رفقای نیمهراه
چرا توافقهای ایران و غرب به نتیجه نمیرسند؟
در سالهای گذشته، هر زمان نشانههایی از امکان کاهش تنش میان ایران و کشورهای غربی پدیدار شده، در کنار امید به گشایش اقتصادی، موجی از مخالفتها نیز در داخل شکل گرفته است. به نظر میرسد بخشی از مقاومت در برابر توافقهای خارجی، ریشه در منافع سیاسی گروههایی دارد که هویت و نفوذ خود را در تقابل با غرب تعریف کردهاند. برای این گروهها، عادیسازی روابط خارجی و کاهش تنش میتواند بهمعنای محدود شدن فضای فعالیت سیاسی و کاهش قدرت اثرگذاری باشد. اما مخالفان توافق فقط به عرصه سیاست محدود نمیشوند. در کنار گروههای سیاسی، برخی ذینفعان اقتصادی نیز ممکن است از ادامه شرایط تحریمی و غیرشفاف منتفع شوند. اقتصاد تحریمزده، اگرچه برای بخش بزرگی از جامعه هزینههای سنگینی به بار میآورد، اما برای برخی بازیگران خاص فرصتهایی ایجاد میکند. از دسترسی به رانتهای ناشی از محدودیتهای تجاری گرفته تا فعالیت در شبکههای غیررسمی و بهرهمندی از انحصارهایی که در شرایط عادی اقتصادی امکان تداوم ندارند. در این میان بدعهدی طرفهای مقابل نیز مسئلهای جدی و قابل بحث است. با این حال مسئله این است که چرا ما و طرفهای مقابل در دو دهه اخیر نتوانستهایم هیچ توافق پایداری داشته باشیم و اگرچه در زمان امضای توافقها، از برجام گرفته تا اسلامآباد، امیدواری زیادی به بهبود شرایط شکل گرفته، در نهایت دو طرف رفقای نیمهراهی بیش نبودند و خیلی زود زیر میز زدند.
دیدگاه تان را بنویسید