راهبران چین
معجزه اقتصادی چین دستاورد سیاستهای چه کسی بود؟
مائو تسهتونگ در اکتبر 1949 تاسیس جمهوری خلق چین را اعلام کرد. کشوری فقیر و آسیبدیده از جنگ داخلی پس از طی فراز و نشیبهای بسیار، هفت دهه بعد به یکی از بزرگترین قدرتهای اقتصادی جهان تبدیل شد. این تحول دو چهره شاخص داشت. دو رهبر با دو تصور بسیار متفاوت از اقتصاد، دولت و توسعه. مائو چین جدید را بنا کرد، دولت مرکزی قدرتمندی به وجود آورد و سرمایهگذاری گسترده در سوادآموزی، بهداشت عمومی، صنایع سنگین و زیرساختها را دنبال کرد. اما همین دوران شاهد دو تجربه ویرانگر «جهش بزرگ به جلو» و «انقلاب فرهنگی» نیز بود. سیاستهایی که با قحطی و مرگومیر، اختلال در تولید و از دست رفتن سالهایی از توسعه همراه شدند. دنگ شیائوپینگ مسئله را از نقطه دیگری دید. پرسش او کمتر این بود که یک اقتصاد چقدر با اصول ایدئولوژیک سازگار است و بیشتر این بود که چه سیاستی نتیجه میدهد. از ۱۹۷۸، چین بهتدریج کمونهای کشاورزی را کنار گذاشت، انگیزه تولید را به خانوارهای روستایی بازگرداند، مناطق ویژه اقتصادی ایجاد کرد، درها را به روی سرمایه خارجی گشود و اجازه داد قیمت، بازار و مالکیت خصوصی بهتدریج نقش بزرگتری پیدا کنند. نتیجه یکی از بزرگترین تحولات اقتصادی دوران معاصر بود. معجزه اقتصادی چین حاصل سیاستهای دنگ شیائوپینگ بود اما احتمالاً نمیتوان از اقتدار، وحدت و یکپارچگی که مائو برای چین به ارمغان آورد نیز به سادگی گذشت.