فشار اقتصادی
چرا شهروندان جز اعتراض گزینه دیگری ندارند؟
آلبرت هیرشمن، اندیشمند اقتصاددان، کتابی با عنوان «اعتراض، خروج و وفاداری» دارد که در آن یک نکته کلی بیان میکند و میگوید مصرفکنندگان یک کالا، سهامداران یک شرکت یا شهروندان یک کشور، اگر از آن کالا، شرکت یا کشور ناراضی باشند، چه رویکردهایی را میتوانند اتخاذ کنند. به گفته هیرشمن، افراد میتوانند در تلاش برای بهبود اوضاع اعتراض کنند اما در صورتی که به نتیجه نرسند یا اینکه اساساً از نتیجه تلاش برای بهبود وضع ناامید باشند، راه خروج را انتخاب میکنند. یعنی اگر اعتراضشان نتیجه ندهد، کالای دیگری انتخاب میکنند یا سهامشان را میفروشند و سهام شرکت دیگری را میخرند که از مدیریت آن رضایت دارند. در سطح کشوری هم مردم ابتدا سعی میکنند صدای خودشان را با اعتراض به هیات حاکمه برسانند و کیفیت حکمرانی را بهبود ببخشند. در این فقره اما راهکار خروج گزینهای عمومی نیست و تنها برخی از افراد که از نظر مالی به قدر کفایت برخوردار هستند یا تخصصی دارند که در خارج از مرزها خریدار دارد، میتوانند به این گزینه فکر کنند. دلیل مهاجرتهای قابلتوجه متخصصان، کارآفرینان و فعالان اقتصادی در سالهای اخیر نیز همین است. اما عموم مردم توان خروج ندارند و وقتی شرایط بر آنها سخت میگیرد، تنها راهشان اعتراض است. در چنین شرایطی اعتراض است که گستردهتر میشود و شدت میگیرد. نظام حکمرانی باید اعتراض را به رسمیت بشناسد، صدایش را بشنود و در جهت برآورده کردن خواست مطالبات معترضان گام بردارد. نکته اینکه اعتراضات مردم حداقل در حال حاضر در شرایطی است که برای پاسخ دادن به آن راه چاره وجود دارد، هرچند سخت و بلندمدت اما هنوز میتوان به این اعتراض پاسخی در خور و شایسته شأن شهروندانی دارد که حالا نه فقط معیشت که کرامتشان هم در معرض تهدید است.