صورتحساب آتش
جنگ چگونه هزینه اصلاحات بهتعویقافتاده را آشکار میکند؟
جنگ معمولاً با تورم همراه است. وقتی جنگی آغاز میشود، بخشی از ظرفیت تولید از بین میرود، تجارت خارجی مختل میشود، هزینه حملونقل و مبادله افزایش مییابد و همزمان، مخارج نظامی دولت بالا میرود. دولتها ناچارند منابع بیشتری برای جنگ تجهیز کنند، درحالیکه ممکن است درآمدهایشان کاهش یافته باشد. اگر این شکاف از طریق مالیات، درآمدهای خارجی یا استقراض غیرتورمی پوشش داده نشود، معمولاً پای بانک مرکزی و خلق پول به میان میآید. به همین دلیل، تاریخ اقتصاد پر از نمونههایی است که در آنها جنگ، کسری بودجه و رشد نقدینگی دست به دست هم داده و به تورمهای شدید و گاه فروپاشی پول ملی منجر شدهاند. بااینحال سوال این است که آیا جنگ تورم خلق میکند؟
اقتصـاددانـان مـیگـوینـد اقتصــاد صورتحسابهای پرداختنشده را فراموش نمیکند. کسری بودجهای که اصلاح نمیشود، بانکی که ناتراز باقی میماند، صندوقی که کسری آن هر سال بزرگتر میشود و قیمتی که اصلاح آن مدام به آینده موکول میشود، ناپدید نمیشوند. بدهیها انباشته میشوند تا روزی که موعد پرداخت فرابرسد. در اقتصاد ما، بخش مهمی از این صورتحساب، با «تورم» پرداخت میشود. جنگ نیز وقتی بر چنین اقتصادی نازل میشود، موعد پرداخت میتواند بسیار زودتر از آنچه تصور میکنیم فرابرسد. به قول والری لگاسوف در آخرین سکانس سریال «چرنوبیل»: «هر دروغی که میگوییم، به حقیقت بدهکارمان میکند و دیر یا زود، باید این بدهی را پرداخت کنیم.» اما در اقتصاد، چه کسی باید هزینه واقعیتهایی را بپردازد که سالها انکار شدهاند؟
دیدگاه تان را بنویسید