شناسه خبر : 51637 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

آبادانی‌ها

جامعه را چگونه باید برای بازسازی اقتصاد آماده کرد؟

 

.کیوان کاشفی / عضو هیات‌رئیسه اتاق ایران 

برای ما که در کرمانشاه زندگی کرده‌ایم، جنگ و تهدید واژه‌هایی دور و انتزاعی نیستند. اینجا شهری است که صدای آژیر، شب‌های خاموشی و روزهای اضطراب را در حافظه جمعی خود دارد و سال‌ها پیش طعم نااطمینانی و بی‌ثباتی را چشیده است. به همین دلیل وقتی جامعه ایران یک سال دشوار از جنگ، التهاب اجتماعی و فشار اقتصادی را پشت سر می‌گذارد، مردم این دیار و دیگر شهرهای درگیر جنگ بهتر از بسیاری می‌دانند که بازگشت به زندگی عادی تنها با پایان بحران‌ها ممکن نمی‌شود. جامعه باید دوباره نفس بکشد، اعتماد را بازیابد و آرام‌آرام خود را از زیر سایه خستگی و اضطراب ناشی از جنگ بیرون بکشد.

وقتی از من خواستند درباره بازسازی ایران عزیز پس از جنگ مخرب هفته‌های گذشته بنویسم، ترجیح دادم درباره بازسازی جامعه بنویسم.

جامعه زیربنای اقتصاد است و بازسازی اقتصاد بدون ترمیم دردها و آلام جامعه امکان‌پذیر نیست. جامعه‌ای که یک دوره طولانی از تنش، نااطمینانی و فشار اقتصادی را پشت سر گذاشته باشد، برای بازگشت به وضعیت عادی تنها به ترمیم زیرساخت‌های فیزیکی نیاز ندارد، بلکه نیازمند بازسازی اعتماد، امید و ثبات نیز هست. هنگامی که یک کشور در مدت کوتاهی با چند بحران همزمان مانند درگیری نظامی، تنش‌های اجتماعی، تورم بالا و جریان مداوم خبرهای منفی مواجه می‌شود، اثر آن تنها در شاخص‌های اقتصادی دیده نمی‌شود؛ بلکه در روحیه عمومی، رفتارهای اجتماعی، تصمیم‌های اقتصادی خانوارها و حتی نحوه نگاه مردم به آینده نیز منعکس می‌شود. به همین دلیل ریکاوری جامعه فرآیندی چندبعدی است که هم اقتصاد، هم سیاست‌گذاری عمومی و هم فضای اجتماعی را دربر می‌گیرد.

نخستین گام در این مسیر ایجاد احساس ثبات است. در دوره‌های بحران، مردم به‌طور طبیعی در حالت انتظار و احتیاط قرار می‌گیرند. خانواده‌ها هزینه‌های خود را کاهش می‌دهند، سرمایه‌گذاری‌های کوچک و بزرگ به تعویق می‌افتد و بسیاری از تصمیم‌های مهم اقتصادی یا اجتماعی عقب می‌افتد. برای خروج از این وضعیت باید نشانه‌های قابل‌اعتماد از بازگشت ثبات به جامعه دیده شود. ثبات تنها به معنای نبود درگیری یا تنش نیست، بلکه شامل پیش‌بینی‌پذیر شدن شرایط نیز می‌شود. وقتی مردم احساس کنند که روندها قابل پیش‌بینی است و سیاست‌ها ناگهان تغییر نمی‌کند، به‌تدریج تصمیم‌های اقتصادی و اجتماعی عادی خود را از سر می‌گیرند.

عامل مهم دیگر کاهش فشار اقتصادی بر زندگی روزمره مردم است. تورم بالا و کاهش قدرت خرید یکی از مهم‌ترین منابع فرسایش اجتماعی است، زیرا به شکل مستقیم بر زندگی روزمره خانوارها اثر می‌گذارد. اگر مردم احساس کنند که هزینه زندگی دائم در حال افزایش است و درآمدها با آن همگام نیست، نااطمینانی و اضطراب اجتماعی تشدید می‌شود. به همین دلیل در دوره‌های پس از بحران، سیاست‌های اقتصادی که به تثبیت قیمت‌ها، کنترل تورم و افزایش قدرت خرید کمک کنند، نقش مهمی در بهبود روحیه اجتماعی دارند. حتی اقدام‌های کوچک اما ملموس که فشار اقتصادی را کاهش دهند می‌توانند به شکل قابل‌توجهی احساس بهبود را در جامعه  تقویت کنند.

در کنار اقتصاد، فضای عمومی جامعه نیز نیازمند بازسازی است. در دوره‌هایی که خبرهای منفی به‌طور مداوم منتشر می‌شود، ذهن جمعی جامعه در نوعی خستگی و فرسودگی قرار می‌گیرد. روان‌شناسان اجتماعی این وضعیت را نوعی خستگی جمعی ناشی از بحران می‌دانند. در چنین شرایطی اهمیت دارد که روایت‌های امیدوارکننده، خبرهای مثبت و نشانه‌های پیشرفت نیز در فضای عمومی دیده شود. این به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست، بلکه به معنای ایجاد تعادل در تصویر آینده است. جامعه‌ای که تنها تصویر بحران را ببیند، انگیزه خود را برای تلاش و مشارکت از دست می‌دهد، اما جامعه‌ای که در کنار مشکلات نشانه‌هایی از بهبود را نیز ببیند، آمادگی بیشتری برای بازسازی خواهد داشت.

سرمایه اجتماعی نیز یکی از مهم‌ترین عوامل احیای جامعه است. سرمایه اجتماعی به معنای میزان اعتماد، همکاری و همبستگی میان مردم و میان مردم و نهادهای عمومی است. در دوره‌های بحران این سرمایه ممکن است آسیب ببیند، اما بازسازی آن امکان‌پذیر است. شفافیت در تصمیم‌گیری‌ها، گفت‌وگوی صادقانه با جامعه و مشارکت دادن مردم در فرآیندهای اجتماعی می‌تواند به‌تدریج اعتماد عمومی را تقویت کند. وقتی مردم احساس کنند که در سرنوشت جامعه نقش دارند و صدای آنها شنیده می‌شود، احساس تعلق و مسئولیت جمعی افزایش پیدا می‌کند.

از سوی دیگر فعالیت اقتصادی و اجتماعی عادی نیز خود یکی از ابزارهای مهم احیای جامعه است. بازگشت پروژه‌های عمرانی، رونق کسب‌وکارها، افزایش فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی و حضور مردم در فضاهای عمومی می‌تواند به‌تدریج حس زندگی عادی را بازگرداند. جامعه‌ای که در آن فعالیت و حرکت جریان داشته باشد، سریع‌تر از حالت رکود روانی خارج می‌شود. تجربه بسیاری از کشورها نشان می‌دهد که بازگشت به زندگی روزمره، حتی در قالب فعالیت‌های ساده اجتماعی و فرهنگی، نقش مهمی در ترمیم روحیه عمومی دارد. نقش نسل جوان در این فرآیند نیز بسیار مهم است. جوانان معمولاً نیروی محرک تغییر و نوآوری در جامعه هستند و اگر فضای لازم برای فعالیت و خلاقیت آنها فراهم شود، می‌توانند به موتور بازسازی اجتماعی تبدیل شوند. حمایت از کارآفرینی، گسترش فرصت‌های آموزشی و ایجاد امکان مشارکت جوانان در فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی می‌تواند انرژی تازه‌ای به جامعه وارد کند.

رسانه‌ها نیز در این میان نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. نحوه روایت واقعیت‌ها، میزان توجه به خبرهای سازنده و ایجاد فضایی برای گفت‌وگوی اجتماعی می‌تواند بر روحیه عمومی جامعه تاثیر بگذارد. رسانه‌هایی که تنها بر بحران و تنش تمرکز می‌کنند ممکن است ناخواسته احساس بن‌بست را در جامعه تقویت کنند، درحالی‌که رسانه‌هایی که علاوه بر مشکلات به مسیرهای حل مسئله و نمونه‌های موفق نیز توجه می‌کنند، می‌توانند به شکل‌گیری فضای امیدوارانه‌تر کمک کنند.

درنهایت احیای جامعه فرآیندی تدریجی است و نمی‌توان انتظار داشت که پس از یک دوره دشوار، همه چیز به‌سرعت به حالت عادی بازگردد. آنچه اهمیت دارد، آغاز روند بهبود است. اگر مردم نشانه‌هایی از ثبات، بهبود اقتصادی، افزایش اعتماد اجتماعی و بازگشت فعالیت‌های عادی را ببینند، حتی اگر مشکلات همچنان وجود داشته باشد، نگاه آنها به آینده تغییر خواهد کرد. امید اجتماعی معمولاً از تغییرات بزرگ ناگهانی ایجاد نمی‌شود، بلکه از مجموعه‌ای از نشانه‌های کوچک اما واقعی شکل می‌گیرد که به مردم نشان می‌دهد مسیر جامعه به سمت بهبود در حال حرکت است.

در چنین شرایطی احیای جامعه بیش از هر چیز به ترکیبی از سیاست‌گذاری هوشمندانه، مدیریت اقتصادی مسئولانه و بازسازی اعتماد اجتماعی نیاز دارد. وقتی این سه عامل در کنار یکدیگر قرار بگیرند، جامعه حتی پس از یک سال بسیار دشوار نیز می‌تواند به‌تدریج از مرحله فرسودگی عبور کند و به سمت دوره‌ای از بازسازی، ثبات و امید حرکت کند.

کمک جامعه به بازسازی

نمی‌دانم فیلم «آبادانی‌ها» ساخته کیانوش عیاری را دیده‌اید یا نه. در این فیلم خودرو یک مهاجر جنگی مقیم تهران به سرقت می‌رود. او همراه پسرش جست‌وجویی ناامیدکننده را برای یافتن تنها دارایی‌اش آغاز می‌کنند. در این فیلم، شهر هنوز زخم‌های جنگ را بر تن دارد. ساختمان‌ها آسیب دیده‌اند، اقتصاد شهر از رونق افتاده و بسیاری از مردم با بیکاری و نااطمینانی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. اما در دل همین فضای سنگین، چیزی که بیشتر از خرابی‌های فیزیکی به چشم می‌آید، تلاش مردم برای ادامه دادن زندگی است. شخصیت‌های فیلم در واقع نماد جامعه‌ای هستند که با وجود فقر، ناامیدی و خاطره جنگ، هنوز می‌کوشد دوباره زندگی عادی را بازسازی کند. اهمیت این روایت در آن است که نشان می‌دهد بازسازی واقعی فقط به معنای ساختن ساختمان‌های جدید یا ترمیم زیرساخت‌ها نیست. آنچه در آبادانی‌ها دیده می‌شود، جامعه‌ای است که باید ابتدا از نظر روحی و اجتماعی دوباره جان بگیرد. وقتی مردم امید به آینده را از دست بدهند، حتی اگر شهر از نظر فیزیکی بازسازی شود، زندگی واقعی در آن جریان پیدا نمی‌کند. اما اگر جامعه به‌تدریج اعتماد و امید خود را بازیابد، حتی در میان خرابه‌ها نیز حرکت اقتصادی  آغاز می‌شود.

فیلم در واقع تصویری از لحظه‌ای تاریخی است که در آن اقتصاد و جامعه به هم گره خورده‌اند. اگر مردم دوباره کار کنند، کسب‌وکارهای کوچک شکل بگیرد و رفت‌وآمد و تعامل اجتماعی در شهر افزایش یابد، اقتصاد نیز آرام‌آرام احیا می‌شود. به همین دلیل فیلم آبادانی‌ها بیش از آنکه درباره خرابی‌های جنگ باشد، درباره تلاشی است که یک جامعه برای بازگشت به زندگی  انجام می‌دهد.

این روایت نشان می‌دهد که در جوامع جنگ‌زده، احیای جامعه و بازسازی اقتصاد دو فرآیند جداگانه نیستند. جامعه‌ای که بتواند امید، اعتماد و پویایی خود را دوباره پیدا کند، خود به موتور بازسازی اقتصادی تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی حتی شهرهایی که سال‌ها زیر سایه جنگ بوده‌اند نیز می‌توانند به‌تدریج مسیر زندگی عادی و رونق اقتصادی را دوباره پیدا کنند. زمانی که یک جامعه دوره‌ای طولانی از بحران، نااطمینانی، تنش اجتماعی و فشار اقتصادی را پشت سر می‌گذارد، پیامدهای آن تنها در شاخص‌های اقتصادی دیده نمی‌شود، بلکه در روحیه عمومی، اعتماد اجتماعی، رفتارهای اقتصادی مردم و میزان مشارکت آنها در فعالیت‌های تولیدی و سرمایه‌گذاری نیز منعکس می‌شود. به همین دلیل احیای جامعه می‌تواند یکی از مهم‌ترین پیش‌شرط‌های بازسازی اقتصاد باشد. جامعه‌ای که از نظر روانی و اجتماعی در وضعیت فرسودگی قرار داشته باشد، به‌سختی می‌تواند موتور رشد اقتصاد را دوباره به حرکت درآورد. نخستین تاثیر احیای اجتماعی بر اقتصاد در بازگشت اعتماد عمومی دیده می‌شود. چنان‌که اقتصاددانان شرح داده‌اند، اعتماد یکی از پایه‌های اصلی فعالیت اقتصادی است. مردم زمانی پس‌انداز خود را سرمایه‌گذاری می‌کنند، کسب‌وکار جدید راه می‌اندازند یا مصرف خود را افزایش می‌دهند که به آینده اطمینان داشته باشند. در دوره‌های بحران، این اعتماد آسیب می‌بیند و رفتارهای اقتصادی به‌شدت محتاطانه می‌شود. خانوارها هزینه‌های خود را کاهش می‌دهند، سرمایه‌گذاری‌ها به تعویق می‌افتد و بسیاری از تصمیم‌های اقتصادی متوقف می‌شود. وقتی جامعه به‌تدریج از نظر روانی و اجتماعی احیا شود و احساس ثبات و امید تقویت شود، این رفتارهای محتاطانه نیز تغییر می‌کند و فعالیت اقتصادی دوباره جان می‌گیرد.

مسئله بعدی به افزایش مشارکت اجتماعی در فعالیت‌های اقتصادی مربوط می‌شود. اقتصاد تنها مجموعه‌ای از کارخانه‌ها و سرمایه‌ها نیست؛ بلکه شبکه‌ای از انسان‌هاست که با کار، خلاقیت و همکاری خود آن را به حرکت درمی‌آورند. اگر جامعه دچار خستگی و ناامیدی شود، انگیزه کارآفرینی، نوآوری و تلاش اقتصادی نیز کاهش پیدا می‌کند. اما در فضایی که امید اجتماعی تقویت شود، افراد آمادگی بیشتری برای شروع کسب‌وکار، سرمایه‌گذاری در پروژه‌های جدید و مشارکت در فعالیت‌های اقتصادی خواهند داشت. این انرژی اجتماعی می‌تواند به یکی از مهم‌ترین منابع بازسازی اقتصاد تبدیل شود.

احیای جامعه همچنین به بازگشت مصرف عادی در اقتصاد کمک می‌کند. در دوره‌های نااطمینانی شدید، مصرف خانوارها به‌شدت کاهش می‌یابد زیرا مردم تلاش می‌کنند منابع مالی خود را برای شرایط نامعلوم آینده حفظ کنند. کاهش مصرف یکی از عواملی است که رکود اقتصادی را تشدید می‌کند. اما هنگامی که جامعه احساس کند شرایط در حال بهبود است و آینده قابل‌پیش‌بینی‌تر شده، الگوی مصرف نیز به‌تدریج به حالت عادی بازمی‌گردد. افزایش مصرف داخلی می‌تواند تقاضا برای کالاها و خدمات را بالا ببرد و به رونق تولید کمک کند. از سوی دیگر احیای جامعه می‌تواند سرمایه اجتماعی را تقویت کند. سرمایه اجتماعی شامل اعتماد، همکاری و احساس تعلق میان افراد جامعه است. این سرمایه در بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی نقش حیاتی دارد. بسیاری از کسب‌وکارها، شبکه‌های تولیدی و پروژه‌های اقتصادی بر پایه همکاری و اعتماد شکل می‌گیرند. در فضایی که سرمایه اجتماعی ضعیف باشد، هزینه‌های تعامل اقتصادی افزایش می‌یابد و بسیاری از همکاری‌ها شکل نمی‌گیرد. اما وقتی اعتماد اجتماعی تقویت شود، همکاری میان افراد، بنگاه‌ها و نهادها نیز آسان‌تر می‌شود و اقتصاد با سرعت بیشتری حرکت می‌کند. عامل مهم دیگر تاثیر احیای اجتماعی بر فضای سرمایه‌گذاری است. سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی تنها به شاخص‌های مالی نگاه نمی‌کنند؛ بلکه به وضعیت کلی جامعه، میزان ثبات اجتماعی و چشم‌انداز آینده نیز توجه دارند. جامعه‌ای که از نظر اجتماعی آرام‌تر و امیدوارتر باشد، برای سرمایه‌گذاری جذاب‌تر است. در مقابل، فضایی که در آن تنش اجتماعی، نااطمینانی و بی‌اعتمادی گسترده وجود داشته باشد، ریسک سرمایه‌گذاری را افزایش می‌دهد. به همین دلیل احیای جامعه می‌تواند به شکل غیرمستقیم به جذب سرمایه و فعال شدن پروژه‌های اقتصادی کمک کند.

احیای جامعه همچنین می‌تواند نقش مهمی در افزایش بهره‌وری نیروی کار داشته باشد. بهره‌وری تنها به مهارت و فناوری وابسته نیست، بلکه با وضعیت روحی و انگیزه افراد نیز ارتباط دارد. نیروی کاری که در فضایی از امید، امنیت روانی و ثبات اجتماعی فعالیت می‌کند، معمولاً خلاق‌تر و کارآمدتر است. در مقابل، ناامیدی و اضطراب اجتماعی می‌تواند انرژی و تمرکز افراد را کاهش دهد. بنابراین بهبود وضعیت اجتماعی می‌تواند کیفیت و کارایی فعالیت اقتصادی را نیز افزایش دهد.

از سوی دیگر بازگشت فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی نیز به رونق اقتصادی کمک می‌کند. بسیاری از بخش‌های اقتصادی مانند خدمات، گردشگری، فرهنگ و صنایع خلاق به‌طور مستقیم به پویایی اجتماعی وابسته‌اند. وقتی جامعه از حالت رکود و انفعال خارج شود و فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و شهری دوباره رونق بگیرد، این بخش‌ها نیز فعال می‌شوند و فرصت‌های شغلی جدید ایجاد می‌کنند. احیای جامعه به بازگشت حس آینده‌داری کمک می‌کند. اقتصاد درنهایت بر پایه نگاه به آینده شکل می‌گیرد. سرمایه‌گذاری، آموزش، کارآفرینی و نوآوری همگی فعالیت‌هایی هستند که با امید به آینده انجام می‌شوند. اگر جامعه احساس کند آینده‌ای بهتر در انتظار است، افراد حاضر خواهند بود برای آن آینده تلاش و سرمایه‌گذاری کنند. این نگاه مثبت به آینده می‌تواند نیروی محرکه مهمی برای بازسازی اقتصاد باشد. به همین دلیل احیای جامعه را نمی‌توان مسئله‌ای صرفاً فرهنگی یا اجتماعی دانست. این فرآیند در واقع بخشی از بازسازی اقتصادی نیز محسوب می‌شود. جامعه‌ای که امید، اعتماد و پویایی خود را بازیابد، می‌تواند به موتور اصلی رشد اقتصاد تبدیل شود. در چنین شرایطی انرژی انسانی، خلاقیت و همکاری اجتماعی به حرکت درمی‌آید و همین عوامل هستند که درنهایت اقتصاد را از رکود و فرسودگی خارج کرده و به مسیر بازسازی و توسعه هدایت می‌کنند. 

دراین پرونده بخوانید ...