شناسه خبر : 51653 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

ظرفیت‌سوزی نکنیم

عملکرد دیپلماسی در سال 1404 چگونه بود؟

 

ساسان کریمی / کارشناس مسائل توسعه  / معاون موسسه پایاب 

روزهای انتهایی سال 1404 را در شرایطی سپری می‌کنیم که در آغاز سال شاید تصورش هم دشوار بود. در پشت سر جنگی تمام‌عیار، با ظرفیت دو قدرت هسته‌ای جهان، ترور فرماندهان نظامی، عدم توفیق در بهره‌برداری از برجام و اجرایی شدن اسنپ بک، و حالا در میانه جنگی به مراتب سنگین‌تر و با گستره‌ای وسیع‌تر، ترور رهبری و کشیده شدن شعله جنگ در منطقه حساس خاورمیانه.

در تمام موارد مطرح‌شده البته اگر بخواهیم صحبت از حق و ناحق به میان آوریم، وضع مشخص است: حتی یک مورد نمی‌توان یافت که توجه حقوقی و فنی مشخص و قانع‌کننده‌ای برای فشار به ایران وجود داشته باشد. اما برای ورود به جهان سیاست خارجی می‌بایست ضمن در ذهن و زبان داشتن موازین حقوقی و سامان دادن استدلال‌های مورد‌استفاده بر آن مبنا، بیش از هر چیز به امکانات و محدودیت‌ها، توازن قوا و کارنامه مراجعه کرد.

در خصوص آنچه دستگاه دیپلماسی ایران در سال رو به انتها انجام داده است، اقوال زیاد است، ضمن آنکه شاید اکنون زمان چندان مناسبی برای ارزیابی نباشد. ولی به هر روی برای حراست از آینده منافع ملی و اصلاح امور به سبکی که به‌جای تکرار تاریخ، از آن بهره ببریم، یادداشت  حاضر در موضع ارزیابی اولیه‌ای از دستگاه سیاست خارجی نگاشته شده است.

واقعیت آن است که گرچه سال 1404 در میانه تلاش برای گفت‌وگوهای هسته‌ای ایران و ایالات‌متحده آغاز شد و با کنفرانس قابل‌قبول موسوم به مجمع گفت‌وگوهای تهران ادامه یافت، ناگهان متحمل ضربه‌ای شد که تا امروز نیز ادامه دارد: شگفتی از طرف مذاکراتی، خیانت به مذاکرات و آغاز حملات وحشیانه در هنگامی که قرار دور بعدی مذاکرات گذاشته شده بود در واقع حمله‌ای آشکار به مذاکره‌ای بود که دستگاه دیپلماسی مدتی بود آغاز کرده بود.

ادامه این ماجرا و اجرایی شدن سازوکار حل‌وفصل اختلافات برجام (موسوم به اسنپ بک) در شهریورماه و بعد، مجدداً ازسرگیری مذاکرات و باز حمله در میانه آن، چالشی عمیق را به رخ هر ناظر متخصص می‌کشد: اشتباه در تحلیل و بازی‌خوانی.

واقعیت آن است که از سوی گرچه بخش‌های مختلف کشور صداهایی مبنی بر ایده «خدعه و فریب مذاکره» و «معطل کردن کشور برای مذاکره» به گوش می‌رسید، این برداشت نسبت به اصل دیپلماسی به‌عنوان یکی از بهترین راه‌های تامین منافع ملی نمی‌تواند صحیح باشد. از قضا همواره اشکال از کسانی است که منتظر یا دلخوش به مذاکره، احیاناً کار بخش خود را معطل به آینده و سهولت می‌کنند. اگرچه خط دیپلماسی به‌عنوان وظیفه بخشی از سامانه اداری کشور باید ادامه داشته باشد، سایر بخش‌ها نیز باید تا حصول نتیجه قطعی نسبت به آن بی‌تفاوت باشند. ضمن آنکه با مذاکره یا بدون آن، نه امکانی از امکانات کشور سلب شده است و نه اهرمی به طرف مقابل اضافه شده است که بخواهد مورد سوءاستفاده قرار بگیرد. ضمن آنکه اصل دیپلماسی، ارائه امتیاز نیست و اینکه با کسی صحبت کنیم، خود موضوع بهره‌برداری طرف  مقابل نیست.

اما اگر بخواهیم به آنچه در کنه خود احیاناً دچار اشکال بوده را بازبینی کنیم، به نظر می‌رسد علاوه بر اشکالات مزمن دستگاه سیاست خارجی که در مجال دیگری قابل بازگویی است، دیپلماسی ایران در سالی که گذشت دچار «ضعف بازی‌خوانی» بوده است که احتمالاً ممکن است نگاه تکنیکی صرف به مذاکره باشد. از نگاه نگارنده، ناهم‌ترازی طرف‌های ایرانی و آمریکایی مذاکره‌کننده در هر دو باری که مذاکره هسته‌ای در سال جاری انجام شد، یکی از مواردی است که باید مورد توجه قرار گیرد. از سوی ایران وزیر امور خارجه و معاونان در مذاکره حضور پیدا می‌کردند درحالی‌که در سوی مقابل، افراد بدون حکم مشخص، احتمالاً برداشت‌های نادقیق خود را از مذاکرات کوتاه و غیررسمی فی‌مابین به واشنگتن منتقل می‌کردند. به نظر می‌رسد در صورت اصرار واشنگتن بر اعزام این افراد، طرف ایرانی نیز می‌توانست با اعزام مذاکره‌کنندگان ارشد خود ولی در قالب فرستاده ویژه رئیس‌جمهور و نه کادر ارشد وزارت امور خارجه کار را پیش ببرد. ضمن آنکه تیم مذاکراتی الزاماً نباید از شورای معاونان وزارت امور خارجه تشکیل شود. چسبندگی ذهنی ما به چهره‌های سابق با هر توانی، کشور را از به‌کارگیری نیروهای جوان‌تر و باانرژی‌تر، و اذهان جدید و خلاق محروم می‌کند.

نکته دیگر، کمک نگرفتن دستگاه سیاست خارجی، از اندیشکده‌ها و دانشگاه‌های مرتبط است که به واسطه تراکم کار، مذاکره‌کننده را از داشتن ورودی و خروجی ذهنی صحیح محروم می‌کند. شکلی بودن تمام موارد، به صورتی که بتوان صرفاً نقدها را پاسخ داد ولی تمام این تامین‌های شکلی کمکی به نتیجه نکنند، خود از مهم‌ترین خلأهای اداری در دستگاه‌های دولتی ایران است.

و در آخر به نظر می‌رسد گزارش‌های مثبت‌تر از واقعیت و خوش‌بینی در انعکاس واقعیت صحنه به پایتخت می‌تواند از مهم‌ترین موضوعاتی باشد که می‌بایست مورد بازبینی و مداقه قرار بگیرد. گزارش مثبت، برخلاف ظاهر آن، دست مذاکره‌کننده را در حوزه اختیارات نمی‌گشاید بلکه ممکن است تصمیم‌گیر را در اندیشه خود دچار خطا کند.

به هر حال در سالی که گذشت، دستگاه سیاست خارجی اقدامات قابل‌دفاعی را نیز در کارنامه دارد. از جمله مواضع تراش‌خورده وزارت امور خارجه که نوعاً با دقت و مهارت اتخاذ شدند و همچنین پایان دادن جسورانه به جنگ 12‌روزه از طریق باریک‌ترین راه ارتباطی که در دیپلماسی باقی مانده بود را می‌توان نام برد.

در نهایت به نظر می‌رسد یکی دیگر از گلوگاه‌های دستگاه سیاست خارجی، که از سال‌های گذشته همچنان باقی مانده است، عدم فعالیت حداکثری بسیاری از نمایندگی‌ها، عدم به‌کارگیری بهترین چهره‌های جوان به‌عنوان سفیر، چه از کادر وزارت امور خارجه و چه از دانشگاه و گاهی برخورد با ماموریت ثابت به‌عنوان تنبیه یا تشویق است که بخشی از توان بالقوه دستگاه سیاست خارجی را معطل باقی گذاشته و بر روی کارنامه سالی که گذشت کم‌تاثیر نبوده است. نمایندگی ایران در کشورهای مختلف را باید با یک بازرسی سخت‌گیرانه مورد تحولی اساسی قرار داد و موضوعات شکلی، محتوایی، نیروی انسانی و کارنامه‌ای را فارغ از تشریفات اداری که همواره چسبندگی سنتی در آن فائق است ارزیابی و شبکه نمایندگی‌ها را اساساً متحول کرد.

ایران، روزهای سخت زیاد گذرانده و دوباره نیز چون ابراهیم از آتش روزگار عبور خواهد کرد، اما مهم‌ترین نکته، عدم تکرار خطاهای ما به واسطه نقدناپذیری است که به جای آن می‌توان به‌سادگی و با همدلی، زمینه را برای استفاده از همه ظرفیت‌های کشور فراهم کرد.   

دراین پرونده بخوانید ...