میانهروها فریاد میزنند «گرگ»
راههای درست و غلط برای شکست دادن عوامگرایان
یکی از جنبههای کمتر بررسیشده افسانه ازوپ (Aesop) به نام «پسر چوپان و گرگ» (چوپان دروغگو) این است که گرگ در عمل وجود داشت. اخلاقگرایان این داستان را درباره دروغگویی میدانند. پسری سه بار فریاد میزند «گرگ!» و به روستاییانی که برای کمک میدوند میخندد. مردم دیگر فریادهایش را باور نمیکنند و وقتی یک گرگ واقعی به گوسفندانش حمله میکند گله قتلعام میشود. اگر داستان ازوپ را تمثیلی در مورد امنیت ملی بخوانیم پیچیدهتر میشود. درست است که پسر دروغ میگوید، اما روستای او آشکارا در حوزه دفاع از خود کمکاری کرده است. هیچ اقدام متقابلی با یک حمله واقعی انجام نمیشود، حتی با اینکه جیغهای جوجهتیغی (خوانندگان فرض میکنند) با بعبع رقتانگیز گوسفندان در حال مرگ همراه میشود. ازوپ مینویسد: گرگ تمام گله را «به دلخواه خود» نابود میکند. اگر داستان ازوپ را برای روسای جمهور یا نخستوزیران عصر مدرن تعریف کنید با تمام وجود آن را احساس میکنند و ممکن است از این احساس به خود بلرزند. اکنون زمانی هولناک برای رهبری یک دموکراسی لیبرال است. از استرالیا گرفته تا بریتانیا، فرانسه، آلمان و فراتر از آن، مقامات چپ میانه و راست میانه رکوردهای عدم رضایت رایدهندگان را میشکنند. این گروه منفور با مشکلات بزرگی روبهرو هستند که اگر حل نشوند به فاجعه منجر خواهند شد. برای نمونههایی از این موارد میتوان به ضرورت افزایش بودجههای دفاعی اروپا برای جلوگیری از تجاوز ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور گرگنمای روسیه، اشاره کرد. متحدان آمریکا در آسیا و اروپا باید هزینه بیشتری برای جایگزینی امنیتی صرف کنند که قبلاً از سوی عمو سام تامین میشد. ترس از اتکای بیشازحد به قلدرهای ابرقدرت این کار را پیچیدهتر میکند. دولتها باید هنگام خرید تجهیزات جدید، از وابستگیهای خطرناک به آمریکا اجتناب کنند چراکه این کشور تامین تسلیحات کمیاب را محدود و دسترسی به فناوریهای حساس را در صورت لزوم کنترل میکند.
در مورد چین باید گفت که این کشور پیشینه استفاده ابزاری از تسلط خود بر صنایع حیاتی را دارد. برای مثال، تا زمانی که چین صادرات مواد معدنی و قطعات حیاتی را کنترل میکند آلمان یا ژاپن برای ارتقای نیروهای مسلح خود در برابر مخالفت چین با مشکل مواجه خواهند شد. همین نوع نگرانی در مورد فناوریهای سبز وجود دارد که برای کند کردن تغییرات اقلیمی مورد نیاز هستند. معضلی که خود که یک مشکل پرهزینه دیگر بهشمار میرود. شرکتهای چینی چنان بر تجارت پنلهای خورشیدی، باتریها، کیتهای انتقال برق از راه دور و توربینهای بادی تسلط دارند که در حال حاضر، هیچ راهی برای سبز شدن مقرونبهصرفه و سریع بدون چین وجود ندارد.
تاکنون، شرایط برای افرادی مانند سر کییر استارمر بریتانیایی (میزان محبوبیت ۲0 درصد)، امانوئل مکرون فرانسوی (22 درصد)، فردریش مرتس آلمانی (16 درصد رایدهندگان «تا حدودی راضی» هستند) که مورد تمسخر قرار گرفتهاند بسیار وخیم بوده است. به این فهرست میتوان آنتونی آلبانیزی در استرالیا را اضافه کرد که ائتلاف چپ میانهرو او از محبوبیت چشمگیر ۴۱درصدی برخوردار است. اما در کمال تاسف برای میانهروها، رقیب او پائولین هانسون، رهبر حزب ضدمهاجرت «یک ملت»، اخیراً برای اولینبار حمایت اکثریت استرالیاییها را بهدست آورد. حل مشکلات بزرگ هزینه دارد، آن هم زمانی که برخی از مدافعان پرحرف عملاً ورشکسته شدهاند. موضوع دیگری که به همان اندازه ناامیدکننده مینماید آن است که میانهروها با عوامگرایانی روبهرو میشوند که ادعا میکنند «مشکلات سخت نیازی به حل شدن ندارند، زیرا وجود ندارند». عوامگرایان مدتهاست که راهحلهای سادهای را برای نارضایتیهای رایدهندگان وعده دادهاند. از آن میان میتوان به وعدههای راست افراطی برای اخراج خارجیها یا شعارهای چپگرایانه در مورد مالیات گرفتن از میلیاردرها اشاره کرد. معلوم شد که آنها ابزار قدرت دیگری هم دارند: چشمپوشی از بدهبستانهای سیاسی. به زبان ازوپ، دموکراسیهای لیبرال به روستاهایی شباهت دارند که خیلی دیر متوجه شدهاند که سپردن نظارت بر گرگهایشان به یک کودکِ همیشه دروغگو کار هوشمندانهای نیست. اما درست همان موقع که رهبران روستا به پرسه تماموقتِ گرگها میاندیشند، شکاکان پرمدعا از همسایگان میخواهند که «توطئه گرگهراسی را رد کنند». چالش بازدارندگی روسیه از حمله به اعضای اتحادیه اروپا یا ناتو را در نظر بگیرید. حزب راست افراطی «جایگزین برای آلمان» (AfD) آن را بیاهمیت میخواند. آلیس وایدل، رهبر مشترک آن، اوکراین را خطری بزرگتر از روسیه برای آلمان میداند. AfD قول میدهد که از صلح با روسیه حمایت و گاز روسیه را خریداری کند. ژان لوک ملانشون از بزرگان چپ افراطی که مورد تحسین بسیاری از جوانان فرانسوی است میگوید، فرانسه باید روسیه را به «خانواده اروپا» بازگرداند، ناتو را ترک و استفاده از فناوریهای دفاعی و اطلاعاتی آمریکا را متوقف کند، بدون اینکه درباره چگونگی عملکرد این کار توضیح دهد. حزب روبه رشد «اصلاحات بریتانیا» وعده داد که سیاستهای «صفر خالص» را که دولتهای محافظهکار و کارگر قبلی برای مهار انتشار کربن تدوین کرده بودند لغو کند (محافظهکاران نیز سال گذشته سیاست «صفر خالص» را رد کردند). در آلمان، حزب AfD با سیاستهایی مخالف است که مدعی هستند از آبوهوا محافظت میکنند. در استرالیا، حزب «یک ملت» (One Nation) شواهد علمی مبنیبر وجود تغییرات اقلیمی ساخته دست بشر را زیر سوال میبرد. این حزب برای توضیح اینکه چرا دولتها با سیاستهای سبز پرهزینه و اغلب نامحبوب که بر اساس یک فریب ادعایی ساخته شدهاند پیش میروند یک نظریه توطئه ارائه میدهد: سیاستمداران جریان اصلی بخشی از «یک جنبش جهانی» هستند که قصد دارند «به بهانه کاهش انتشار گازهای گلخانهای» بر نحوه حرکت، غذا خوردن، کار و زندگی مردم نظارت کنند.
میانهروها و انتخاب نبرد
متقاعدکنندهترین میانهروها اعتراف میکنند که نمیتوانند همه خطرات را از بین ببرند یا همه رایدهندگان را راضی کنند. آنها از تمرکز منابع محدود بر آسیبپذیریهای فوری صحبت میکنند. برای مثال، استقلال کامل از فناوری سبز چین امکانپذیر نیست. یک مقام ارشد اتحادیه اروپا از اروپا میخواهد که حساسترین فناوریها، مانند رابطهایی که امکان جریان دادهها میان یک وسیله نقلیه الکتریکی یا یک شبکه برق و تولیدکنندگان آنها را فراهم میکنند کنترل کند. رایدهندگان به همه آنچه میخواهند نخواهند رسید: تعادل مهمترین چیز است. متاسفانه، برخی از میانهروها سعی میکنند در هراسافکنی خود با عوامگرایان رقابت کنند. آنها برای غلبه بر ایستایی عمومی و جلب حمایت رایدهندگان از سیاستهای پرهزینه میگویند که فاجعه در شرف وقوع است. آنها اعلام میکنند که جهان در «وضعیت اضطراری اقلیمی» قرار دارد یا همانطور که نخستوزیر لهستان اخیراً گفت ممکن است روسیه ظرف چند ماه به جبهه شرقی اروپا حمله کند. اگر رایدهندگان به هشدارهای رهبران شک کنند، این کار نتیجه معکوس خواهد داشت. وظیفه دشوار سیاستمداران مسئول این است که امروز با احتیاط سرمایهگذاری کنند تا از فجایع احتمالی جلوگیری کنند، زیرا رفع آنها فردا هزینه بیشتری خواهد داشت. این کار به انتخابهای سخت و ائتلافسازی صبورانه نیاز دارد. فریاد «گرگ آمد» معما را حل نمیکند.
دیدگاه تان را بنویسید