شناسه خبر : 51155 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

استفاده از اهرم اقتصادی

چین و مجازات کشورهای غیرهمراه

استفاده از اهرم اقتصادی

خشم دیپلماتیک چین از قانون پایستگی استفاده می‌کند، به آن معنا که مقدار کل ثابت می‌ماند، اما اهداف تغییر می‌کنند. برخی کشورها از جمله کانادا و کره جنوبی به‌تازگی از کانون خشم چین خارج شده‌اند، اما در مقابل، ژاپن از ماه گذشته خود را در این کانون می‌بیند. گفته‌های تاکایچی سانای، نخست‌وزیر ژاپن، مبنی بر اینکه کشورش می‌تواند در صورت حمله چین به تایوان نیروهای مسلح خود را تجهیز کند، از دیدگاه چین به معنای عبور از خط قرمز بود. این کار دخالت در چیزی بود که چین آن را یک موضوع داخلی می‌داند و با توجه به سابقه ژاپن به‌عنوان یک اشغالگر بی‌رحم در جریان جنگ جهانی دوم، چنین دخالتی را نمی‌توان تحمل کرد.  سخنان تند چین اغلب پیامدهای سنگینی به‌دنبال دارد. این‌ بار، چین واردات غذاهای دریایی ژاپن را ممنوع کرد، به شهروندانش در مورد سفر به ژاپن هشدار داد و کنسرت‌ها و نمایش‌ فیلم‌های ژاپنی را لغو کرد. اما چین با استفاده از این سلاح‌های اقتصادی در اختلافات دوجانبه چه نفعی می‌برد؟ ممکن است ما این اقدامات را کج‌خلقی یا حتی خودآزاری تلقی کنیم. کشورها به‌ندرت در برابر مجازات‌های چین کوتاه می‌آیند. خانم تاکایچی قصد ندارد گفته‌هایش را پس بگیرد، به‌خصوص به این خاطر که واکنش خشمگینانه چین به تقویت جایگاهش در کشور کمک کرده است. 

اما موضوع فراتر از اینهاست. چین به مدت دو دهه از دیپلماسی کانون خشم (doghouse diplomacy) بهره برده و این مدت برای نتیجه‌گیری در مورد اثربخشی آن کافی است. با وجود اینکه بسیاری از ناظران خارجی، تاکتیک‌های چین را خشونت‌بار و نامناسب برای یک ابرقدرت می‌دانند، این تاکتیک‌ها منطق خود را دارند. در طول زمان، آنها در شکل‌دهی رفتار سایر کشورها اثربخش هستند. به گفته یک دیپلمات در پکن، موضوع اصلی صرف وجود کانون خشم است، نه‌فقط هدف آن. این کار باعث می‌شود دولت‌های خارجی در مورد موضوعاتی که چین آنها را جزو منابع ملی می‌داند با احتیاط عمل کنند. نخستین نمونه‌ها از کشورهایی که در روابط تجاری با چین به دردسر افتادند به زمانی باز می‌گردند که رهبران آنها جرات به خرج داده و با دالایی لاما، رهبر معنوی تبت، دیدار کردند. چین او را یک جدایی‌طلب خطرناک می‌بیند. با گذشت زمان چین طیف وسیعی از جرائم را مشمول مجازات کرد که از آن میان می‌توان به تصمیم کمیته نوبل نروژ در سال 2010 برای اعطای جایزه صلح خود به یک فعال حقوق بشر چینی، درگیری با فیلیپین در دریای چین جنوبی در سال 2012 و نصب سامانه دفاع موشکی آمریکا از سوی کره جنوبی در سال 2016 اشاره کرد. پایگاه داده‌های دانشگاهیان استرالیا تقریباً 100 مورد استفاده از تجارت به‌عنوان سلاح را از سال 2008 در جهان مستند کرده است. تقریباً در 40 درصد از این موارد چین متجاوز و پرخاشگر معرفی می‌شود. 

چین تمایلی ندارد که اقدامات تجاری خود را به‌عنوان مجازات‌های آشکار معرفی کند. چون چنین ابهامی به آن امکان می‌دهد که در زمان گلایه‌مندی و شکایت دیگران همه چیز را انکار کند. با‌این‌حال، زمان و نقطه هدف تحریم‌ها جایی برای تردید باقی نمی‌گذارد. برای مثال، لیتوانی در سال 2021 به تایوان اجازه داد که در دفتر نمایندگی‌اش در این کشور از کلمه تایوان استفاده کند (دیگر کشورها فقط کلمه تایپه را به‌کار می‌برند). صادرکنندگان لیتوانی متوجه شدند که نام کشورشان از سامانه گمرکی چین حذف شده و راسال محصولاتشان به آنجا ناممکن است. در نمونه‌ای دیگر، پس از آنکه کانادا در سال 2018 یکی از مدیران شرکت هوآوی را برای رسیدگی به درخواست استردادش به آمریکا بازداشت کرد، چین واردات کلزا از کانادا را به دلایل ظاهراً امنیتی ممنوع کرد. اگر دقیق‌تر بررسی کنیم متوجه می‌شویم که سابقه موفقیت تاکتیک‌های اقتصادی چین مشکوک است. کره جنوبی به نصب سامانه دفاع موشکی آمریکا ادامه داد و با گذشت زمان فشار شدید چین رو به کاهش گذاشت. لیتوانی همچنان نام تایوان را برای دفتر آن کشور حفظ کرد، اما صادراتش به چین به‌تدریج بهبود یافت. ژاپن هم در نگاه چین بارها مجرم بوده است.  بااین‌حال، نگاه گسترده‌تر دلیل اقدامات چین را آشکار می‌کند. به منشأ دیپلماسی کانون خشم چین توجه کنید: پس از جلسات رهبران خارجی با دالایی لاما در اوایل دهه 2000 آنها بسیار محتاط‌تر شدند و فقط به مقامات پایین‌تر خود اجازه دیدار با او را می‌دادند- سایر کشورها هم با مشاهده سرنوشت لیتوانی نام تایوان را از دفاتر نمایندگی آن برمی‌دارند. استرالیا که در سال‌های اخیر یکی از اهداف تحریم‌های وارداتی چین بوده است دیگر آشکارا از دولت شی جین پینگ انتقاد نمی‌کند. هزینه مستقیم این اقدامات برای چین بسیار اندک است. با وجود هیاهوی زیاد در مورد تاکتیک‌های چین، اهداف این اقدامات اغلب محدود و تا حدی قابل‌جایگزینی هستند. چین واردات موز را از فیلیپین کاهش داد، اما آن را از ویتنام وارد می‌کند. لغو بازدیدهای گروهی موجب می‌شود هزینه‌کردهای چین در حوزه گردشگری با دیگر حوزه‌ها انتقال یابد. در مقابل، خسارت وارده به کشورهای هدف -به‌خصوص شرکت‌های آنها- با توجه به بزرگی بازار چین قابل‌توجه خواهد بود. چین برخلاف دونالد ترامپ در استفاده از هنرهای تاریک اهرم اقتصادی مهارت دارد. هدف اصلی چین آن است که حداقل آسیب به خود را ایجاد و شعاع انفجار مشخصی را در خارج تعیین کند.

پژواک پارس سگ

اما آسیبی که به اعتبار چین وارد می‌شود چه خواهد بود؟ وقتی کشورها از چین ضربه می‌خورند مردمشان آزرده‌خاطر خواهند شد. رتبه محبوبیت چین در کره جنوبی پس از مناقشه‌ سامانه دفاع موشکی به‌شدت کاهش یافت و همچنان بسیار منفی است. کانادایی‌ها و استرالیایی‌ها ترس زیادی از آقای ترامپ دارند، اما هنوز نمی‌توانند به چین اعتماد کنند. این دیدگاه‌های منفی پیامدهایی واقعی دارند و میزان ترمیم روابط کشورها با چین را محدود می‌کنند. 

ظاهراً محاسبات چین نشان داده‌‌اند که شناخته شدن به‌عنوان یک قلدر زورگو بهایی است که گاهی اوقات ارزش پرداختن را دارد. این موضوع برخی از گردشگران و سرمایه‌گذاران بالقوه را می‌ترساند، اما به حفظ هماهنگی در میان دولت‌های خارجی کمک می‌کند. دیپلمات‌ها در پکن می‌گویند که چین در توضیح اختلافش با ژاپن اصرار دارد که جامعه بین‌الملل پس از جنگ جهانی دوم به چین حق حاکمیت بر تایوان را داده است و هرگونه حمایت از استقلال تایوان با عواقب شدید همراه خواهد شد. چین ژاپن را نه‌فقط برای مجازات، بلکه برای ترسیم خطوط قرمز و پررنگ خویش در تنگنا قرار می‌دهد. عبور سایر کشورها از این خطوط مخاطره‌آمیز خواهد بود. 

دراین پرونده بخوانید ...