شناسه خبر : 51628 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

جنسیت و دستمزد

چه چیزی شکاف دستمزد بین مردان و زنان را تعیین می‌کند؟

رمان علمی-تخیلی کلاسیک «دست چپ تاریکی» نوشته اورسولا کی. لو گویین (Ursula K. Le Guin) سیاره‌ای دور به نام وینتر (Winter) را به تصویر می‌کشد که در آن همه مردم دوجنس‌گرا هستند. هر ماه، بزرگسالان پدیده‌ای به نام «کمر» (kemmer) را تجربه می‌کنند، چند روزی که در آن ویژگی‌های جنسیتی به‌صورت تصادفی تعیین می‌شوند: یا مرد یا زن. به عبارت دیگر، هر کسی ممکن است باردار شود. پس از کمر تمام ویژگی‌های جنسیتی محو می‌شوند. لو گویین می‌نویسد، دوگانگی، (یعنی محافظت‌شده و محافظ؛ یا غالب و مطیع) که در تفکر انسان نفوذ دارد تقریباً به‌طور کامل در وینتر ناموجود است.

چنین سیاره‌ای به پاسخ به یک پرسش همیشگی کمک می‌کند: چرا مردان بیشتر از زنان درآمد دارند؟ شاید «سلطه‌گران» مرد در جاهایی موفق می‌شوند که «مطیعان» زن موفق نمی‌شوند. بااین‌حال، پژوهش‌ها نشان می‌دهد که پس از در نظر گرفتن محدودیت‌هایی که زنان در فرزندآوری و پرورش فرزندان با آن مواجه هستند چیز زیادی برای توضیح باقی نمی‌ماند. اما به نظر می‌رسد که کلودیا گلدین از دانشگاه هاروارد و برنده جایزه نوبل ۲۰۲۳ موثرترین اقتصاددان در این زمینه باشد که راه‌حل این بحث را پیدا کرده است. طبق پژوهش‌های او، مادر بودن اساس تمام شکاف دستمزد جنسیتی  به‌شمار می‌رود.

تعداد انگشت‌شماری از مقالاتی که در طول دو سال گذشته منتشر شده بودند بحث را دوباره شعله‌ور کرده‌اند. این مقالات بر اساس مجموعه داده‌های قدرتمند و جدیدی بودند که سوابق سلامت را با داده‌های درآمد در کشورهای اسکاندیناوی مطابقت می‌دادند. شواهد جدید به اقتصاددانان اجازه داد تا از آزمایش طبیعی قدرتمندی که به تنوع در باروری زنان مربوط می‌شد بهره‌برداری کنند. پژوهشگران زنانی را که تحت لقاح آزمایشگاهی (IVF) قرار می‌گرفتند (یعنی به‌وضوح فرزند می‌خواستند) را تحت نظر گرفتند و تفاوت در دستمزدهای بلندمدت بین کسانی که باردار می‌شدند و کسانی که باردار نمی‌شدند را بررسی کردند. در ابتدا مادران درآمد بسیار کمتری داشتند، اما این شکاف به مرور زمان کاهش یافت. حتی درآمد مادران حدود 10 تا 15 سال پس از تولد فرزندان اندکی بیشتر شد.

کامیل لاندایس از دانشکده اقتصاد لندن و همکارانش اکنون از این رویکرد بهره‌برداری از تنوع طبیعی در باروری در مطالعه‌ای جدید استفاده کرده‌اند. این مطالعه به بررسی زنانی می‌پردازد که به سندرم مایر-روکیتانسکی-کوستر-هاوزر (MRKH) مبتلا هستند. یک بیماری نادر که در آن دختری بدون رحم متولد می‌شود، اما به‌طور طبیعی رشد می‌کند. این زنان در اوایل زندگی می‌دانند که فرزندی نخواهند داشت و بنابراین با زنانی که پس از شکست در بارداری طبیعی یا از طریق IVF به این موضوع پی می‌برند متفاوت هستند. این امر می‌تواند بر دستمزد آینده آنها تاثیر بگذارد، زیرا زنانی که قصد بارداری دارند ممکن است سرمایه‌گذاری‌های متفاوتی در سرمایه انسانی خود انجام دهند. برای مثال، آنها ممکن است کمتر برای آموزش هزینه کنند چون می‌دانند که ممکن است پس از زایمان از شغل خود کناره‌گیری کنند.

به نظر می‌رسد چنین آگاهی اولیه‌ای تفاوت بزرگی ایجاد می‌کند. مطالعه روی زنان مبتلا به MRKH نشان داد که آنها در اوایل بزرگسالی تقریباً مشابه سایر زنان و مردان درآمد دارند. سپس، در دهه‌های 30 و 40 زندگی که شکاف دستمزد بین زن و مرد افزایش می‌یابد، زنان مبتلا به MRKH مسیر متفاوتی را دنبال می‌کنند. مسیر دستمزد آنها تقریباً مشابه همسالان مردشان است. به عبارت دیگر، به نظر می‌رسد اگر هم نقش مادری و هم هرگونه تصمیمی را که زنان ممکن است هنگام پیش‌بینی آن بگیرند حذف کنید شکاف دستمزد از بین می‌رود. تصور راه بهتری برای جداسازی اثرات فرزندآوری از سایر ویژگی‌های زنانه و مطالعه تاثیر آنها بر درآمد دشوار است. حداقل در این سیاره.

دراین پرونده بخوانید ...