شناسه خبر : 52654 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

خیزش علمی اژدها

سرمایه‌گذاری چین در فناوری، چگونه موازنه قدرت را تغییر می‌دهد؟

صالح سپهری‌فر /نویسنده نشریه  

چین در کمتر از پنج دهه، از کشوری با حضور ناچیز در پژوهش‌های علمی بین‌المللی به یکی از قدرت‌های اصلی علم و فناوری جهان تبدیل شده است. این تحول اکنون در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی، نیمه‌رساناها، زیست‌فناوری و اکتشافات فضایی دیده می‌شود. پکن با افزایش سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه، تقویت پژوهش‌های بنیادی و حمایت از شرکت‌های فناور، می‌کوشد جایگاه خود را در اقتصاد دانش‌بنیان جهان ارتقا دهد. اهمیت این روند فراتر از دستاوردهای دانشگاهی است؛ زیرا توانایی تولید دانش و توسعه فناوری‌های پیشرفته، به عاملی تعیین‌کننده در رقابت‌پذیری اقتصادی، استقلال صنعتی و قدرت ژئوپلیتیک کشورها تبدیل شده است. ادامه این مسیر می‌تواند موازنه جهانی فناوری را در سال‌های آینده تغییر دهد، هرچند موانع علمی، اقتصادی و سیاسی همچنان بر چشم‌انداز چین سایه می‌اندازند.

از حاشیه علم جهان تا قدرتی پیشرو

در سال ۱۹۷۸، زمانی که چین روند گشایش اقتصادی و ارتباط بیشتر با جهان را آغاز کرد، سهم پژوهشگران این کشور از تولیدات علمی بین‌المللی بسیار ناچیز بود. براساس داده‌های پایگاه استنادی اسکوپوس (Scopus)، در آن زمان کمتر از ۱۲۰ مقاله علمی از پژوهشگران چینی در مجلات بین‌المللی منتشر شده بود؛ رقمی معادل حدود 02/ 0 درصد از کل مقالات علمی جهان. امروز، چین یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران جهان در تحقیق و توسعه است، در تعداد درخواست‌های ثبت اختراع جایگاهی پیشرو دارد و در پژوهش درباره فناوری‌های راهبردی، از انرژی هسته‌ای تا زیست‌شناسی مصنوعی، نقش مهمی ایفا می‌کند. دانشگاه‌ها و موسسه‌های پژوهشی این کشور نیز به رقبایی جدی برای مراکز دانشگاهی مطرح غرب تبدیل شده‌اند. این تحول نتیجه سیاستی بلندمدت بوده است. رهبران چین طی چند دهه، علم و آموزش را از ارکان توسعه اقتصادی کشور قرار داده‌اند. هزینه‌های تحقیق و توسعه چین در حدود سه دهه تقریباً 100 برابر شده و طی 10 سال گذشته نیز به‌طور متوسط بیش از ۱۰ درصد در سال افزایش یافته است. دولت این کشور توسعه علمی را نه هزینه‌ای جانبی، بلکه سرمایه‌گذاری برای افزایش توان اقتصادی و رقابت‌پذیری بلندمدت می‌داند. یکی از ویژگی‌های این الگو، تداوم برنامه‌ریزی در بازه‌های زمانی طولانی است. ساختار متمرکز چین به دولت امکان می‌دهد منابع مالی و انسانی را برای اهداف مشخص بسیج کند و از پروژه‌هایی حمایت کند که دستیابی به نتایج آنها ممکن است سال‌ها زمان ببرد. بااین‌حال، سنجش جایگاه چین به روش محاسبه هزینه‌ها نیز بستگی دارد. براساس داده‌های سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه (OECD)، چین در سال ۲۰۲۴، با تعدیل هزینه‌های تحقیق و توسعه برمبنای برابری قدرت خرید (PPP)، از آمریکا پیشی گرفت و به بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار جهان در این حوزه تبدیل شد. این روش تفاوت سطح قیمت کالاها و خدمات را در نظر می‌گیرد. اما اگر هزینه‌ها براساس نرخ ارز محاسبه شوند، میزان سرمایه‌گذاری چین همچنان کمتر از آمریکاست و در سال ۲۰۲۴ تقریباً به نصف هزینه‌های این کشور می‌رسید. بنابراین، پیشی گرفتن چین در یکی از معیارهای سرمایه‌گذاری علمی به‌معنای برتری مطلق آن در همه ابعاد پژوهش و فناوری نیست. بااین‌حال، روند کلی نشان می‌دهد که پکن در حال افزایش ظرفیت خود برای تولید دانش و توسعه فناوری است. چین می‌کوشد مزیت اقتصادی خود را از تولید کالا با اتکا به نیروی کار ارزان، به رقابت مبتنی‌بر نوآوری، فناوری‌های پیشرفته و کنترل زنجیره‌های ارزش گسترش دهد.

هوش مصنوعی و نیمه‌رساناها؛ میدان اصلی رقابت

یکی از نشانه‌های برجسته پیشرفت چین، ظهور این کشور به‌عنوان رقیبی جدی در حوزه هوش مصنوعی است. در اوایل سال ۲۰۲۵، شرکت چینی دیپ‌سیک (DeepSeek) با معرفی یک مدل زبانی بزرگ، توجه بازارهای جهانی را جلب کرد. عملکرد این مدل با ابزارهای مطرح شرکت‌های آمریکایی رقابت می‌کرد، درحالی‌که توسعه آن با هزینه‌ای کمتر و منابع محاسباتی محدودتری انجام شده بود. اهمیت این اتفاق فقط به عملکرد یک مدل هوش مصنوعی محدود نمی‌شد؛ بلکه این تصور را تقویت کرد که رقابت در بالاترین سطح فناوری الزاماً به همان میزان سرمایه و منابع محاسباتی شرکت‌های پیشرو آمریکایی نیاز ندارد. ظهور دیپ‌سیک بخشی از تحول گسترده‌تر نظام نوآوری چین است. در گذشته، دانشگاه‌ها و موسسه‌های پژوهشی دولتی نقش اصلی را در تحقیق و توسعه داشتند؛ اما از سال ۲۰۱۰، دولت با حمایت از صنایع نوظهور راهبردی، از خودروهای برقی تا داروسازی، زمینه مشارکت بیشتر شرکت‌های خصوصی را فراهم کرد. اکنون بسیاری از این شرکت‌ها نوآوری را ابزاری برای افزایش سهم بازار و حفظ موقعیت رقابتی خود می‌دانند. دولت نیز در برنامه پنج‌ساله جدید بر تقویت نقش بنگاه‌های خصوصی در نوآوری، آموزش و پژوهش تاکید کرده است. این همکاری میان دولت و بخش خصوصی می‌تواند به تبدیل دانش به محصولات رقابتی کمک کند. دولت زیرساخت و منابع فراهم می‌کند و شرکت‌ها فناوری‌ها را توسعه می‌دهند و به بازار عرضه می‌کنند. تجربه چین در هوش مصنوعی و باتری‌ها نشان می‌دهد که این پیوند به یکی از اجزای مهم راهبرد توسعه فناوری آن تبدیل شده است. صنعت نیمه‌رساناها نمونه دیگری از این راهبرد است. چین در سال ۲۰۱۴ صندوق سرمایه‌گذاری دولتی برای حمایت از این صنعت ایجاد کرد که مرحله نخست آن حدود ۱۰۰ میلیارد یوان، معادل نزدیک به 3/ 16 میلیارد دلار در آن زمان، سرمایه داشت. هدف، تقویت توان داخلی در بخش‌های مختلف زنجیره تامین، از طراحی تراشه تا ساخت تجهیزات تولید آن بود. پس از اعمال محدودیت‌های گسترده آمریکا بر فروش تراشه‌های پیشرفته به چین در سال ۲۰۲۲، پکن حمایت از این صنعت را افزایش داد. مرحله سوم صندوق سرمایه‌گذاری که در سال ۲۰۲۴ راه‌اندازی شد، قرار است حدود ۳۴۴ میلیارد یوان، معادل تقریبی ۵۰ میلیارد دلار، به شرکت‌های فعال در این حوزه اختصاص دهد. این سیاست‌ها نشان می‌دهند که رقابت فناوری فقط بر سر ساخت یک محصول پیشرفته نیست؛ کنترل بخش‌های مختلف زنجیره تامین نیز اهمیت دارد. وابستگی به فناوری خارجی می‌تواند در شرایط تحریم یا محدودیت تجاری آسیب‌پذیری ایجاد کند. ازاین‌رو، تلاش چین برای توسعه صنعت تراشه بخشی از برنامه گسترده‌تر آن برای کاهش وابستگی فناورانه و تقویت استقلال صنعتی است. در سال‌های آینده، نتیجه این تلاش‌ها می‌تواند بر رقابت‌پذیری شرکت‌ها، توسعه هوش مصنوعی و توزیع ظرفیت تولید فناوری‌های پیشرفته در جهان اثر بگذارد. بااین‌حال، سرمایه‌گذاری گسترده به‌تنهایی تضمین نمی‌کند که چین در همه بخش‌های صنعت نیمه‌رسانا به خودکفایی برسد یا از تمام رقبای خود پیشی بگیرد.

18

زیست‌فناوری و اکتشافات فضایی

راهبرد علمی چین به هوش مصنوعی و تراشه‌ها محدود نیست. زیست‌فناوری و زیست‌پزشکی نیز از حوزه‌های مورد توجه دولت هستند. توسعه داروهای نوآورانه و پزشکی انتقالی، که یافته‌های پژوهش‌های بنیادی را به درمان‌های قابل استفاده در محیط بالینی تبدیل می‌کند، بخشی از این برنامه است. این حوزه‌ها می‌توانند به توسعه محصولات جدید و افزایش توان رقابتی صنایع منجر شوند، اما پیشرفت سریع بدون رعایت استانداردهای علمی و اخلاقی مخاطراتی دارد. مرگ دو نفر در جریان آزمایش‌های بالینی در سال گذشته، پرسش‌هایی درباره مقررات و ملاحظات اخلاقی پژوهش‌های پیشرفته زیست‌پزشکی در چین ایجاد کرد. اکتشافات فضایی نیز جایگاه مهمی در برنامه بلندمدت این کشور دارد. چین در سال ۲۰۲۲، پس از حدود سه دهه برنامه‌ریزی و ساخت، ایستگاه فضایی مستقل خود، تیانگونگ، را تکمیل کرد. این دستاورد امکان انجام پژوهش‌های میان‌مدت و بلندمدت در فضا را گسترش داده است. چین همچنین نخستین کشوری بود که یک مریخ‌نورد را در سمت دور ماه فرود آورد. برنامه‌های اعلام‌شده این کشور شامل تلاش برای فرود فضانوردان بر سطح ماه تا سال ۲۰۳۰ و اجرای ماموریتی به مریخ در سال ۲۰۲۸ با هدف بازگرداندن نمونه‌ها به زمین سه سال بعد است. تحقق این اهداف قطعی نیست، اما استمرار برنامه‌ریزی و تخصیص منابع نشان می‌دهد که پکن اکتشافات فضایی را بخشی از راهبرد خود برای تقویت توان علمی و قدرت ملی می‌داند. این برنامه‌ها به ظرفیت‌های گسترده علمی، مهندسی و صنعتی نیاز دارند و می‌توانند توان پژوهشی کشور را در حوزه‌های مختلف گسترش دهند. بااین‌حال، تعیین میزان منافع اقتصادی مستقیم آنها در آینده به شواهد بیشتری نیاز دارد.

سرمایه انسانی و تغییر شبکه جهانی علم

توسعه علمی بدون نیروی انسانی متخصص امکان‌پذیر نیست. یکی از تحولات مهم در موقعیت چین، افزایش نقش پژوهشگران این کشور در شبکه جهانی همکاری‌های دانشگاهی است. مطالعه‌ای در سال ۲۰۲۵ که نزدیک به شش میلیون مقاله علمی را بررسی کرده، نشان می‌دهد سهم پژوهشگران چینی در هدایت همکاری‌های بین‌المللی رو به افزایش است. چین دیگر صرفاً یکی از مشارکت‌کنندگان شبکه جهانی علم نیست، بلکه به یکی از مراکز اصلی آن تبدیل شده است. بازگشت پژوهشگران چینی تحصیل‌کرده در خارج نیز در این روند نقش داشته است. براساس یک مطالعه در سال ۲۰۲۳، حدود ۵۶۰۰ دانشمند بین سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۱ از آمریکا به چین بازگشتند؛ درحالی‌که این رقم در فاصله سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۷ حدود ۶۸۶۰ نفر بود. بهبود فرصت‌های شغلی و پژوهشی در چین، در کنار تغییر فضای سیاسی و سیاست‌های علمی آمریکا، از عوامل مطرح‌شده برای توضیح این روند هستند. البته همه دانشجویان و پژوهشگران چینی که به آمریکا می‌روند، به کشور خود بازنمی‌گردند. طبق داده‌های سال ۲۰۲۴ بنیاد ملی علوم آمریکا، بیش از ۷۹ درصد دریافت‌کنندگان چینی مدرک دکترا در آمریکا قصد داشتند پس از فارغ‌التحصیلی در این کشور بمانند. بنابراین، جابه‌جایی استعدادها روندی یک‌طرفه نیست؛ بااین‌حال، افزایش جذابیت فرصت‌های پژوهشی چین می‌تواند در بلندمدت بر توزیع جهانی سرمایه انسانی اثر بگذارد. چین همچنین برای جذب دانشجویان بین‌المللی تلاش می‌کند. در سال تحصیلی ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵، حدود ۳۸۰ هزار دانشجوی خارجی در این کشور تحصیل می‌کردند که بیشتر آنها از آسیا و آفریقا بودند. دانشگاه‌های چینی با ارائه برنامه‌های تخصصی و بورسیه‌ها در پی جذب دانشجویان و تربیت نیروهای متخصص هستند. توان علمی یک کشور فقط به بودجه و تجهیزات وابسته نیست؛ دسترسی به پژوهشگران توانمند، همکاری‌های بین‌المللی و امکان فعالیت بلندمدت دانشمندان نیز اهمیت دارد. اگر چین بتواند محیط مناسبی برای فعالیت پژوهشگران فراهم کند، ظرفیت آن برای توسعه فناوری‌های جدید تقویت خواهد شد.

چالش تبدیل پژوهش‌ها به نوآوری بنیادی

با وجود رشد چشمگیر تولیدات علمی چین، افزایش تعداد مقالات و سرمایه‌گذاری‌ها لزوماً به اکتشافات بنیادی و تحول‌آفرین منجر نمی‌شود. یکی از چالش‌های مهم این کشور، سهم محدود پژوهش‌های بنیادی از کل هزینه‌های تحقیق و توسعه است. براساس محاسبات مبتنی‌بر داده‌های سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه، سهم پژوهش‌های بنیادی از هزینه‌های تحقیق و توسعه چین در سال ۲۰۲۴ کمتر از هفت درصد بود؛ درحالی‌که رقم متناظر برای آمریکا 4/ 14 درصد، ژاپن 6/ 11 درصد و کره جنوبی 7/ 14 درصد گزارش شده است. سهم چین در سال بعد به رکورد 08/ 7 درصد رسید، اما از هدف هشت‌‌درصدی برنامه پنج‌ساله قبلی نیز پایین‌تر ماند. پژوهش بنیادی با هدف توسعه دانش انجام می‌شود و لزوماً کاربرد تجاری فوری ندارد. بسیاری از فناوری‌های آینده بر یافته‌هایی متکی هستند که هنگام انجام پژوهش، کاربرد اقتصادی مشخصی نداشته‌اند. بنابراین، تمرکز بیش از حد بر نتایج کوتاه‌مدت ممکن است توان یک کشور برای دستیابی به نوآوری‌های بنیادین را محدود کند. نظام ارزیابی دانشگاهی چین نیز با انتقادهایی روبه‌رو است. پژوهشگران اغلب براساس تعداد مقالات منتشرشده در مجلات معتبر و میزان کمک‌هزینه‌های پژوهشی دریافتی ارزیابی می‌شوند. چنین سازوکاری ممکن است انتشار مقالات بیشتر را تشویق کند، اما لزوماً دانشمندان را به انجام پروژه‌های پرریسک و بلندمدت ترغیب نمی‌کند؛ پروژه‌هایی که ممکن است سال‌ها زمان ببرند و حتی به نتیجه نرسند. این فشارها با نگرانی درباره اعتبار پژوهش نیز ارتباط دارند. بررسی مجلات علمی نشان داده است که بین سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴، نزدیک به ۶۰ درصد مقالات پس‌گرفته‌شده در یک تحقیق، دست‌کم نویسندگانی با وابستگی سازمانی به چین داشتند. این آمار به‌معنای آن نیست که چنین سهمی از کل پژوهش‌های چین با تخلف همراه است، اما ابعاد مسئله سلامت علمی را برجسته می‌کند. دولت چین نیز اقداماتی برای مقابله با تخلفات پژوهشی انجام داده است. ازاین‌رو، یکی از عوامل تعیین‌کننده آینده علمی چین، اصلاح نظام ارزیابی پژوهش و ایجاد محیطی است که در آن کیفیت، اصالت و اعتبار علمی بیش از تعداد مقالات اهمیت داشته باشد. افزایش بودجه و گسترش دانشگاه‌ها ظرفیت پژوهش را بالا می‌برد، اما برای دستیابی به نوآوری‌های ماندگار کافی نیست.

آینده رقابت فناوری

روندهای کنونی نشان می‌دهند چین ظرفیت آن را دارد که نقش خود را در تولید علم و توسعه فناوری‌های پیشرفته گسترش دهد. بااین‌حال، مسیر آینده به عوامل متعددی وابسته است و نمی‌توان نتیجه گرفت که ادامه رشد گذشته الزاماً به برتری چین در تمام حوزه‌های فناوری منجر خواهد شد. در یک مسیر احتمالی، چین به افزایش سرمایه‌گذاری، جذب استعدادها و توسعه شرکت‌های نوآور ادامه می‌دهد و همزمان سهم پژوهش‌های بنیادی را تقویت می‌کند. در این صورت، ممکن است از جایگاه یک قدرت بزرگ در تولید علم به یکی از بازیگران محوری در شکل ‌دادن به فناوری‌های نسل بعد تبدیل شود. چنین تحولی می‌تواند رقابت‌پذیری صنایع چین را افزایش دهد و بر توزیع جهانی فعالیت‌های پژوهشی و صنعتی اثر بگذارد. در مسیر دوم، رقابت چین و آمریکا تشدید می‌شود و محدودیت‌های تجاری و فناورانه، هر دو کشور را به تقویت ظرفیت‌های داخلی سوق می‌دهد. این روند می‌تواند سرمایه‌گذاری در فناوری‌های راهبردی را افزایش دهد، اما خطر پراکندگی شبکه‌های همکاری علمی و دشوارتر شدن دسترسی به دانش و تجهیزات خارجی را نیز به همراه دارد. تجربه محدودیت‌های تراشه نشان می‌دهد که وابستگی فناورانه می‌تواند به مسئله‌ای امنیتی تبدیل شود و تصمیم‌های سیاسی بر توسعه صنعتی اثر بگذارند. در مسیر سوم، مشکلات ساختاری پژوهش، کاهش سرعت رشد اقتصادی یا تشدید تنش‌های ژئوپلیتیک مانع تبدیل کامل سرمایه‌گذاری‌های چین به نوآوری‌های بنیادی می‌شوند. در این وضعیت، چین ممکن است همچنان در تولید مقالات و توسعه برخی فناوری‌های کاربردی پیشرو بماند، اما دستیابی به مجموعه‌ای گسترده از اکتشافات بنیادی دشوارتر شود. این مسیرها پیش‌بینی قطعی نیستند، بلکه چهارچوب‌هایی برای بررسی پیامدهای احتمالی روندهای فعلی‌اند. آینده جایگاه علمی چین تنها با میزان هزینه‌های پژوهشی یا تعداد مقالات آن تعیین نخواهد شد؛ کیفیت نظام پژوهش، توان شرکت‌ها در تبدیل دانش به محصولات رقابتی، جذب استعدادها و شرایط همکاری بین‌المللی نیز اهمیت دارند. صعود علمی چین یکی از تحولات مهم در آینده اقتصاد جهانی است. رقابت کشورها در دهه پیش‌رو احتمالاً بیش از گذشته به توانایی تولید دانش، توسعه فناوری‌های پیشرفته و ایجاد اکوسیستم‌های نوآوری وابسته خواهد بود. چین با سرمایه‌گذاری مستمر و برنامه‌ریزی بلندمدت، جایگاه خود را به‌طرزی چشمگیر ارتقا داده است؛ اما تبدیل این روند به برتری پایدار به چگونگی مواجهه آن با چالش‌های داخلی و فشارهای خارجی بستگی دارد. مسئله فقط این نیست که کدام کشور در رتبه نخست قرار می‌گیرد؛ بلکه این است که تغییر موازنه علمی چگونه مسیر توسعه صنایع، رقابت شرکت‌ها و توزیع قدرت فناوری را در سال‌های آینده شکل خواهد داد. 

 

دراین پرونده بخوانید ...