موقعیت آچمز
عملکرد دستگاه دیپلماسی در سال 1404 چگونه بود؟
«برای من دیپلماسی، مذاکره و توافق ذلت نیست، بلکه یک راه معقول و کمهزینه برای رسیدن به عزت است. ما دیگر فرصت نداریم، درحالیکه کشورهای منطقه با شتاب در حال توسعه هستند، در بهترین حالت درجا بزنیم... چراکه مردم ایران شایسته زندگی بهتر و جایگاه شایستهتری هستند... دستگاه دیپلماسی با عقلانیت، خلاقیت و شجاعت پیکسل تعامل با جهان و تامین منافع ایران و نیازهای مردم ایران خواهد بود. در این راستا سیاست خارجی ما تحولگرا، واقعگرا و تعاملگرا و توسعهگرا خواهد بود... قرار بود تحریمها را دور بزنیم اما الان کریدورها و مسیرهای ارتباطی منطقه ما را دور زدهاند. حذف ایران از بازارهای انرژی و مسیرهای ترانزیتی را متوقف و مزیت نسبی ایران در این حوزههای حیاتی را بازسازی خواهیم کرد. ایران را بخشی از راهحل مسائل جهان خواهیم کرد، نه بخشی از مشکل...»
این جملات، بخشی از سخنان مسعود پزشکیان در برنامه «میزگرد سیاسی» شبکه 3 در 29 خرداد 1403 است؛ زمانی که او بهعنوان کاندیدای انتخابات چهاردهمین دوره ریاستجمهوری، به بیان دیدگاهها و برنامههای سیاست خارجی خود پرداخت. دیدگاهها و برنامههایی که از جمله مهمترین وجه تفاوت او با سایر نامزدهای حاضر در این دوره بهشمار میرفت و احتمالاً از اصلیترین معیارهای رایدهندگان به او و از جمله علل پیروزی او در برابر رقبایی بود که خودشان و حلقه اطرافیانشان بر طبل جنگخواهی میکوبیدند. حالا قریب به یک سال و 9 ماه از آن «میزگرد سیاسی» و قریب به یک سال و نیم از شروع به کار وزرای دولت چهاردهم میگذرد، آن هم با حوادثی که فقط در بازه یکساله بسیار فراتر از تجربه اغلب دولتهای جمهوری اسلامی بوده است. در آستانه ورود به سال 1405 نگاهی گذرا به کارنامه وزارت امور خارجه این دولت در سال 1404 خالی از لطف نیست.
پایان یک چشمانداز
«با اتکال به قدرت لایزال الهی و در پرتو ایمان و عزم ملی و کوشش برنامهریزیشده و مدبرانه جمعی و در مسیر تحقق آرمانها و اصول قانون اساسی، در چشمانداز 20ساله: ایران کشوری است توسعهیافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه با هویت اسلامی و انقلابی الهامبخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بینالملل» (بخشی از سند چشمانداز 20ساله). سالی که روزهای پایانی آن را میگذرانیم موعدی است که بر اساس سند مذکور قرار بود در سطح منطقهای حرف اول را بزنیم و در سطح بینالمللی از بازیگران مهم و موفق به شمار بیاییم. روندی که در سالهای پس از جنگ ایران و عراق و عبور از ادوار سازندگی و اصلاحات، دور از ذهن نبود. سال 1382 وقتی که چنین سندی، به درست یا غلط نوشته شد، تصور بر این بود که قطارمان بر ریل قرار گرفته و مسیر هم مشخص است. پس این سند نه غیرواقعی و نه دور از ذهن تلقی میشد. اما حالا در سال 1404 که آینده و روز برداشت محصول فرارسید، فاصله و زاویه حرکتمان نسبت به نتایج این سند اگر نگوییم نشان از بروز یک فاجعه در تحقق برنامههای توسعه و پیشرفت کشورمان بود، قطعاً بیانگر شکستی تلخ برای جامعه و مسئولان امور است. البته که مقصر این وضعیت، نه یک دولت و نه یک وزارتخانه، بلکه مجموعهای از حوادث و تصمیمات است که طی این 20 سال مانع از تحقق آنچه انتظار میرفت، شد.
در این گزارش قرار است به آنچه در این یک سال، در سطح وزارت خارجه و دستگاه دیپلماسی دولت رخ داده -و بنابر این سند، باید در مسیر تعامل هرچه بیشتر با جهان باشد- بپردازیم. در این متن نگاهمان به این نقاط ضعف و قدرت با توجه به شرایطی است که این دولت میراثدار آن بوده است. موضوعات مهمی مانند قطعنامههایی که در دولت محمود احمدینژاد بر کشور تحمیل شد و روابط و موقعیت ایران را در سطح بینالمللی بهشدت تضعیف کرد، برجامی که با کارشکنیهای داخلی و خروج آمریکا از آن در سال 1397 با ناکامی روبهرو شد و عدم موفقیت در احیای برجام در دو دولت دوازدهم و سیزدهم و همه آنچه در سطح منطقه و درباره نیروهای همپیمان و همسو با ایران در حال وقوع بود.
شروع مذاکرات ویتکاف-عراقچی
ابتدای سال 1404 با اخباری از احتمال شروع مذاکرات ایران و آمریکا همراه بود. با توجه به بازگشت ترامپ به قدرت و بینتیجه ماندن مذاکرات احیای برجام با کشورهای باقیمانده در توافق 2015 در دوره ریاستجمهوری جو بایدن در آمریکا، بیم افزایش تنشها و تحریمها از سوی ایران و نگرانی از دستیابی به سلاح هستهای (بنابر گفته مقامات آمریکایی و کشورهای اروپایی حاضر)، موجب شد دولت پزشکیان که حامی مذاکره برای رفع اختلافات بود، با دولت آمریکا پای میز مذاکره برود. این مذاکرات از فروردینماه، در عمان با حضور هیات آمریکایی به رهبری استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ایالاتمتحده و هیات ایرانی به رهبری عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران آغاز شد. با شروع این مذاکرات در سطح داخلی و بینالمللی تصور شکلگیری یک توافق زودهنگام بهوجود آمد، بهویژه آنکه هر دو سو، دور اول این مذاکرات را «سازنده» توصیف کرده بودند. پس از آن دور دوم و سوم مذاکرات نیز با میانجیگری عمان انجام شد و هر دوره با پایان جلسات تاریخ دور بعدی مذاکرات اعلام میشد، البته از نتیجه و نزدیک شدن یا دور شدن به توافق خبر مشخصی نبود. همزمان با این رفتوآمدها، ترامپ از اولتیماتومی 60روزه برای ایران در راستای به نتیجه رسیدن مذاکرات سخن گفت. در اخبار آن روزها، از یکسو ترامپ از نزدیک شدن طرفین به توافق سخن میگفت و از سوی دیگر نمایندگان ایران از جمله عراقچی چنین موضوعی را تایید نمیکرد و به نظر میآمد دوباره اختلافات در حال افزایش است. در آستانه پایان یافتن زمان اولتیماتوم ترامپ، قطعنامه ضدایرانی آمریکا و سه کشور اروپایی مبنیبر «عدم پایبندی ایران به التزامات خود» در شورای حکام به تصویب رسید و چندی بعد آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گزارشی، ایران را ناقض تعهدات عدم اشاعه هستهای اعلام کرد. البته همان زمان ترامپ درباره ایران به خبرنگاران گفت: «من دوست دارم از درگیری جلوگیری کنم. ایران باید کمی جدیتر مذاکره کند...» با وجود اینکه خبری از پایان یا بینتیجه بودن مذاکرات نبود، فردای آن روز یعنی در 23 خردادماه، اسرائیل دست به اولین حملات گسترده خود به ایران زد.

جنگ 12روزه
«صدای مکش هوا، روشن شدن ناگهانی آسمان شب، صدای انفجار، لرزش ساختمان و بلند شدن آژیر ماشینها.» این وضعیت تقریباً تجربه مشترک مردم در استانهای مختلف کشور، در بامداد جمعه 23 خردادماه امسال بود. اتفاقی که پس از چندی با پیام تصویری بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، کامل شد. او در این پیام از عملیات «طلوع شیران» و تجاوزی بیسابقه و غافلگیرکننده به ایران خبر داد. این جنگ در حالی آغاز شد که اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، چندی قبل از آن در گفتوگوی ویژه خبری، از برگزاری دور ششم مذاکرات ایران و آمریکا در تاریخ یکشنبه 25 خرداد خبر داده بود و بدرالبوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، در حساب کاربری رسمی خود در شبکه ایکس، زمان و مکان ششمین دور مذاکرات ایران و آمریکا را تایید کرده بود. با اولین حمله اسرائیل، ترور فرماندهان نظامی و دانشمندان هستهای و جمعی از مردم غیرنظامی و شروع واکنشها به آن در سطح جهانی، میتوان گفت مهمترین بزنگاهی که میتواند عملکرد هر وزارت امور خارجهای را به چالش بکشد، برای عراقچی و تیمش آغاز شد.
همان روز 23 خرداد درخواست برای برگزاری نشست اضطراری شورای امنیت سازمان ملل صورت گرفت و نامه عراقچی خطاب به رئیس شورای امنیت و دبیرکل سازمان ملل ارسال شد که در آن، این «اقدام تجاوزکارانه را به منزله اعلان جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران» اعلام کرد. پس از آن هم سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل با محکوم کردن این اقدام به همراهی آمریکا با اسرائیل اشاره کرد و ترامپ هم در بیانیهای ادعا کرد، «امروز روز شصتویکم است». در همان روز پس از اولین حمله گسترده اسرائیل به ایران، موج اول عملیات «وعده صادق3» از سوی نیروهای مسلح آغاز شد. بسیاری از ایرانیان داخل و خارج از کشور و حتی اپوزیسیون داخلی و خارجنشین این اقدام اسرائیل را محکوم کردند. خبر تماس تلفنی مقامات سیاسی، بهویژه رئیسجمهوری با روسای جمهور کشورهای دیگر از جمله روسیه در این روزها و واکنش به آنچه میان ایران و اسرائیل در حال وقوع بود، بخش عمده برنامههای خبری را به خود اختصاص داد. با ردوبدل شدن موشک و انفجار در هر دو سوی جنگ چهرههای مختلف سیاسی جهان بر کاهش تنش تاکید داشتند و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در گفتوگو با عراقچی تاکید کرد که «دیپلماسی تنها راهحل پایدار» است. عراقچی هم در حساب کاربری خود در شبکه ایکس نوشت: «تنها یک تماس تلفنی از واشنگتن لازم است تا کسی مثل نتانیاهو را ساکت کند.» با وجود این گفتوشنودها آمریکا بهطور رسمی از اسرائیل حمایت کرد و جنگ ادامه یافت. در این میان، تماسهای تلفنی بین ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه و پزشکیان ادامه داشت تا جایی که در همان روزها، وزارت امور خارجه روسیه درباره هرگونه مداخله نظامی آمریکا در این جنگ هشدار داد. البته برای کمک به ایران از سوی هیچ کشوری از جمله روسیه و چین، اقدامی جدی صورت نگرفت. درنهایت در 29 خرداد، ایران از شورای امنیت سازمان ملل خواهان توقف فوری «کلیه حملات رژیم صهیونیستی» شد و پزشکیان در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «تنها راه پایان جنگ تحمیلی، توقف بیقیدوشرط تجاوز دشمن و تضمین قطعی برای پایان ماجراجوییهای تروریستهای صهیونیستی برای همیشه است.»
پس از آن دومین نشست شورای امنیت سازمان ملل، در 30 خرداد درباره این جنگ برگزار شد و در پی آن اولین دور گفتوگوهای هیات دیپلماتیک ایران با سه کشور اروپایی شکل گرفت که به موجب آن عراقچی بیانیهای منتشر کرد که در آن گفته بود: «در صورت توقف تجاوز و پاسخگو کردن متجاوز به دلیل جنایات ارتکابی خود، ایران آماده مدنظر قرار دادن دیپلماسی است.» در این زمان عراقچی به ترکیه رفت و در نشست سازمان همکاری اسلامی که به منظور بررسی جنگ ایران و اسرائیل برگزار شد، حضور پیدا کرد. فردای همان روز آمریکا رسماً وارد جنگ شد و به سه سایت هستهای فردو، نطنز و اصفهان حمله کرد. وقوع این حادثه موجب شد مسئولان ایرانی بار دیگر خواستار برگزاری جلسه شورای امنیت و اینبار محکوم کردن حملات آمریکا به «شدیدترین وجه» شوند. در پی آن سفیر ایران در سازمان ملل در سخنانی «تجاوزات ایالاتمتحده و رژیم اسرائیل علیه ایران را نقض آشکار و فاحش حقوق بینالملل» خواند و خواهان «اقدام فوری شورای امنیت سازمان ملل در این زمینه شد». همان روز یعنی 2 تیرماه رادیو ارتش اسرائیل اعلام کرد: «اسرائیل، خواهان توافقی با ایران، بر پایه اصل سکوت در برابر سکوت است و میخواهد هر دو طرف حملات خود را متوقف کنند.» البته جنگ تا فردای آن روز ادامه پیدا کرد و تا ساعاتی پس از آنکه ترامپ در تروث سوشال نوشت، «تبریک به همه! اسرائیل و ایران کاملاً توافق کردهاند. به مدت 12 ساعت دیگر آتشبس برقرار خواهد شد و در آن زمان جنگ پایانیافته تلقی خواهد شد»، حملات طرفین ادامه داشت اما عصرگاه 3 تیرماه دیگر خبری از ادامه جنگ نبود.
اگرچه در جنگ دو بال نظامی و دیپلماسی یک کشور همزمان فعال میشوند تا حداقل هزینهها به کشور تحمیل شود، اما اینکه چقدر دستگاه دیپلماسی در چانهزنیها موفق عمل کرده، موضوع دیگری است. اینکه چقدر عراقچی و وزارتخانه زیر نظارت او در سرعتبخشی به پایان حملات و آتشبس موفق بودند، همان زمان نیز مطرح شد و البته برخی منتقد عملکرد این دستگاه بودند؛ بهویژه با این نگاه که «انتظار میرود دستگاه دیپلماسی پیش از جنگ بهنوعی عمل کند که مانع وقوع آن شود یا حداقل چنین غافلگیری شکل نگیرد که وسط میز مذاکره به کشور حمله شود». اما کوتاه شدن زمان جنگ، حداقلی کردن هزینهها و پایان آن نیز در مقوله عملکرد این دستگاه است، که بنابر سخنان پزشکیان پس از آن دوره و تجلیل از این وزارتخانه در آن برهه زمانی، شاید نشانهای از آن باشد که این وزارتخانه با نمره ناپلئونی، بحران را مدیریت کرده است.
فعال شدن مکانیسم ماشه
جنگ ایران و اسرائیل هزینه مالی و جانی بسیاری به بار آورد و اگرچه در میانه مذاکرات ایران و آمریکا رخ داد، بهنوعی دولت را با چالش دوباره ادعاهای گروههای تندرو روبهرو کرد. چنانکه چندی بعد حسین شریعتمداری، مدیرمسئول کیهان، در دیدار اصحاب رسانه با رئیسجمهوری گفت: «مذاکره با آمریکا یعنی تسلیم...» و وقتی پزشکیان در همین جلسه درباره مذاکره گفت، «تصور نمیکنم با دعوا کردن بتوانیم به جایی برسیم...» جریان تندرو و مخالف مذاکره بار دیگر توپخانه خود به سمت رئیسجمهور و دولت را فعال کردند. این در حالی بود که در نیمه مردادماه بیم آن میرفت که آنها از ابزار موجود در این توافق برای بازگرداندن ایران به پیشابرجام استفاده کنند؛ مکانیسم ماشه که آمریکا در سال 2020 تلاش کرد علیه ایران از آن استفاده کند، اما سایر کشورهای طرف توافق با آن مخالفت جدی کردند. از همان روزهای پایان جنگ خبرهای مربوط به احتمال فعالسازی مکانیسم ماشه از سوی کشورهای باقیمانده در توافق برجام قوت گرفت.
در 27 تیرماه 1404 فرانسه، بریتانیا و آلمان اعلام کرده بودند که خواهان ازسرگیری مذاکرات درباره برنامه هستهای ایران هستند و در صورت عدم پاسخگویی ایران، تا پایان تابستان مکانیسم ماشه را فعالکرده و تحریمهای سازمان ملل را دوباره بازمیگردانند. آنگونه که سایتها و خبرگزاریهای ایران به نقل از لارنس نورمن، خبرنگار والاستریت ژورنال نوشتند: «به گفته منابع، در تماس شب گذشته میان وزرای خارجه سه کشور اروپایی و کایا کالاس، مسئول روابط خارجی اتحادیه اروپا، با سیدعباس عراقچی وزیر خارجه ایران، موضوع تمدید ضربالاجل فعالسازی مکانیسم ماشه ذیل برنامه هستهای مطرح شد. در این پیشنهاد، از ایران خواسته شد گفتوگوهای هستهای با آمریکا و کشورهای اروپایی را از سر بگیرد و همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را نیز دوباره آغاز کند. پیشنهادهایی هم در مورد محدودسازی ذخایر اورانیوم غنیشده مطرح شد... پیشنهاد مطرحشده، تمدید یکباره ضربالاجل فعالسازی مکانیسم ماشه است. ضربالاجل فعلی تا ماه اکتبر (مهرماه) ادامه دارد، اما در صورت موافقت ایران -و متحدانش در شورای امنیت یعنی روسیه و چین- احتمال تمدید بیشتر آن وجود خواهد داشت.» عراقچی هم در همان روزها در ایکس نوشت: «این ایالاتمتحده بود که از توافقی که طی دو سال و با هماهنگی اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۵ حاصل شده بود، خارج شد، نه ایران؛ و این آمریکا بود که در ژوئن امسال میز مذاکره را ترک کرد و بهجای آن گزینه نظامی را برگزید، نه ایران. اگر اتحادیه اروپا و سه کشور اروپایی میخواهند نقشی ایفا کنند، باید مسئولانه رفتار کنند و از سیاست فرسوده تهدید و فشار، از جمله تهدید به اجرای مکانیسم ماشه که فاقد هرگونه مبنای اخلاقی و حقوقی برای آن هستند، دست بردارند.» در ادامه، به گفته وزارت خارجه فرانسه، «مقامات ارشد دیپلماسی کشورهای اروپایی و اتحادیه اروپا، طی گفتوگوهایی که با وزیر امور خارجه ایران برگزار کردند، هشدار دادند که «مصمم هستند در صورت عدم پیشرفت ملموس» در دستیابی به توافقی درباره برنامه هستهای تهران «تا پایان تابستان»، از سازوکار «بازگشت خودکار تحریمها» استفاده کنند و کشورهای اروپایی در حال اعمال فشار بر ایران هستند تا این کشور را قانع کنند که «بازگشت فوری به مسیر دیپلماسی ضروری است» تا بتوان به توافقی «محکم، قابل راستیآزمایی و پایدار» درباره برنامه هستهای ایران رسید». پس از آن، نمایندگان سه کشور اروپایی در استانبول، دیدارهایی با نمایندگان ایران داشتند. معاون وزیر امور خارجه ایران، کاظم غریبآبادی، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «ایران و سه کشور اروپایی، مصمم به حفظ و استفاده بهینه از دیپلماسی هستند و در صورت لزوم، دوباره برای ادامه گفتوگوها دیدار خواهند کرد.»
13 مردادماه، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در برنامه «به وقت گفتوگو»ی رادیو به موضوع «مکانیسم ماشه» پرداخت و تلاش رسانههای بیگانه برای ایجاد التهاب دراینباره را بخشی از جنگ روانی دشمن دانست و گفت: «مبنای مکانیسم ماشه این است که اگر یک طرف از ایفای تعهدات باز بماند، طرف مقابل میتواند اجرای تعهدات خود را متوقف کند. اقدامات ایران در کاهش تعهدات، واکنشی کاملاً قانونی بر اساس خود برجام به خروج غیرقانونی آمریکا و عدم پایبندی طرفهای اروپایی به تعهداتشان بوده است.» او با تصریح بر اینکه طرف اروپایی و آمریکا حق استفاده از این سازوکار را ندارند، ادامه داد: «آنها حتی حمله اخیر را که نقض قطعنامه ۲۲۳۱ بود، محکوم نکردند. آنها با این اقدامات، عملاً خود را از برجام خارج کردهاند و دیگر حقی برای استفاده از امکانات آن ندارند. با وجود آنکه شدیدترین تحریمها پیش از این نیز بهصورت چندلایه علیه ایران اعمال شده، هرگونه تلاش برای بازگرداندن تحریمهای شورای امنیت با واکنش قاطع ایران مواجه خواهد شد.»
با همه این اظهارنظرها، تهدیدها و البته رایزنیها، دستگاه دیپلماسی ایران نتوانست مانع از فعال شدن مکانیسم ماشه شود و در 6 شهریور سه کشور اروپایی فرانسه، آلمان و بریتانیا در نامهای به شورای امنیت روند ۳۰روزه سازوکار مکانیسم ماشه برای بازگشت تحریمهای سازمان ملل را فعال کردند. همان روز وزارت خارجه ایران در بیانیهای اعلام کرد: «وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، اقدام سه کشور اروپایی (انگلیس، آلمان، فرانسه) و آمریکا را در سوءاستفاده از فرآیند حل اختلاف پیشبینیشده در برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد برای بازگرداندن قطعنامههای لغوشده علیه ایران، غیرقانونی و ناموجه دانسته و تاکید میکند که قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت و محدودیتهای مندرج در آن در مورد برنامه هستهای صلحآمیز ایران باید در موعد مقرر خاتمهیافته تلقی شود. سه کشور اروپایی، در حالی با تحریک و فشار آمریکا، سازوکار موسوم به «پسگشت» را کلید زدهاند که خود بهدلیل قصور مستمر و عمده در ایفای تعهداتشان مرتکب «عدم اجرای فاحش» تعهدات برجامی بودهاند و از روند حلوفصل اختلاف برجام، سوءاستفاده کردهاند. علاوه بر این، سه کشور اروپایی با حمایت صریح یا ضمنی از تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه تاسیسات هستهای صلحآمیز ایران که ذیل برجام و تحت نظام پادمانی آژانس قرار داشتند، ضمن نقض فاحش حقوق بینالملل و رژیم عدم اشاعه، بهخصوص بند ۴ ماده ۲منشور سازمان ملل متحد، صریحاً مفاد برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت را زیر پا گذاشتند. با این وصف، طرفهای اروپایی برجام، همچون آمریکا، با سوءنیت آشکار، مرتکب نقض فاحش و مستمر نص و روح برجام شدهاند و در حل اختلافها نیز هیچ تلاش با حسن نیتی انجام ندادهاند... در واقع سه کشور اروپایی و آمریکا بهجای فراهم کردن فضای لازم برای دیپلماسی و تعامل، مسیر تقابل و بحرانسازی در پیش گرفته و بر این گمان نادرستاند که با توسل به حربه احیای قطعنامههای لغوشده شورای امنیت، اهرم فشار جدیدی بهدست خواهند آورد. جمهوری اسلامی ایران، با جدیت از حقوق و منافع ملی ایران دفاع خواهد کرد و هر تحرکی برای آسیب رساندن به منافع و حقوق ملت ایران، با پاسخ مقتضی و قاطع مواجه خواهد شد.»
۷ مهر ۱۴۰۴، شورای امنیت سازمان ملل متحد، پیشنویس قطعنامه برای لغو تحریمها علیه ایران را تصویب نکرد و به این ترتیب، همه قطعنامههای پیشین شورای امنیت در قبال ایران از سر گرفته شد و اینبار هم دولت و دستگاه دیپلماسی آن در پیشبرد مذاکرات و اقناع جامعه بینالملل برای جلوگیری از بازگشت تحریمها ناکام ماند. بماند که در ایران همانها که مخالف مذاکره با غرب و توافق برجام بودند این ناکامی دولت که آن را رقیب خود میدانند، جشن گرفتند. مثلاً سعید جلیلی در حساب کاربری خود در ایکس، توئیت قدیمی خود را بازنشر کرد و از برجام و روند مذاکرات آن با عنوان «خسارت محض و 10 سال گذشت» یاد کرد. در توئیت قدیمی او آمده بود: «افتخار میکنم در دوره ما توافقی امضا نشد که اگر طرف مقابل آن را نقض کرد، ایران حتی نتواند شکایت کند.» امیرحسین ثابتی، از نزدیکان سعید جلیلی، در اظهارنظری تند، این رویداد را «پایان رسمی برجام» و «به تاریخ پیوستن» این توافق خوانده است. ثابتی در پستی در کانال تلگرامی خود، برجام را «توافقی استعماری و یکطرفه» توصیف کرد که به گفته وی، «10 سال را عمر یک ملت را تلف کرد و زیرساختهای اتمی ایران را محدود کرد». یا محسن زنگنه، عضو کمیسیون برنامه و بودجه، نوشت: «به حول و قوه الهی ۲۸ سپتامبر (۶ مهر) به روز ملی قطع کامل امید از آمریکا و غرب تبدیل و سرآغاز تحول اقتصادی با تکیه بر ظرفیتهای درونی و تعمیق پیوندهای اقتصادی با کشورهای شرق، همسایه و دوست خواهد شد.»

بازگشت به میز مذاکره و جنگی دوباره
اعلام بازگشت تحریمها و شروع سازوکار جدید جهان در قبال ایران باعث تشدید فشار اقتصادی بر مردم ایران شد. افزایش افسارگسیخته قیمت دلار و طلا و کاهش قدرت خرید مردم باوجود برنامهریزی دولت در پرداخت کالابرگ یک میلیونتومانی به هر فرد و سایر مسکنها، موجب کاهش نارضایتی نشد و با این همه در دیماه جرقه اعتراضاتی زده شد که پیامدهای تلخی داشت. کمتر از یک ماه از این التهابات گذشته بود که خبر آمد دور جدیدی از مذاکرات ایران و آمریکا در 17 بهمنماه، میان تیمی به مسئولیت عراقچی و تیمی به رهبری ویتکاف برگزار میشود. در این مرحله که در مسقط برگزار شد، جرد کوشنر، داماد و مشاور ترامپ و برد کوپر، فرمانده سنتکام نیز حضور داشتند. امید آن بود که در این دور، ابتکار عملی از سوی دستگاه دیپلماسی ایران برای به نتیجه رسیدن مذاکرات در میان باشد. آنگونه که پس از اولین دوره این مرحله از مذاکرات، عراقچی در گفتوگو با راشاتودی بر این تاکید داشت که «میتوانیم به توافقی بهتر از توافق اوباما یا برجام برسیم... به تیم خود دستور دادهام روی یک طرح پیشنهاد عملی کار کنند که بتواند تضمین کند هیچ سلاح هستهای وجود نخواهد داشت». حتی او از تلاش کوشنر و ویتکاف برای جلوگیری از جنگ و پیدا کردن راهحل دیپلماتیک سخن گفت. اما در کنار مشکلات قبلی که در روند مذاکرات وجود داشت، حضور کوپر در این جلسات از نگاه تحلیلگران «نشانهای آشکار» از اصرار ترامپ بر باقی ماندن گزینه نظامی روی میز بود. در این دور ترامپ، بار دیگر اعلام کرد که بهطور غیرمستقیم در روند این گفتوگوها دخیل خواهد بود و ابراز امیدواری کرد که توافقی حاصل شود. همچنین مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، تاکید کرد که حلوفصل موضوع ایران از مسیر دیپلماسی و مذاکره در اولویت قرار دارد. با گذشت زمان، مجموعه جدید اختلافات میز مذاکره عیان شد و در ادامه شاهد آن بودیم که در آستانه دور سوم مذاکرات، آمریکا ناوهای خودرا به خاورمیانه آورد و گستردهترین آرایش نظامی خود را در این منطقه شکل داد. پس از آن ترامپ و روبیو، ایران را بهدلیل فعال شدن برنامه هستهای و توسعه موشک، تهدیدی برای آمریکا معرفی کردند. عراقچی پس از دور سوم مذاکرات هستهای در ژنو گفت: «امروز یکی از جدیترین و طولانیترین ادوار مذاکراتی بود، نزدیک چهار ساعت صبح جلسه داشتیم و نزدیک دو ساعت و خردهای عصر. مذاکرات بهصورت غیرمستقیم بود و البوسعیدی، وزیر خارجه عمان و در بعضی قسمتها گروسی بحثها را میان دو طرف تبادل میکردند... در این چند ساعت طولانی و فشرده پیشرفت خوبی داشتیم. خیلی جدی وارد عناصر یک توافق شدیم، هم در حوزه هستهای و هم در حوزه تحریمها.» دو روز از این سخنان نگذشته بود که اسرائیل به ایران حمله کرد و در این حمله مقام معظم رهبری و برخی اعضای خانواده او، برخی فرماندهان نظامی، چهرههای سیاسی و 148 دانشآموز مدرسهای در میناب کشته شدند و تا لحظه نگارش این گزارش این جنگ ادامه دارد.
کارنامه دستگاه دیپلماسی
تردیدی وجود ندارد که دولت چهاردهم در یکی از پرچالشترین و سختترین شرایط کشور از لحاظ بینالمللی و اقتصادی سکان امور را بهدست گرفت؛ شرایطی که بسیاری از تحلیلگران حوزه سیاسی، اقتصادی و دیپلماسی بهویژه در جریان اصلاحطلبی و اصولگرایی میانهرو، راه بهبود وضعیت اقتصادی و شکست بنبستها را در گام اول دیپلماسی و حل اختلافات بینالمللی با کشورهایی مانند اروپا و آمریکا ترسیم میکردند. البته موضوع مهمی که از همان روز نخست و در تحلیف رئیسجمهور پزشکیان به میان آمد شروع درگیری تازه با اسرائیل با حمله تروریستی اسرائیل در خاک ایران و ترور اسماعیل هنیه بود. بااینحال اگرچه در ابتدای کار بهویژه آن زمان که هنوز محمدجواد ظریف در دولت حضور داشت، بسیاری امیدوار بودند عراقچی، بهعنوان همکار سابق ظریف، مسیری مشابه او را بپیماید و کشور را با خلاقیت و ابتکار عمل در مذاکرات از تنشهای بیشتر دور کند، اما طی تمامی ماههای پس از آن، بسیاری از کارشناسان و دیپلماتهای پیشین معتقدند که عراقچی، در اجرای وظایف خود منطبق با انتظارات عمل نکرده است. چنانچه روزنامه هممیهن در بررسی کارنامه عراقچی در آذرماه نوشته است: «یکی از این دیپلماتها تاکید داشت که عملکرد فعلی وزارت خارجه حتی ۲۰ درصد از ظرفیتی که در دوران وزارت محمدجواد ظریف برای حلوفصل مسائل سیاست خارجی بهکار گرفته شد، نیست.» البته که در شرایط فعلی بسیاری از این چهرهها حاضر به رسانهای کردن انتقادهای خود نیستند، اما بنا بر همان گزارش «یک دیپلمات پیشین تصریح میکند که درحالیکه اظهارات رئیسجمهور، پیش و پس از انتخاب شدن به این مقام، مبتنی بر حلوفصل مسائل سیاست خارجی از طریق تعامل و گفتوگو با همه کشورهای جهان بود، وزیر خارجه او رویکرد متفاوتی را در جلسه رای اعتماد خود تشریح کرد و به تخاصم دائمی با آمریکا و رویکرد مدیریت تخاصم با آمریکا و بهکارگیری همه امکانات وزارت امور خارجه به نفع محور مقاومت اشاره کرد». در کنار این انتقادها به چند نکته دیگر نیز باید اشاره کرد.
اگر سخنان عراقچی را بدون اسم و موقعیتش شنیده یا خوانده باشید، بعید است به ذهنتان تصویر یک دیپلمات پرسابقه بهعنوان گوینده این سخنان خطور کند. آن هم کسی که باید با رویکرد دیپلماتیک به حل مسائل کشور در سطح بینالملل بپردازد. بخشی از این سخنان را که بخوانید احتمالاً تصور خواهید کرد بخشی از بیانیه وزارت دفاع است و بخش دیگر آن هم بیشتر به سخنان چهرههای نظامی میماند که با رجزخوانی میخواهد کشورهای دیگر را منکوب توان کشور خود کند، نه اینکه مشکلات پیش پای روابط و تعاملات طبیعی کشور با جامعه جهانی را از طریق دیپلماسی حل کند.
البته فارغ از بحث نوع نگاه عراقچی بهعنوان سکاندار دستگاه دیپلماسی کشور، موضوعی که مدتهاست درباره این سمت مطرح است موقعیتی در جایگاه مجری سیاستها و تصمیمات ابلاغی و خالی از اختیار و بعد تصمیمگیری و حتی استقلال در پیشبرد برنامههاست. بر همین اساس تحلیلگرانی هستند که میگویند دیگر فرقی ندارد چه کسی در این موقعیت قرار گیرد.
بر اساس همین گزارش و آنچه از عملکرد دستگاه دیپلماسی کشور به سکانداری عراقچی در این یک سال شاهد بودیم، حتی اگر بگوییم این دستگاه در ابعادی همچون نزدیک شدن به روسیه و چین بهعنوان دو قدرت جهانی موفق بوده است، اما ناکامیهایش در مذاکرات، بازگشت تحریمها و تجربه دو دوره جنگ با اسرائیل و آمریکا موجب میشود کمتر کسی در روزهای پایانی سال 1404 از موفق بودن این دستگاه طی یک سال گذشته و نمره قبولی آن سخن بگوید (حتی اگر در پایان جنگ 12روزه نمره ناپلئونی گرفته باشد). مهمتر آنکه، بسیاری، در کنار پذیرش موقعیت آچمز برای این دستگاه، بر ضرورت تغییر در تعریف این جایگاه، اختیارات و حتی جایگزینی مدیریت آن با افرادی توانمندتر تاکید دارند.