در دام بحران
آیا الگوی تاریخی چرخه رجوع به تکنوکراتها متوقف شده است؟
در تاریخ معاصر ایران الگویی آشنا بارها تکرار شده است، هرگاه بحران از توان سازوکار معمول سیاستگذاری فراتر رفته، نظام سیاسی به نیروهایی میدان داده که مهمترین مزیتشان توان حل مسئله بوده است. بازگرداندن محمدعلی فروغی در شهریور ۱۳۲۰ شاید یکی از روشنترین نمونههای این الگو باشد. فروغی با وجود تلاشهای زیادی که برای نهادسازی در آغاز حکومت رضاشاه داشت، بعد از مدتی مورد غضب قرار گرفت و خانهنشین شد. اما شش سال بعد که کشور اشغال شد، ارتش فروپاشید و خطر ازهمگسیختگی نظام سیاسی جدی شد، همگان دوباره به یاد فروغی و تجربه و تخصص او افتادند و او را بازگرداندند.
در تاریخ معاصر ایران میتوان صورتهای متفاوتی از تکرار همین الگو را مشاهده کرد. وفور منابع که اغلب درآمدهای نفتی بوده، باعث شد نظام حکمرانی عذر تکنوکراتها را بخواهد و با بروز بحران دوباره به دامن آنها پناه ببرد. در شرایط عادی یا شرایط رونق، حکومتها الزاماً کارآمدترین افراد را انتخاب نمیکنند. وفاداری سیاسی، حفظ ائتلاف حاکم و توزیع منافع میان گروههای مختلف در انتخاب مدیران سهم بالاتری دارد اما بروز بحران، معادله را تغییر میدهد. در چنین شرایطی حل مسئله بر بخشی از ملاحظات سیاسی غلبه میکند و افرادی که پیشتر در حاشیه قرار داشتند فرصت بیشتری برای ورود به مرکز تصمیمگیری پیدا میکنند.
با این حال به نظر میرسد در سالهای اخیر گروههای ذینفع تاحدودی مانع از تکرار این الگو شدهاند. کسانی که نفعشان در تداوم وضع موجود است، تلاش میکنند در برابر تکنوکراتها بایستند و مانع از اصلاح امور شوند.