شناسه خبر : 51992 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

اقتصاد خون

گفت‌وگو با بردیا فرزام‌فر درباره چشم‌انداز صنعت پلاسما

اقتصاد خون

خون انسان مایعی پیچیده و حیاتی است که از اجزای گوناگون و پرشماری تشکیل شده است. گلبول‌های قرمز، گلبول‌های سفید، پلاکت‌ها و انواع پروتئین‌های ریز و درشت، هر یک نقشی اساسی در عملکرد بدن ایفا می‌کنند. بسیاری از این اجزا را می‌توان از خون جدا کرد و در درمان طیف گسترده‌ای از بیماری‌ها و عوارض پزشکی به‌کار گرفت. اگر تمام اجزای سلولی خون، شامل گلبول‌های قرمز، گلبول‌های سفید و پلاکت‌ها، از آن جدا شوند، مایعی زردرنگ به نام پلاسما باقی می‌ماند. پلاسما سرشار از مولکول‌های بزرگی است که در فرآیند انعقاد خون نقش دارند، پروتئین‌های کروی موسوم به آلبومین که وظیفه تنظیم و حفظ فشار اسمزی خون در رگ‌ها را بر عهده دارند، و مجموعه‌ای از پادتن‌ها که از مهم‌ترین ابزارهای دفاعی بدن در برابر عفونت‌ها و بیماری‌های خودایمنی به‌شمار می‌روند. پس از استخراج آلبومین و پادتن‌ها از پلاسما و تبدیل آنها به فرآورده‌های دارویی، این محصولات با نام‌هایی مانند ویال آلبومین ۲۰ درصد و ایمونوگلوبولین وریدی ۵۰ میلی‌گرم بر میلی‌لیتر وارد داروخانه‌ها می‌شوند و در اختیار بیماران قرار می‌گیرند. این دو دارو فقط در سال گذشته حدود 8/ 2 هزار میلیارد تومان هزینه بر بیماران و سازمان‌های بیمه‌گر تحمیل کردند. تولید آلبومین و ایمونوگلوبولین وریدی به سه پیش‌نیاز اساسی وابسته است: نخست، دسترسی به حجم قابل‌توجهی از پلاسما که تنها منبع آن خون انسان است؛ دوم، دانش فنی و فناوری لازم برای استخراج این پروتئین‌ها از پلاسما؛ و سوم، امکانات صنعتی برای تبدیل مواد خالص‌سازی‌شده به فرآورده‌های دارویی قابل‌تزریق. تا چند سال پیش، پلاسمای تولیدشده در ایران ناگزیر برای تبدیل به دارو به شرکت‌های خارجی، از جمله شرکت آلمانی بیوتست و شرکت ایتالیایی کدرئون، ارسال می‌شد. این شرکت‌ها در ازای دریافت حق‌العمل و عرضه محصول نهایی با نام تجاری خود، فرآیند استخراج، خالص‌سازی و تولید فرآورده‌های دارویی از پلاسمای ایرانی را انجام می‌دادند و سپس داروهای تولیدشده را به ایران بازمی‌گرداندند. این وضعیت از سال ۱۴۰۰ به‌تدریج تغییر کرد. در آن سال، نخستین پالایشگاه بومی پلاسما فعالیت خود را آغاز کرد و سه سال بعد، دومین پالایشگاه نیز به بهره‌برداری رسید. این دو مجموعه توانستند تا پایان سال ۱۴۰۴ حدود یک‌چهارم بازاری را در اختیار بگیرند که تا چندی پیش به‌طور کامل در انحصار واردات و شرکت‌های خارجی قرار داشت. در گفت‌وگو با بردیا فرزام‌فر، مدیرعامل، بنیان‌گذار و یکی از سهامداران نخستین پالایشگاه ایرانی پلاسما، شرکت مدوک زیست‌دارو، به بررسی چگونگی ورود بخش خصوصی به صنعت پالایش پلاسما و تولید داروهای مشتق از خون انسان پرداخته‌ایم. این گفت‌وگو، روند شکل‌گیری نخستین پالایشگاه بومی پلاسما، چالش‌های توسعه این صنعت و چشم‌انداز حضور بخش خصوصی در بازاری را روایت می‌کند که تا همین چند سال پیش به‌طور کامل در اختیار شرکت‌های خارجی قرار داشت.

    ♦♦♦

به‌عنوان اولین سوال، آیا مدوک زیست‌دارو نخستین تولیدکننده دارو از پلاسمای انسانی در ایران است؟

نه. این‌طور نیست. ما با ظرفیت پالایش ۱۵۰ هزار لیتر پلاسما در سال، نخستین تولیدکننده بومی داروهای مشتق از پلاسما در مقیاس صنعتی هستیم. اما تقدم در پالایش پلاسما در ایران، بی‌چون‌وچرا متعلق به دانشمند بزرگ، آقای دکتر فریدون علا، بنیان‌گذار انتقال خون مدرن در کشور است. همه فعالان این حوزه، از جمله ما، وامدار تلاش‌های ایشان هستیم. دکتر علا ساخت داروهای مشتق از پلاسما را در سطح آزمایشگاهی و با پالایش حدود هشت هزار لیتر پلاسما در سال، از سال ۱۳۵۵ آغاز کردند.

در ۴۵ سال پس از نخستین تلاش برای تولید داروهای مشتق از پلاسما در ایران، اتفاق‌های زیادی رخ داد یا شاید بهتر است بگوییم، بسیاری از اتفاق‌های مهم هرگز رخ نداد. در این مدت، شرکت دولتی پالایش و پژوهش خون تاسیس شد، به شرکت مادر تخصصی تبدیل شد، عنوان «مادر تخصصی» از نام آن حذف شد، به بخش خصوصی واگذار شد و دوباره به دولت بازگشت؛ اما آنچه در تمام این نزدیک به نیم‌قرن محقق نشد، راه‌اندازی یک پالایشگاه پلاسما در کشور بود. چنین سابقه‌ای معمولاً تصویر امیدوارکننده‌ای برای یک سرمایه‌گذار ترسیم نمی‌کند. چه عاملی باعث شد گروه شما وارد عرصه‌ای شود که هم دولت و هم بخش خصوصی پیش از آن در آن ناکام مانده بودند؟

به‌نظر من، کسب‌وکار پالایش پلاسما، مانند هر کسب‌وکار دیگری، دو روی سکه دارد و شما فقط به روی دلسردکننده آن اشاره کردید. روی دیگر سکه، ظرفیت بزرگ بازار بود. در طول دهه ۱۳۹۰، فروش یکی از مهم‌ترین داروهای مشتق از پلاسما، یعنی آلبومین، به قیمت‌های ثابت تقریباً دو برابر شد و فروش ایمونوگلوبولین وریدی نیز حدود پنج برابر افزایش یافت. همزمان، بیماران همواره از کمبود این دو دارو گلایه داشتند و دولت نیز با رشد فزاینده هزینه تامین ارز ترجیحی برای واردات آنها مواجه بود. از نگاه یک سرمایه‌گذار، چنین بازاری جذاب و وسوسه‌کننده است. به‌ویژه وقتی می‌داند تولید داخلی این داروها در مقایسه با واردات به ارز بسیار کمتری نیاز دارد و همین موضوع می‌تواند حمایت و همراهی دولت را نیز به دنبال داشته باشد. البته انگیزه ما فقط اقتصادی نبود. جذابیت انجام کاری زیربنایی و اثرگذار که دیگران، حتی دولت، طی چند دهه نتوانسته بودند آن را به سرانجام برسانند، برای ما انگیزه‌ای مضاعف ایجاد کرد. همین ترکیبِ فرصت اقتصادی، نیاز ملی و میل به انجام یک کار ماندگار، ما را به ورود به این صنعت ترغیب کرد.

تا پیش از سال ۱۴۰۰، بازار داروهای مشتق از پلاسما در ایران در اختیار شرکت‌های بزرگی مانند بیوتست و کدرئون بود؛ شرکت‌هایی با ظرفیت پالایش چندین میلیون لیتر پلاسما در سال، برندهای معتبر و سابقه‌ای چند‌دهه‌ای در بازارهای سخت‌گیر و زیر نظارت اروپا و آمریکا. شما با ظرفیت پالایش ۱۵۰ هزار لیتر در سال، بر چه مزیت رقابتی یا نسبی تکیه کردید که تصور می‌کردید می‌توانید با چنین رقبای قدرتمندی رقابت کنید؟

همه نکاتی که گفتید کاملاً درست است، اما نباید یک واقعیت مهم را نادیده گرفت. سازمان جهانی بهداشت، با وجود آگاهی کامل از مقیاس و قدرت شرکت‌های بزرگ پالایش پلاسما، همواره کشورهای با درآمد متوسط و پایین را به توسعه تولید بومی داروهای مشتق از پلاسما تشویق کرده است. دلیل این توصیه روشن است. بخش عمده بهای تمام‌شده این داروها به قیمت خود پلاسما بازمی‌گردد. شرکت‌های بزرگ بین‌المللی برای تامین هر لیتر پلاسما معمولاً ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار پرداخت می‌کنند. ما در سال ۱۴۰۰، زمانی که نرخ ارز ترجیحی هنوز ۴۲۰۰ تومان بود، تولید را با خرید هر لیتر پلاسما از سازمان انتقال خون به قیمت ۱۸۰ هزار تومان آغاز کردیم؛ یعنی معادل حدود ۴۰ دلار برای هر لیتر. به بیان دیگر، مهم‌ترین نهاده تولید برای ما تقریباً پنج برابر ارزان‌تر از رقبای خارجی تمام می‌شد. همین موضوع یک مزیت نسبی بسیار مهم برای تولیدکننده ایرانی ایجاد می‌کرد. البته این تنها مزیت ما نبود؛ یکی از مهم‌ترین مزیت‌هایی بود که امکان رقابت با شرکت‌های بزرگ بین‌المللی را فراهم کرد.

مزیت نسبی دوم چه بود؟

در همان ۴۵ سالی که شما به آن اشاره کردید، هم دولت و هم بخش خصوصی ایران بارها تلاش کردند فناوری پالایش پلاسما را از شرکت‌های بزرگ اروپایی و استرالیایی دریافت کنند و بر پایه آن در داخل کشور پالایشگاه راه بیندازند، اما همه این تلاش‌ها بی‌نتیجه ماند. خود من نیز پس از خصوصی‌سازی شرکت پالایش و پژوهش خون، مدتی مدیرعامل آن شرکت بودم و خیلی زود به این نتیجه رسیدم که نباید به انتقال این فناوری از خارج امیدوار بود. طرف‌های خارجی هیچ‌گاه پاسخ صریح نمی‌دادند، اما می‌شد حدس زد که به‌دلیل کاربرد بالقوه دوگانه فناوری پالایش پلاسما، نگران پیامدهای همکاری با ایران و واکنش ایالات‌متحده بودند. از سوی دیگر، حفظ بازار جذاب ایران نیز برای آنها اهمیت داشت. بنابراین، وقتی تصمیم گرفتیم پالایشگاه پلاسما را راه‌اندازی کنیم، از همان ابتدا می‌دانستیم که راهی جز آغاز از نقطه صفر و سرمایه‌گذاری بر توسعه فناوری در داخل کشور نداریم.

و ظاهراً این سرمایه‌گذاری نتیجه داد.

حتی بیش از آنچه انتظار داشتیم. شرکت‌های بزرگ بین‌المللی هنگام تبدیل پلاسما به دارو، متعهد می‌شوند از هر لیتر پلاسما حدود 2/ 4 گرم ایمونوگلوبولین و ۲۳ گرم آلبومین تولید کنند. این نسبت‌ها در صنعت جهانی تقریباً استاندارد است. برای ما هم در ابتدا باورکردنی نبود که هم در مقیاس آزمایشگاهی و هم در تولید صنعتی، بازده استخراجمان ۱۰ تا ۱۵ درصد بالاتر از شرکت‌های بزرگ خارجی باشد. اگر در نظر بگیریم که واردات هر گرم ایمونوگلوبولین وریدی دست‌کم ۳۷ دلار ارز از کشور خارج می‌کند، همین ۱۰ درصد افزایش بهره‌وری در پالایش سالانه ۱۵۰ هزار لیتر پلاسما، معادل بیش از دو میلیون و ۳۳۰ هزار دلار ارزش افزوده بیشتر نسبت به تولیدکنندگان خارجی ایجاد می‌کند. این همان مزیت نسبی دوم ما بود و انگیزه‌ای مضاعف برای ادامه مسیر.

نتیجه این دو مزیت نسبی، یعنی دسترسی به پلاسمای ارزان‌تر و بهره‌وری بالاتر در استخراج، چه بوده است؟

از ابتدای سال ۱۴۰۰ تا پایان سال ۱۴۰۴، حدود ۱۰ میلیون یورو ارز ترجیحی دریافت کردیم و با آن 5/ 5 تن آلبومین و 1/ 1 تن ایمونوگلوبولین وریدی تولید و روانه بازار کردیم. اگر این حجم دارو قرار بود از اروپا یا هند وارد شود، دولت باید به ترتیب حدود 5/ 71 میلیون دلار یا 5/ 49 میلیون یورو ارز ترجیحی پرداخت می‌کرد.

مگر ایران از هند داروهای مشتق از پلاسما وارد می‌کند؟

این واردات تقریباً همزمان با آغاز تولید ما شروع شد و حجم آن هم کم نیست. در سال ۱۴۰۳، حدود ۲۸ درصد واردات ایمونوگلوبولین کشور منشأ هندی داشت. این در حالی است که هند همچنان واردکننده خالص داروهای مشتق از پلاسماست و فقط در سال ۲۰۲۴ برای تامین نیاز داخلی خود، ۷۱۱ میلیون دلار پلاسما و فرآورده‌های مشتق از پلاسما وارد کرده است. از سوی دیگر، برای آشنایی با مشکلات بازار پلاسما در هند کافی است در اینترنت جست‌وجو کنید تا با گزارش‌های متعدد درباره فعالیت شبکه‌های سازمان‌یافته قاچاق و جعل در این حوزه روبه‌رو شوید. واقعیت این است که هیچ‌یک از پالایشگاه‌های پلاسمای هند یا فرآورده‌های مشتق از پلاسمای آنها مورد تایید نهادهای معتبر نظارتی کشورهای توسعه‌یافته نیستند و اجازه عرضه در این بازارها را ندارند. اگر در این زمینه تردیدی وجود دارد، کافی است فهرست موسسه‌ها و فرآورده‌های مشتق از خون مورد تایید سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) را که به‌تازگی منتشر شده بررسی کنید. در آن فهرست، واژه «India» تنها یک‌بار دیده می‌شود و آن هم نه به‌معنای کشور هند، بلکه به‌عنوان بخشی از نام شهر «ایندیاناپولیس» در ایالات‌متحده. به‌نظر من، سازمان غذا و داروی ایران باید در سیاست واردات این محصولات بازنگری کند. سابقه صنعت خون و پلاسما در هند، دست‌کم از منظر استانداردهای بین‌المللی، سابقه‌ای نیست که بتوان با اطمینان کامل به آن تکیه کرد. به نظر من، داستان واردات از هند نقطه شروع مناسبی برای توضیح این است که چگونه برخی سیاست‌های دولت، خواسته یا ناخواسته، در حال تضعیف یا حتی از بین بردن مزیت‌های نسبی تولید داخلی هستند. ما براساس یک معادله بسیار ساده وارد این صنعت شدیم؛ معادله‌ای که فقط سه مولفه داشت: دسترسی به پلاسمای ارزان از داخل کشور، برخورداری تولیدکننده و واردکننده از نرخ ارز یکسان، و در نتیجه امکان رقابت قیمت داروی تولید داخل با نمونه وارداتی از اروپا. این فرمول حاصل خوش‌بینی یا خیال‌پردازی نبود؛ بلکه بر پایه تجربه و قواعد تثبیت‌شده بازار دارویی ایران شکل گرفته بود. اما این قواعد، که تصور می‌کردیم پایدار هستند، در مدتی کوتاه تغییر کردند و تمام محاسبات اقتصادی ما را بر هم زدند.

نخستین تغییری که رخ داد، اجبار به رقابت با محصولات هندی بود. دومین مورد چه بود؟

 تصور ما این بود که چون سازمان انتقال خون و پلاسما را از طریق اهدای داوطلبانه دریافت می‌کند و همواره ارز مورد نیازش را با نرخ ترجیحی تامین می‌کند، قیمت پلاسما نیز حداکثر متناسب با نرخ تورم افزایش خواهد یافت. اما واقعیت کاملاً متفاوت بود. قیمت هر لیتر پلاسمای سازمان انتقال خون از ۱۸۰ هزار تومان در سال ۱۴۰۰ به 5/ 4 میلیون تومان در اردیبهشت امسال رسید؛ یعنی افزایشی حدود ۲۴۰۰درصدی. در همین دوره، سازمان غذا و دارو فقط حدود ۱۵۰ درصد با افزایش قیمت محصولات ما موافقت کرد. به بیان دیگر، طی پنج سال، هزینه اصلی تولید ما با نرخی حدود 8/ 7 برابر بیشتر از تورم رسمی افزایش یافت، درحالی‌که قیمت فروش محصول حتی به اندازه نصف نرخ تورم نیز رشد نکرد.

اصل سوم، برابری نرخ ارز تولید و واردات بود؛ اصلی که با مصوبه فروردین‌ماه هیات وزیران عملاً کنار گذاشته شد و ارز ترجیحی فقط به واردات اختصاص یافت.

دقیقاً. این روند از سال گذشته آغاز شد؛ زمانی که ما ناچار شدیم بخشی از مواد اولیه و تجهیزات تولید را با ارز آزاد یا شناور تهیه کنیم. مصوبه فروردین امسال نیز این روند را تکمیل کرد. امروز، در شرایطی که من آن را «آپارتاید ارزی» به نفع واردات می‌نامم، یک تولیدکننده داخلی با ظرفیت پالایش ۱۵۰ هزار لیتر باید با ارزی حدود ۱۵۰ هزار تومان فعالیت کند، درحالی‌که رقبای خارجی با ظرفیت‌های چندده میلیون‌لیتری، از محل ارز ترجیحی ۲۸ هزار و ۵۰۰تومانی وارد بازار ایران می‌شوند. به‌نظر من، چنین تبعیضی از عجیب‌ترین سیاست‌هایی است که در چند دهه اخیر در اقتصاد ایران اجرا شده است. شواهد و مدارک نشان می‌دهد که با وجود افزایش مکرر قیمت پلاسما، رشد نرخ ارز و حتی رقابت با محصولات وارداتی از هند، ما همچنان به هدف اولیه خود پایبند ماندیم و در پایان سال ۱۴۰۴ برای تولید هر گرم داروی مشتق از پلاسما، چند برابر کمتر از نمونه‌های وارداتی اروپایی و هندی از دولت ارز ترجیحی دریافت کردیم. بااین‌حال، دولت به‌جای آنکه ارز محدود و یارانه‌ای خود را در جایی هزینه کند که بیشترین بازده را برای اقتصاد کشور دارد، یعنی تولید داخلی، آن را به وارداتی اختصاص داده است که به ازای هر دلار ارز، داروی کمتری در اختیار بیماران قرار می‌دهد. از نگاه من، این تصمیم بیش از آنکه سیاست‌گذاری باشد، نوعی «خودزنی» است. علاوه بر این، امسال برای نخستین بار صادرات پلاسما بدون الزام به بازگشت فرآورده‌های دارویی به کشور نیز مجاز شده است. مجموعه این سیاست‌ها موجب می‌شود سرمایه‌گذار داخلی انگیزه‌ای برای افزایش ظرفیت تولید نداشته باشد؛ درحالی‌که توسعه ظرفیت پالایش پلاسما می‌توانست سالانه دست‌کم ۵۰ میلیون یورو صرفه‌جویی ارزی برای کشور به همراه داشته باشد.

دراین پرونده بخوانید ...