شناسه خبر : 52114 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

ورودی مقالات

ورودی مقالات

تا پیش از آنکه کسی ادعا کند بازارها کارآمد هستند، متفکران سیاسی ادعا می‌کردند که منافع شخصی بازرگانان ملایم‌تر از هوس‌های شاهزادگان عمل خواهند کرد. آلبرت هیرشمن این مورد فراموش‌شده را در «اشتیاق‌ها و منافع» یادآوری کرد. مونتسکیو در رساله «تجارت ملایم» بر این باور بود که تجارت، رفتارها را ملایم می‌کند. جیمز استوارت عقیده داشت که پیچیدگی اقتصادی با اطمینان بیشتری نسبت به هر قانون اساسی یک شاهزاده را مهار می‌کند، زیرا حاکمی که ماشین‌آلات ظریف تجارت را خراب کند پادشاهی خود را به گدایی خواهد انداخت. جان مینارد کینز ۱۵۰ سال بعد این موضوع را به‌روشنی بیان کرد: بهتر است که یک مرد بر موجودی بانکی خود استبداد کند تا بر همشهریانش. این دیدگاه برای مدت طولانی خوب به نظر می‌رسید. اما ما به جایی رسیده‌ایم که مونتسکیو و آدام اسمیت پیش‌بینی نمی‌کردند. منافع شخصی بازرگانان شور و اشتیاق را رام نکرد. در عوض، با آنها عجین شد و بزرگ‌ترین بازرگانان را به شاهزاده‌هایی تبدیل کرد که تمام اشتهای بی‌نظم قدیمی را با خود حمل می‌کردند. آنها یک استبداد جدید و عجیب‌تر ساختند.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید