از سر ناچاری
آیا دولت با هدف اصلاح اقتصاد سیاست یکسانسازی نرخ ارز را اجرا کرد؟
بعد از یک تجربه ناموفق برای یکسانسازی نرخ ارز در دهه 1370 و یک تجربه نسبتاً موفق به پشتوانه درآمدهای وافر ارزی در دهه 1380، سرانجام دولت چهاردهم اعلام کرد با هدف حذف رانتها و فسادهای موجود ارز ترجیحی (غیر از ارز گندم و دارو) را حذف میکند و با ادغام سامانهها و تالارها، ارز تکنرخی خواهد بود. دولت بهزعم خودش در حال اجرای «سیاست یکسانسازی نرخ ارز» با هدف برداشتن یک گام بزرگ در حوزه اصلاحات ساختاری اقتصاد است. با این حال کمتر میتوان به این کار باور داشت، چون این تصمیم از روی ناچاری و بهدلیل کاهش شدید منابع ارزی اتخاذ شده است و ضمن اینکه اساساً در شرایطی اجرای این سیاست در دستورکار قرار گرفته است که روابط خارجی تنشآلود و وضعیت داخلی هم بیثبات و متلاطم است.
به نظر میرسد دولت روغن ریخته را نذر امامزاده کرده و در زمانی که واقعاً کفگیرش به ته دیگ خورده، تصمیم گرفته است تعدیل قیمت ارز را انجام دهد و نامش را یکسانسازی گذاشته است. احتمال بسیار زیادی وجود دارد که مانند دهه 1370 با بدتر شدن وضعیت متغیرهای اقتصاد کلان مانند تورم، دولت دوباره وارد بازی «قیمت واقعی ارز این نیست» بشود و باز هم پای قیمتگذاری دستوری به سیاست ارزی باز شود. فارغ از نیتخوانی، دولت با اجرای این کار ادعای بسیار بزرگی کرده و شاید بهتر است امیدوار باشیم که پای این ادعا بماند و واقعاً به یکسانسازی نرخ ارز تن بدهد.