شناسه خبر : 50736 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

جلوگیری از بحران مالی

راه‌حل‌های بی‌اثر

جلوگیری از بحران مالی

ترفند مورد علاقه سیاستمداران آن است که برای جذاب‌تر کردن پیش‌بینی‌های بودجه‌ای‌شان وعده رشد اقتصادی می‌دهند. آنها می‌گویند که بدهی تنها معادل نیمی از نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی است و افزایش تولید می‌تواند به همان اندازه کاهش بدهی سودمند باشد. فرآیند جبران عقب‌ماندگی اقتصادهای جنگ‌زده، رونق زادوولد، ورود زنان به نیروی کار و توسعه تحصیلات عالی در اواسط قرن بیستم باعث رشدی شد که به جهان ثروتمند کمک کرد تا بدهی‌‌های باقی‌مانده از جنگ جهانی دوم را بپردازند. اقتصادهای نوظهوری که به لطف فرآیند جبران عقب‌افتادگی یا ثروت‌های بادآورده حاصل از کالاهای تجاری تولید را افزایش دادند، تصمیم گرفتند به جای تمدید بدهی‌ها یا افزایش تورم بدهی‌هایشان را تسویه کنند. امروز میوه‌های دم‌دستی عمدتاً چیده شده‌اند، اما سیاستمداران چپ و راست هنوز برای تقویت امور مالی عمومی به رشد اقتصادی امید بسته‌اند. چپ‌ها از مهاجران بیشتر حمایت می‌کنند و آن را پاسخی طبیعی به مشکل پیر شدن جامعه می‌دانند. راست‌ها بر بهره‌وری تاکید دارند که از طریق کاهش مالیات، مقررات‌زدایی و پیشرفت‌های فناوری به‌دست می‌آید. متاسفانه نه جمعیت و نه بهره‌وری نمی‌تواند بودجه‌های کنونی را نجات دهد. بحث را با افزایش نیروی کار شروع می‌کنیم. شورای مجمع پارلمانی اروپا امسال اعلام کرد که مهاجرت یکی از راه‌حل‌های مسئله پیری جمعیت است. اودا کازو، رئیس‌کل بانک مرکزی ژاپن و کریستین لاگارد، رئیس‌ بانک مرکزی اروپا، در اجلاس سالانه بانک‌‌های مرکزی در جکسون هیل گفتند که کارگران خارجی راه‌حلی طبیعی برای مشکل جمعیتی هستند.  جذابیت این راه‌حل آشکار است. مهاجرت به‌طور مکانیکی تولید ناخالص داخلی را افزایش می‌دهد و بدهی موجود را بین افراد بیشتری پخش می‌کند. در کوتاه‌مدت، کسری بودجه با افزایش مالیات کاهش می‌یابد. همچنین ورود مهاجران بیشتر از جنبه مالی سودمندی بیشتری نسبت به افزایش زادوولد دارد، چون کودکان نمی‌توانند کار کنند. 

مشکل آنجاست که جوانان پیر می‌شوند. نسل دوران انفجار جمعیت به جای کمک به بودجه باری بر دوش آن هستند. امید به زندگی بالا رفته است. افزایش ورود مهاجران یا نوزادان افزایش میانگین طول عمر جمعیت را به تاخیر می‌اندازد، اما نمی‌تواند درنهایت جلوی آن را بگیرد. سرانجام مشکلات دوباره در مقیاسی بزرگ‌تر پدیدار می‌شوند. دیوید مایلز از دفتر ناظر مالی اداره مسئولیت بودجه بریتانیا در مقاله اخیرش نسبت به طرح پانزی جمعیت هشدار داد و نوشت: «آن میزان افزایش جمعیتی که ما برای جبران پیری‌ها لازم داریم بسیار زیاد است و با گذشت زمان بیشتر هم می‌شود.»

این هشدار در بسیاری از کشورها احساس می‌شود. هم ژاپن و هم ایتالیا نرخ زادوولد بسیار پایینی دارند و جمعیتشان روزبه‌روز کمتر می‌شود. مهاجران بیشتر از فروپاشی جمعیتی جلوگیری می‌کنند و فاجعه بودجه‌ای را به تاخیر می‌اندازند. بااین‌حال بسیاری از رای‌دهندگان غربی هم از افزایش تراکم جمعیتی به‌ویژه در اطراف شهرهای موفق هراس دارند. مقررات اغلب جلوی ساختمان‌سازی کافی را می‌گیرد و خدمات اجتماعی در بسیاری از مناطق نتوانسته‌ است هم‌راستا با ورود مهاجران در دهه 2020 پیش برود. این امر واکنش‌های منفی زیادی را برانگیخته است. تحقیقات بانک کانادا نشان می‌دهند که در برخی مناطق هر یک درصد افزایش جمعیت مهاجران ماهر قیمت مسکن را شش تا هشت درصد بالا می‌برد. تراکم جمعیت در بریتانیا هفت برابر میانگین کشورهای ثروتمند است و به خاطر کمبود شدید مسکن در پربازده‌ترین مناطق اطراف لندن این کشور در مقایسه با دیگر کشورهای ثروتمند نمی‌تواند شکاف مالی خود را با افزایش جمعیت پر کند. آمریکا در مجموع فضای زیادی دارد، اما عرضه مسکن در موفق‌ترین مناطق آن که برای مهاجران جذابیت زیادی دارند با تنگناهای زیادی روبه‌رو می‌شود. مخالفت با افزایش ساخت‌وساز در محله‌ها یکی از دشواری‌های سیاسی در مسیر متعادل‌سازی بودجه به‌ شمار می‌رود. همچنین، کشورها در پذیرش پرفایده‌ترین مهاجران (از نظر مالی) ضعیف عمل می‌کنند. مالیات تصاعدی و وجود دولت‌های رفاه باعث می‌شوند در طول عمر یک فرد ماهر و یک فرد کم‌مهارت فاصله زیادی میان آنها به وجود آید. دیوید بیر (Bier) از اندیشکده آزاداندیش موسسه کاتو در یک مقاله کاری می‌نویسد که هر مهاجر معمولی که با مدرک کارشناسی ارشد و در 25 تا 34سالگی به خاک آمریکا وارد می‌شود به قیمت سال 2024 تقریباً 3 /2 میلیون دلار برای دولت فدرال به ارمغان می‌آورد. مهاجر همتای او که بدون دیپلم دبیرستان می‌آید کمتر از 15 هزار دلار در طول عمرش مزیت ایجاد می‌کند. شواهد مشابه از هلند نشان می‌دهند که مهاجران باید حداقل مدرک لیسانس داشته باشند تا بتوانند تاثیر مالی مثبت ایجاد کنند.  متاسفانه موج مهاجرتی که جهان ثروتمند از سال 2020 تجربه کرده بود در مجموع نسبت بالای غیرمعمولی از مهاجران کم‌مهارت از جمله پناهجویان را در خود داشت. بااین‌حال حتی اگر به سمت مهاجران دارای مهارت بالا گرایش پیدا می‌‌کردیم باز هم برای پر کردن شکاف بودجه به تعداد بسیار بالایی از آنها نیاز داشتیم. مزایای حدود 3 /2 میلیون‌دلاری حاصل از ورود یک مهاجر جوان  و ماهر را در نظر بگیرید و آن را با کل شکاف مالی آینده آمریکا مقایسه کنید که طبق برآورد مدل بودجه پن وارتون به 163 تریلیون دلار می‌رسد. برای پر کردن این شکاف به 71 میلیون مهاجر نیاز است. امری که ناممکن خواهد بود.

اما رویای رشد سریع‌تر بهره‌وری چه می‌شود؟ سناتور ران جانسون از وینسکانسین در ماه ژوئن و هنگام دفاع از لایحه بودجه‌ای که کسری را افزایش می‌دهد، گفت: «ما در 10 سال آینده شاهد انقلابی در بهره‌وری کشور خواهیم بود که انتظارش را هم نداریم.» دفتر بودجه کنگره آمریکا سناریویی را تهیه کرده است که بیان می‌کند اگر میانگین رشد بهره‌وری کل عوامل تولید سالانه نیم‌درصد از میزان پیش‌بینی آن بیشتر باشد نسبت بدهی عمومی به تولید ناخالص داخلی در سال 2055 به جای 156 درصد، 113 درصد خواهد بود. تورستن اسلاک از شرکت سهامی خصوصی آپولو در ماه جولای اعلام کرد که هوش مصنوعی می‌تواند مشکل مالی ایالات‌متحده را حل کند.  بااین‌حال حتی رشد مالی هم می‌تواند از نظر مالی جنبه‌های منفی داشته باشد. طرح‌های مستمری همانند تامین اجتماعی اغلب به دستمزدها پیوند خورده‌اند که با افزایش بهره‌وری بالا می‌روند و سود مالی را کاهش می‌دهند. به‌طور اساسی، آنچه برای بهبود پایداری بدهی اهمیت دارد، صرفاً تقویت رشد نیست، بلکه تقویت رشد به نسبت نرخ بهره است. از زمانی که فرانک رمزی مدل متعارف رشد اقتصادی را در سال 1928 نوشت، اقتصاددانان عمدتاً چنین استدلال می‌کردند که صعود و سقوط نرخ‌های بهره‌وری و بهره با یکدیگر اتفاق می‌افتند (هرچند اثبات آن دشوار است). جیسون فورمن از دانشگاه هاروارد سال گذشته نوشت: «در نتیجه، شما نمی‌توانید با اعمال سیاست‌های حامی رشد، شکاف بین نرخ رشد و نرخ بهره را به میزان زیادی کاهش دهید. سرکان ارسلان‌الپ از صندوق بین‌المللی پول و بری آیچنگرین (Eichengreen) از دانشگاه کالیفرنیا هشدار می‌دهند که رشد سریع‌تر، سرمایه‌گذاری بیشتر را تحریک می‌کند و فشار روبه بالایی بر نرخ‌های بهره وارد می‌آورد. شواهد تجربی مربوط به این موضوع پراکنده و بی‌ثبات هستند، اما برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهند که وقتی رشد افزایش می‌یابد نرخ بهره افزایش بیشتری پیدا می‌کند و این امر بدهی‌ها را ناپایدار می‌کند.  حال فرض کنید هوش مصنوعی بتواند بهره‌وری را بالا ببرد. تقاضا برای سرمایه‌گذاری هم‌اکنون بسیار زیاد است. به گفته بانک مورگان استنلی، سرمایه‌گذاری در مراکز داده‌ها، سرورها و تراشه‌ها در سال 2025 در کل جهان به حدود 500 میلیارد دلار خواهد رسید. هرچه خوش‌بینی‌ها نسبت به هوش مصنوعی بیشتر شود هزینه‌ها بالاتر خواهند رفت. مدل کمترخوش‌بینانه اندیشکده Epoch AI نشان می‌دهد که امسال سرمایه‌گذاری بهینه در هوش مصنوعی به 25 تریلیون دلار می‌رسد که تقریباً به اندازه اقتصاد ایالات‌متحده است. آمریکا این ظرفیت را دارد که سرمایه‌گذاری زیادی را جذب کند، اما حتی در این کشور هم درنهایت تقاضای زیاد برای سرمایه‌گذاری نرخ بهره را بالا خواهد برد. طبق طرح رمزی، رشد سریع‌تر از حد انتظار پس‌اندازها را کاهش می‌دهد، زیرا مردم فکر می‌کنند که فردا ثروتمندتر خواهند شد. این امر وضعیت کمبود سرمایه را باز هم بدتر می‌کند. به گفته نیل مهروترا از بانک فدرال‌رزرو مینیاپولیس، این تاثیر جهانی است و زمانی دردناک می‌شود که کشورها با سرعت‌های مختلفی رشد کنند. جریان‌های فرامرزی سرمایه‌ نرخ‌های بهره در میان کشورها را به‌شدت همبسته می‌کنند. بنابراین، رشد سریع آمریکا می‌تواند هزینه سرمایه را برای همه افزایش دهد، حتی اگر آنها در این رشد سهیم نباشند. اروپا با موانع مقرراتی و فقدان پویایی فناوری باید بیش از همه محتاط باشد. لوئیس گاریکانو از مدرسه اقتصاد لندن هشدار می‌دهد که جایگزین موفقیت در هوش مصنوعی، وارد کردن نرخ‌‌های بالای بهره است، درحالی‌که بهره‌وری ثابت می‌ماند. 

آخرین مسئله مربوط به هوش مصنوعی آن است که می‌تواند تقاضا برای بازتوزیع را افزایش دهد. سیلیکون‌ولی چنین انتظاری دارد و پیش‌بینی می‌کند که بسیاری از کارهای دانشی مازاد خواهند شد. بسیاری از متخصصان فناوری از درآمد پایه جهانی (UBI) پشتیبانی می‌کنند. حتی اگر دیدگاه آنها اشتباه باشد این احتمال وجود دارد که دوران اختلال اقتصادی به افزایش تقاضا از دولت‌های رفاه منجر شود. وجود یک کیک اقتصاد بزرگ‌تر شرایط را تسهیل می‌کند. آقایان ارسلان‌الپ و آیچنگرین متوجه شدند که رشد اقتصادی سریع‌تر به تعدیلات مالی موفق می‌انجامد، بخشی به این دلیل که مدیریت مازاد آسان‌تر می‌شود. اما وقتی اختلال به بزرگی هوش مصنوعی باشد به دلایل زیاد باید مراقب باشید که چه چیزی آرزو می‌کنید. 

دراین پرونده بخوانید ...