شناسه خبر : 52254 لینک کوتاه

توطئه خرید

بنگاه‌ها چگونه ما را به مصرف بیشتر ترغیب می‌کنند؟

الهام چیذری/ نویسنده نشریه 

60گاهی اوقات خرید کردن با پرداخت هزینه و خارج شدن مشتری از فروشگاه به پایان می‌رسید. امروز اما، خود خرید بیش از پیش به نقطه آغاز خرید بعدی تبدیل شده است. هنوز مدل جدید یک تلفن همراه وارد بازار نشده، تبلیغ مدل جدیدتر آن آغاز می‌شود. مدها به‌سرعت تغییر می‌کنند، فروشگاه‌های اینترنتی با نمایش عبارت‌هایی مانند «فقط چند عدد باقی مانده» احساس فوریت القا می‌کنند و شمارش معکوس پایان تخفیف، مشتری را به تصمیمی سریع‌تر سوق می‌دهد. حتی اشتراک‌های آنلاین نیز ممکن است بدون اقدام مستقیم کاربر، به‌صورت خودکار تمدید شوند. در چنین محیطی، مصرف دیگر فقط پاسخی به نیاز نیست، بلکه بیش از پیش تحت تاثیر سازوکارهایی قرار دارد که خرید را آسان‌تر، چندباره و مقاومت در برابر آن را دشوارتر می‌کنند. این پرسش در قلب مستند «همین حالا بخر: توطئه خرید» محصول سال ۲۰۲۴ نتفلیکس به کارگردانی نیک استیسی، قرار دارد. مستند راهبردهایی را بررسی می‌کند که برندهای بزرگ برای حفظ مصرف‌کنندگان در چرخه خرید به‌کار می‌گیرند و این الگو را به مسائلی مانند تعویض مداوم محصولات، تولید زباله و آسیب‌های زیست‌محیطی پیوند می‌دهد.

اما پرسش اصلی فراتر از عادت‌های فردی خرید است؛ اگر کسب‌وکارها از فروش بیشتر سود می‌برند، چه سازوکارهایی می‌تواند مصرف‌کنندگان را به خریدهای بیشتر از نیاز واقعی‌شان سوق دهد؟ پاسخ دیگر فقط تبلیغات سنتی نیست. پلتفرم‌های دیجیتال می‌توانند رفتار کاربران را تحلیل کنند، پیشنهادهای خرید را شخصی‌سازی کنند، احساس فوریت به وجود بیاورند و روند خرید را به چند کلیک کاهش دهند. در همین حال، عرضه مداوم محصولات جدید می‌تواند کالاهای موجود را در ذهن مصرف‌کننده قدیمی یا ناکافی جلوه دهد. شواهد نیز نشان می‌دهد که این روش‌ها صرفاً مواردی پراکنده نیستند. سازمان همکاری‌‌های اقتصادی و توسعه (OECD) در سال ۲۰۲۴ گزارش داد که ۹ نفر از هر ۱۰ مصرف‌کننده مورد بررسی در ۲۰ کشور، دست‌کم با یک «الگوی تجاری تاریک» مواجه شده‌اند؛ شیوه‌هایی در طراحی دیجیتال که می‌توانند انتخاب مصرف‌کننده را تحت تاثیر قرار دهند یا او را به تصمیم‌هایی برخلاف منافعش سوق دهند. بنابراین، مسئله فقط این نیست که مصرف‌کنندگان باید کمتر خرید کنند. مسئله مهم‌تر اقتصادی این است که کسب‌وکارهای مدرن چگونه تقاضا ایجاد می‌کنند، چگونه به مصرف مکرر دامن می‌زنند و چه کسی هزینه‌های گسترده‌تر این مصرف را می‌پردازد. از دستکاری دیجیتال و جایگزینی زودهنگام محصولات گرفته تا استخراج منابع و تولید زباله، این مستند نقطه شروعی برای بررسی اقتصادی است که در آن موفق‌ترین فروش ممکن است فروشی باشد که خرید بعدی را تقریباً اجتناب‌ناپذیر می‌کند.

فراتر از «همین حالا بخر»

ترغیب مشتری به خرید، بخش طبیعی رقابت در بازار است. آنچه تغییر کرده، پیچیدگی ابزارهایی است که کسب‌وکارها در اختیار دارند. پلتفرم‌های دیجیتال می‌توانند نحوه جست‌وجو، کلیک، مقایسه و خرید کاربران را رصد کنند و محیط خرید را براساس رفتار آنها طراحی کنند. در نتیجه، مصرف‌کننده امروز فقط در معرض تبلیغات نیست؛ خود فضای خرید نیز می‌تواند بر تصمیم او نقش داشته باشد. یکی از روشن‌ترین نمونه‌ها، «الگوهای تجاری تاریک» است. این روش‌ها شامل گزینه‌های از پیش انتخاب‌شده، ایجاد احساس کاذب کمیابی یا فوریت، تایید اجتماعی گمراه‌کننده، پنهان کردن اطلاعات و دشوار کردن فرآیند لغو خدمات هستند. این تکنیک‌ها از ویژگی‌های قابل پیش‌بینی رفتار انسان، مانند حساسیت به کمیابی، تمایل به پیروی از دیگران و بی‌میلی به رها کردن فرآیندی که برای آن زمان صرف کرده‌ایم، بهره می‌گیرند. مقیاس این پدیده قابل توجه است. در نظرسنجی سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه از بیش از ۳۵ هزار مصرف‌کننده در ۲۰ کشور، ۹ نفر از هر ۱۰ نفر دست‌کم با یک نمونه از این الگوها مواجه شده بودند. در بررسی دیگری در سال ۲۰۲۴، ۶۴۲ وب‌سایت و اپلیکیشن ارائه‌دهنده خدمات اشتراکی مورد ارزیابی قرار گرفت؛ در نزدیک به ۷۶ درصد آنها دست‌کم یک نمونه احتمالی از الگوهای تجاری تاریک و در حدود ۶۷ درصد آنها چند نمونه از این روش‌ها ردیابی شد. البته نهادهای ناظر تاکید کردند که وجود چنین الگویی به‌تنهایی به‌معنای نقض قانون نیست.

مدل‌های اشتراکی نمونه روشنی از تغییر اقتصاد مصرف هستند. در خرید یک‌باره، مشتری هر بار باید تصمیم جدیدی بگیرد؛ اما اشتراک می‌تواند تصمیم اولیه را به درآمدی مستمر تبدیل کند. هزینه‌های کوچک و دوره‌ای نیز ممکن است در میان مخارج روزمره کمتر به چشم بیایند. کمیسیون تجارت فدرال آمریکا در سال ۲۰۲۴ از مقررات «لغو با یک کلیک» خبر داد و اعلام کرد تعداد شکایت‌های مربوط به اشتراک‌های دوره‌ای و تمدید خودکار از حدود ۴۲ مورد در روز در سال ۲۰۲۱ به نزدیک ۷۰ مورد در روز در سال ۲۰۲۴ رسیده است. البته سهولت خرید یا هر تخفیف و اشتراکی را نمی‌توان ذاتاً عامل دستکاری دانست. مسئله زمانی جدی می‌شود که طراحی انتخاب‌ها به‌طور نظام‌مند، خرید را آسان‌تر از مقاومت در برابر آن یا ثبت‌نام را آسان‌تر از لغو کند. در این شرایط، شرکت‌ها فقط بر سر قیمت و کیفیت رقابت نمی‌کنند، بلکه برای جلب توجه، شکل‌دهی به عادت‌ها و اثرگذاری بر تصمیم‌های مصرف‌کنندگان نیز رقابت دارند.

اقتصاد جایگزینی بی‌پایان

افزایش فروش فقط از طریق ترغیب مشتری به خرید حاصل نمی‌شود؛ کوتاه کردن فاصله میان دو خرید نیز می‌تواند به همان اندازه مهم باشد. تلفن همراهی که پس از دو سال جایگزین می‌شود، لباسی که پس از چندبار پوشیدن کنار گذاشته می‌شود یا نرم‌افزاری که هر ماه تمدید می‌شود، نمونه‌هایی از یک اصل اقتصادی مشترک‌اند: درآمد زمانی می‌تواند بالا برود که محصولات و خدمات به‌جای برآورده کردن یک‌باره نیاز، معاملات مکرر ایجاد کنند.

اینجاست که بحث از تبلیغات به طراحی محصول و الگوی کسب‌وکار می‌رسد. مستند «همین حالا بخر» مسئله «کهنگی برنامه‌ریزی‌شده» را مطرح می‌کند، اما ادعای اینکه شرکت‌ها محصولات را عمداً طوری می‌سازند که خراب شوند، بیش‌ازحد ساده‌انگارانه است. طول عمر محصول به عوامل مختلفی از جمله تغییر فناوری، ترجیحات مصرف‌کننده، پشتیبانی نرم‌افزاری، هزینه تعمیر، دسترسی به قطعات و اقتصاد تولید بستگی دارد. پرسش دقیق‌تر این است که آیا برخی محصولات و الگو‌های کسب‌وکار، تعمیر، استفاده مجدد یا ارتقا را در مقایسه با خرید محصول جدید دشوارتر یا کم‌صرفه‌تر می‌کنند یا خیر. اتحادیه اروپا این مسئله را به‌عنوان موضوعی اقتصادی و مرتبط با حقوق مصرف‌کننده دنبال کرده است. مقررات سال ۲۰۲۴ درباره طراحی زیست‌محیطی محصولات پایدار، ویژگی‌هایی مانند دوام، قابلیت تعمیر، استفاده مجدد، ارتقا، نگهداری و بازسازی را مورد توجه قرار می‌دهد و به مسئله منسوخ‌ شدن زودهنگام نیز می‌پردازد.

منطق اقتصادی روشن است: اگر محصولات سریع‌تر جایگزین شوند، تولیدکنندگان و خرده‌فروشان واحدهای بیشتری می‌فروشند؛ اما هزینه تولید و دفع این محصولات اضافی لزوماً در انگیزه اقتصادی فروشنده منعکس نمی‌شود. مصرف‌کننده نیز باید میان تعمیر، نگهداری یا ارتقای محصول موجود و خرید کالایی جدید دست به انتخاب بزند. فناوری این تضاد را آشکارتر می‌کند. یک دستگاه جدید ممکن است واقعاً عملکرد بهتری داشته باشد، اما عرضه مداوم مدل‌های جدید می‌تواند این تصور را نیز ایجاد کند که مدل قبلی دیگر کافی نیست. در صنعت مد، تغییر سریع روندها همین چرخه را با سرعت بیشتری تکرار می‌کند. در نرم‌افزار و خدمات اشتراکی نیز مصرف‌کننده به‌جای خرید دائمی یک محصول، برای دسترسی مداوم هزینه می‌پردازد. این مدل می‌تواند مزایایی مانند به‌روزرسانی منظم و هزینه اولیه کمتر داشته باشد، اما رابطه میان مصرف و درآمد را تغییر می‌دهد. شرکت به‌جای فروش محصول جدید به هر مشتری، باید مشتری را در چرخه پرداخت حفظ کند. در نتیجه، مسئله اصلی صرفاً منسوخ شدن عمدی یک محصول نیست، بلکه انگیزه گسترده‌تر کسب‌وکار برای ایجاد «تقاضای مستمر» است. مصرف در این مدل به چرخه‌ای از خرید، ارتقا، جایگزینی و خرید دوباره تبدیل می‌شود.

اقتصاد دورریختنی

داستان اقتصادی با خرید محصول تمام نمی‌شود. هر کالای فروخته‌شده به استخراج، فرآوری، حمل‌ونقل، بسته‌بندی و درنهایت دفع منابع نیاز دارد. هرچه مصرف سریع‌تر شود، فشار بر تمام این مراحل نیز افزایش می‌یابد. بنابراین مسئله فقط خرید بیش از نیاز نیست، هزینه‌هایی است که نظام مبتنی‌بر مصرف مستمر فراتر از قیمت پرداخت‌شده ایجاد می‌کند.

براساس چشم‌انداز جهانی منابع ۲۰۲۴ برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد، استخراج منابع طبیعی زمین طی پنج دهه گذشته سه برابر شده است و بدون تغییرات فوری، می‌تواند تا سال ۲۰۶۰ حدود ۶۰ درصد بیشتر از سطح سال ۲۰۲۰ شود. البته مصرف ذاتاً زیان‌بار نیست؛ رشد مصرف می‌تواند نشانه بهبود سطح زندگی باشد. مشکل زمانی پدیدار می‌شود که رشد اقتصادی به گردش سریع محصولات و استخراج مداوم منابع جدید وابسته شود. تلفن همراهی که هنوز قابل استفاده است اما جایگزین می‌شود، لباس‌هایی که پس از چند بار پوشیدن دور ریخته می‌شوند و کالاهایی که به‌دلیل دشواری تعمیر کنار گذاشته می‌شوند، همگی تقاضای اضافی برای مواد اولیه و انرژی ایجاد می‌کنند. پیامد این الگو در مدیریت پسماند نیز آشکار است. برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد پیش‌بینی می‌کند حجم پسماند جامد شهری از حدود 1/ 2 میلیارد تن در سال ۲۰۲۳ به 8/ 3 میلیارد تن در سال ۲۰۵۰ برسد. هزینه مستقیم جهانی مدیریت پسماند در سال ۲۰۲۰ حدود ۲۵۲ میلیارد دلار برآورد شده و با احتساب هزینه‌های پنهان ناشی از آلودگی، آسیب‌های بهداشتی و پیامدهای اقلیمی، به ۳۶۱ میلیارد دلار می‌رسد؛ رقمی که بدون اقدام جدی می‌تواند تا سال ۲۰۵۰ به حدود ۶۴۰ میلیارد دلار در سال افزایش یابد.

این ارقام تفاوت میان قیمت خصوصی و هزینه اجتماعی یک محصول را نشان می‌دهند. وقتی مصرف‌کننده برای یک دستگاه ۵۰۰ دلار می‌پردازد، این مبلغ معامله میان خریدار و فروشنده را پوشش می‌دهد، اما الزاماً هزینه‌های زیست‌محیطی و اجتماعی استخراج مواد اولیه، تولید، حمل‌ونقل و دفع محصول را شامل نمی‌شود. بخشی از این هزینه‌ها بر دوش دولت‌ها، نظام مدیریت پسماند، جوامع و نسل‌های آینده قرار می‌گیرد. ازاین‌رو، مستند «همین حالا بخر: توطئه خرید» درنهایت درباره انگیزه‌های اقتصادی نیز هست. کسب‌وکار از فروش محصول درآمد کسب می‌کند، اما بخشی از پیامدهای تولید و دفع آن خارج از معامله رخ می‌دهد. اگر بازارها و مقررات این هزینه‌ها را در تصمیم‌های اقتصادی وارد نکنند، انگیزه فروش بیشتر می‌تواند از انگیزه کاهش مصرف منابع قوی‌تر باقی بماند.

راه‌حل، کنار گذاشتن رشد اقتصادی نیست. برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد بر اقتصاد چرخشی تاکید می‌کند؛ اقتصادی که در آن محصولات و مواد اولیه از طریق کاهش مصرف، استفاده مجدد، تعمیر، بازسازی و بازیافت مدتی طولانی‌تر در چرخه اقتصادی باقی می‌مانند. بنابراین، هدف باید ایجاد محیطی باشد که کسب‌وکارها بتوانند از طریق طراحی محصولات بادوام‌تر، اقتصادی کردن تعمیر و تغییر الگو‌های کسب‌وکار از فروش هر چه بیشتر کالا به ارائه محصولات و خدمات ماندگارتر با منابع کمتر، ارزش بیشتری خلق کنند.

اقتصاد مصرف متفاوت

اگر مستند «همین حالا بخر» سازوکارهای مصرف مستمر و هزینه‌های آن را نشان می‌دهد، پرسش نهایی این است که چه باید کرد. پاسخ نمی‌تواند فقط بر دوش مصرف‌کننده باشد. از مردم نمی‌توان انتظار داشت هر تبلیغ را نادیده بگیرند، هر رابط کاربری دستکاری‌کننده را تشخیص دهند و در هر خرید بادوام‌ترین گزینه را انتخاب کنند؛ زیرا چنین انتظاری فرض می‌کند همه اطلاعات کامل، زمان کافی و دسترسی برابر به گزینه‌های جایگزین دارند. در واقعیت، خود ساختار بازار بر انتخاب‌های آنها اثر می‌گذارد.

یک راهکار، تقویت حمایت از مصرف‌کننده است. مقررات مربوط به الگوهای تجاری تاریک می‌تواند پنهان کردن اطلاعات، ایجاد فشار مصنوعی و دشوار کردن لغو خدمات را محدود کند. هدف، ممنوع کردن تبلیغات یا تجارت دیجیتال نیست، بلکه ایجاد رقابتی است که در آن شرکت‌ها نتوانند عامدانه از ضعف‌های قابل پیش‌بینی در تصمیم‌گیری مصرف‌کنندگان سوءاستفاده کنند.

راهکار دیگر، تغییر اقتصاد تعمیر و دوام محصولات است. اگر تعمیر تقریباً به اندازه خرید محصول جدید هزینه داشته باشد یا قطعات یدکی و اطلاعات لازم در دسترس نباشد، جایگزینی از نظر مالی جذاب‌تر خواهد بود. بنابراین سیاست‌گذاری می‌تواند به‌جای اینکه فقط به مصرف‌کننده بگوید چه بخرد، شرایطی ایجاد کند که تعمیر و استفاده مجدد بتوانند با خرید محصول جدید رقابت کنند.

اتحادیه اروپا در این زمینه گام‌های مهمی برداشته است. مقررات سال ۲۰۲۴ درباره طراحی زیست‌محیطی محصولات پایدار، دوام، قابلیت تعمیر، استفاده مجدد، ارتقا، بازسازی و بازیافت را در نظر می‌گیرد و به جلوگیری از منسوخ ‌شدن زودهنگام محصولات می‌پردازد. «دستورالعمل حق تعمیر» نیز که در جولای ۲۰۲۴ لازم‌الاجرا شد، کشورهای عضو را موظف می‌کند از ۳۱ جولای ۲۰۲۶ چهارچوب آن را اجرا کنند. همچنین دستورالعمل توانمندسازی مصرف‌کنندگان برای گذار سبز، اطلاعات مربوط به دوام و قابلیت تعمیر را تقویت کرده و با سبزشویی و منسوخ‌سازی زودهنگام مقابله می‌کند.

این سیاست‌ها درنهایت تعریف ما از «ارزش» را تغییر می‌دهند. محصولی که دو برابر بیشتر عمر می‌کند و به‌راحتی قابل تعمیر است، ممکن است برای جامعه ارزشمندتر از کالای ارزان‌تری باشد که مرتب جایگزین می‌شود. به همین دلیل، الگوهای کسب‌وکار جدید اهمیت پیدا می‌کنند: تعمیر، بازسازی، فروش مجدد، اجاره، لیزینگ، ارتقا و «محصول به‌عنوان خدمت» می‌توانند به شرکت‌ها اجازه دهند از افزایش عمر محصول نیز درآمد کسب کنند، نه‌فقط از فروش محصول جدید.

درنهایت، پیام مستند این نیست که مصرف باید متوقف شود. مردم به کالاها نیاز دارند، کسب‌وکارها به مشتری و اقتصاد به تولید و مبادله. پرسش عمیق‌تر این است که آیا موفقیت اقتصادی الزاماً باید به متقاعد کردن مردم برای مصرف بیشتر و سریع‌تر وابسته باشد. مدلی متفاوت می‌تواند موفقیت را نه‌فقط با تعداد کالاهای فروخته‌شده، بلکه با ارزشی که از هر محصول ایجاد می‌شود، مدت‌زمان مفید بودن آن و توانایی اقتصاد در حفظ مواد اولیه در چرخه تولید و مصرف بسنجد. در چنین اقتصادی، چرخه «بخر، استفاده کن، دور بینداز و جایگزین کن» می‌تواند به «بخر، استفاده کن، تعمیر کن، دوباره استفاده کن و بازیابی کن» تغییر یابد.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید