شناسه خبر : 52499 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

اقتصاد ایران در تله نفت

حسین قریب گرکانی، تحلیلگر اقتصادی

ایران نفت دارد؛ اما نفت برای ایران همیشه پول‌ساز نیست. همین تناقض، یکی از مشکلات اصلی اقتصاد امروز ایران است. کشوری با یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفت و گاز جهان، برای تأمین ارز و اداره‌ی بودجه همچنان به مسیری وابسته است که با تحریم، جنگ، بیمه، حمل‌ونقل یا تصمیم یک خریدار خارجی مختل می‌شود.

اقتصاد ایران در تله نفت

در بودجه ۱۴۰۵ دولت صادرات نقدی نفت خام، میعانات گازی و خالص صادرات گاز را حدود ۲۵.۴ میلیارد دلار در نظر گرفته است. سهم مستقیم دولت از این منابع ۳۴.۵ درصد تعیین شده و با احتساب برداشت از صندوق توسعه ملی، منابع نفت و گاز مورد استفاده دولت به حدود ۱۶.۶ میلیارد دلار می‌رسد. بنابراین، نفت هنوز هم یکی از پایه‌های اصلی تأمین مالی دولت است.

مسئله از جایی جدی می‌شود که دولت برای اداره‌ی اقتصاد به درآمدی وابسته باشد که کنترلی بر قیمت، بازار فروش و هزینه‌ی انتقال آن ندارد. ایران بخش بزرگی از نفت صادراتی خود را به چین می‌فروشد. طبق داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا، صادرات نفت خام و میعانات ایران به چین از حدود ۶۰۰ هزار بشکه در روز در سال ۲۰۱۸ به حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز در ۲۰۲۴ رسیده بود. با وجود تحریم‌هایی که صادرات را متوقف نکرده، اما بازار فروش ایران را محدودتر کرده است.

حالا همین بازار هم در معرض اختلال قرار گرفته و بازار نفت، منتظر ایران نمی‌ماند. وقتی عرضه‌ی ایران مختل می‌شود، خریدار می‌تواند نفت کشور دیگری را جایگزین کند. برای ایران اما هر روز اختلال در صادرات یعنی کاهش ورود ارز، فشار بیشتر بر بازار ارز و دشوارتر شدن تأمین مالی واردات. حتی افزایش قیمت جهانی نفت هم الزاماً به معنای درآمد بیشتر برای ایران نیست. ایران باید نفت را بفروشد، پولش را دریافت کند و آن را با هزینه‌های معقول، وارد اقتصاد کند. وقتی مسیر فروش و انتقال پول پرهزینه می‌شود، فاصله‌ی میان قیمت نفت و درآمد واقعی نفتی بیشتر می‌شود. همین‌جاست که تله نفت شکل می‌گیرد. چرا که اقتصاد ایران برای رشد به سرمایه‌گذاری نیاز دارد. برای واردات تجهیزات و فناوری به ارز نیاز دارد. بخش مهم این ارز، از نفت می‌آید و وقتی صادرات نفت دچار اختلال می‌شود، سرمایه‌گذاری هم عقب می‌نشیند.

بانک جهانی برآورد کرده که اقتصاد ایران در سال مالی منتهی به مارس ۲۰۲۶ حدود ۲.۷ درصد کوچک‌تر شده است. کاهش سرمایه‌گذاری و اختلال در تجارت خارجی، چشم‌انداز رشد را محدود کرده‌اند. بدیهی است که در چنین شرایطی، تنوع‌بخشی به اقتصاد اهمیت پیدا کند. ایران برای کاهش آسیب‌پذیری در برابر نفت، فقط به صادرات بیشتر محصولات صنعتی و معدنی نیاز ندارد. خدمات فنی و مهندسی، نرم‌افزار، خدمات حرفه‌ای، داده و فناوری‌های جدید نیز می‌توانند بخشی از درآمد ارزی آینده را بسازند.

برای مثال، یک شرکت نرم‌افزاری برای صادرات محصول خود به نفتکش و پایانه‌های صادراتی احتیاج ندارد. ارزش آن در نیروی انسانی، زیرساخت ارتباطی و دسترسی به بازار شکل می‌گیرد. اگر این ظرفیت به بازار منطقه‌ای و جهانی متصل شود، می‌تواند درآمد ارزی ایجاد کند؛ بدون اینکه هر دلار آن از فروش یک بشکه نفت به دست آمده باشد. اما این مسیر هم به زیرساخت و ثبات نیاز دارد. محدودیت اینترنت، دشواری دسترسی به سرویس‌های ابری و ابزارهای بین‌المللی، محدودیت پرداخت و مهاجرت نیروهای متخصص، فرآیند و  هزینه‌ی تولید خدمات دیجیتال در ایران را پیچیده می‌کند.

اگر درآمد نفت همین امروز نصف شود، چه بخش‌هایی می‌توانند جای خالی آن را پر کنند؟ پاسخ هنوز روشن نیست. ایران سال‌ها فرصت داشته درآمد نفت را به سرمایه تبدیل کند؛ به زیرساخت، فناوری، سرمایه انسانی و صنایع صادراتی. می‌توان گفت که بخشی از این مسیر طی شده، اما وابستگی مالی به نفت همچنان بالاست. تله نفت زمانی رها می‌شود که افت صادرات نفت، اقتصاد را زمین‌گیر نکند. تا آن روز، هر بشکه نفتی که از ایران خارج می‌شود، فقط درآمد صادراتی نیست؛ فرصتی است برای ساختن اقتصادی که روزی بتواند بدون آن هم دوام بیاورد.

دیدگاه تان را بنویسید