راه باریک صلح
چگونه دشمنان در سختترین لحظات تاریخ راهی برای گفتوگو پیدا کردند؟
فیلم «در آستانه جنگ» بخشی از زندگی سیاسی جرج شولتز را در یکی از خطرناکترین دورههای جنگ سرد روایت میکند. زمانی که آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی نهتنها اختلاف سیاسی و ایدئولوژیک عمیقی داشتند، بلکه هزاران سلاح هستهای را به سوی یکدیگر نشانه گرفته بودند. رونالد ریگان اتحاد شوروی را «امپراتوری شر» میخواند و مسکو نیز آمریکا را بزرگترین تهدید امنیتی خود میدانست. با این همه، هیچیک به این نتیجه نرسیدند که چون اختلافها عمیق است، گفتوگو بیمعناست. نشست ریکیاویک در سال ۱۹۸۶ حتی بدون توافق پایان یافت. ریگان و گورباچف بر سر برنامه دفاع موشکی آمریکا به بنبست خوردند و از ایسلند بدون امضای توافقی تاریخی بازگشتند. اما آنچه در ظاهر شکست بود، بعدها یکی از نقاط عطف پایان جنگ سرد شناخته شد. دو طرف فهمیده بودند که مذاکره الزاماً بهمعنای اعتماد، دوستی یا عقبنشینی نیست؛ گاهی تنها راه مدیریت دشمنی است.
تاریخ معاصر نمونههای متعددی از مذاکره بهعنوان ابزاری برای پایان دادن به خشونت و درگیری دارد، بدون اینکه طرفین تسلیم یکدیگر شوند. طرفین در عین بیاعتمادی پای میز مذاکره با یکدیگر نشستند و نتیجه گرفتند. اما آیا اختلافات ایران و آمریکا از آنچه میان شوروی و آمریکا وجود داشت، عمیقتر است که مسیر گفتوگو اینگونه به بنبست رسیده؟ آیا نمیتوان در عین حفظ استقلال، هویت ملی و عزت ملت با مذاکره به تخاصم پایان داد؟