شناسه خبر : 52594 لینک کوتاه

اقتصاددان خیابان لمبارد

پری مهرلینگ چه دستاوردهایی در علم اقتصاد داشته است؟

صدیقه نژادقربان/ نویسنده نشریه 

50در اقتصاد، پول معمولاً از جایی وارد بحث می‌شود که قرار است چیزی را اندازه بگیریم، مبادله‌ای انجام دهیم یا سیاستی برای کنترل تورم و تنظیم نرخ بهره طراحی کنیم. اما اگر از زاویه‌ای دیگر نگاه کنیم، پول واقعاً کجا ساخته می‌شود؟ چرا بعضی وعده‌های پرداخت در بحران اعتبار خود را حفظ می‌کنند و برخی دیگر ناگهان بی‌ارزش می‌شوند؟ چه کسی می‌تواند در حالی که همه به‌دنبال پول نقد هستند، آن را فراهم کند؟

پری مهرلینگ، اقتصاددان آمریکایی، که خبر درگذشتش در ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶ منتشر شد، بخش بزرگی از فعالیت علمی خود را صرف همین پرسش‌ها کرد. موسسه تفکر نوین اقتصادی (INET) و انجمن تاریخ اقتصاد، که مهرلینگ از چهره‌های شناخته‌شده هر دو بود، خبر را اعلام کردند. مهرلینگ در ۶۷سالگی، بر اثر جراحت ناشی از سقوطی که چند روز پیش‌تر رخ داده بود، از دنیا رفت. او سه دهه در دانشگاه کلمبیا و کالج بارنارد تدریس کرد و از سال ۲۰۱۸ به دانشکده مطالعات جهانی فردریک پاردی در دانشگاه بوستون پیوست.

مهرلینگ در اقتصاد پولی و مالی به‌دنبال زبانی برای توضیح سازوکار واقعی نظام مالی بود؛ جایی که پول، اعتبار، بدهی، بازارها و نهادهای عمومی به یکدیگر وابسته‌اند. او به نسلی از اقتصاددانان تعلق داشت که بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ را فرصتی برای بازاندیشی در فهم پول و بانکداری می‌دانستند. مرگش در حالی فرا رسید که پروژه فکری او هنوز ادامه داشت. او در سال‌های پایانی عمر، به تدوین و تکمیل چهارچوبی با عنوان «نگاه پولی»  (Money View)مشغول بود؛ رویکردی برای فهم اقتصاد جهانی که حالا ادامه آن به دیگران سپرده شده است.

شاگرد اول مدرسه لاتین

پری گاندی مهرلینگ (Perry Mehrling) در ۱۴ آگوست ۱۹۵۹ در بوستون به دنیا آمد. او در «بوستون لاتین»، قدیمی‌ترین مدرسه دولتی آمریکا، تحصیل کرد و در سال ۱۹۷۷ شاگرد اول شد. سپس به دانشگاه هاروارد رفت و در رشته مطالعات اجتماعی، با محوریت آثار متفکرانی چون آدام اسمیت، ماکس وبر، کارل مارکس، زیگموند فروید و امیل دورکیم، درس خواند. این آموزش میان‌رشته‌ای در شکل‌گیری نگاه او نقشی پررنگ داشت؛ نگاهی که اقتصاد را جدا از تاریخ و جامعه نمی‌دید و به نسبت میان نظریه‌های اقتصادی و مناسبات واقعی جامعه توجه داشت.

در سال‌های پایانی کارشناسی، مهرلینگ اقتصاد را به‌طور تخصصی دنبال کرد و به اقتصاد پولی علاقه‌مند شد. برای او، مطالعه پول راهی برای فهم روابط میان بانک، دولت، بازار، قدرت و نهادها بود. کتاب «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول» جان مینارد کینز از نخستین آثاری بود که  به‌صورت جدی دنبال کرد. بین سال‌های ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۳ در مدرسه اقتصاد لندن اقتصادسنجی و اقتصاد ریاضی خواند. در آنجا، داگلاس گیل، استاد اقتصاد، پرسشی را پیش رویش گذاشت: چرا نظریه تعادل عمومی، با وجود تلاش برای توضیح کل اقتصاد، جایگاه روشنی برای پول ندارد؟ در اقتصاد واقعی، حتی بنگاهی با دارایی‌های ارزشمند ممکن است به‌دلیل کمبود نقدینگی از پرداخت بدهی‌هایش بازبماند. این فاصله میان ارزش دارایی‌ها و امکان پرداخت به‌موقع، بعدها در مرکز نگاه مهرلینگ به نظام مالی قرار گرفت. او پس از بازگشت به هاروارد، دکترای اقتصاد گرفت.

مهرلینگ در سال ۱۹۸۷ به هیات علمی کالج بارنارد، وابسته به دانشگاه کلمبیا در نیویورک، پیوست و تا سال ۲۰۱۸ در آنجا ماند. زندگی در شهری که وال‌استریت بخشی از هویت اقتصادی آن است، فرصتی برای مطالعه نزدیک بازارهای مالی فراهم کرد. او می‌کوشید زبان معامله‌گران و نظریه‌پردازان را به هم نزدیک کند. در سال ۲۰۱۸ به دانشکده مطالعات جهانی فردریک پاردی در دانشگاه بوستون رفت و استاد اقتصاد سیاسی بین‌الملل شد؛ جایگاهی متناسب با علاقه‌اش به پیوند پول، قدرت و سیاست جهانی.

تاریخ اندیشه، تاریخ نهادهای مالی

نخستین کتاب مهم مهرلینگ، «منافع پولی و منافع عمومی: اندیشه پولی آمریکا، ۱۹۲۰ تا ۱۹۷۰»، در سال ۱۹۹۷ منتشر شد. او در این کتاب به سنتی از اندیشه اقتصادی آمریکا پرداخت که در آن، پول و اعتبار موضوعاتی فنی برای تنظیم بازار نبودند؛ نسبت میان منافع خصوصی، مسئولیت عمومی و سازمان‌دهی نظام پولی نیز اهمیت داشت.

پرسش محوری کتاب این بود که چگونه می‌توان میان منافع فعالان بازارهای مالی و نیازهای گسترده‌تر جامعه تعادل برقرار کرد. بانک‌ها و موسسه‌های مالی برای کسب سود فعالیت می‌کنند، اما عملکرد آنها بر زندگی اقتصادی دیگران نیز اثر می‌گذارد. اختلال در اعتباردهی، محدودشدن دسترسی به منابع مالی یا بی‌ثباتی نظام پرداخت می‌تواند پیامدهایی فراتر از زیان یک موسسه داشته باشد.

مهرلینگ با بازخوانی تاریخ اندیشه پولی آمریکا نشان داد که بحث درباره پول همواره با سازمان اقتصادی و مسئولیت نهادهای عمومی پیوند داشته است. تاریخ برای او مجموعه‌ای از اطلاعات گذشته نبود؛ راهی برای فهم شکل‌گیری نهادهای امروزی و دلایل اهمیت‌یافتن مفاهیم اقتصادی در دوره‌های مختلف بود.

کتاب دوم او، «فیشر بلک و ایده انقلابی مالی»، در سال ۲۰۰۵ منتشر شد. فیشر بلک، اقتصاددان و از چهره‌های مهم نظریه مالی مدرن، به‌واسطه مدل قیمت‌گذاری اختیار معامله که با مایرون اسکولز توسعه داد، شناخته می‌شود. این دستاورد در شکل‌گیری مالیه مدرن اهمیت زیادی داشت.

مهرلینگ در این کتاب فقط زندگی و دستاوردهای یک اقتصاددان را بررسی نکرد؛ موضوع گسترده‌تر او ظهور نظام جدید مالی بود. از دهه ۱۹۷۰ به بعد، گسترش ابزارهای مالی، پیچیده‌ترشدن معاملات و تغییر نقش واسطه‌ها، اقتصاد را دگرگون کرد. دارایی‌های مالی و قراردادهای مرتبط با آنها توسعه یافتند و روابط میان بازار پول، بازار سرمایه و بانک‌ها شکل تازه‌ای پیدا کرد.

فعالیت مالی دیگر به الگوی سنتی سپرده‌گیری و وام‌دهی بانک‌ها محدود نبود. موسسه‌های مختلف می‌توانستند از طریق بازارهای عمده‌فروشی پول، قراردادهای بازخرید و ابزارهای مشتقه منابع جذب کنند و تعهدات خود را مدیریت کنند. این تحولات فرصت‌های تازه‌ای برای تامین مالی ایجاد کردند، اما وابستگی بازارها به منابع کوتاه‌مدت را نیز افزایش دادند.

مهرلینگ با بررسی شکل‌گیری مالیه مدرن، زمینه‌ای تاریخی برای فهم نظامی مهیا کرد که در بحران ۲۰۰۸ با دشواری جدی روبه‌رو شد. در آثار او، تاریخ اقتصاد و نظریه مالی از یکدیگر جدا نیستند؛ نهادها تغییر می‌کنند، ابزارهای تازه پدید می‌آیند و مفاهیم اقتصادی نیز باید برای توضیح این تحولات بازبینی شوند.

بحران ۲۰۰۸ و بازگشت مسئله نقدینگی

بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۸ نشان داد که حتی موسسه‌های بزرگی با دارایی‌های فراوان ممکن است در تامین مالی روزمره به مشکل بربخورند. افت ارزش دارایی‌ها، تردید درباره بازپرداخت بدهی‌ها و بی‌اعتمادی میان موسسه‌های مالی، دسترسی به منابع کوتاه‌مدت را دشوار کرد. در چنین وضعیتی، دارایی کافی تضمین‌کننده بقا نیست؛ موسسه باید بتواند در زمان مناسب به پول دسترسی پیدا کند.

پری مهرلینگ پیش از بحران به این موضوع توجه داشت، اما کتاب «خیابان لمبارد جدید: چگونه فدرال‌رزرو به معامله‌گر آخرین راه‌حل تبدیل شد» در سال ۲۰۱۱، جایگاه این ایده را در اندیشه او تثبیت کرد. نام کتاب به خیابان لمبارد لندن اشاره می‌کند که در تاریخ بانکداری بریتانیا با بازار پول و اعتبار پیوند خورده است.

والتر بگهوت در کتاب «خیابان لمبارد» در سال ۱۸۷۳، نقش بانک مرکزی در بحران‌های بانکی را بررسی کرده بود. براساس برداشت سنتی، بانک مرکزی هنگام هراس مالی به موسسه‌هایی که دچار کمبود نقدینگی هستند وام می‌دهد تا اختلال در پرداخت‌ها به بحرانی فراگیر تبدیل نشود. این وظیفه به نام «وام‌دهنده آخرین راه‌حل» شناخته شد. اما نظام مالی قرن بیست‌ویکم با دوره بگهوت تفاوت داشت. بخش بزرگی از تامین مالی از مسیر بازارها و موسسه‌هایی انجام می‌شد که بیرون از الگوی متعارف بانکداری فعالیت می‌کردند. واسطه‌های مالی منابع کوتاه‌مدت را برای تامین دارایی‌های بلندمدت‌تر یا کم‌نقدشونده به‌کار می‌گرفتند. با کاهش اعتماد و توقف تمدید اعتبار یا پذیرش وثیقه‌ها، منابع مالی می‌توانستند به‌سرعت خشک شوند. مهرلینگ استدلال می‌کرد که در چنین وضعیتی، نقش بانک مرکزی را نمی‌توان فقط با مفهوم وام‌دهنده آخرین راه‌حل توضیح داد. فدرال‌رزرو در بحران ۲۰۰۸ برای حفظ تامین مالی و ادامه معاملات، بیش از گذشته در بازارها مداخله کرد. مهرلینگ این نقش را «معامله‌گر آخرین راه‌حل» نامید؛ یعنی ورود بانک مرکزی هنگامی که بازارهای خصوصی دیگر نمی‌توانند نقدینگی لازم را برای معاملات فراهم کنند. وام‌دهنده آخرین راه‌حل به موسسه‌ گرفتار کمبود نقدینگی وام می‌دهد؛ معامله‌گر آخرین راه‌حل با بازاری مواجه است که خریدوفروش دارایی‌ها و تامین مالی از مسیر آنها مختل شده است. در این وضعیت، بانک مرکزی باید راه ادامه معاملات را هموار کند. این نقش به‌معنای نجات بی‌قیدوشرط همه موسسه‌های مالی نیست. انتظار حمایت عمومی می‌تواند انگیزه پذیرش ریسک را افزایش دهد؛ اما خودداری از مداخله نیز ممکن است بحران نقدینگی را به ورشکستگی‌های زنجیره‌ای تبدیل کند. مهرلینگ توجه را به دشواری اصلی بانکداری مرکزی جلب کرد: حفظ جریان پول و اعتبار، بدون آنکه هزینه ریسک‌پذیری خصوصی بی‌قیدوشرط بر دوش جامعه بیفتد.

دیدن اقتصاد از روی ترازنامه‌ها

مهرلینگ برای مجموعه ایده‌های خود اصطلاح «نگاه پولی» را به‌کار برد؛ رویکردی برای فهم نظام پولی و مالی از درون سازوکارهای آن. در این نگاه، تحلیل یک موسسه مالی با بررسی ترازنامه‌اش آغاز می‌شود: چه دارایی‌هایی دارد، به چه کسانی بدهکار است، منابع مالی خود را از کجا تامین می‌کند و تعهداتش چه زمانی سررسید می‌شوند؟

بانکی را در نظر بگیریم که دارایی‌های ارزشمندی دارد، اما باید بخش بزرگی از بدهی‌هایش را طی چند روز آینده بپردازد. اگر نتواند منابع تازه جذب کند یا دارایی‌هایش را به پول تبدیل کند، ممکن است از انجام تعهداتش بازبماند. ارزش بلندمدت دارایی‌ها در چنین حالتی نیاز فوری بانک به نقدینگی را برطرف نمی‌کند.

از این زاویه، نقدینگی فقط مقدار پول موجود در اقتصاد نیست؛ به دسترسی به منابع مالی در زمان نیاز و آمادگی دیگران برای تامین اعتبار نیز بستگی دارد. پول و اعتبار در شبکه‌ای از وعده‌های پرداخت به هم متصل‌اند و اعتبار هر وعده به توانایی طرف مقابل در انجام تعهداتش وابسته است. نگاه پولی میان اقتصاد پولی و مالیه پیوند برقرار می‌کند. مهرلینگ بر این باور بود که جداسازی مطالعه پول و بانکداری از بازارهای مالی و قیمت‌گذاری دارایی‌ها، فهم نظام واقعی را محدود می‌کند. بانک‌ها، معامله‌گران، صندوق‌ها و بانک‌های مرکزی در بازارهایی فعالیت می‌کنند که تامین مالی، ارزش‌گذاری و پرداخت در آنها به هم وابسته هستند. زمان نیز در این رویکرد نقش دارد. تعهدات مالی سررسید مشخص دارند و پرداخت‌ها را نمی‌توان همیشه به آینده موکول کرد. برای فهم اقتصاد، باید فرآیندهای روزمره تامین مالی و پرداخت را در نظر گرفت، نه‌فقط وضعیت تعادلی بازارها را. مهرلینگ از سال ۱۹۹۶ درس «اقتصاد پول و بانکداری» تدریس می‌کرد و کلاس را به فضایی برای پرورش ایده‌هایش تبدیل کرد. موسسه تفکر اقتصادی نوین در سال ۲۰۱۲ سخنرانی‌های او را ضبط کرد و نسخه آنلاین دوره در سال ۲۰۱۳ از طریق کورسرا در دسترس قرار گرفت. این آموزش صدها هزار مخاطب در سراسر جهان پیدا کرد. این بخشی از میراث مهرلینگ بود؛ تلاشی برای آشناکردن مخاطبان با سازوکارهای واقعی بازار و ساختن زبانی برای توضیح روابط میان پول، اعتبار و نظام مالی.

پول، قدرت و نظام دلاری جهان

آخرین کتاب مهم مهرلینگ، «پول و امپراتوری: چارلز پی. کیندلبرگر و نظام دلاری»، در سال ۲۰۲۲ منتشر شد. او در این اثر به سراغ چارلز کیندلبرگر، اقتصاددان برجسته تاریخ اقتصاد بین‌الملل، رفت؛ متفکری که تحولات اقتصادی را در پیوند با تاریخ، نهادها و مناسبات قدرت بررسی می‌کرد. مهرلینگ با واکاوی زندگی فکری و آثار کیندلبرگر، مسیر تبدیل دلار به ارز محوری نظام مالی بین‌المللی و نقش آن در توسعه اقتصاد جهانی پس از جنگ جهانی دوم را دنبال کرد. از نگاه او، پول بین‌المللی را نمی‌توان از روابط قدرت جدا کرد. کشورها در نظام مالی جهانی جایگاه یکسانی ندارند؛ برخی با اتکا به ارز خود در سطح بین‌المللی تامین مالی می‌کنند، درحالی‌که دیگران برای دسترسی به منابع خارجی به ارزهای معتبرتر نیاز دارند. این تفاوت بر هزینه استقراض، مدیریت بحران و انتخاب‌های سیاست‌گذاران اثر می‌گذارد.

جایگاه دلار فقط با اندازه اقتصاد آمریکا یا سهم آن در تجارت جهانی توضیح داده نمی‌شود. عمق بازارهای مالی، شبکه گسترده موسسه‌های مالی، حضور دارایی‌های دلاری در ذخایر جهانی و نقش دلار در تامین مالی بین‌المللی نیز این موقعیت را تقویت کرده‌اند. در چنین ساختاری، دسترسی به دلار و تامین نقدینگی دلاری هنگام بحران برای بانک‌ها، دولت‌ها و بنگاه‌های خارج از آمریکا اهمیت ویژه‌ای دارد. عنوان «پول و امپراتوری» به همین پیوند اشاره می‌کند: نظام پولی بین‌المللی مجموعه‌ای از قواعد فنی تبدیل ارزها نیست؛ ساختاری برآمده از تاریخ اقتصادی و سیاسی جهان است که توزیع قدرت در آن، فرصت‌ها و محدودیت‌های متفاوتی برای کشورها ایجاد می‌کند. این کتاب ادامه مسیر فکری مهرلینگ بود. او در آثار پیشین خود رابطه منافع خصوصی و عمومی، تحول مالیه مدرن و نقش بانک مرکزی در بازارهای مالی را ارزیابی کرده بود و در آخرین کتاب، همین پرسش‌ها را به مقیاس اقتصاد جهانی برد. موضوع اصلی در تمام این آثار، سازمان‌یافتن پول و اعتبار و نقش آن بر روابط اقتصادی بود.

میراث یک اقتصاددان

اگر بخواهیم بفهمیم چرا نام مهرلینگ می‌ماند، باید به سه چیز نگاه کرد. او میان دو جهانی که دهه‌ها به دو زبان سخن می‌گفتند پل زد؛ اقتصاد دانشگاهی با معادله‌هایش و مالی بازار با ترازنامه‌هایش. نشان داد هر دو درباره یک چیز حرف می‌زنند. نظریه او هم از دل تاریخ برخاست. او باجهوت، کینز، هیکس، مینسکی و کیندلبرگر را فقط نقل نمی‌کرد و از آنها ابزار می‌ساخت. نتیجه نظریه‌ای بود که ریشه در بحران‌های واقعی داشت، به همین دلیل در بحران بعدی هم به کار می‌آمد و به آموزش باور داشت. بیشتر اقتصاددانان مهم برای همتایان خود می‌نویسند. مهرلینگ برای دانشجو، معامله‌گر و خبرنگار هم می‌نوشت. کسی که بتواند پیچیده‌ترین مسئله مالی را روی یک جدول ساده توضیح دهد، میراثی بر جای می‌گذارد که از هر مقاله علمی پایدارتر است. منتقدانی هم داشت. دیدگاه پولی هنوز جایگاه مرکزی در اقتصاد متعارف ندارد و برخی آن را بیش‌ازحد توصیفی می‌دانند و می‌گویند پیش‌بینی کمی دقیقی به‌دست نمی‌دهد. اما شاید همین حاشیه‌نشینی، که او با آگاهی برگزیده بود، به نگاهش حدت بخشید. مهرلینگ راوی پول بود. به ما یادآوری کرد که پشت هر عدد در صفحه بازار، وعده‌ای نشسته است و پشت هر وعده، کسی که باید آن را عملی کند. هر بار که یک بانک مرکزی برای نجات بازاری پا پیش می‌گذارد، عبارتی که او ساخت دوباره به زبان جاری می‌شود. 

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید

 

پربیننده ترین اخبار این شماره

پربیننده ترین اخبار تمام شماره ها