شناسه خبر : 39772 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

لبه تیغ

گرفتاری کسب‌وکارها چه نتایجی برای جامعه ایرانی دربر دارد؟

  رضا طهماسبی: کسب‌وکارهای ایرانی همیشه با مساله پیش‌بینی‌ناپذیری آینده، حتی در کوتاه‌مدت، مواجه بوده‌اند. اساساً یکی از عواملی که هر کارآفرینی در ابتدای امر باید آن را مدنظر قرار دهد، این است که نمی‌تواند چشم‌انداز بلندمدتی برای آینده کسب‌وکار خود ترسیم کند و علاوه بر تمام مسائل علمی و عملی و تجربی که در آغاز یک فعالیت اقتصادی مدنظر قرار می‌دهد و محاسبه می‌کند و طرح توجیهی تدوین می‌کند، باید شانس و اقبال را هم در نظر بگیرد. مثلاً اینکه ناگهان سیاستمدار تصمیم بگیرد کالای تولیدی او را مشمول ممنوعیت واردات کند و چه بختی از این بزرگ‌تر که یک بازار انحصاری نصیبش شود، یا برعکس، مواد اولیه یا کالاهای واسطه‌ای مورد نیازش را مشمول همین ممنوعیت کند و او برای پیدا کردن آنچه مورد نیاز است، دست به دامان بازار انحصاری و قیمت‌های بسیار بالا شود و چه‌بسا که توجیه تولید او از بین برود. اینها صرفاً مصادیق کوچک و ملموسی از نوسان‌هایی بود که در قوانین و مقررات حاکم بر فضای کسب‌وکار رخ می‌دهد وگرنه دامنه مداخلاتی که به در تنگنا قرار گرفتن کسب‌وکارها منجر می‌شود، بسیار وسیع و متنوع است.

حالا در کنار مساله مهمی چون بی‌ثباتی سیاستی، مساله تحریم‌ها را اضافه کنید که حداقل در سه سال گذشته سنگین‌ترین فشار را به کل اقتصاد ایران وارد کرده و هر روزنه و منفذی برای تنفس را قیراندود کرده است. شیوع کرونا هم برای کسب‌وکارهای ایرانی قوز بالای قوز بود و بسیاری از بنگاه‌های خدماتی و صنعتی را به ورطه ورشکستگی و تعطیلی کشاند، گرچه برای بسیار معدود بنگاه‌هایی هم خوب و سودآور بود. آمارهایی که گهگاه از سوی مراجع رسمی منتشر می‌شود، نشان می‌دهد کسب‌وکارها وضعیت قابل قبولی ندارند، مثلاً اینکه 2400 بنگاه از کسب‌وکارهای حاضر در شهرک‌های صنعتی کشور گرفتار بحران بدهی به نظام بانکی هستند و چراغ حداقل 1793 واحد از آنها خاموش شده یا در آستانه خاموشی است. تعداد قابل توجهی را بانک‌ها تملک کرده‌اند و در برابر مطالباتشان چیزی جز سوله‌های خالی و خطوط متوقف‌شده گیرشان نیامده است.

اما زیان اصلی متوجه جامعه شده است؛ افرادی که به‌واسطه تعطیل شدن بنگاه‌ها، شغل خود را از دست داده‌اند، یا کارآفرینانی که با گیر افتادن در باتلاق معوقات نمی‌توانند قد راست کنند و بعید است دیگر مسیر کارآفرینی را در پیش گیرند. جامعه در حال مواجه شدن با نیروی کار بیکار و کارآفرینان سوگوار است. آنهایی که سرمایه‌ای اعم از اقتصادی، فرهنگی یا علمی دارند، راه را در بیرون مرزها جست‌وجو می‌کنند و نتیجه جهش قابل توجه خروج سرمایه مالی و سرمایه انسانی است. برای اینکه بیشه کسب‌وکار از شیران تهی نشود، لاجرم باید تسهیل‌گری بسیار بیشتری صورت گیرد، چه با تلاش برای رفع کامل تحریم‌ها و چه پرهیز از هرگونه مداخله ناصواب در بازارها که همیشه ورق را به زیان تولیدکننده و مصرف‌کننده برمی‌گرداند. از دست دادن کارآفرینان و نیروی کار، اعم از ماهر و غیرماهر، مساله‌ای نیست که بتوان به سادگی جبرانش کرد. 

دراین پرونده بخوانید ...