اقتصاددان دوران رکود
بدون کینز اقتصاد جهان چه چیزی کم داشت؟
جان مینارد کینز پنجم ژوئن ۱۸۸۳ به دنیا آمد. کتاب مهم او، «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول» که سرآغاز اقتصاد کلان مدرن بهشمار میرود، در ژوئن ۱۹۳۶ منتشر شد. کنفرانس برتون وودز که یکی از مهمترین دستاوردهای فکری و عملی کینز محسوب میشود، در چنین روزهایی در سال ۱۹۴۴ برگزار شد تا ساختار و نظم اقتصادی جهان پس از جنگ جهانی دوم را بر پایه نظام اقتصاد آزاد جهانی طراحی کند. برنامه مارشال نیز در ژوئن ۱۹۴۷ آغاز شد.
بااینحال، در زمان حیات کینز هنوز جنگ جهانی دوم به پایان نرسیده بود. بازسازی ویرانیهای جنگ آغاز نشده و نهادهای جدید اقتصادی بینالمللی نیز شکل نگرفته بودند. پس از مرگ او، هر سه عامل تقریباً همزمان فعال شدند. تنها یک یا دو سال پس از درگذشت کینز، جهان وارد دورهای شد که بسیاری از توصیههای او به سیاست رسمی دولتها در سراسر جهان تبدیل شد. کینز اگرچه در زمان حیات خود اقتصاددانی شناختهشده و اثرگذار بود، اما دایره نفوذ اندیشههای او پس از مرگش بسیار بیشتر، عمیقتر و گستردهتر شد.
مرگ کینز در سال ۱۹۴۶ تقریباً با آغاز دورهای مصادف شد که دولتهای غربی، نهادهای مالی بینالمللی و دانشگاهها نظریات او را به یکی از ستونهای اصلی سیاستگذاری اقتصادی تبدیل کردند. او زمانی درگذشت که جهان تازه آماده شده بود به سخنانش گوش دهد. در این پرونده میکوشیم به این پرسشها پاسخ دهیم که چگونه نظرات کینز در میانه قرن بیستم بر دنیا چیره شد، اقتصاد جهان تا چه اندازه مدیون اندیشههای کینز است و چرا سیاستمداران بیش از اقتصاددانان کلاسیک، طرفدار نظریات اقتصاددانان کینزی هستند؟
دیدگاه تان را بنویسید