شناسه خبر : 52111 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

ساخت اتیوپی

چرا کارخانه‌ها همیشه کشورها را ثروتمند نمی‌کنند؟

الهام چیذری/ نویسنده نشریه 

56در بخش بزرگی از تاریخ اقتصاد مدرن، کارخانه‌ها موتور محرک توسعه و رفاه ملی تلقی می‌شدند. از انقلاب صنعتی بریتانیا گرفته تا صنعتی‌شدن شتابان ژاپن، کره جنوبی، تایوان و در سال‌های بعد چین، همواره تولید صنعتی با افزایش بهره‌وری، رشد دستمزدها، پیشرفت فناوری و توسعه پایدار اقتصادی پیوند خورده است. از همین رو، اقتصاددانان توسعه سال‌ها صنعتی‌شدن را یکی از مطمئن‌ترین مسیرهای رهایی از فقر می‌دانستند. بااین‌حال، تجربه دهه‌های اخیر نشان داده است که این رابطه به‌مراتب پیچیده‌تر از آن چیزی است که تصور می‌شد. در بسیاری از کشورهای درحال‌توسعه، کارخانه‌ها توانسته‌اند اشتغال ایجاد کنند و سرمایه‌گذاری خارجی را جذب کنند، اما این دستاوردها الزاماً به افزایش فراگیر رفاه اقتصادی منجر نشده است. وجود صنایع تولیدی صرف تضمین نمی‌کند که کارگران درآمد بیشتری کسب کنند، بنگاه‌های داخلی رقابت‌پذیرتر شوند یا اقتصاد ملی از دام درآمد متوسط رهایی یابد. کمتر مستندی به اندازه «ساخت اتیوپی» (Made in Ethiopia) این تناقض را با چنین دقت و ظرافتی به تصویر کشیده است. این مستند که طی چند سال در یکی از شهرک‌های صنعتی روبه رشد اتیوپی فیلم‌برداری شده، زندگی کارگران کارخانه، ساکنان محلی، سرمایه‌گذاران چینی و مسئولان دولتی اتیوپی را دنبال می‌کند؛ افرادی که هر یک از زاویه‌ای متفاوت با فرصت‌ها و چالش‌های توسعه صنعتی روبه‌رو هستند. فیلم نه صنعتی‌شدن را موفقیتی بی‌چون‌وچرا می‌داند و نه آن را پروژه‌ای شکست‌خورده معرفی می‌کند؛ بلکه تصویری انسانی و واقع‌گرایانه از پیچیدگی‌های این فرآیند ترسیم می‌کند. کارخانه‌های جدید هزاران فرصت شغلی ایجاد کرده‌اند، اما بسیاری از کارگران همچنان با دستمزدهای پایین، شرایط کاری دشوار و چشم‌انداز محدود برای پیشرفت شغلی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در مقابل، سرمایه‌گذاران و سیاست‌گذاران نیز با مشکلاتی مانند رقابت شدید جهانی، حاشیه سود اندک، ضعف زیرساخت‌ها و فشار برای جذب سرمایه خارجی مواجه‌اند. پژوهش‌های اخیر بانک جهانی، سازمان توسعه صنعتی ملل متحد، سازمان بین‌المللی کار، سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه و بسیاری از اقتصاددانان حوزه تحول ساختاری نشان می‌دهد که موفقیت صنعتی‌شدن فقط با ساخت کارخانه‌ها به‌دست نمی‌آید. رفاه پایدار زمانی شکل می‌گیرد که رشد صنعت با افزایش بهره‌وری، یادگیری فناوری، ارتقای مهارت نیروی کار، تقویت نهادهای اقتصادی و افزایش ارزش‌افزوده داخلی همراه باشد. مستند «ساخت اتیوپی» دریچه‌ای ارزشمند به این بحث مهم اقتصادی می‌گشاید و یادآور می‌شود که کارخانه‌ها می‌توانند نقطه آغاز توسعه باشند، اما به‌ندرت مقصد نهایی آن هستند.

ایجاد اشتغال، نه ثروت‌آفرینی

یکی از رایج‌ترین باورها در سیاست‌گذاری توسعه این است که ساخت کارخانه‌ها به‌طور خودکار کشورها را ثروتمند می‌کند. منطق این دیدگاه ساده به‌نظر می‌رسد: کارخانه‌ها سرمایه جذب می‌کنند، فرصت‌های شغلی می‌آفرینند، صادرات را افزایش می‌دهند و به رونق فعالیت‌های اقتصادی کمک می‌کنند. این الگو در گذشته نقش مهمی در تبدیل کشورهایی مانند کره جنوبی، تایوان، سنگاپور و بعدها چین به قدرت‌های بزرگ صنعتی داشت. به همین دلیل، بسیاری از کشورهای کم‌درآمد نیز تلاش کرده‌اند با ایجاد شهرک‌های صنعتی، ارائه مشوق‌های مالیاتی به سرمایه‌گذاران خارجی و تبدیل‌شدن به مقصدی جذاب برای تولید جهانی، همین مسیر را تکرار کنند. مستند «ساخت اتیوپی» دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود. فیلم روند شکل‌گیری یک منطقه صنعتی بزرگ با سرمایه‌گذاری چین را روایت می‌کند؛ منطقه‌ای که وعده ایجاد هزاران فرصت شغلی برای شهروندان اتیوپی را می‌دهد. دولت، صنعتی‌شدن را راهی برای نوسازی اقتصاد می‌داند و سرمایه‌گذاران خارجی نیز به‌دلیل جمعیت جوان و هزینه پایین نیروی کار، اتیوپی را پایگاهی مناسب برای تولید ارزیابی می‌کنند. فضای آغازین مستند سرشار از امید است؛ امید به اینکه کارخانه‌ها بتوانند موتور تحول اقتصادی کشور باشند. اما هرچه روایت پیش می‌رود، واقعیت پیچیده‌تری آشکار می‌شود. اشتغال، به‌تنهایی تضمین‌کننده رفاه نیست. بسیاری از کارگران، با وجود داشتن شغل ثابت، درآمدی دریافت می‌کنند که پاسخگوی بهبود محسوس کیفیت زندگی آنان نیست. هرچند کار در کارخانه نسبت به مشاغل غیررسمی ثبات بیشتری دارد، اما الزاماً به افزایش درآمدی که از یک فرآیند صنعتی‌شدن موفق انتظار می‌رود منجر نمی‌شود. از سوی دیگر، کارگران با ساعت‌های کاری طولانی، شرایط کاری دشوار و فرصت‌های محدود برای ارتقای شغلی روبه‌رو هستند و کارخانه‌ها نیز زیر فشار رقابت شدید جهانی و حاشیه سود اندک فعالیت می‌کنند. این وضعیت، یکی از اصول بنیادین اقتصاد توسعه را یادآوری می‌کند. براساس یافته‌های بانک جهانی و یونیدو، اهمیت صنعت فقط در ایجاد اشتغال خلاصه نمی‌شود، بلکه در توانایی آن برای افزایش نهفته است؛ یعنی افزایش میزان ارزشی که هر کارگر در فرآیند تولید خلق می‌کند. زمانی که بهره‌وری رشد می‌کند، بنگاه‌ها رقابت‌پذیرتر می‌شوند، دستمزدها به‌صورت پایدار افزایش می‌یابد، دولت درآمد مالیاتی بیشتری کسب می‌کند و سرمایه‌گذاری در فناوری و مهارت‌آموزی گسترش پیدا می‌کند. اما اگر فعالیت کارخانه‌ها به مونتاژ محصولات کم‌ارزش و بدون ارتقای فناوری محدود بماند، اشتغال افزایش خواهد یافت، بی‌آنکه درآمد ملی یا رفاه عمومی رشد قابل‌توجهی را تجربه کند. دنی رودریک، اقتصاددان برجسته توسعه، نیز بر این باور است که صنعتی‌شدن زمانی موفق خواهد بود که کشورها بتوانند به‌تدریج وارد تولید محصولات پیچیده‌تر و با ارزش‌افزوده بالاتر شوند، نه اینکه برای همیشه بر مزیت دستمزدهای پایین تکیه کنند. کشورهایی که در این مسیر ارتقای فناوری را تجربه نمی‌کنند، معمولاً در حلقه‌های کم‌ارزش زنجیره جهانی تولید باقی می‌مانند؛ جایی که حاشیه سود اندک است و سهم کارگران و اقتصاد ملی از ارزش ایجادشده بسیار محدود خواهد بود. «ساخت اتیوپی» این واقعیت را با نگاهی متوازن به تصویر می‌کشد. فیلم هرگز کارخانه‌ها را پدیده‌ای منفی یا بی‌فایده معرفی نمی‌کند؛ برعکس، به‌روشنی نشان می‌دهد که صنعت می‌تواند اشتغال، زیرساخت و فرصت‌های اقتصادی جدید ایجاد کند. اما درعین‌حال تاکید می‌کند که وجود کارخانه، فقط نخستین گام در مسیر توسعه است. اگر رشد صنعت با افزایش بهره‌وری، یادگیری فناوری، تقویت بنگاه‌های داخلی و حرکت به سمت تولید محصولات با ارزش‌افزوده بیشتر همراه نشود، صنعتی‌شدن ممکن است فقط به ایجاد شغل بینجامد، نه به خلق ثروت و رفاه پایدار برای جامعه.

دام زنجیره ارزش

یکی از مهم‌ترین پیام‌های مستند «ساخت اتیوپی» این است که همه فعالیت‌های تولیدی به یک اندازه در توسعه اقتصادی نقش ندارند. ممکن است کشوری صدها کارخانه داشته باشد، میلیون‌ها دلار کالا صادر کند و هزاران نفر را به‌کار بگیرد، اما همچنان سهم ناچیزی از ارزش واقعی خلق‌شده را در اختیار داشته باشد. مستند این واقعیت را به‌خوبی به تصویر می‌کشد؛ جایی که کارگران اتیوپیایی کالاهایی را برای بازارهای جهانی مونتاژ می‌کنند، اما بخش عمده ارزش اقتصادی این محصولات -از طراحی و نوآوری فناوری گرفته تا برندسازی، تامین مالی و بازاریابی جهانی- در کشورهای دیگر خلق می‌شود. این موضوع به یکی از مفاهیم کلیدی اقتصاد توسعه، یعنی «زنجیره‌های ارزش جهانی»، بازمی‌گردد. امروزه تولید یک محصول دیگر در مرزهای یک کشور خلاصه نمی‌شود، بلکه مراحل مختلف آن میان کشورهای گوناگون تقسیم شده است. برای مثال، یک تلفن همراه ممکن است در آمریکا طراحی شود، تراشه‌های آن در تایوان تولید شوند، قطعات دقیق آن از ژاپن و کره جنوبی تامین شود، در کشوری دیگر مونتاژ شود و سپس در سراسر جهان به فروش برسد. در چنین ساختاری، مرحله مونتاژ اگرچه هزاران فرصت شغلی ایجاد می‌کند، اما معمولاً تنها بخش کوچکی از ارزش نهایی محصول را به خود اختصاص می‌دهد. براساس پژوهش‌های سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه و بانک جهانی، موفقیت صنعتی تنها به ورود کشورها به زنجیره‌های ارزش جهانی وابسته نیست، بلکه به توانایی آنها برای حرکت تدریجی به سمت فعالیت‌هایی با ارزش‌افزوده بالاتر بستگی دارد. فعالیت‌هایی مانند تحقیق و توسعه، مهندسی، طراحی محصول، لجستیک، برندسازی، خدمات پس از فروش و تولید پیشرفته، سهم بسیار بیشتری از ارزش اقتصادی را ایجاد می‌کنند. هرچه بنگاه‌ها دانش فنی و توان مدیریتی بیشتری به‌دست آورند، بهره‌وری آنان افزایش می‌یابد و بخش بزرگ‌تری از ارزش تولیدشده در اقتصاد داخلی باقی می‌ماند. مستند «ساخت اتیوپی» تصویری روشن از مراحل ابتدایی این مسیر ترسیم می‌کند. کارخانه‌های به تصویر کشیده‌شده در فیلم، اشتغال ایجاد می‌کنند و سرمایه خارجی را به کشور می‌آورند، اما بخش عمده فناوری، سرمایه، دانش مدیریتی و حتی دسترسی به بازارهای جهانی همچنان در اختیار سرمایه‌گذاران خارجی است. کارگران محلی تجربه ارزشمندی از فعالیت صنعتی کسب می‌کنند، اما بسیاری از بنگاه‌های داخلی هنوز برای فناوری، تصمیم‌گیری‌های تولیدی و ارتباط با مشتریان جهانی به شرکت‌های خارجی وابسته‌اند. نکته مهم دیگر، پیوند کارخانه‌ها با اقتصاد داخلی است. صنعت زمانی بیشترین اثر را بر توسعه ملی خواهد داشت که کارخانه‌ها مواد اولیه خود را از تامین‌کنندگان داخلی تهیه کنند، با شرکت‌های بومی همکاری داشته باشند، مدیران و متخصصان محلی را آموزش دهند و زمینه رشد صنایع پشتیبان را فراهم کنند. اما اگر ماشین‌آلات، قطعات، دانش فنی و حتی سود حاصل از تولید همچنان از خارج کشور تامین یا به خارج منتقل شود، اقتصاد ملی فقط بخش کوچکی از ارزش ایجادشده در کارخانه‌ها را در اختیار خواهد داشت. شاید مهم‌ترین پیام مستند نیز همین باشد؛ موفقیت صنعتی را نمی‌توان تنها با شمار کارخانه‌های ساخته‌شده یا تعداد فرصت‌های شغلی ایجادشده سنجید. آنچه اهمیت بیشتری دارد این است که آیا این کارخانه‌ها به بخشی از یک اکوسیستم صنعتی پویا تبدیل می‌شوند یا خیر؛ اکوسیستمی که بتواند بنگاه‌های داخلی را تقویت کند، انتقال دانش و فناوری را سرعت ببخشد، زنجیره تامین بومی را توسعه دهد و زمینه یادگیری فناورانه را فراهم کند تا کشورها بتوانند به‌تدریج از مونتاژ محصولاتی که دیگران طراحی کرده‌اند، به مرحله خلق فناوری، طراحی محصولات و ساخت برندهای خود برسند.

موتورهای واقعی توسعه صنعتی

یکی از عمیق‌ترین پیام‌های مستند این است که توسعه صنعتی، پیش از آنکه به کارخانه‌ها مربوط باشد، به انسان‌ها وابسته است. ساختمان‌های مدرن، ماشین‌آلات پیشرفته و سرمایه‌گذاری خارجی می‌توانند زیرساخت تولید را فراهم کنند، اما به‌تنهایی قادر به خلق اقتصادی بهره‌ور و رقابت‌پذیر نیستند. رفاه پایدار زمانی شکل می‌گیرد که نیروی انسانی، دانش، مهارت، خلاقیت و توانمندی‌های مدیریتی نیز همگام با صنعت رشد کنند. در طول مستند، مخاطب شاهد تلاش کارگران برای سازگارشدن با شیوه‌های جدید تولید و کوشش مدیران برای ایجاد تعادل میان بهره‌وری و آموزش نیروی کاری است که تجربه صنعتی محدودی دارد. همین تعاملات روزمره نشان می‌دهد که صنعتی‌شدن صرفاً پروژه‌ای مهندسی نیست، بلکه فرآیندی طولانی از یادگیری است. بهره‌وری فقط با نصب ماشین‌آلات جدید افزایش نمی‌یابد، بلکه زمانی رشد می‌کند که کارگران، سرپرستان، مهندسان و مدیران پیوسته دانش بیشتری بیاموزند و روش‌های تولید را بهبود بخشند.

اقتصاددانان معمولاً میان «نیروی کار ارزان» و «نیروی کار بهره‌ور» تفاوت قائل می‌شوند. دستمزد پایین ممکن است در کوتاه‌مدت سرمایه‌گذاران خارجی را جذب کند، اما به‌ندرت مزیتی پایدار ایجاد می‌کند؛ زیرا همیشه کشور دیگری وجود خواهد داشت که نیروی کار ارزان‌تری عرضه کند. در مقابل، بهره‌وری بالا موجب می‌شود هر کارگر در هر ساعت ارزش بیشتری خلق کند؛ موضوعی که امکان افزایش دستمزدها را بدون کاهش رقابت‌پذیری فراهم می‌کند. همین چرخه مثبت، یکی از عوامل اصلی موفقیت صنعتی کشورهایی مانند کره جنوبی، تایوان و سنگاپور بوده است.

«ساخت اتیوپی» نیز همین چالش را به شکلی ظریف به تصویر می‌کشد. کارگران خواهان درآمد بیشتر و کیفیت زندگی بهتر هستند، درحالی‌که سرمایه‌گذاران ناچارند در بازاری جهانی و بسیار رقابتی فعالیت کنند که حاشیه سود آن هر لحظه زیر فشار است. واقعیت این است که هیچ‌یک از این دو هدف با تکیه بر دستمزدهای پایین به‌طور پایدار محقق نخواهد شد. موفقیت بلندمدت مستلزم ارتقای مداوم مهارت‌ها، افزایش بهره‌وری، بهبود کیفیت محصولات و تقویت نوآوری است.

در این میان، کیفیت مدیریت نیز نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کند. مطالعات بانک جهانی نشان می‌دهد که حتی در یک صنعت واحد، تفاوت در شیوه‌های مدیریتی بخش قابل‌توجهی از اختلاف بهره‌وری میان بنگاه‌ها را توضیح می‌دهد. کارخانه‌هایی که آموزش کارکنان را جدی می‌گیرند، مشکلات عملیاتی را به‌صورت نظام‌مند حل می‌کنند و فرهنگ بهبود مستمر را در سازمان نهادینه می‌کنند، به‌مراتب موفق‌تر از کارخانه‌هایی هستند که فقط بر نیروی کار ارزان یا تجهیزات مدرن بسنده می‌کنند.

درس مهم دیگر مستند، انتقال فناوری است. سرمایه‌گذاری خارجی زمانی بیشترین اثر را بر توسعه یک کشور خواهد داشت که کارکنان محلی به‌تدریج دانش فنی را فرا بگیرند، مسئولیت‌های مدیریتی را بر عهده بگیرند و بتوانند فناوری‌های واردشده را با نیازهای داخلی سازگار کنند. در چنین شرایطی، صنعتی‌شدن دیگر فقط به تولید کالا محدود نمی‌شود، بلکه به فرآیندی برای خلق توانمندی‌های فناورانه و مدیریتی تبدیل خواهد شد.

فراتر از دروازه‌های کارخانه

در نگاه نخست، «ساخت اتیوپی» مستندی درباره یک شهرک صنعتی و زندگی افرادی است که سرنوشتشان با آن گره خورده است. اما هرچه روایت پیش‌تر می‌رود، روشن‌تر می‌شود که فیلم در حقیقت به پرسشی بسیار بنیادی‌تر پاسخ می‌دهد که کشورها واقعاً چگونه ثروتمند می‌شوند؟ این مستند نه صنعتی‌شدن را معجزه‌ای برای حل همه مشکلات اقتصادی معرفی می‌کند و نه آن را تجربه‌ای شکست‌خورده می‌داند، بلکه پیچیدگی‌های توسعه اقتصادی را آشکار و یادآوری می‌کند که کارخانه‌ها فقط یکی از اجزای این روند هستند. شاید مهم‌ترین پیام فیلم این باشد که اشتغال، نقطه آغاز توسعه است، نه مقصد نهایی آن. مستند همچنین این تصور رایج را به چالش می‌کشد که جذب سرمایه‌گذاری خارجی، به‌تنهایی، برای توسعه کافی است. ازاین‌رو، «ساخت اتیوپی» سیاست‌گذاران را دعوت می‌کند که فراتر از شاخص‌های کوتاه‌مدتی مانند میزان صادرات یا تعداد کارخانه‌های ساخته‌شده بیندیشند. معیارهای واقعی موفقیت، افزایش مهارت نیروی کار، ارتقای توان فناورانه، رشد نوآوری، تقویت کارآفرینی داخلی، افزایش بهره‌وری و شکل‌گیری صنایع رقابت‌پذیر بومی است. این عوامل هستند که مشخص می‌کنند صنعتی‌شدن به فرآیندی خودتقویت‌کننده تبدیل خواهد شد یا همچنان وابسته به نیروی کار ارزان و سرمایه خارجی باقی خواهد ماند. برای اقتصادهای درحال‌توسعه، از جمله اتیوپی و بسیاری از کشورهایی که به‌دنبال گسترش بخش صنعت خود هستند، پیام این مستند هم واقع‌بینانه است و هم امیدبخش. کارخانه‌ها اهمیت دارند؛ زیرا اشتغال ایجاد می‌کنند، سرمایه را جذب می‌کنند و پایه‌های تحول ساختاری اقتصاد را شکل می‌دهند. اما برای دستیابی به رفاه پایدار، به چیزی فراتر از کارخانه نیاز است؛ به نهادهایی که یادگیری را تقویت کنند، سیاست‌هایی که نوآوری را تشویق کنند، بنگاه‌هایی که بتوانند در زنجیره ارزش جهانی ارتقا یابند و انسان‌هایی که پیوسته دانش، مهارت و توانایی‌های خود را توسعه دهند. درنهایت، «ساخت اتیوپی» یک حقیقت مهم را به ما یادآوری می‌کند و آن هم این است که کشورها فقط با ساخت کارخانه‌های بیشتر ثروتمند نمی‌شوند، بلکه زمانی به رفاه پایدار دست می‌یابند که کارخانه‌ها به کانون‌های یادگیری، نوآوری، کارآفرینی و افزایش بهره‌وری تبدیل شوند. صنعت می‌تواند دروازه ورود به توسعه باشد، اما آنچه ملت‌ها را از این دروازه عبور می‌دهد، سرمایه انسانی توانمند، نهادهای کارآمد و پیشرفت مستمر فناوری است.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید