از آنها وارد دانشگاه می‌شوند، بدون اینکه چیزهایی را که باید در اوایل دبیرستان یاد می‌گرفتند آموخته باشند. استادان علوم انسانی هشدار می‌دهند که دانشجویان در فهم متونی که یک دهه پیش همتایانشان به‌راحتی درک می‌کردند مشکل دارند. دانشجویان به‌طرزی فزاینده‌ درخواست می‌کنند که فهرست‌های مطالعه کوتاه‌تر شوند.

آزمون‌های انجام‌شده از سوی سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه (OECD) که باشگاهی متشکل از کشورهای عمدتاً ثروتمند است، نشان می‌دهند که دانشجویان کالج‌ها و دانشگاه‌ها نسبت به یک دهه پیش سواد کمتری دارند. بهترین‌ها باهوش‌تر از همیشه هستند، اما مهارت‌های اولیه‌ تعداد فزاینده‌ای از آنها در حدی است که یک کودک با نصف سن آنها می‌تواند آنها را خجالت‌زده ‌کند. از هر هفت دانشجو در کالج‌ها و دانشگاه‌های آمریکایی یک نفر در آزمون‌های سوادآموزی نمره‌ای بهتر از یک کودک 10‌ساله معمولی کسب نمی‌کند. این رقم در مورد ریاضی تقریباً یک نفر از هر پنج نفر است.

یک دلیل این موضوع، آسیبی است که همه‌گیری به آموزش و پرورش وارد کرد. توضیح دیگر به این واقعیت مربوط  می‌شود که حتی قبل از کووید ۱۹، نمرات مدرسه در آمریکا و بسیاری از کشورهای ثروتمند دیگر در حال کاهش بود. درعین‌حال، بسیاری از کالج‌ها و دانشگاه‌ها معیارهای پذیرش را پایین آورده‌اند. آنها در آمریکا تا حد زیادی الزام متقاضیان به شرکت در آزمون‌های استدلال عددی و کلامی، مانند آزمون SAT، را برداشته‌اند. برخی معتقدند که این آزمون‌ها برای دانش‌آموزان سیاهپوست و اسپانیایی‌تبار ناعادلانه‌اند. برخی دیگر تلاش می‌کنند تا به هر شکلی که شده تعداد کافی از دانشجویان را در هر سنی جذب کنند، چرا که تعداد کل ۱۸ساله‌ها در آمریکا رو‌به کاهش گذاشته است.

همه اینها هزینه‌های بسیار زیادی به‌بار می‌آورند. زمان و پولی را که صرف بازآموزی مطالب پایه می‌شود نمی‌توان برای کمک به پیشرفت دانش‌آموزان تیزهوش به‌کار برد. دانشجویانی که آمادگی لازم را ندارند در معرض خطر ترک تحصیل هستند که می‌تواند به آینده آنها بیش از زمانی که هرگز ثبت‌نام نکرده‌اند، آسیب برساند. همچنین دانشجویان ضعیف، دلایل بیشتری برای کم‌کاری به کالج‌ها و دانشگاه‌ها می‌دهند. پس از سال‌ها کاهش نمرات، نمی‌توان مطمئن بود که مدیران بتوانند مشکل جدید و بغرنج تقلب گسترده با هوش مصنوعی را حل کنند.

یکی از راه‌های جلوگیری از این روند نزولی، جلوگیری از افت استانداردها در مدارس است. برخی اصرار دارند که این کار بدون حل معضلاتی مانند فقر کودکان یا جذابیت شوم صفحات نمایش ناممکن خواهد بود. به‌عنوان نمونه می‌توان به نمرات دانش‌آموزان در سنگاپور اشاره کرد که سال‌ها در حال افزایش بوده و حتی در طول همه‌گیری نیز افزایش یافته‌اند. مدارس در انگلستان نیز به لطف اصلاحاتی که امتحانات و برنامه‌های درسی را سخت‌گیرانه‌تر کرده‌اند در جدول‌های بین‌المللی صعود می‌کنند. آمریکایی‌ها سرانجام متوجه شده‌اند که بسیاری از مدارس آنها سوادآموزی را با استفاده از روش‌هایی آموزش می‌دهند که کشورهای دیگر مدت‌ها پیش آنها را به‌عنوان شبه‌علم کنار گذاشته بودند. ایالت‌هایی مانند می‌سی‌سی‌پی که قبل از همه مسیر را معکوس کردند به دستاوردهای بزرگی رسیده‌اند.

راه‌حل دیگر آن است که روسای کالج‌ها و دانشگاه‌ها تعهد خود به استانداردهای بالا، چه در مورد پذیرش و چه در مورد نحوه ارزیابی دانشجویان در حین یادگیری را بازیابی کنند. بهترین دانشگاه‌های آمریکا معرفی مجدد آزمون‌های اجباری برای همه متقاضیان را شروع کرده‌اند؛ بقیه نیز باید از آنها پیروی کنند. در ماه می، استادان دانشگاه هاروارد موافقت کردند که با اعمال محدودیت سخت بر تعداد نمرات A که در هر درس می‌دهند تورم نمرات را مهار کنند. این تعداد از 24 درصد از کل نمرات اعطاشده در سال 2005 به 60 درصد در سال گذشته افزایش یافته بود. این پیشنهاد زمانی تندروانه تلقی می‌شد، اما اکنون باید رایج‌تر شود.

علاوه‌بر این، سیاست‌گذاران باید راه‌هایی را گسترش دهند که در آنها افراد می‌توانند پس از ترک مدرسه به یادگیری ادامه دهند. گزینه‌هایی غیر از دانشگاه، به‌ویژه در کشورهای انگلیسی‌زبان بسیار نادرند. آمریکا حتی از بریتانیا هم کارآموزان کمتری دارد. کالج‌های محلی آمریکا قرار است به‌عنوان پله‌هایی برای فارغ‌التحصیلان دبیرستانی که به کمک بیشتری نیاز دارند عمل کنند. اما سهم جوانانی که به آنها می‌روند در حال کاهش است. در مقابل، سهم حضور در دانشگاه‌های سخت‌گیر چهارساله روند صعودی دارد.

آموزش باید برای همه فرصت فراهم کند. این کار هرگز نباید مانعی بر سر راه باشد و مزایای خود را در اختیار تعداد کمی از افراد قرار دهد و درعین‌حال افراد کم‌بضاعت را در جای خود نگه دارد. اما ارتقای جوانان به سطوح بالاتر بدون اعطای مهارت‌های مورد نیاز آنها، نه عمل‌گرایانه است، نه مهربانانه، و نه ضربه‌ای به نابرابری نژادی، بلکه یک کار بزدلانه است که همه را ناامید می‌کند.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید