نبوغ گمشده
چرا اختراع زنان کمتر مورد استناد قرار میگیرند؟
آزاده خرمیمقدم/ نویسنده نشریه
روزی که اختراعی ثبت میشود، داستان آن هنوز تمام نشده است. شاید سالها کار در آزمایشگاه، بارها شکست خوردن، اصلاح یک فرمول یا پیدا کردن راهی تازه برای حل مسئلهای قدیمی پشت آن باشد. سرانجام، ایدهای که تا دیروز تنها در ذهن سازندهاش وجود داشت، در پروندهای رسمی ثبت میشود. نام مخترع در کنار شرح اختراع قرار میگیرد و این انتظار شکل میگیرد که اگر ایده ارزشمند باشد، دیگران نیز آن را میشناسند و در کارهای بعدی به آن باز میگردند. اما سرنوشت همه ایدهها یکسان نیست. بعضی اختراعها بارها در پروندههای بعدی ظاهر میشوند. نام سازندگانشان در اسناد تازه تکرار میشود و به بخشی از حافظه حرفهای یک رشته تبدیل میشوند. بعضی دیگر، با وجود ثبت رسمی، کمتر به یاد آورده میشوند. گویی میان خلق یک دستاورد و به رسمیت شناخته شدن آن، فاصلهای وجود دارد که همیشه با کیفیت خود دستاورد توضیح داده نمیشود. اگر این فاصله میان زنان و مردان یکسان نباشد، چه اتفاقی میافتد؟ آیا ممکن است دو اختراع با محتوای مشابه، بهدلیل تفاوت جنسیت مخترعان اصلیشان، سرنوشتی متفاوت در ارجاعهای بعدی پیدا کنند؟
پژوهشی درباره کمارجاعی اختراعهای دارای مخترع اصلی زن، همین پرسش را بررسی میکند. یافتههای یائل وی.هوچبرگ، علی کخبد، پییائو لی و کونال ساچدوا، با استفاده از روشهای یادگیری ماشین و تحلیل متن، از شکافی پرده برمیدارد که در شمار ارجاعهای دریافتی اختراعهای زنان دیده میشود؛ شکافی که پس از در نظر گرفتن محتوای اختراع و برخی ویژگیهای مرتبط با کیفیت آن نیز از بین نمیرود. موضوع مقاله صرفاً موانعی نیست که زنان ممکن است پیش از ورود به عرصه نوآوری با آنها روبهرو شوند؛ مسئله این است که پس از خلق و ثبت یک اختراع، آیا آن دستاورد به اندازه اختراعهای مشابه با مخترع اصلی مرد مورد توجه قرار میگیرد؟
معیار اصلی
در نظام ثبت اختراع، ارجاعها بخشی از مسیر توسعه فناوری هستند. مخترعان هنگام ثبت اختراعهای جدید، به اختراعهای پیشینی اشاره میکنند که با کار آنها مرتبطاند یا دانش فنی پیشین را نشان میدهند. کارشناسان ثبت اختراع نیز ممکن است ارجاعهای دیگری به پرونده اضافه کنند. به این ترتیب، پروندههای تازه به اختراعهای قبلی وصل میشوند و شبکهای از ارتباطات فنی شکل میگیرد.
تعداد ارجاعهایی که یک اختراع از پروندههای بعدی دریافت میکند، یکی از شاخصهای بررسی اثرگذاری آن بر نوآوریهای بعدی است. البته این شاخص کامل نیست. ارجاع بیشتر لزوماً بهمعنای کیفیت بالاتر یا ارزش اقتصادی بیشتر نیست. بااینحال، تفاوت پایدار در تعداد ارجاعها میتواند نشانهای باشد که ارزش بررسی دارد. پژوهش مورد بحث میپرسد، آیا اختراعهایی که مخترع اصلی آنها زن است، کمتر از آنچه با توجه به محتوایشان انتظار میرود مورد استناد قرار میگیرند؟ پاسخ به این پرسش مستلزم آن است که تفاوتهای فنی و ویژگیهای اختراعها نیز در نظر گرفته شوند. در غیر این صورت، ممکن است اختلاف تعداد ارجاعها به اشتباه به جنسیت نسبت داده شود، درحالیکه بخشی از آن، از تفاوت حوزه فناوری یا ویژگیهای خود اختراع ناشی شده باشد.
اندازه شکاف
نویسندگان مقاله، دادههای اداره ثبت اختراع و علائم تجاری ایالاتمتحده را بررسی میکنند. نمونه اصلی پژوهش، اختراعهای ثبتشده در فاصله سالهای ۱۹۷۶ تا ۲۰۱۵ را در بر میگیرد. تمرکز تحلیل بر مخترع اصلی است؛ یعنی نخستین مخترعی که نامش در پرونده ثبت شده است. بنابراین، منظور از اختراع دارای مخترع اصلی زن، پروندهای است که یک زن در جایگاه نخست مخترعان آن قرار دارد، نه لزوماً اختراعی که همه اعضای تیم سازنده آن زن بودهاند. پژوهشگران به مقایسه ساده میانگین ارجاعهای اختراعهای زنان و مردان بسنده نمیکنند. آنها از روشی مبتنیبر تحلیل متن و یادگیری ماشین به نام I-TEXT استفاده میکنند. این روش با بررسی متن اختراعها و الگوهای موجود در دادهها، تعداد ارجاعهای مورد انتظار را برآورد میکند. سپس پژوهشگران بررسی میکنند که یک اختراع مشخص، اگر مخترع اصلی آن مرد بود، چه تعداد ارجاع میتوانست دریافت کند.
به این ترتیب، مقایسه به برآورد تفاوت برای اختراعی با محتوای ثابت نزدیک میشود. در تحلیلهای بعدی، ویژگیهایی مانند اهمیت اختراع، حوزه فناوری، کارشناس ثبت اختراع و وکیل پرونده نیز کنترل میشوند تا مشخص شود آیا شکاف پس از در نظر گرفتن این عوامل همچنان باقی میماند یا نه؟ این روش امکان بررسی دقیق را فراهم میکند، اما محدودیتهای خود را دارد. الگوی آماری نمیتواند تمام تفاوتهای مشاهدهنشده را حذف کند یا انگیزه افراد را مستقیم نشان دهد. بنابراین، یافتهها باید بهعنوان برآورد آماری تفسیر شوند، نه اثبات قطعی علت هر ارجاع یا ارجاع ندادن.
ارجاع کمتر
یافته اصلی مقاله نشان میدهد اختراعهایی که مخترع اصلی آنها زن است، در مقایسه با برآوردی که برای همان اختراعها در صورت مرد بودن مخترع اصلی بهدست میآید، ارجاعهای کمتری دریافت میکنند. در برآورد اولیه، میانگین شکاف حدود 12/ 2 ارجاع است. با افزودن کنترلهای بیشتر در الگوهای رگرسیونی، این فاصله به حدود 5/ 2 ارجاع میرسد. نویسندگان این مقدار را تقریباً معادل ۱۳ درصد کمتر از میانگین ارجاعهای اختراعهای دارای مخترع اصلی زن گزارش میکنند. این ارقام به این معنا نیست که هر اختراع زنانه 5/ 2 ارجاع کمتر از اختراع مردانه دریافت میکند. نتیجه، میانگین برآوردشده در نمونه پژوهش است. همچنین نمیتوان از آن نتیجه گرفت که کیفیت تمام اختراعهای زنان و مردان یکسان است. نکته اصلی آن است که حتی وقتی محتوای اختراع در روش مورد استفاده ثابت نگه داشته میشود و عوامل دیگری نیز کنترل میشوند، تفاوت در ارجاعهای مورد انتظار همچنان مشاهده میشود. درنتیجه، ویژگیهای قابل مشاهده اختراعها بهتنهایی برای توضیح کامل شکاف کافی نیستند. جنسیت مخترع اصلی با میزان ارجاع گرفتن ارتباط دارد؛ ارتباطی که پس از کنترل مجموعهای از عوامل همچنان باقی میماند. این یافته، پرسش را از میزان مشارکت زنان در خلق نوآوری به نحوه شناسایی و به رسمیت شناختن دستاوردهای آنان منتقل میکند.
ارجاع افراد
برای شناخت منشأ این فاصله، پژوهشگران ارجاعها را براساس اینکه چه کسی آنها را اضافه کرده است، تفکیک میکنند. دادهها امکان میدهند ارجاعهای ثبتشده از سوی مخترعان از ارجاعهایی که کارشناسان ثبت اختراع اضافه میکنند، جدا شوند. سپس جنسیت مخترع اصلی و کارشناس نیز در تحلیل لحاظ میشود. نتیجه نشان میدهد بزرگترین شکاف در ارجاعهایی دیده میشود که مخترعان مرد به اختراعهای پیشین اضافه میکنند. برآورد این بخش حدود منفی 99/ 1 ارجاع است. در ارجاعهایی که مخترعان زن اضافه میکنند نیز فاصلهای منفی مشاهده میشود؛ برآورد آن حدود منفی 08/ 1 ارجاع است. بنابراین، هر دو گروه کمتر از میزان برآوردشده به اختراعهای دارای مخترع اصلی زن ارجاع میدهند، اما اندازه شکاف در میان مخترعان مرد بیشتر است. درباره کارشناسان ثبت اختراع، اندازه تفاوت کوچکتر است. برآوردهای مربوط به کارشناسان مرد، بسته به مشخصات الگو، حدود منفی 10/ 0 تا منفی 14/ 0 ارجاع است. در مقابل، نتایج مربوط به کارشناسان زن، تفاوت آماری معنادار در جهت کمارجاعی به اختراعهای دارای مخترع اصلی زن نشان نمیدهد. این تفکیک یکی از یافتههای مهم مقاله را روشن میکند. شکاف کلی در تعداد ارجاعها را نمیتوان فقط به عملکرد کارشناسان ثبت اختراع نسبت داد. بخش بزرگتری از آن در ارجاعهایی مشاهده میشود که خود مخترعان در پروندههای جدید وارد میکنند (بهویژه مخترعان مرد). بااینحال، پژوهشگران این نتیجه را اثبات قطعی تبعیض عمدی نمیدانند. دادهها نشان میدهند که مخترعان مرد کمتر از مقدار برآوردشده به اختراعهای دارای مخترع اصلی زن ارجاع میدهند، اما علت این رفتار را نمیتوان صرفاً از روی تعداد ارجاعها تعیین کرد.
تبعیض یا تفاوت
یکی از توضیحهای احتمالی، تفاوت در شبکههای حرفهای و میزان آشنایی با آثار دیگران است. مخترعان ممکن است بیشتر با همکارانی آشنا باشند که در شبکههای علمی و فنی نزدیک به آنها فعالیت میکنند. اگر شبکههای حرفهای زنان و مردان بهطور کامل همپوشانی نداشته باشند، احتمال دارد آثار زنان کمتر در معرض توجه برخی مخترعان قرار بگیرد. چنین سازوکاری میتواند حتی بدون تصمیم آگاهانه برای نادیده گرفتن زنان به تفاوت در ارجاعها منجر شود. البته این تنها یکی از توضیحهای ممکن است. مشاهده یک تفاوت آماری با شناسایی علت آن یکسان نیست. بااینحال، نامشخص بودن علت دقیق نیز بهمعنای بیاهمیت بودن خود شکاف نیست. وقتی الگویی در دادهها تکرار میشود و با کنترل عوامل مختلف از بین نمیرود، میتوان آن را مسئلهای جدی برای بررسی بیشتر دانست.
دیده نشدن اختراعها
پژوهشگران بررسی میکنند که آیا کمارجاعی به اختراعهای زنان در همه پروندهها یکسان است یا در بعضی گروهها شدتی بیشتر دارد. نتایج نشان میدهد این شکاف در میان اختراعهایی که براساس شاخصهای مورد استفاده پژوهش اهمیت بالاتری دارند، برجستهتر است. این الگو بهویژه در دسته فناوری نیازهای انسانی و در برخی حوزههای فناوری نوظهور مشاهده میشود. این یافتهها نشان میدهد مسئله فقط به اختراعهایی محدود نیست که از ابتدا، نشانههای کمتری از اثرگذاری دارند. در گروهی از اختراعهای مهم نیز تفاوت در ارجاع گرفتن دیده میشود. البته این نتیجه بهمعنای آن نیست که تمام اختراعهای مهم زنان کمتر ارجاع میگیرند یا همه حوزههای فناوری به یک اندازه تحت تاثیر قرار دارند؛ شدت شکاف میان دستههای فناوری متفاوت است.
نویسندگان همچنین نتایج را با تعریفهای متفاوت از اختراعهای دارای مخترع زن بررسی میکنند؛ ازجمله پروندههایی با یک مخترع زن یا مرد و پروندههایی که ترکیب جنسیتی تیم مخترعان در آنها متفاوت است. نتایج کلی در آزمونهای تکمیلی نیز پابرجا میماند. بررسیهای دیگر نیز برای ارزیابی استحکام نتایج و احتمال تاثیر انتخاب نمونه یا بیشبرازش الگوی انجامشده و یافته اصلی در مشخصات جایگزین نیز باقی میماند.
ارزش کمتر
یکی از پرسشهای مهم این است که آیا شکاف در تعداد ارجاعها به تفاوت در ارزش اقتصادی نیز منجر میشود؟ برای بررسی این موضوع، نویسندگان بخشی از تحلیل را به اختراعهای متعلق به شرکتهای سهامی عام اختصاص میدهند و ارزش بازار شرکتها را بررسی میکنند. نتیجه این بخش با یافتههای مربوط به ارجاعها یکسان نیست. پس از کنترل عوامل مرتبط، پژوهشگران تفاوت آماری معنادار در ارزشگذاری بازار شرکتهای مورد بررسی براساس جنسیت مخترع اصلی پیدا نمیکنند، حتی زمانی که تعداد ارجاعها نیز در تحلیل لحاظ میشود.
این نتیجه باید با احتیاط تفسیر شود. ارزش بازار یک شرکت، معیار مستقیم ارزش اقتصادی یک اختراع مشخص نیست؛ عملکرد شرکت میتواند تحت تاثیر مجموعهای از محصولات، داراییها و فعالیتها قرار داشته باشد. بنابراین، این یافته اثبات نمیکند که تمام اختراعهای زنان و مردان ارزش اقتصادی یکسان دارند. نتیجه محدودتر است. در تحلیل مورد استفاده مقاله، شکافی معنادار در ارزش بازار شرکتهای بررسیشده براساس جنسیت مخترع اصلی مشاهده نمیشود. بااینحال، تفاوت میان دو نتیجه اهمیت دارد. مقاله در تعداد ارجاعها شکافی معنادار دارد، اما همان الگو را در تحلیل ارزش بازار شرکتها نمییابد. این تفاوت یادآوری میکند که ارجاعها معادل ارزش اقتصادی نیستند. با این همه، چون یکی از شاخصهای بررسی اثرگذاری دانش به شمار میروند، شکاف در آنها همچنان قابل توجه است.
مسئله خلق کردن
آنچه مقاله نشان میدهد، روشن و درعینحال محدود است. اختراعهای دارای مخترع اصلی زن، بهطور متوسط ارجاعهای کمتر از مقدار برآوردشده برای همان اختراعها با مخترع اصلی مرد دریافت میکنند. این شکاف پس از کنترل ویژگیهای مختلف باقی میماند و بخشی عمده از آن در ارجاعهای اضافهشده از سوی مخترعان دیده میشود.
بحث درباره نابرابری جنسیتی معمولاً از فرصتهایی آغاز میشود که زنان برای ورود به عرصههای علمی و حرفهای در اختیار دارند یا ندارند. این مطالعه نشان میدهد که شکاف در ارجاعها را نمیتوان صرفاً با تفاوتهای قابل مشاهده میان اختراعها توضیح داد. بنابراین، مسئله شایسته بررسی جدی است، آن هم برای آنکه بفهمیم چه عواملی بر دیده شدن آن اثر میگذارند. در آغاز، از اختراعی گفتیم که ثبت شده بود؛ ایدهای که دیگر از ذهن سازندهاش بیرون آمده و به سند رسمی تبدیل شده بود. اما ثبت شدن پایان داستان نبود. پس از آن، پروندههای دیگری آمدند، مخترعان دیگری دست به کار شدند و شبکهای از ارجاعها شکل گرفت؛ شبکهای که در آن بعضی نامها بیشتر تکرار شدند و بعضی کمتر.
شاید هیچکس در لحظه ثبت یک اختراع نتواند پیشبینی کند که نام سازندهاش تا کجا پیش میرود. شاید کسانی که در پروندههای بعدی به آثار پیشین ارجاع میدهند، هرگز به این فکر نکنند که نام چه کسی را تکرار میکنند و نام چه کسی از قلم میافتد. اما وقتی دادهها از تفاوتی پایدار خبر میدهند، دیگر نمیتوان پرسش را به سرنوشت تصادفی چند اختراع محدود کرد. اگر نوآوری با خلق یک ایده آغاز میشود، اثرگذاری آن به مسیری طولانیتر یعنی به دیده شدن، شناخته شدن و حضور وابسته است. عدالت در این مسیر فقط به معنای فراهم کردن فرصت خلق کردن نیست. باید بررسی کرد که دستاوردهای زنان نیز با معیارهایی منصفانه وارد حافظه جمعی دانش میشوند یا نه؟ زیرا گاهی آنچه از یک اختراع در آینده باقی میماند، تنها خود ایده نیست؛ نامی است که دیگران بارها آن را به یاد میآورند. و اگر نامی کمتر تکرار شود، پرسش مهم این است: آیا واقعاً چیزی کمتر برای گفتن داشته، یا کمتر در معرض شنیده شدن قرار گرفته است؟
دیدگاه تان را بنویسید