شناسه خبر : 427 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

کدام کشورها از آزمون‌های PISA درس می‌آموزند

مشقی برای همه

بدبین بودن نسبت به نتایج آزمون‌های مدارس، به ویژه زمانی که عملکرد چیزی پیچیده مانند نظام آموزشی کشور را رتبه‌بندی می‌کنید، آسان است.

بدبین بودن نسبت به نتایج آزمون‌های مدارس، به ویژه زمانی که عملکرد چیزی پیچیده مانند نظام آموزشی کشور را رتبه‌بندی می‌کنید، آسان است. بدون تردید، هر سه سال برنامه بین‌المللی ارزیابی دانش‌آموزان (PISA) که توسط باشگاه OECD (که عمدتاً متشکل از کشورهای ثروتمند است) انجام می‌شود، بیش از 500 هزار دانش‌آموز 15‌ساله را در سه درس ریاضی، روخوانی و علوم، می‌آزماید تا تصویری کلی از سیاست‌های ملی در مدارس به‌ دست آورد.
آخرین نتایج شش دسامبر منتشر شد و بار دیگر دستاوردهای درخشانی را در آسیا نشان داد. دانش‌آموزان سنگاپوری در درس ریاضی تقریباً سه سال از دانش‌آموزان آمریکا جلوتر هستند. بعضی استدلال می‌کنند که تفاوت در نمره‌های ملی نتیجه فرزندپروری و فرهنگ ذاتی است، و بنابراین سیاستگذاران برای بهبود عملکرد دانش‌آموزان کار چندانی نمی‌توانند بکنند. هفته پیش فردی شوخ‌طبع استدلال کرد درسی که از PISA می‌گیریم این است که سایر کشورها باید از چوب غذاخوری استفاده کنند. در واقع، PISA درس بسیار ارزشمندی برای کمک به یادگیری دانش‌آموزان می‌دهد.
فرهنگ اهمیت دارد، اما این‌گونه نیست که موفقیت در PISA حق مسلم آسیای شرقی است. نمرات استونی، که در آنجا مردم از چوب غذاخوری در بیرون از منزل استفاده می‌کنند، از سایر کشورهای اروپایی بالاتر و از نتایج ژاپن پایین‌تر است.
PISA به ما می‌آموزد که روی چه مواردی نباید کار کرد. مثلاً صرف پول بیشتر با نمرات بالاتر در ارتباط است، اما تنها در کشورهای فقیرتر. در میان کشورهایی که قبلاً بیش از 50 هزار دلار به ازای هر دانش‌آموز در تمام زمان سپری کردن در مدرسه خرج کرده‌اند، پول به‌تنهایی هیچ دستاوردی ندارد. مدارس خصوصی نیز مستثنی نیستند، حداقل زمانی که سخن از PISA به میان می‌آید. این تمرین تنها می‌گوید که روی چه مواردی باید کار کرد، و مهم‌ترین بینشی که به دست می‌دهد این است که پراهمیت‌ترین مورد، چیزی است که سر کلاس رخ می‌دهد. کودکان موفق آنهایی هستند که اغلب در معرض تدریس خوب قرار می‌گیرند. گام نخست بالا بردن عملکرد دانش‌آموزان است. در کشورهای فقیر این امر اغلب به معنای گسترش دسترسی دختران به تحصیل است. در کشورهای ثروتمندتر این به معنای کاهش نرخ ترک تحصیل و فرار از مدرسه است؛ دانش‌آموزان ایتالیایی عملکرد نسبتاً ضعیفی دارند زیرا بیش از نیمی از آنها در هر دو هفته حداقل یک‌بار به مدرسه نمی‌روند. بالا بردن عملکرد معلمان نیز کمک‌کننده است. یک دلیل برای اینکه چرا بوئنوس آیرس شاهد بیشترین افزایش نمرات PISA نسبت به هر منطقه دیگر بوده این است که این شهر اعتصاب‌های معلمان را با انجام توافق با آنها به کنترل خود در‌آورده است: با معلمان زمانی مانند افراد حرفه‌ای برخورد می‌شود، که آنها نیز حرفه‌ای عمل کنند. این شهر تربیت معلم و حقوق آنها را بهبود بخشید. معلمان توافق کردند که امتیاز، و نه اتحادیه‌هایشان، تعیین‌کننده میزان ارتقای شغلی آنها باشد.
دانش‌آموزان ضعیف در آزمون PISA ضعیف عمل می‌کنند. اما می‌توان بر تاثیرات فقر فائق آمد. تاثیر پیشینه خانوادگی بر نمرات آزمون در آمریکا بیش از هر کشور دیگر OECD در دهه گذشته افت کرده است. این تا حدی نشان‌دهنده رشد مدارس چارتر بی‌نام و عالی با بودجه دولتی در شهرهای بزرگ است. تلاش‌های روسای جمهور پیشین برای پاسخگویی مدارس تاثیراتی نیز به دنبال داشته است. در استونی تقریباً نیمی از فقیرترین دانش‌آموزان به نتایجی دست یافتند که آنها را در یک‌چهارم بالایی OECD قرار می‌دهد. دلیل این امر انتخاب نکردن برمبنای توانایی است. بسیاری از نظام‌های آموزشی که بالاترین عملکرد را دارند آغاز آموزش رسمی را تا سن شش یا هفت‌سالگی به تعویق می‌اندازند، و در عوض بر آموزش بازی‌محور تکیه می‌کنند. سپس تا سن 16‌سالگی به دانش‌آموزان موضوعات علمی آموزش می‌دهند. حتی در سنگاپور، که دانش‌آموزان می‌توانند زودتر رشته فنی خود را انتخاب کنند، مدارس بر سختگیری علمی همراه با کار عملی تاکید می‌ورزند. همانند دانش‌آموزان لوس که در آزمون رد می‌شوند، بعضی سیاستگذاران ادعا می‌کنند آزمون‌های PISA عادلانه نیستند. مطمئناً PISA تمامی موارد مهم در آموزش را در‌بر نمی‌گیرد. اما سرنخ‌هایی به دست می‌دهد به جای آنکه کار انجام‌شده را تضمین کند. این کار عادلانه، سختگیرانه و کاربردی تکنوکرات‌هاست. اما سیاستمدارانی که آن را نادیده می‌گیرند در واقع به حقایق قدرتمند پشت می‌کنند.
منبع: اکونومیست

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید