شناسه خبر : 12962 لینک کوتاه

حمیدرضا جلایی‌پور مولفه‌های شادی اجتماعی را بررسی می‌کند

نشاط نمرده است

فرقی نمی‌کند موضوع در یک جمع دوستانه مطرح شود یا یک فضای علمی و دانشگاهی؛ پای نبود نشاط کافی در جامعه که به میان بیاید، همه از آمار آسیب‌های اجتماعی و تاثیر آن بر نشاط می‌گویند و رد پای آن را در حوزه‌های اقتصادی و حتی اجتماعی و سیاسی دنبال می‌کنند.

فرقی نمی‌کند موضوع در یک جمع دوستانه مطرح شود یا یک فضای علمی و دانشگاهی؛ پای نبود نشاط کافی در جامعه که به میان بیاید، همه از آمار آسیب‌های اجتماعی و تاثیر آن بر نشاط می‌گویند و رد پای آن را در حوزه‌های اقتصادی و حتی اجتماعی و سیاسی دنبال می‌کنند. رئیس‌جمهور در شعارهای انتخاباتی و مواضع سه سال اخیر خود از جامعه بانشاط دفاع کرده است. روحانی در گفت‌وگوی اخیر تلویزیونی خود با مردم نیز با لحن صریح گفت: «حل آسیب‌های اجتماعی نیازمند جامعه بانشاط است و اسلام به ما می‌آموزد نباید به مردم سختگیری کرد.» عوامل تاثیرگذار بر نشاط و امید در جامعه موضوع گفت‌وگوی تجارت فردا با حمیدرضا جلایی‌پور است. استاد شناخته‌شده جامعه‌شناسی سیاسی دانشگاه تهران و عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت معتقد است: جامعه ما دچار سرخوردگی نیست اما در اثر شرایط تحمیل‌شده به آن، دچار آسیب‌هایی شده که نشاط و امید آن را تهدید می‌کند. هرگاه فرصت داده شود، مردم بلافاصله خود را بازسازی می‌کنند.


درباره بانشاط بودن یا نبودن جوامع و تاثیر آن بر شاخص‌های مختلف اجتماعی و حتی اقتصادی و علمی، بحث‌ها و نظریات مختلفی مطرح است. چگونه می‌توان به معیارهایی برای سنجش این مولفه رسید؟

جامعه دارای هویتی زنده و پویاست. هر هویت زنده‌ای به‌طور طبیعی دارای عناصر تشکیل‌دهنده است. وجود یا فقدان این عناصر و توانایی‌ها در جامعه، زندگی و پویایی یا انفعال و رکود در آن را نشان می‌دهد. همچنین می‌تواند معیار و شاخص ارزیابی میزان سرزندگی و نشاط در آن جامعه باشد. به‌عنوان نمونه، اگر در یک جامعه، ارزش‌هایی مانند همبستگی و اتحاد به‌عنوان ارزش‌هایی مسلط مطرح باشد به معنای آن است که شادمانی و سرزندگی در آن وجود دارد. نقطه مقابل این اتفاق، ارزش‌هایی است که تسلط آن در جامعه می‌تواند باعث دوگانگی و چالش میان آحاد مردم شود. این مساله، باعث بروز کینه در بین مردم می‌شود و جریان زندگی را دشوار می‌کند. به‌طور طبیعی نشاط کاهش پیدا می‌کند و توانمندی‌ها به نقطه‌ضعف تبدیل می‌شود.

پس ملاک برای سنجش، ارزش‌هایی هستند که بودن آنها می‌تواند باعث نشاط یا در عین حال سرخوردگی شود؟

ارزش‌های مشترک یک جامعه، نقطه قوت آن محسوب می‌شود و هر‌چه ارزش‌ها انسانی و فراگیر بوده و به معنای دیگر همه افراد آن جامعه را دربر بگیرد، بر نشاط و شادابی مردم خواهد افزود. آنان با یکدیگر زبان مشترک پیدا می‌کنند، احساس می‌کنند دارای بها و ارزش هستند و کسی نمی‌خواهد حقوق مشروع و علایق و سنت‌ها و باورهای آنان را محدود یا حذف کند. اگر بخواهم درباره توانایی‌های جامعه که در جامعه‌شناسی کاربرد دارد سخن بگویم، سازماندهی و نهادمندی در جامعه نیز از عوامل بسیار مهم به شمار می‌رود. اینکه به چه میزان، نهادها در جامعه شکل گرفته‌اند و تا چه اندازه کارایی داشته و گسترش پیدا کرده‌اند. معنا و مفهوم نهادمندی درونی جامعه آن است که دولت بدون نیاز به هزینه و دخالت، نهادهای خودجوشی را می‌بیند که توسط مردم ایجاد شده‌اند. این نهادمندی هم باعث دخالت در سرنوشت و تصمیم‌گیری‌های پایین به بالا می‌شود که در ایجاد نشاط و رضایت عمومی میان مردم اثر قابل توجهی دارد و می‌تواند حیات مثبت جامعه را تداوم بخشیده و زندگی با آرامش و نشاط دنبال شود.

سوال همین‌جاست که چطور می‌توان این مولفه‌ها را ایجاد یا تقویت کرد. یا به شکل دیگری سوالم را مطرح می‌کنم، چه عواملی مانع شکل‌گیری جامعه شاد می‌شود؟

یکی از موضوعات جدی امروز ایران که باعث شده نشاط مردم تا حدی کاهش یابد، تراکم آسیب‌های اجتماعی است. در این شرایط، جامعه بخش‌بخش می‌شود و هر بخش با آسیب‌هایی درگیر می‌شود. مثلاً بر اساس آمار، بیش از سه میلیون معتاد در کشور با این آسیب اجتماعی دست به گریبان هستند. حدود ۱۰ میلیون نفر از جمعیت ما با فقر و تنگدستی مواجه است. در مورد آمار مبتلایان به افسردگی نیز عددی مشابه ذکر می‌شود؛ افرادی که از انواع دارو برای کاهش این مشکل استفاده می‌کنند. سایر مشکلات هم سر جای خود باقی است. گفته می‌شود بیش از ۲۰ میلیون نفر از مردم در جامعه به فشار خون مبتلا هستند که در اثر تغذیه نادرست، استرس‌های محیطی، سبک زندگی پراسترس و... ایجاد شده است. شاید برای خود شما پیش آمده باشد که گاهی هرچقدر هم حال بدی داشته باشید رفتن به دل طبیعت به یک فضای سبز در کنار گروه‌های دوستی یا خانواده، آدم را زیر و رو می‌کند. حالا مدام می‌شنویم این محیط زیست طبیعی نیز رو به نابودی است. درآمد سرانه ناکافی است و ده‌ها مشکل دیگر. اینها در دولت قبل اساساً انکار می‌شد. باز در دولت دکتر روحانی در کنار تلاش برای بهبود شاخص‌های زندگی و نشاط، نهادهای زیرمجموعه دستگاه‌های مرتبط حداقل توانستند آماری ارائه دهند و زنگ خطر را به صدا درآوردند. خب راه‌حل چیست؟ چطور جامعه‌ای بانشاط و امیدوار داشته باشیم؟ به نظر من اصلی‌ترین کاری که لازم است از سوی همه دنبال شود، قرار دادن کشور در مدار رشد و مسیر توسعه است. یعنی عمر دولت توسعه‌گرا را افزایش دهیم و به بخش خصوصی امنیت بدهیم و مردم را دعوت به همراهی کنیم. بگذاریم با امید به پیش بروند نه اینکه عده‌ای آزاد باشند هر روز امید آنها را نشانه بروند. همان‌هایی که در دولت هشت‌ساله خودشان، همه چیز را وارونه جلوه می‌دادند و حالا که اوضاع رو به بهبود است، به قول آقای دکتر جهانگیری از شادی مردم و پیشرفت کشور ناراحت هستند. این روزها دعوا بر سر نرخ رشد اقتصادی ایجاد شده و هرچه دکتر روحانی می‌گوید آمار رشد درست است اما به معنای حل مشکلات نیست بلکه باید چند سال آن را تداوم دهیم، مخالفان خود را به تغافل می‌زنند. ما باید بیش از یک دهه، رشد اقتصادی بالای پنج درصد داشته باشیم. راه دیگری وجود ندارد. شاید برخی علاقه داشته باشند به‌جای توزیع ثروت، بدبختی توزیع کنند. خب پس همین آمار تکان‌دهنده افسردگی و اعتیاد و ناامیدی به زندگی را هم تحویل بگیرند! ثروت‌آفرینی است که خرج اداره کشور و توزیع عدالت در جامعه می‌شود. هر کدام از آسیب‌های اجتماعی را که نام بردم بررسی کنیم، به یک ویژگی مشترک می‌رسیم؛ ما به یک رشد پایدار اقتصادی احتیاج داریم و در نتیجه آن، شغل ایجاد می‌شود، درآمد بالا می‌رود، مردم از این استرس و نامشخص بودن آینده نجات پیدا می‌کنند، سراغ مشغولیت‌های آسیب‌زا نمی‌روند و به‌تدریج شرایط بهبود می‌یابد.

پس شما موانع اقتصادی را مانع جدی نشاط و شادی می‌دانید؟

دو دهه است که برخی پژوهشگران، چهره‌ای مثل دکتر حسین بشیریه می‌گویند توسعه اقتصادی بدون توسعه سیاسی امکان‌پذیر نیست. اگر بخواهیم توسعه اقتصادی را بدون توسعه سیاسی پیش ببریم، در جامعه مدام با بحران و بی‌ثباتی همراه هستیم. بنابراین راهی نداریم جز اینکه به مردم احترام بگذاریم و سازوکارهای مردمسالاری را جدی بگیریم. من می‌خواهم بگویم نه‌فقط مولفه‌های اقتصادی، که مسائل سیاسی هم در نشاط و افزایش امید جامعه تاثیر جدی دارد. شما بعد از انتخابات سال 92 که با شرایط بهتری نسبت به گذشته برگزار شد، ببینید مردم چه احساس خوبی داشتند. حتی جوک‌هایی که می‌ساختند امیدوار‌کننده بود و شعرهای طنز، محتوای آن این بود که غم به پایان رسیده و شادی آمده است. اگر شرایط این‌طور پیش برود، موقعیتی به فرصت‌طلبان داده نخواهد شد که ناگهان بگویند آمده‌ایم همه فقیران را ثروتمند کنیم و پول نفت را سر سفره مردم می‌بریم و به‌جای آن، ایران را به رشد منفی برسانند و یک طبقه نوکیسه شکل دهند که باقی مردم با نگاه به آنان، دچار افسردگی شوند یا دلشان بخواهد وارد حوزه‌های غیرشفاف برای درآمدزایی شوند و رانت و فساد، گسترش یابد. فضای انتخاباتی غیر‌شفاف می‌شود و چهره‌های مورد علاقه جامعه نمی‌توانند وارد فضای رقابتی شوند. اما دوران اصلاحات را ببینید که انتخابات چگونه مدت‌ها جامعه را بانشاط می‌کرد. فضای بهتر برای مطبوعات، جنبش دانشجویی، صنوف، تشکل‌های مردم‌نهاد و بهبود جایگاه و تصویر ایران در جهان چطور باعث می‌شد مردم خوشحال باشند و احساس موفقیت کنند. بعد چه شد؟ رشد پنج‌درصدی دوران اصلاحات با نفت 19 دلار را به رشد منفی شش درصد آن هم با نفت 147 دلار رساندند. فکر می‌کنید جامعه در این شرایط، چطور می‌تواند بانشاط باشد یا از آسیب‌های اجتماعی که دشمن شادمانی است، دوری کند؟ بنابراین طولانی کردن عمر دولت توسعه‌گرا و نهادهای توسعه‌گرا یک بخش موثر است. در عین حال سایر نهادهای فرهنگی که بیش از 80 درصد بودجه کشور را در اختیار دارند و خارج از حیطه دولت هم هستند همین صداوسیما یا فلان سازمان، چقدر برنامه‌هایی برای امید جامعه و شادی مشروع آنها تولید می‌کنند؟ شما پای تلویزیون که بنشینی فکر می‌کنی دولت روحانی در حال نابودی کشور است و در دنیا ذلیل شده‌ایم. سریال‌های بی‌مفهوم و نبود برنامه حتی در ایام شادی و جشن‌های ملی و مذهبی ما، نشاط ایجاد می‌کند؟ با وجود این باز هم خود مردم تلاش می‌کنند با ظرفیت‌های درونی، یلدا، نوروز، میلاد ائمه و مناسبت‌های دیگر را جشن بگیرند. این یعنی نشاط در جامعه نمرده بلکه در سطح کلان تقویت نمی‌شود و گاهی تضعیف هم می‌شود.

به احساس مردم در زمینه اثرگذاری و مشارکت در تصمیم‌گیری‌ها اشاره کردید که مانع بروز آسیب‌های اجتماعی است یا حداقل، کاهنده آن است. دولت چقدر در این بخش مسوولیت دارد؟

وجود احزاب، انتخابات، مطبوعات آزاد، رعایت حقوق شهروندی و... همه در ایجاد رویه‌های مردم‌سالارانه و تصمیم‌گیری‌های گروه‌های جامعه موثر است اما به نظر من هسته مرکزی این اتفاق، وجود عرصه برای نقادی است. در برخی کشورها، انتخابات برگزار می‌شود اما در آنجا دموکراسی حضور ندارد. قبلاً درباره دموکراسی‌های ظاهری سخن گفته‌ام. یعنی دموکراسی‌هایی که به ظاهر در آنها انتخابات صورت می‌گیرد، اما در واقع در آنها آزادی حکمفرما نیست. در دموکراسی واقعی، فرد منتقد و عرصه نقد هم به رسمیت شناخته می‌شود هم دارای امنیت کافی است چون دولت‌ها می‌دانند این مولفه، چطور جامعه را رشد می‌دهد و شاخص‌ها را ارتقا می‌بخشد. مردم در این صورت اگر کاستی‌ای هم ببینند می‌دانند می‌شود آن را گفت، کارشناسان آزادانه حرف بزنند، اشکال کار پیدا می‌شود و این یعنی امید به بهبود و جنگ با ناامیدی. یعنی نشاط و سرزندگی.

برخی معتقدند در این زمینه نوعی بدبینی یا سیاه‌نمایی هم وجود دارد. نظر شما چیست؟

اتفاقاً جامعه‌شناسان در ایران، بسیار طرفدار جامعه هستند و آن را ذاتاً دارای وی‍ژگی‌های ناامیدی و رخوت و سرخوردگی نمی‌دانند. مثلاً دکتر غلامعباس توسلی از چهره‌های ماندگار این عرصه، با استفاده از واژه منفی و تحلیلی سرخوردگی اجتماعی درباره جامعه ایران موافق نیست. چرا که طبق برداشت کلی او کلیت جامعه ایران، جامعه‌ای پویا و زنده است و مولفه‌های زوال در آن مشاهده نمی‌شود. جامعه ایران یک جامعه مدرن است و ابعاد مثبتی دارد، هرچند قدری بدقواره است و در تحلیل‌هایمان نباید بعد مثبت تحلیل جامعه ایران را نادیده بگیریم. موضوع «زوال و فروپاشی اجتماعی ایران» و این نوع ادبیات، مورد قبول من هم نیست. حداکثر می‌توانیم از تراکم آسیب‌های اجتماعی سخن بگوییم، نه فروپاشی اجتماعی. اما این واژه‌ها زیاد به کار برده می‌شود و باید درباره آن صحبت کرد. برخی بر اساس پیمایش‌های ملی انجام‌شده در این باره نظر می‌دهند و در روش دیگر، سرخوردگی اجتماعی ابزاری مفهومی و سنخ تحلیلی فرض شده و تحلیل می‌شود. در رویکرد اول وضع جامعه ایران مناسب نیست. اما در سنخ تحلیلی که من ارائه می‌کنم، جامعه ایران سرحال، فعال و پویاست. من فکر می‌کنم جامعه ما دچار سرخوردگی نیست اما همان‌طور که گفتم، در اثر شرایط تحمیل‌شده به آن، دچار آسیب‌هایی شده که نشاط و امید آن را تهدید می‌کند. هرگاه فرصت داده شود، مردم بلافاصله خود را بازسازی می‌کنند. وقتی تیم ملی والیبال، فوتبال و کشتی در صحنه جهانی موفقیتی کسب می‌کند مردم به خیابان می‌آیند و شادی می‌کنند. وقتی مذاکرات هسته‌ای به نتیجه می‌رسد، مردم شادی خود را در محیط مجازی و سطح جامعه نشان می‌دهند. مشکل اینجاست که اینها مقطعی است. از یک‌سو بودن آن نشان می‌دهد جامعه ایران چه ظرفیت‌هایی دارد و از طرف دیگر، تبدیل به یک رویه برای بهبود شرایط موجود نمی‌شود و برنامه منسجم ملی برای آن وجود ندارد. حتی اگر برنامه مدون هم وجود نداشته باشد اما فقط ممانعت‌های سلیقه‌ای و بی‌دلیل برداشته شود، باز هم مردم خودشان می‌دانند که چه باید بکنند. البته این به معنای کوتاه آمدن از وظیفه دولت‌ها در قبال شهروندان و نشاط آنان نیست.

اینکه جامعه اگر فرصت پیدا کند دست به مشارکت می‌زند و نشاط اجتماعی، مدرن بودن و سرخورده نبودن را نشان می‌دهد، مصداق‌هایی هم دارد؟

در سوالات بالا، اشاره کردم که برخی آسیب‌ها و مولفه‌های آسیب اجتماعی شرایط خوبی را نشان نمی‌دهد. عوامل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را برشمردم که مردم چندان در ایجاد آنها نقشی نداشته‌اند و نوعی تحمیل به جامعه صورت گرفته است. حتماً شما هم دیده‌اید که هر‌گاه به مردم فرصت مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی داده شده، چه استقبالی از آن کرده‌اند. این جامعه نمی‌تواند سرخورده باشد. مشارکت، از ویژگی‌های جوامع توسعه‌یافته است. من هم جامعه ایران را مدرن می‌دانم. اگر سطوح کلان اجازه مشارکت بدهد و آن را منع نکند، آن وقت می‌بینید که در همه سطوح، مشارکت‌های جامعه به بالاترین سطح می‌رسد و نشاط و امید اجتماعی افزایش می‌یابد. حتی معتقدم مردم ما با حضور در محافل و مراسم عزاداری و دینی و مساجد که جلوه آن در مراسم عاشورا یا شب‌های قدر بیشتر دیده می‌شود، نوعی سرزندگی را نشان می‌دهند. ماهیت موضوع عزاداری است اما چون آزادانه و با میل و رغبت انتخاب می‌کنند، از گردهمایی‌ها به شدت استقبال می‌کنند و هم به عزاداری می‌رسند و هم با حضور در جمع دوستان و آشنایان، حس خوبی می‌گیرند. این نوع فعالیت‌ها اگر با ممانعت مواجه نشود، مشارکت‌آفرین است. مشارکت در ایجاد سازمان‌های مردم‌نهاد اگر با عینک بدبینی از سوی برخی نهادها نگاه نشود و به‌عنوان رقیب دولت فرض نشود حتماً نشانگر مدرن بودن جامعه ماست و نشاط‌آفرین خواهد بود. نکته دیگر این است که مردم با وجود مشکلات و نبود فرصت‌های شغلی کافی، همچنان به تحصیلات عالیه با رغبت ورود می‌کنند حتی اگر لازم باشد از سایر بخش‌های زندگی خود بزنند. مردم داوطلبانه در خیریه‌ها و امور بشردوستانه و فعالیت‌های قرض‌الحسنه با هر میزان وسع در هر نقطه‌ای از ایران مشارکت می‌کنند. یا اینکه مدارس غیر‌انتفاعی و دانشگاه غیر‌دولتی تاسیس می‌کنند، برای کاهش نرخ اعتیاد و سایر آسیب‌های اجتماعی، حاضرند هر کاری بکنند و موسسه خصوصی دایر کنند تا وضعیت بهبود پیدا کند. مردم ما در همین انتخابات مجلس دهم با وجود آنکه در برخی حوزه‌ها، نامزدهای مورد علاقه مردم امکان ورود نداشتند، اما حاضر نشدند استفاده از اهرم انتخابات را کنار بگذارند و هنوز گوش به زنگ نخبگان هستند تا مشارکت کنند و با وجود محدودیت‌ها، باز هم از بین گزینه‌های موجود، آنان را که بیشتر دغدغه دخالت مردم در تصمیم‌گیری‌ها را دارند، روانه دولت و مجلس و شوراها کنند. رفتارهای جنبشی در یک جامعه ناامید رخ نمی‌دهد.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید

 

پربیننده ترین اخبار این شماره

پربیننده ترین اخبار تمام شماره ها