شناسه خبر : 52531 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

یک تیر و چند نشان

چگونه دیپلماسی سران، تهدید انرژی را به فرصت تبدیل می‌کند؟

مهدی ازرقی / کارشناس تعاملات بین‌الملل  

18زمستان امسال، کشور با یکی از کم‌سابقه‌ترین دوره‌های کسری گاز روبه‌رو است؛ چالشی که در نگاه نخست تهدیدی برای اقتصاد و رفاه عمومی به‌نظر می‌رسد، اما با اتخاذ تصمیمی هوشمندانه می‌تواند به فرصتی بی‌بدیل تبدیل شود. هنر دیپلماسی دقیقاً در همین نقطه نمایان می‌شود: تبدیل تهدید کسری انرژی به فرصت راهبردی «یک تیر و چند نشان». در همین راستا، سفر پیش‌روی دکتر مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور کشور، به ترکمنستان را نباید تنها یک اتفاق دیپلماتیک معمول پنداشت؛ بلکه این سفر خود زمینه‌ساز فرصتی راهبردی است که ضرورت دارد در مراودات، برنامه‌ریزی‌ها و توافقات آتی به‌طور جدی پیگیری شود. اگر این مسیر با تدبیر دنبال شود، می‌تواند معادله انرژی و جایگاه منطقه‌ای ایران را دگرگون کند. یک تیر این دیپلماسی فعال، می‌تواند مقدمه‌ای برای دستیابی به سه نشان حیاتی باشد: تامین نیاز داخلی در روزهای سرد، تقویت مولفه قدرت و امنیت منطقه‌ای، و ایجاد درآمد ارزی پایدار برای ایران.

گام بزرگ دیپلماسی اقتصادی

تجارت گاز، نقش محوری در معادلات قدرت و اقتصاد منطقه ایفا می‌کند. ایران با برخورداری از موقعیت ژئوپلیتیک بی‌نظیر و شبکه گسترده انتقال گاز، ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به کانون (هاب) گازی منطقه و نقش‌آفرینی موثر در این تجارت راهبردی دارد. در میان مجموعه کشورهای همسایه، ترکمنستان موقعیت ویژه‌ای دارد؛ همسایگی زمینی، زیرساخت‌های مرزی عملیاتی و ذخایر عظیم گازی. سفرهای اخیر وزرای راه و نیرو به عشق‌آباد و امضای قراردادهای عمرانی و واردات برق، قطعاتی از پازل این همکاری را تکمیل کرده است. آنچه اکنون روی میز است، فعال‌سازی حلقه مفقوده این شبکه، یعنی تجارت گاز است که می‌تواند سه دستاورد را همزمان محقق کند و به این ترتیب، گام بزرگ دیپلماسی اقتصادی دولت چهاردهم برداشته شود.

جبران موثر ناترازی گازی در ایران

با نزدیک شدن به فصل سرما، کسری گاز شبکه سراسری بار دیگر نمایان می‌شود. سال گذشته، حجم این کسری حدود ۲۵۰ میلیون مترمکعب در روز بود؛ اما در پی حملات متجاوزانه دشمن در ۲۶ اسفندماه و کاهش ۲۰۰ میلیون مترمکعبی تولید گاز کشور، این رقم تشدید شده است. خوشبختانه با اقدام و تعمیرات فوری متخصصان و مهندسان توانمند شرکت ملی گاز جمهوری اسلامی ایران، حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت ازدست‌رفته به مدار بازگشت. بااین‌حال، میزان کسری گاز در فصل سرما و زمان اوج مصرف، نسبت به سال گذشته رشد چشمگیری خواهد یافت. حتی با وجود اقدامات جبرانی نظیر مدیریت مصرف (صرفه‌جویی تا ۲۰ میلیون مترمکعب در روز) و توقف صادرات به ترکیه و عراق (تا ۳۰ میلیون مترمکعب)، کشور همچنان با ناترازی مضاعف و قابل توجهی نسبت به سال قبل مواجه است؛ مسئله‌ای که دامنه این بحران را به بخش خانگی نیز تسری می‌دهد. در سال‌های اخیر، محدودیت تامین گاز در وهله نخست صنایع انرژی‌بر را هدف می‌گرفت؛ به‌طوری‌که کارخانه‌ها و پتروشیمی‌ها با محدودیت مواجه شده و بخش قابل توجهی از ظرفیت تولید خود را از دست می‌دادند. اما امسال، به‌دلیل آسیب‌دیدگی ظرفیت پالایشگاه‌های پارس جنوبی در پی حملات دشمن صهیونیستی-آمریکایی و افزوده شدن آن به کسری انباشته سال‌های گذشته، این ناترازی تشدید شده است. دامنه این بحران اکنون به سطحی رسیده که تامین گرمایش در استان‌های شمالی و شمال‌ شرقی را نیز مستقیم تهدید می‌کند. این تغییر الگو، ناترازی گاز را از یک چالش صرفاً صنعتی به مسئله‌ای حیاتی «تخصیص منابع در بخش خانگی» تبدیل کرده و فوریت تصمیم‌گیری در سطح کلان را به‌شدت بالا برده است.

از سوی دیگر عدم‌النفع ناشی از قطعی گاز صنایع سالانه حدود پنج میلیارد دلار برآورد می‌شود. صنایع فولاد، سیمان و پتروشیمی که براساس آمار رسمی دولت در مجموع حدود نصف صادرات غیرنفتی کشور را تشکیل می‌دهند، در فصل سرد امسال با محدودیت‌های جدی مواجه می‌شوند. اگر حتی بخش کوچکی از این قطعی گاز جبران شود، درآمد حاصله بسیار بیشتر از هزینه واردات گاز خواهد بود. برای شفاف‌تر شدن موضوع، کافی است در نظر بگیریم که هزینه واردات هر مترمکعب گاز تا حداکثر ۴۰ سنت است، اما ارزش افزوده ایجاد شده از همان میزان گاز در زنجیره تولید صنایع پتروشیمی و فولاد می‌تواند بیش از یک دلار باشد. به این دلیل، می‌توان گفت واردات حداکثری گاز از ترکمنستان، مانع از تحمیل هزینه‌های ناخواسته بر اقتصاد و کاهش درآمدهای ارزی کشور شود.

اهمیت جبران ناترازی گاز، صرفاً در جلوگیری از زیان‌های هنگفت صنعتی و اقتصادی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه با کشیده شدن دامنه قطعی‌ها به بخش‌های عمومی، معیار ارزیابی راه‌حل‌ها نیز تغییر اساسی می‌کند. در این وضعیت، مسئله اصلی دیگر فقط حفظ شاخص‌های تولید صنعتی و صادرات غیرنفتی نیست، بلکه پای تداوم خدمات انرژی به بیمارستان‌ها، مدارس و خانوارها نیز به معادله باز می‌شود. بنابراین، برای درک بهتر وضعیت تامین گاز باید پیامدها و هزینه‌های ناشی از تداوم این محدودیت‌ها را به‌طور شفاف و موردی بررسی کرد؛ زیان‌هایی که در دو سطح کلان به کشور تحمیل می‌شوند:

۱- سطح اقتصادی و عدم‌النفع‌ها: تکرار محدودیت‌های فصلی گاز، افق بازگشت سرمایه در صنایع انرژی‌بر را مبهم و غیرقابل پیش‌بینی می‌کند که نتیجه مستقیم آن، توقف توسعه و کاهش شدید جذابیت سرمایه‌گذاری در این بخش‌های کلیدی است.

۲- سطح اجتماعی و امنیت انرژی عمومی: به خطر افتادن پایداری خدمات در بخش‌های حساس درمانی، آموزشی و خانگی، مستقیم امنیت روانی جامعه را هدف قرار داده و ریسک نارضایتی و بی‌اعتمادی عمومی را به‌شدت بالا می‌برد.

این هزینه‌ها صرفاً در محدوده اعداد و ارقام شبکه انرژی متوقف نمی‌شوند، بلکه آثار مخرب آن به‌سرعت به بدنه اجتماعی، امنیت ملی و تاب‌آوری بلندمدت کشور سرریز خواهد کرد.

کشیده شدن دامنه تهدیدات به این بخش‌هاست که مشخص می‌کند تاب‌آوری شبکه انرژی، صرفاً یک پدیده مفهوم فنی نیست، بلکه به‌عنوان یک رخداد اقتصادی و امنیتی مهم و تعیین‌کننده مطرح می‌شود؛ به این معنا که کشور باید توانایی حفظ جریان پایدار انرژی در برابر شوک‌های فصلی، آسیب‌های زیرساختی و نوسانات عرضه را داشته باشد. تجربه ناترازی گاز در زمستان نشان داده است که صرف اتکا به جریان انتقال گاز از جنوب به شمال کشور، حتی با وجود ذخایر بزرگ، برای تضمین این تاب‌آوری به‌هیچ‌وجه کافی نیست.

در این نقطه است که واردات گاز در چهارچوب یک تجارت پایدار و منطقه‌ای، می‌تواند به‌عنوان موثرترین ابزار برای پر کردن این خلأ عمل کند. این راهکار چندجانبه، نه‌تنها شبکه سراسری را در برابر شوک‌های فصلی مقاوم می‌کند و زمان لازم برای تعمیر و نگهداری زیرساخت‌های داخلی را فراهم می‌آورد، بلکه تامین پایدار گرمایش خانوارها در استان‌های شمالی و شمال شرقی را نیز تضمین می‌کند. بنابراین، تحقق تجارت گاز، فراتر از تصمیمی اقتصادی، یک پدیده راهبردی موثر بر حوزه‌های مختلف است.

18.1

پیوند منافع ایران و همسایگان

ترکمنستان به‌عنوان چهارمین دارنده ذخایر گازی جهان، بیشترین ظرفیت زیرساختی صادرات گاز به ایران را در اختیار دارد. سابقه سه دهه روابط تجاری گاز میان دو کشور و تفاهم‌نامه امضاشده میان رهبر ملی ترکمنستان و دکتر پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران در سال ۱۴۰۳ برای افزایش ظرفیت تجارت گاز، نشان می‌دهد که مسیر همکاری از پیش هموار شده است. براساس بررسی‌های فنی و ظرفیت خطوط لوله میان دو کشور، در کوتاه‌مدت امکان واردات حدود 30 میلیون مترمکعب گاز در روز از این کشور فراهم است. ظرفیتی که در فصل سرد می‌تواند بخش قابل توجهی از نیاز مناطق شمالی و شمال شرقی کشور را پوشش دهد.

این ظرفیت محدود به فصل سرد نیست و می‌تواند در تمام سال جریان داشته باشد؛ اما ترکیب مصرف آن در طول سال تغییر می‌کند. در بازه‌های اوج مصرف، حجم واردات به سمت تامین نیاز صنایع انرژی‌بر و تقویت پایداری شبکه داخلی هدایت می‌شود. در بازه‌های غیراوج که مصرف داخلی کاهش می‌یابد، همین ظرفیت می‌تواند به تجارت و سوآپ گاز به بازارهای منطقه‌ای اختصاص یابد. این طراحی، واردات را از یک رخداد فصلی به یک جریان تجاری در تمام سال تبدیل می‌کند.

تجربه موفق توافق سه‌جانبه ایران، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان که از ابتدای سال ۱۴۰۲ اجرایی شد، نشان داد که سوآپ گاز می‌تواند بدون نیاز به سرمایه‌گذاری سنگین در خطوط لوله جدید، هم نیاز داخلی را تامین کند و هم درآمد ترانزیتی برای کشور ایجاد کند. در مدل سوآپ، گاز ترکمنستان در شمال شرق ایران تحویل داده می‌شود و ایران معادل آن را در نقاط مرزی دیگر تحویل می‌دهد. این سازوکار، هم ارزبری را به حداقل می‌رساند و هم انعطاف‌پذیری شبکه را در تامین نیازهای فصلی و تجاری افزایش می‌دهد.

تقویت جایگاه ژئواکونومیک ایران

وقتی ایران به گره انتقال گاز میان ترکمنستان و بازارهای منطقه‌ای مانند ترکیه، عراق و آذربایجان تبدیل شود، جایگاه آن از یک مصرف‌کننده صرف به یک بازیگر راهبردی تغییر می‌کند. این جایگاه، قدرت چانه‌زنی در معادلات انرژی منطقه را افزایش می‌دهد، همبستگی اقتصادی با همسایگان را تقویت کرده و ایران را به یک نقطه اتکای غیرقابل چشم‌پوشی در جریان انرژی منطقه تبدیل می‌کند. در شرایطی که امنیت انرژی به یک مولفه امنیت ملی تبدیل شده، این جایگاه، خود یک مولفه راهبردی است. از سوی دیگر توسعه قراردادهای سوآپ در طول سال، علاوه بر اینکه هزینه واردات را جبران می‌کند، جریان جدید درآمدی نیز ایجاد می‌کند که به درآمدهای نفتی وابسته نیست. این درآمد، از یک‌سو تراز پرداخت‌ها را تقویت می‌کند و از سوی دیگر، به‌عنوان یک منبع مالی جدید، امکان سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های انرژی داخلی را فراهم می‌کند. به بیان دیگر، درآمد حاصل از تجارت گاز، می‌تواند موتور تامین مالی نوسازی شبکه داخلی شود و یک چرخه خودتقویت‌کننده بسازد.

نکته مهمی که باید در طراحی همکاری با ترکمنستان مورد توجه قرار گیرد، ساختار سیاسی و اقتصادی این کشور است. در ترکمنستان، دولت کنترل کامل بر منابع و قراردادهای انرژی دارد و تصمیم‌گیری به‌صورت متمرکز انجام می‌شود. به همین دلیل، ابتدا باید چهارچوبی سیاسی میان سران دو کشور برای همکاری تعریف شود و سپس شرکت ملی گاز، بخش خصوصی و صنایع بتوانند ذیل آن، گاز مورد نیاز خود را تامین کنند. به این ترتیب، هم تضمین‌کننده پایداری عرضه است و هم از نظر سیاسی، مسیر مذاکره را هموارتر می‌کند.

آمادگی فراتر از انتظار

برخلاف تصور رایج که ترکمنستان را شریکی محتاط در مذاکرات گازی می‌داند، شواهد نشان می‌دهد عشق‌آباد نه‌تنها از همکاری با ایران استقبال می‌کند، بلکه در شرایط حساس نیز آمادگی خود را برای شراکت‌های تجاری و اقتصادی در حوزه‌های انرژی و اقتصاد نشان داده است. نمونه بارز این موضوع، آغاز صادرات برق ترکمنستان به ایران در میانه جنگ و شرایط اضطراری انرژی کشور در تابستان بود. اقدامی که نشان داد ترکمنستان می‌تواند و می‌خواهد در تامین امنیت انرژی ایران نقش فعالی ایفا کند. این اقدام، همراه با استمرار مسیر خطوط ریلی ایران و چین و ترانزیت کالاهای اساسی، نشان‌دهنده آمادگی عشق‌آباد برای نقش‌آفرینی ‌محوری در کریدورهای ترانزیتی منطقه است. ترکمنستان با موقعیت و منابع ویژه خود می‌تواند مکمل راهبردی ایران باشد و فعال‌سازی ظرفیت این دو کشور، در کنار همکاری تجارت گازی و برقی، به شکل‌گیری شراکتی چندجانبه و پایدار می‌انجامد که فراتر از نیازهای مقطعی، جایگاه ایران و امنیت اقتصادی کشور را تقویت می‌کند. این پیشینه، فرض «عدم علاقه ترکمنستان به همکاری» را رد می‌کند و نشان می‌دهد تصمیم نهایی، نه از سوی کشور همسایه، بلکه حاصل جمع‌بندی داخلی و کنار رفتن روش‌های تعامل فنی و بخشی در این پرونده است. با فعال کردن دیپلماسی سران در دولت چهاردهم، زمینه برای تبدیل این فرصت به قراردادهای عملیاتی فراهم شده است؛ اما باید دقت داشت که با توجه به شرایط اضطراری انرژی کشور، زمان استفاده از این پنجره فرصت بسیار محدود است. درواقع، دستیابی به تامین پایدار نیاز داخلی در اوج مصرف، تقویت قدرت و امنیت منطقه‌ای ایران و ایجاد درآمد ارزی پایدار، تنها در صورتی محقق خواهد شد که از این پنجره دیپلماتیک، به‌موقع استفاده شود.

پیگیری جدی برای نهایی‌سازی قرارداد واردات گاز از ترکمنستان، کلید تبدیل این فرصت به یک دستاورد راهبردی است. در شرایطی که ناترازی این بار به بخش خانگی نیز تسری یافته، تامین پایدار انرژی دیگر یک انتخاب راهبردی نیست، بلکه یک ضرورت ملی است. تحقق این هدف بزرگ و تبدیل بحران زمستان به فرصتی راهبردی، مستلزم عملیاتی کردن توافقات گذشته است. گستردگی و اهمیت این موضوع ایجاب می‌کند که ریاست محترم جمهور به‌طور ویژه پیگیر نهایی‌سازی این پرونده راهبردی باشد 

 

دراین پرونده بخوانید ...