شناسه خبر : 4371 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

هاشمی برای اعتلای اقتصاد زحمت فراوانی کشید

سیاستمداری با دغدغه توسعه

آقای هاشمی چه در زمان تصدی ریاست‌جمهوری و چه در زمان ریاست مجلس شورای اسلامی، در بعد نظری، افزون بر برخورداری از نگرش‌های ثابت در حوزه اقتصادی، متناسب با اقتضائات زمانی و مکانی نیز تاکتیک‌هایی را به اجرا گذاشته یا در قانونگذاری اعمال می‌کردند.

یحیی آل‌اسحاق / وزیر بازرگانی دولت سازندگی و عضو شورای سیاستگذاری نشریه
شخصیت آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی با توجه به جامعیت ایشان، از زوایای مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، بین‌المللی، نوع مدیریت، مبارزات، مقاومت و صبوری قابل بحث و بررسی است.
همان‌گونه که در روزهای اخیر نیز چهره‌های سیاسی از ابعاد مختلف به تحلیل منش ایشان پرداخته‌اند. اما به دلیل سال‌ها همکاری با آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در کسوت وزیر بازرگانی دولت دوم ایشان، ترجیح می‌دهم از منظر اقتصادی به فرازهایی از نگرش‌ها و عملکرد این فقید بپردازم.
آقای هاشمی چه در زمان تصدی ریاست‌جمهوری و چه در زمان ریاست مجلس شورای اسلامی، در بعد نظری، افزون بر برخورداری از نگرش‌های ثابت در حوزه اقتصادی، متناسب با اقتضائات زمانی و مکانی نیز تاکتیک‌هایی را به اجرا گذاشته یا در قانونگذاری اعمال می‌کردند. روح حاکم بر نگرش‌های اقتصادی ایشان مبتنی بر اقتصاد اسلامی و همان مبانی بود که در کتاب «اقتصادنا»ی مرحوم صدر آمده است.
ویژگی بارز آقای هاشمی در آن دوران، پرهیز از هرگونه تنگ‌نظری بود. از بعد نظری شخصیت ایشان که بگذریم، آقای هاشمی به عنوان جانشین فرمانده کل قوا در ماه‌های پایانی جنگ ایران و عراق در حوزه مدیریت جنگ نیز نقش پررنگی ایفا کرد. ایشان با اختیارات قانونی خود، در تمام وزارتخانه‌ها و نهادها، معاونتی با عنوان معاون جنگ ایجاد کردند تا همه امکانات کشور در این جهت سامان پیدا کند.
در واقع با این اقدام، امکانات کشور را اعم از تولید، توزیع، انبارداری و لجستیک در مسیر مدیریت نیازهای جنگ قرار داده بودند. در عین حال به تامین نیازهای روزمره مردم نیز توجه داشتند.
همچنین از فرصت نیازهای جنگی برای رشد و توسعه واحدهای تولیدی کشور بهره گرفتند. به بیان دیگر، مدیریت اقتصادی با سه ضلع تامین نیازهای جنگ، تامین نیازهای مردم و رشد و توسعه صنایع را در دستور کار قرار داده و به واسطه این برنامه‌ریزی به موفقیت‌های چشمگیری نیز دست پیدا کردند.
با آغاز ریاست‌جمهوری آیت‌الله هاشمی، پس از پایان جنگ هشت‌ساله ایران و عراق اقتضائات ویژه‌ای بر کشور حاکم بود؛ نخست، خرابی‌های به جا مانده از جنگی که در آن، تمام قوای بدخواهان و دشمنان در سطح جهان برای آسیب رساندن به ایران بسیج شده بود و همه نیروگاه‌ها، پالایشگاه و زیربناها مورد آسیب قرار گرفت.
برآوردها نشان می‌داد که رقم خسارات جنگی به حدود هزار میلیارد دلار می‌رسید که باید پس از جنگ ترمیم می‌شد. ویژگی دیگر سال‌های نخستین پس از جنگ این بود که مردم هشت سال در ریاضت اقتصادی قرار گرفته بودند و نیازها و انتظارات آنها گویی انباشته شده بود.
انتظار بحق آنها این بود که بعد از جنگ وضعیت زندگی و معیشت‌شان بهبود پیدا کند. لذا مطالبات کالایی عظیمی در میان مردم شکل گرفت که فراهم کردن و حمل و نقل آن اقدامات گسترده‌ای را می‌طلبید.
نکته دیگر اینکه علاوه بر بازسازی باید برای رشد و توسعه اقتصادی کشور نیز برنامه‌ریزی صورت می‌گرفت و این عقب‌افتادگی تاریخی نیز جبران می‌شد. این در حالی بود که کشور حداکثر حدود 10 میلیارد دلار درآمد ارزی داشت که آن هم البته به صورت یوزانس بود. افزون بر این، بانک مرکزی نیز مقداری بدهی خارجی داشت که باید این بدهی نیز بازپرداخت می‌شد.
در چنین شرایطی، کل بودجه‌ای که در اختیار وزارت بازرگانی قرار گرفت، سه میلیارد دلار به صورت یوزانس بود که باید با این میزان ارز 10 هزار قلم کالا از قبیل کالاهای اساسی تا سیم‌خاردار تامین می‌شد. حال آنکه واحد تولید قابل اتکایی برای تامین این کالاها وجود نداشت و بنگاه‌های بزرگ تعطیل شده بودند. اما نوع مدیریت آقای رفسنجانی به‌گونه‌ای بود که به‌رغم آنکه ذخایر ارزی کشور ته کشیده بود و هیچ‌گونه پس‌اندازی وجود نداشت، سرمایه‌گذاری‌هایی را نیز در بخش‌های زیربنایی به انجام رساند.
در حالی که منابع مورد نیاز سرمایه‌گذاری یا از محل پس‌انداز یا استقراض‌های خارجی یا از ناحیه کاهش مصرف تامین می‌شود. به یاد می‌آورم که در مقطعی، نیاز کشور به لاستیک خودرو حدود 200 هزار تن بود و کل تولید داخلی از 100 هزار تن فراتر نمی‌رفت؛ بنابراین برای تامین این نیاز باید حدود 90 هزار تن لاستیک وارد کشور می‌شد.
از سوی دیگر، برای توسعه این صنعت در کشور ضرورت داشت که در زمینه ایجاد واحدهای تولیدی لاستیک نیز سرمایه‌گذاری صورت گیرد.
از این‌رو، به جای واردات 90 هزار تن لاستیک،20 هزار تن واردات صورت گرفت و نیاز کشور با 130 هزار تن مدیریت شد. در واقع منابع مورد نیاز برای سرمایه‌گذاری در بخش‌های تولیدی از ناحیه صرفه‌جویی و کاهش مصرف تامین می‌شد.
آقای هاشمی و کابینه ایشان برای مدیریت این شرایط و به ثمر نشاندن اهداف توسعه‌ای که در نظر داشتند، فشار قیمت، تورم بالا و البته واکنش‌های مختلفی را تجربه کردند. بازخوردهایی منفی از ناحیه مجلس، منتقدان و رسانه‌ها.
به همین سبب بود که ایشان ناگزیر به احیای نظام تعزیرات شدند. اما بخش اعظمی از زیربناهای بخش صنعت در حوزه‌های فولاد، پتروشیمی، سد، جاده و خودروسازی در آن زمان شکل گرفته است.
در دولت دوم آقای هاشمی که تصدی وزارت بازرگانی را عهده‌دار بودم، فشار بالایی بر این وزارتخانه وارد می‌آمد؛ چرا که مردم، همه تنگناها را از چشم من می‌دیدند و انتظار داشتند که وزارت بازرگانی کالاها را به موقع تامین کند. حتی در مورد افزایش پنج‌تومانی قیمت رب گوجه‌فرنگی نیز مورد سوال قرار می‌گرفتیم بعضاً آقای هاشمی نیز این موارد را پیگیری می‌کردند.
روزی خدمت ایشان رفتم و گفتم که تامین 10 هزار قلم کالا با بودجه اندک دشوار است. گفتند: قبول دارم. گفتم شما در این شرایط که تنگنای منابع وجود دارد، نسبت به انجام سرمایه‌گذاری‌ها فشار می‌آورید، در حالی که می‌توان بخشی از سرمایه‌گذاری‌ها را به دولت بعدی که بر سر کار می‌آید، واگذار کرد تا منابع بیشتری به تامین نیازهای کالایی مردم اختصاص پیدا کند.
ایشان گفتند، پیشنهاد خوبی است، می‌توانید آن را در هیات دولت مطرح کنید.
این موضوع را در دولت مطرح کردم و اینکه میزان عرضه و تقاضای کالا، متعادل نیست و با فشار نمی‌توان این تعادل را برقرار کرد. مخالفان و موافقانی در باب این پیشنهاد نظرات خود را اعلام کردند و دست آخر، آقای هاشمی خطاب به من گفتند: «ما نمی‌دانیم دولت جدیدی که بر سر کار می‌آید، چه توانایی‌هایی داشته و آیا قدرت مقابله با این فشارها را دارد؟ من نگران آن هستم که اقداماتی که در مسیر سازندگی صورت گرفته است، در دولت بعد تداوم نیابد. لذا به‌رغم همه این فشارها صبر پیشه کنید، تا فعالیت‌های انجام‌شده به نتیجه برسد.»
ایشان با چنین نگرش و علاقه‌ای به مقوله توسعه کشور می‌نگریستند. از نکات جالب توجه اینکه، هرگاه برنامه بازدید از پروژه‌ای را داشتند، مطالعات خود را در این حوزه کامل می‌کردند. مسوول هر پروژه نیز البته ناگزیر بود، خود را برای پاسخگویی آماده کند؛ چرا که آقای هاشمی با اطلاعاتی که در اختیار داشت، جزئیات را نیز جویا می‌شد.
آقای هاشمی در سال‌های حضور در راس مجمع تشخیص مصلحت نیز با این ذهنیت بر این نهاد مدیریت کرد که توسعه و رفاه مردم باید در اولویت باشد و البته اینکه توجه به اعتدال و عدالت مشکلات را حل می‌کند. خدایش بیامرزد؛ ایشان برای اعتلای اقتصادی کشور زحمات فراوانی کشیدند.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید