شناسه خبر : 51411 لینک کوتاه

متحدان در معرض خطر

عقب‌نشینی تاکتیکی ترامپ از گرینلند

 ترجمه: جواد طهماسبی

اروپاییان انتظار دعوا داشتند، اما دونالد ترامپ در داووس لحن آشتی‌جویانه داشت. او خواستار «حق، سند و مالکیت» گرینلند شد، اما از تعرفه‌ها حرفی نزد، استفاده از زور را منتفی دانست و سپس از یک چهارچوب و معاهده سخن گفت. این موضوع می‌تواند برای متحدان آمریکا آرامش‌خاطر به همراه آورد. بحرانی که اتحاد دو سوی اقیانوس اطلس را تهدید می‌کرد آرام گرفت، اما تا چند مدت؟ شاید این فقط یک عقب‌نشینی تاکتیکی باشد. سال‌هاست که چشم آقای ترامپ به‌دنبال گرینلند است. او در آغاز این ادعا با چنان تحقیری درباره ناتو سخن گفت که پایتخت‌های اروپا در وضعیت هشدار قرار گرفتند. بحران گرینلند درس‌هایی برای تمام کشورها دارد. اول اینکه، ترامپ زیر فشار تسلیم می‌شود، بدون اینکه لزوماً اهداف درازمدتش را کنار بگذارد. دوم اینکه، دیدگاه باریک و بدبینانه رئیس‌جمهور از جهان و تمایلش به بازنویسی تاریخ اعتمادی را می‌فرساید که زیربنای اتحاد با آمریکاست. سرانجام، باید گفت که هرگونه ناکامی به رهبری ترامپ تهدیدی وجودی خواهد بود. او به‌دنبال یک بازچینی جهانی است و متحدان آمریکا باید برای آن آماده شوند. اروپا در مورد گرینلند خوش‌شانس بود و توانست جان سالم به‌در ببرد، چون آقای ترامپ بر سر موضوعی جدل می‌کرد که برای آمریکا ارزش راهبردی ندارد. البته، آقای ترامپ به‌درستی استدلال می‌کند که ذوب‌ شدن یخ‌ها در اقیانوس منجمد شمالی امکان حمل‌ونقل دریایی را در آن فراهم می‌کند، از‌این‌رو، این منطقه به محل مناقشه تبدیل خواهد شد. گرینلند می‌تواند مکانی برای استقرار سامانه دفاع موشکی «گنبد طلایی» آمریکا باشد. اگر آمریکا مالک این جزیره شود روسیه و چین جرات حمله به آن را نخواهند داشت.  اما گرینلند هم‌اکنون هم پایگاه آمریکاست و می‌تواند مهاجمان را دفع کند. دانمارک و متحدان اروپایی در صورت حمله به آن از جزیره دفاع خواهند کرد. آمریکا می‌تواند بخش بزرگی از برنامه‌هایش را تحت معاهده‌های کنونی در گرینلند انجام دهد و دانمارک می‌تواند در چهارچوب جدید این معاهده‌ها را تقویت کند. افزودن جزیره به نقشه آمریکا مزیت اضافی و بزرگی نخواهد داشت.  این استدلال‌ها به اروپا کمک کرد توضیح دهد که هزینه کردن زیادی برای آمریکا ارزش ندارد. تهدید آقای ترامپ در مورد اعمال تعرفه، برخی رهبران اروپا را واداشت که تهدید به اقدام متقابل کنند. بازارها متوجه آسیب‌های جنگ تجاری و بحران امنیتی برای آمریکا شدند. افکار عمومی آمریکا با اشغال پرهزینه گرینلند مخالف است و کنگره با لابی‌گری شدید اروپاییان از آقای ترامپ حمایت نکرد. 

درسی که می‌توان گرفت آن است که اگر قصد دارید رئیس‌جمهور آمریکا را وادار به عقب‌نشینی کنید باید او را قانع کنید که باید هزینه بپردازد. رهبران اروپایی در اکثر تعاملاتشان با ترامپ همدلی همراه با اعتراض آرام داشتند، اما این‌بار صراحت عمل به خرج دادند و همین کارگر افتاد. اخبار خوب در همین‌جا به پایان می‌رسد. آقای ترامپ در اجلاس داووس درباره مالکیت گرینلند صحبت کرد. این بدان معناست که او هنوز می‌تواند از اهرم تعرفه‌ها یا قوه قهریه استفاده کند. حتی اگر او چنین کاری انجام ندهد و آمریکا و دانمارک با موفقیت بر سر پیمانی به توافق برسند که حق حاکمیت را محفوظ نگه دارد اروپاییان باید به لحن سخنرانی او توجه کنند. او در سخنرانی‌اش اروپا و ارزش اتحاد ناتو به شکل کنونی را مسخره کرد. آقای ترامپ گفت که آمریکا 100 درصد هزینه ناتو را می‌پردازد و هیچ چیز در مقابل نمی‌گیرد. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری، با تاسف می‌گوید که آمریکا از سال 1980 در مقایسه با اروپاییان مفت‌خور 22 تریلیون دلار بیشتر هزینه کرده است. این مسئول راهبرد امنیتی دولت هشدار داد که تمدن اروپا به خاطر مهاجرت محو خواهد شد و دیگر نخواهد توانست یک متحد قابل‌اتکا باشد.  این ادعایی ابلهانه در مورد تاریخ ناتو و آینده اروپاست. درست است که از زمان پایان جنگ سرد اعضای اروپایی ناتو پول کمتری برای دفاع هزینه کرده‌اند، اما همزمان آنها دیوار دفاعی اصلی در برابر توسعه‌طلبی شوروی بوده‌اند و به باور به دموکراسی و آزادی کمک کرده‌اند. در هر صورت، آنها دوباره هزینه‌ها را بالا می‌برند؛ بخشی به‌دلیل حرف‌های آقای ترامپ، اما بیشتر به‌دلیل تهدیدهای فزاینده روسیه. ناتو موفق شد، چون بر مبنای منفعت و ارزش‌های متقابل بنا شد. تنها زمانی که تعهد دفاعی ماده 5 به اجرا درآمد در حمایت از آمریکا پس از 11 سپتامبر بود. همچنین، باید اشاره کرد که تلفات نظامیان دانمارکی در افغانستان بیشتر از آمریکایی‌ها بود. اروپا پایگاه‌هایی مانند راستاین در آلمان را در اختیار آمریکا می‌گذارد که با آنها می‌تواند در جهان عرض‌اندام کند. اروپا از منافع آمریکا از جمله در قطب شمال دفاع می‌کند.  متاسفانه آقای ترامپ دیدگاه تحقیرآمیزش را در مورد متحدان تغییر نمی‌دهد و مطمئناً به‌دنبال رویارویی بیشتر است؛ حال چه بر سر گرینلند باشد، چه موضوعی دیگر. بنابراین، دوستان آمریکا در گرینلند و دیگر نقاط باید خود را برای جهانی آماده کنند که در آن تنها هستند. آنها باید برای شروع تا جایی که می‌توانند ناتو را حفظ کنند. ساخت قدرت سخت به زمان نیاز دارد، درحالی‌که آقای ترامپ عجول است.  مشکل آنجاست که آقای ترامپ فکر می‌کند تمام برگ‌های برنده را در اختیار دارد، چون اروپا و متحدان آسیایی در بحران‌ها بیشتر از آمریکا آسیب خواهند دید. تا حدی حق با اوست، اما اروپا باید سعی کند عمق کم تفکرش را به  رخ او بکشد. اروپا باید مجموعه‌ای از چیزهایی را که آمریکا از دست می‌دهد برجسته کند و این مجموعه چیزی بسیار بیشتر از هزینه تعرفه‌ها برای مصرف‌کنندگان آمریکایی است. اروپا بازاری یک تریلیون‌دلاری برای کالاها و خدمات آمریکایی است و فناوری‌های ضروری از جمله تراشه‌سازی، تجهیزات مخابراتی، لنزها، هواپیما و بسیاری چیزهای دیگر را برای آمریکا تامین می‌کند. جاسوسان اروپایی، به‌ویژه ماموران بریتانیایی، اطلاعات ارزشمندی در اختیار آمریکایی‌ها می‌گذارند.

گرینلند، نوک کوه یخ

پس از آن، اروپا باید به آمریکایی‌ها در مورد جهان خشونت‌باری که ترامپ قصد ساختن آن را دارد هشدار دهد. آلمان، ژاپن، لهستان و کره جنوبی که دیگر نمی‌توانند به آمریکا اعتماد کنند سریع‌تر خود را مسلح می‌کنند و حتی درصدد دستیابی به سلاح‌ هسته‌ای بر خواهند آمد. اشاعه تسلیحات هسته‌ای ارزش تسلیحات و حکومت آمریکا را پایین می‌آورد. چین و روسیه منتظرند که نفوذ آمریکا به پایان برسد و سلطه آنها آغاز شود. درنهایت جنگی ویرانگر شروع می‌شود که آمریکا نخواهد توانست خود را از آن دور نگه دارد.  اروپا باید مطمئن شود که سرمایه‌گذاران، رای‌دهندگان و کنگره در زمان واکنش به طرح‌های ترامپ علاوه بر آسیب‌پذیری‌های اروپا  به آسیب‌هایی که به خودشان وارد می‌شوند هم توجه کنند. سرمایه‌گذاران نمی‌خواهند ضرر کنند، شهروندان نمی‌خواهند دچار کمبود شوند و سیاستمداران هم نمی‌خواهند آرای‌ خود را از دست بدهند.  متاسفانه متحدان آمریکا نمی‌توانند همیشه در برابر قدرت‌نمایی‌های رئیس‌جمهوری تاب بیاورند که فکر می‌کند متحدان هیچ ارزشی ندارند. اروپا از درون چندپاره می‌شود، چون کشورهای مختلف روش‌های متفاوتی برای کنار آمدن با آمریکا پیدا می‌کنند. از بیرون هم روسای‌جمهور چین و روسیه با اقدامات تحریک‌آمیز بین متحدان تفرقه می‌اندازند. حمایت آمریکا در دهه‌های گذشته اروپاییان را نازپرورده کرده است و آنها به‌جای دستیابی به قدرت سخت بر زندگی خوب تمرکز کرده‌اند. آن روزگار به پایان رسیده است. رهبران اروپا نه‌فقط باید سرعت فرسایش اتحاد ناتو را کاهش دهند، بلکه باید خود را برای روزی آماده کنند که دیگر ناتویی وجود ندارد.

 

دراین پرونده بخوانید ...