شغل پرخطر
چرا سیاستگذار در دام سیاستهای خودش گرفتار میشود؟
از زمانی که برقراری نظام چندنرخی ارز با شکلگیری ارز ترجیحی برقرار شد و نرخ ارز به عنوان لنگری برای کنترل تورم به کار گرفته شد، سیاستگذار ارزی همواره زیر تیغ انتقادات سیاسیون، رسانهها و تحلیلگرانی رفت که معتقد بودند بانک مرکزی باید بتواند نرخ ارز را همواره پایین نگه دارد و حتی با این سرکوب، تورم را هم کنترل کند. فارغ از اینکه اساساً تورم محصول ولنگاری و بیبندوباری در جایی دیگر است و افزایش نرخ ارز نیز معلول تورم است. تسلط برداشت اشتباه و ناصواب از نوسانهای ارزی باعث شد که سیاستگذار ارزی، یا به عبارت بهتر رئیسکل بانک مرکزی، نه فقط در دوران خدمتش که در دوران پساخدمت هم درگیر جواب پس دادن و به محکمه رفتن بابت سیاستهایش باشد.
روسای کل بانک مرکزی، بهویژه در دو دهه اخیر، که نوسانهای ارزی بیشتر و شدیدتر شده است، به دفعات در معرض این اتهام قرار داشتهاند که در کنترل نرخ موفق نبودهاند. یا اینکه در تخصیص ارز ترجیحی کسانی را دیده و کسانی را نادیده گرفتهاند، یا حتی در تزریق ارز به بازار و نوع مداخله برای کنترل نوسانها، زیادهروی یا کندروی کردهاند. در هر صورت حضور در رأس بانک مرکزی این روزها شغل پرخطری محسوب میشود که پیامدهایش تا چندین سال دامن فرد را میگیرد و او را به نهادهای نظارتی و مراجع رسیدگیکننده مختلف میکشاند.