شناسه خبر : 12445 لینک کوتاه

واکاوی دلایل شکل‌گیری سرقت‌های علمی در گفت‌وگو با علی‌اصغر سعیدی

اجبار به انتخاب مسیر میانبر

علی‌اصغر سعیدی، جامعه‌شناس و عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، حاکمیت دیدگاه کمی‌گرا در دانشگاه‌های ایران را عامل شکل‌گیری فعالیت‌های متقلبانه در حوزه علم و دانشگاه توصیف می‌کند.

علی‌اصغر سعیدی، جامعه‌شناس و عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، حاکمیت دیدگاه کمی‌گرا در دانشگاه‌های ایران را عامل شکل‌گیری فعالیت‌های متقلبانه در حوزه علم و دانشگاه توصیف می‌کند. در آستانه روز پژوهش با این استاد دانشگاه درباره دلایل افول جایگاه دستاوردهای علمی واقعی نزد دانشگاهیان گفت‌وگو کردیم. سعیدی در این گفت‌وگو حاصل تحقیقات خود و همکارانش در دانشگاه تهران را در اختیار تجارت فردا می‌گذارد.


چندی پیش در خبرها آمده بود که تعدادی از مقالات نوشته‌شده از سوی محققان ایرانی، به دلیل جعل علمی و دستکاری در مقالات دیگر، از سوی ناشر مجله معتبر علمی نیچر به حال تعلیق درآمده و مقالات دیگر نیز در حال بررسی است. برخی بر این عقیده‌اند که افشای این موضوع، به منزله بدنامی علمی جامعه دانشگاهی ایران است، دیدگاه شما در این باره چیست؟ چرا دانشگاهیان ایرانی به دنبال سرقت علمی می‌روند؟

از اینکه به این موضوع مهم می‌پردازید از شما سپاسگزارم. به نظر من این حادثه در حد یک فاجعه ملی برای دانشگاه‌های ماست و اینکه این نوع مسائل که تنها باید در دانشگاه‌ها مطرح شود به رسانه‌ها کشیده شده، نشان می‌دهد مساله‌ مهمی رخ داده است. خوشبختانه به غیر از رسانه‌ها، مسوولان نیز به آن واکنش نشان داده‌اند، اما متاسفانه نوع واکنش‌ها به ریشه‌ها اشاره‌ای نمی‌کند و اگر از این واقعه درس نگیریم و اقدامات اساسی انجام ندهیم در بر همان پاشنه سابق خواهد چرخید. به نظر می‌رسد، شانس با ما یار بوده که از سوی نهادهای حرفه‌ای بین‌المللی ارزیابی شده‌ایم و باید از این فرصت استفاده کنیم و نظام ارزیابی حرفه‌ای در ایران را اصلاح کنیم. در حال حاضر، آکادمی بین‌المللی منتظر واکنش ایران است وگرنه اعتماد از دست‌رفته باز نخواهد گشت و ممکن است روند ارزیابی و داوری مقالات ایرانی‌ها را به سبک جدیدی انجام دهند یا اصلاً از پذیرش مقالات سر باز بزنند.

اما ظهور این نوع سرقت‌ها چندین دلیل و علت دارد. اولاً، ساده‌ترین دلیل، انگیزه اقتصادی است، یعنی استادان از چاپ این نوع مقالات در مجلات خارجی، از دانشگاه مربوطه و برخی وزارتخانه‌ها مبالغی عایدی خواهند داشت. دوم، چاپ این‌گونه مقالات خارجی باانگیزه منزلتی صورت می‌گیرد، یعنی این نوع استادان با چاپ مقالات علمی به یکدیگر فخر می‌فروشند و خود را می‌خواهند عالم‌تر نشان دهند. سوم، و مهم‌تر از همه، چون یکی از اهداف وزارت علوم و دانشگاه‌ها ارتقای رتبه علمی است و این هدف با ابزارهای موجود فراهم نمی‌شود و زمان و امکانات مختلفی لازم دارد از این‌رو استادان را مجبور می‌کند میانبر بزنند. به عبارت دیگر، اگر هدف‌گذاری ارتقای رتبه علمی دانشگاه‌ها از طریق سرانه چاپ مقالات خارجی با وسایل و ابزارهای موجود منطبق بود مسلماً این اتفاق نمی‌افتاد.

به نظر شما چه ابزارهایی برای رسیدن به هدف ارتقای علمی، که هدف هر نظام دانشگاهی است، باید وجود داشته باشد؟

انتشار مقالات در ژورنال‌های خارجی مهم است. اما نخست باید بتوان مقاله به زبان خارجی نوشت. برخی استادان در ایران درس خوانده‌اند و تمام عمر به زبان فارسی نوشته‌اند. مسلماً اینجا یک تبعیض وجود دارد و اینکه زبان خارجی را از ابتدا فرانگرفته‌اند و در اوج تحصیلات مجبورند به زبان خارجه بنویسند. اگر برایشان کسب رتبه‌های بالای جهانی مطرح است یکی از ابزارهایش دانستن عالی یک زبان بین‌المللی است. ما در بسیاری موارد دانش بسیار بیشتری از استادان خارجی ممکن است داشته باشیم اما قدرت انتقال این در گرو عناصر زبانی است. در رشته‌های علوم انسانی و اجتماعی این به‌مراتب مشکل‌تر است و این را مترجمان و زبان‌شناسان به‌خوبی درک می‌کنند. حتی برخی فیلسوفان نیز این بحث را مطرح کرده‌اند که فرهنگ‌ها که از طریق زبان منعکس می‌شوند، روی هم نمی‌توانند پنجره باز کنند و به سختی می‌توان این ترجمه را انجام داد. بنابراین چنین خواستی تکلیف فوق طاقت بر دوش استادان است و متاسفانه انحراف ایجاد کرده. دوم اینکه تحقیق زمانبر است. مثلاً بیشتر دانشگاه‌های معتبر از استادان تازه‌وارد خواسته‌اند در نشریات خاصی که رتبه بسیار بالا و ارجاع مقالاتش هم بالاست مقاله چاپ کنند اما چون می‌دانند تنها فرآیند چاپ مقاله در یک مجله معتبر تقریباً دو سال طول می‌کشد، پنج سال برای چاپ یک مقاله فرصت می‌دهند و استاد غیر از وظایف آموزشی به کار تحقیق می‌پردازد و نتیجه را به چاپ می‌رساند. هدف این دانشگاه‌ها هم اقتصادی است اما راه اینکه بنگاه‌ها در بخش‌های مختلف اقتصادی با آنها کار کنند و بودجه‌های تحقیقاتی‌شان را در اختیار آنها بگذارند این است که رتبه دانشگاه بالا باشد. مسلماً این مجلات هر مقاله‌ای را چاپ نمی‌کنند بلکه یک دستاورد مهم علمی را به چاپ می‌رسانند. اگر استادی مقاله در این مجلات چاپ نکرد عذرش را می‌خواهند در نتیجه شما دانشگاهی را می‌بینید که رتبه‌اش بالا می‌رود چون استادش در مجله معروفی مقاله چاپ کرده است.

با این وصف آیا از نظر شما فشار انتشار مقاله در ژورنال‌های معتبر علمی خارجی برای بدنه نحیف علمی دانشگاهی کشور تا این اندازه که منجر به سرقت علمی شود، لازم است؟

سیاست آموزش عالی مبتنی بر آموزش توده‌ای قرار گرفته است. یعنی هر سال تعداد بیشتری از جوانان بالای 18 سال باید به دانشگاه راه پیدا کنند. از یک‌سو، اتخاذ رهیافت آموزش توده‌ای برای کاهش نابرابری اجتماعی لازم است و از سوی دیگر، بیکاری جوانان دولتمردان را مجبور کرده، سال‌های ورود جوانان به بازار کار را با ورود به دانشگاه به تاخیر بیندازند. حتی این مساله آنقدر طولانی شده که تعداد متقاضیان دکترا روز‌به‌روز بیشتر می‌شود و دانشگاه‌های غیر‌دولتی مجبورند برای تامین مالی، دوره‌های دکترای بیشتری بگذارند؛ به این دلیل که متقاضیان کارشناسی‌شان روز‌به‌روز کمتر می‌شود. از این‌رو شما در آینده نزدیک با خیل فارغ‌التحصیلان بیکار با مدرک دکترا روبه‌رو هستید. برخی به طنز راهکار اشتغال اینها را تاسیس دانشگاه‌های بیشتری می‌دانند. نتیجه این می‌شود که بدنه دانشگاه در حال تحمل کردن فشار بالایی است. در نتیجه نسبت دانشجو به استاد افزایش پیدا کرده و استاد را در موقعیتی قرار داده که زمان کافی برای کار پژوهشی ندارد، از این‌رو دانشجو با استفاده از نام استاد مقاله می‌نویسد.

به چه دلیل انجام تحقیق و پژوهش واقعی و ارائه دستاوردهای آن در دیدگاه ما جایی ندارد؟

مسبب اصلی به نظر من حاکمیت دیدگاه کمی‌گرا در دانشگاه‌های ماست. اگر نوبلیست‌هایی مانند هارت و هولمستروم امروز بیایند و تقاضای استخدام در دانشگاه‌های ما بدهند با مرتبه استادیاری استخدام می‌شوند. اگر چند سال پیش قبل از نوبلیست شدن تقاضا می‌کردند اصلاً استخدام نمی‌شدند، به این دلیل که مقاله کافی نداشتند. از این‌رو می‌بینید که مساله‌ ما مربوط است به اینکه نمی‌توانیم کیفیت را تشخیص دهیم و بر اساس آن جایگاه علمی افراد را تعیین کنیم. در نظام ارتقای استادان، کمی‌گرایی اجازه پیشرفت علمی را نمی‌دهد. نگاه کنید برای انجام یک تحقیق شاید سال‌ها پژوهش لازم باشد؛ همچنان که نوبلیست‌ها انجام می‌دهند. اما استاد باید نگران مرتبه سالانه‌اش باشد و اینکه متهم به کم‌کاری نشود. به هر حال استاد محقق مجبور است چیزی چاپ کند و همین، تمرکز علمی روی تحقیقات اساسی او را بر هم می‌زند. جالب بعد از انجام تحقیق است که ارزشیابی کمی اجازه نمی‌دهد فرد به دنبال تحقیقات کاربردی اساسی و بنیادی برود؛ به این دلیل که نتیجه امر تفاوت چندانی با نوشتن مقاله ندارد. مثلاً کتاب دکتر کاتوزیان کم‌وبیش همان میزان نمره می‌گیرد که کتاب یا مقاله دانشجویی که در مدت اندکی نوشته شده

تعداد متقاضیان دکترا روز‌به‌روز بیشتر می‌شود و دانشگاه‌های غیر‌دولتی مجبورند برای تامین مالی، دوره‌های دکترای بیشتری بگذارند؛ به این دلیل که متقاضیان کارشناسی‌شان روز‌به‌روز کمتر می‌شود. از این‌رو در آینده نزدیک با خیل فارغ‌التحصیلان بیکار با مدرک دکترا روبه‌رو خواهیم شد.
.

نگاه کنید معمولاً در هفته‌های پژوهش پژوهشگران برجسته و نمونه را انتخاب می‌کنند اما ملاک انتخاب همین نظام کمی‌گراست. بر اساس فرآیندهای انتخاب کمی‌گرا نمی‌توان به کسی «نمونه» گفت که مفهومی کیفی است. البته اگر جایزه‌ها برای تشویق باشد خیلی هم مهم است و پیشرفت علمی هر کشور در گرو نظام تشویق است اما در کنار این نظام باید مقررات بدون تبعیض و قائل به تنبیه برای خاطیان هم باشد تا کسی از اعتماد عمومی به دانشگاه که همه امیدهای پیشرفت یک مملکت به آن بسته شده است ناامید نشود. وقتی برنامه سالانه «چهره‌های ماندگار» به پایان رسید، واقعاً خرسند شدم؛ چراکه معلوم نبود ادامه این روند به کجا می‌رسید. می‌خواهم نتیجه بگیرم انتخاب استاد نمونه و برجسته باید با اجماع عالمان صورت گیرد؛ مانند جوایز نوبل، که فرآیندی طولانی دارد.

طبیعی نیست دانشجویی که می‌تواند پایان‌نامه‌اش را از خیابان تهیه کند، برای تهیه مقاله نیز دست به سرقت علمی بزند؟

کاملاً. البته چون نظام درستی در مجلات معتبر وجود دارد و خواننده‌های فرهیخته و محقق این مجلات را مطالعه می‌کنند به‌راحتی می‌توانند بعد از مدتی جعلی بودن مقالات را تشخیص دهند. اما ما مطمئن نیستیم که در مجلات علمی داخلی، وضع بهتری داشته باشیم. اجازه دهید عرض کنم که وضع خوبی در نظام اخلاق حرفه‌ای نداریم.

منظورتان از نظام اخلاق حرفه‌ای چیست؟

نظام حرفه‌ای برخلاف نظام بوروکراتیک مشروعیتش را از دانش می‌گیرد، به همالان خود پاسخگو است و رویه‌ها و استانداردهای خاص خود را دارد، همان استانداردهایی که طی آن تحقیق می‌کنیم و محققانی مانند توماس کوهن آنها را پارادایم‌های علمی نام نهاده‌اند. به‌ویژه نظر همالان در اینجا مهم است و آنها کارهای همکاران خود را ارزیابی می‌کنند و بر آن صحه می‌گذارند. مثلاً اطبا در نظام پزشکی بر کار همکاران خود نظارت می‌کنند و اگر حادثه‌ای رخ دهد خواهند گفت این خطای پزشک بوده یا خطای پزشکی. در مورد دوم نتیجه‌اش ممکن است به تحقیق بیشتر منجر شود و نتیجه خطای پزشک محرومیت اوست چون آنچه به او گفته‌اند را انجام نداده. متاسفانه این رابطه حرفه‌ای بین حرفه‌ای‌ها در جامعه ما حاکم نیست و فدای روابط غیر‌رسمی و دوستانه می‌شود. فردی که تقلب می‌کند محروم نمی‌شود و به همالان خود لازم نیست پاسخگو باشد.

آیا راهکاری برای گریز از این بدنامی علمی وجود دارد؟

حتماً وجود دارد. یکی از راهکارها این است که ما روی برنامه‌های ارتقای استادان تجدیدنظر کنیم و بر کیفیت مقالات بیشتر از کمیت متمرکز شویم. شیوه‌های ارزیابی را از درون گروه‌های آموزشی و دانشکده‌ای که ارزیابی داخلی است به ارزیابی خارجی تغییر دهیم و حتی از استادان خارجی در برخی مراحل ارتقا دعوت کنیم. اما بیش از آن باید با راه‌اندازی یک گفت‌وگوی جدی که رسانه‌ها هم در آن نقش بازی کنند و مردم هم ناظر آن باشند روی اخلاق حرفه‌ای متمرکز شویم. وقتی یک استاد دانشگاه علوم پزشکی، علوم فنی و سایر علوم دست به تقلب علمی می‌زند چطور می‌توان انتظار داشت به ارباب‌رجوعش در بیمارستان، در دانشگاه و غیره پاسخگو باشد و درست عمل کند.

برخی از مقامات در پاسخ این تقلب بزرگ ۵۸ مقاله باز هم عکس‌العمل شایسته نشان نمی‌دهند و تقصیر را گردن دانشجویانی انداخته‌اند که نامشان در این مقالات است در حالی که وقتی مقاله‌ای چند نویسنده دارد، همه در دستاوردهای علمی شریک هستند و هم در تقلب علمی همگی مسوولند و اینکه تقصیر را گردن نویسنده مسوول بیندازیم اصلاً پذیرفتنی نیست. تا آنجا که من می‌دانم «نویسنده مسوول» ابداع ایرانی است. نوشتن نام اول و دوم ابداع وطنی است. نام نویسندگان مقالات و کتب معمولاً به ترتیب الفبا می‌آید. مساله‌ دیگر اهمیت داوری است. اگر توجه کنید کشف این تقلب‌ها نشان می‌دهد در مجلات معتبر عناصر مجله مانند سردبیر و داور ناشناس نقش مهمی دارند. دلیل دیگری که این تقلب در مقالات کشف‌شده و مقاله از مجلات حذف می‌شود (retracted) نشان‌دهنده این است که مقالات خواننده دارند و عموماً بعد از مدتی خوانندگان فرهیخته موضوع را به سردبیر اطلاع داده‌اند و آنها نیز با اعلام عمومی مقاله مربوطه را حذف کرده‌اند.

راهکار مهم این است که هژمونی روابط غیر‌رسمی را به هر نحو از بین ببریم. این هژمونی در دانشگاه‌ها اجازه نمی‌دهد با متخلف و متقلب برخورد شود. نگاه کنید، ما در مورد تقلب دانشجویان در امتحانات و مقالات معمولاً هیچ اغماضی نمی‌کنیم؛ چون ممتحنین از بین دانشجویان نیستند و هیچ رابطه غیر‌رسمی نیز در اینجا حاکم نیست. در روابط حرفه‌ای همان‌طور که گفتم همکاران دانشگاهی به سبب وجود این رابطه غیر‌رسمی از هر اقدامی برای شناسایی اجتناب می‌کنند تا بتوانند همکار حرفه‌ای خود را ارزیابی کنند. به همین سبب، سردبیر مجلات معتبر وقتی مقاله برایش ارسال می‌کنید نه نام نویسنده را به داور اطلاع می‌دهد و نه نام داور را به نویسندگان. این کاملاً به فرآیندی علمی و حرفه‌ای کمک می‌کند. در ایران اینها رعایت نمی‌شود و متاسفانه هژمونی روابط غیر‌رسمی نمی‌گذارد اینها مخفی بماند و هر دو طرف اصرار دارند نخست بفهمند که نویسندگان و داور چه کسانی هستند تا اعمال نفوذ کنند و وقتی مقاله رد می‌شود می‌خواهند بفهمند چه کسی داوری کرده تا تلافی کنند و وقتی فهمیدند قضاوت شخصی بر داوری علمی چیره می‌شود.

در واقع از همان ابتدا، در فرآیند داوری‌های علمی، انحراف را یاد می‌دهیم مثلاً در مورد داوری پایان‌نامه‌های دانشجویان روال علمی این است که داور پایان‌نامه ناشناس نیست، علتش هم این است که باید روز داوری در حضور دانشجو داوری کند اما اولاً باید تا جای ممکن داور خارج از گروه آموزشی و دانشکده و دانشگاه باشد و دوم اینکه دانشجو در طول زمان داوری با او ارتباطی نداشته باشد. اما در دانشگاه‌های ما وضع به هم ریخته است؛ عموماً گروه آموزشی داور را به گونه‌ای انتخاب می‌کند که در گروه آموزشی و همکار استاد راهنما هستند و اگر داور خارجی باشد پایان‌نامه را از طریق دانشجو به او می‌دهند یا اینکه در طول داوری دانشجو با استاد در تماس قرار می‌گیرد.

در جلسه داوری معمولاً استاد راهنما نباید سخن بگوید و تنها داور است و دانشجو و نمره نهایی را داور می‌دهد. در اینجا وضع برعکس است، استاد راهنما جمع‌بندی نهایی می‌کند و با استاد مشاور بر نمره نهایی تاثیر اساسی می‌گذارند.

چرا پایان‌نامه‌فروشی رواج پیدا کرده؟

چون فرآیندهای علمی حاکم نیست. به اعتقاد من مسبب این وضع در درجه اول خود استادان دانشگاه هستند که فرآیندهای علمی را به دقت انجام ندادند. به‌طور مثال نگاه کنید، غیر از مواردی که قبلاً عرض کردم، جلسه دفاع پایان‌نامه‌ها قبل از رواج پایان‌نامه‌فروشی جلسه‌ای فرمایشی، کارناوالی و فرمالیستی بود و هنوز هم این‌طور است. وقتی برخی دانشجویان می‌بینند چه زحمت بکشند، و چه بدهند به دیگری برایشان بنویسد فرقی ندارد، کار آسان‌تر را ترجیح می‌دهند و این‌گونه افراد کم هم نیستند.

به غیر از پایان‌نامه، فروش مقاله است. بخشی از این مقالات را دانشجویانی درخواست می‌دهند که می‌خواهند در دوره دکترا پذیرش شوند. این مقررات فساد‌آور است؛ متاسفانه باید عرض کنم که بیشتر استادان از اینها بهره می‌برند؛ به این دلیل که دانشجویان نام استادان را در مقاله‌ها ذکر می‌کنند. راه‌حل این مساله‌ بسیار آسان است. در تمام دانشگاه‌های معتبر دنیا امکان ندارد برای پذیرش دانشجوی دکترا از او بخواهند مقاله علمی-پژوهشی ارائه کند. این رسمی است که اخیراً در ایران راه افتاده. طنز قضیه این است که برخی دانشجویان تعداد مقالاتشان از استادان بیشتر است. در حالی که در دانشگاه‌های معتبر دنیا ارزیابی تنها بر اساس ارائه توصیه‌نامه علمی از استادان قبلی، فهرست نمرات کارشناسی و کارشناسی ارشد و خلاصه‌ای از طرح کار پژوهشی آینده فرد است. اما برخی دانشگاه‌های ایران و به‌ویژه در دانشگاه آزاد قبل از روز دفاع از فرد می‌خواهند مقاله چاپ‌شده یا نامه پذیرش مجله علمی-پژوهشی را ارائه دهد و تا ارائه ندهد یا جلسه دفاع را برگزار نمی‌کنند یا مدرکش را مشروط به ارائه مقاله می‌کنند که نشان دهند تعداد مقالات دانشگاه بالا رفته و رتبه‌اش افزایش یافته. نتیجه چیزی نیست جز کالایی شدن آموزش، آن هم به معنای مدرک‌گرایی، و در نتیجه به افزایش تقلب بیشتر منجر می‌شود تا افزایش کیفیت علمی.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید

 

پربیننده ترین اخبار این شماره

پربیننده ترین اخبار تمام شماره ها