شناسه خبر : 33161 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

فرصت را دریابیم

فرصت را دریابیم

بررسی از سر اشاره تاریخ ادبیات اقتصاد سیاسی ایران در 70 سال سپری‌شده سرشار از آرزوهای بلند و به فرجام‌نرسیده رهبران سیاسی و اقتصادی است که هرکدام گفته‌اند باید اقتصاد ایران را از وابستگی به نفت رها کرد. آن دسته از اقتصاددانان و نخبگان و تصمیم‌گیران ورزیده‌تر البته خواستار آزادی بودجه‌های سالانه از وابستگی به درآمدهای به دست آمده از صادرات نفت بوده‌اند.

حسین سلاح‌ورزی/ نایب‌رئیس اتاق بازرگانی ایران
بررسی از سر اشاره تاریخ ادبیات اقتصاد سیاسی ایران در 70 سال سپری‌شده سرشار از آرزوهای بلند و به فرجام‌نرسیده رهبران سیاسی و اقتصادی است که هرکدام گفته‌اند باید اقتصاد ایران را از وابستگی به نفت رها کرد. آن دسته از اقتصاددانان و نخبگان و تصمیم‌گیران ورزیده‌تر البته خواستار آزادی بودجه‌های سالانه از وابستگی به درآمدهای به دست آمده از صادرات نفت بوده‌اند. در تاریخ اقتصاد ایران یک‌بار در اوایل دهه 1330 و در دوره‌ای که محمد مصدق با سرسختی در برابر داستان همکاری با شرکت نفت انگلیس راه تازه‌ای رفت و به تحریم فروش نفت ایران در بازارهای جهانی منجر شد دیدیم که اقتصاد ایران بدون نفت روزگار خوشی ندارد. در چهار دهه پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران نیز در سال‌هایی درآمد حاصل از صادرات نفت خام کاهش جدی داشته‌است. تجربه همه دهه‌های اخیر نشان می‌دهد اما مردان تصمیم‌گیر در ایران هرگز نخواسته‌اند به‌طور واقعی اقتصاد و بودجه ایران را از درآمدهای نفت جدا سازند و در هر دوره‌ای بلافاصله پس از عادی شدن جریان صادرات نفت همان بودجه‌های کهن دوباره در دستور کار قرار گرفته‌اند. این روزها سیاست خارجی ایران گونه‌ای آرایش‌یافته است که استقلال‌خواهی سیاسی از غرب گویی در ذات آن فرو رفته و نزدیک به چهار دهه است همین‌گونه سفت و سخت باقی مانده است. به این معنی که مقامات ایران باور دارند نظام جمهوری اسلامی تنها با نفی راهبردها و روش‌های غربی در اداره کشور و دوری و حتی نبرد با غرب به ویژه آمریکا پایدار و مستحکم می‌ماند. این سیاست خارجی سفت و سخت‌شده راه را برای تحریم اقتصاد ایران از سوی غرب باز نگه داشته است و تحریم صادرات نفت ایران را به مثابه بزرگ‌ترین و مهم‌ترین محل درآمد ارزی، در دستور کار قرار داده است. این روزها کمی بیشتر از یک سال است که این تحریم فزاینده برقرار است و فروش نفت و انتقال درآمد ارزی آن به داخل هر روز سخت و سخت‌تر می‌شود. مدیران ارشد سازمان برنامه با درک این مقوله که احتمال برگشت درآمد ارزی به بودجه تا پایان سال 1398 با توجه به آدرس‌های سیاسی اندک است تصمیم گرفته‌اند اعلام کنند بودجه ایران برای سال 1399 بدون درآمد حاصل از صادرات نفت خام بسته می‌شود که البته در لابه‌لای ارقام و اقلام که بگردیم این ادعا را نیز نمی‌توانیم پیدا کنیم. داستان این روزهای ایران این است که امیدی ندارد به زودی جریان صادرات و درآمد نفت به سوی ایران باز شود. بنابراین باید کسب‌وکار اقتصاد دولتی در کلان‌ترین سطح به ویژه محل درآمد دولت تغییر جهت دهد. این روزهایی که در آن به سر می‌بریم اقتصاددانان نشان می‌دهند محل‌هایی که برای کسب درآمد از سوی دولت برای جایگزین کردن نفت پیشنهاد شده است، واقعی نیستند و کسری بودجه تا دست‌کم 35 درصد در صورت ادامه شرایط فعلی اتفاق می‌افتد.

دست خالی دولت

واقعیت این است که دولت‌های ایران در دهه‌ای تازه سپری‌شده با تکیه بر درآمد سرشاری که از محل صادرات نفت خام داشتند نیاز چندانی به مالیات شهروندان نداشتند و روزگار را به خوشی و خرمی سپری می‌کردند. دولت‌های ایران با درآمدهای نفتی در اختیار خود به سوددهی فعالیت‌های اقتصادی می‌پرداخته و دستشان برای تعیین سمت و سوی فعالیت‌ها و کسب‌وکار بنگاه‌ها و خانواده‌ها نیز باز بود. دادن یارانه به بنگاه‌ها و خانواده‌ها اساس مناسبات دولت با شرکای اجتماعی بود و البته انتظار داشتند که این دو نهاد از دولت اطاعت کنند. در محل‌های منازعه میان بنگاه‌ها و دولت در شرایط وفور درآمد ارزی این دولت بود که دست بالا را به لحاظ مالی و اقتصادی داشت. دولت از همین مسیر بود که به خانواده‌ها و بنگاه‌ها دستورهای عجیب و دلبخواه می‌داد. به‌طور مثال دولت به بنگاه‌ها دستور می‌داد و هنوز می‌دهد با قیمت دستوری فعالیت کنند یا منتظر باشند منابع بانکی از آنها دریغ شود. در غیاب درآمدهای نفتی و در فقدان قدرت اثرگذاری فوری و زودهنگام دولتی به نظر می‌رسد مسیر کسب‌وکارها به سوی آزادی پیش می‌رود.

رو به سوی جهان

در شرایطی که برگشت درآمدهای ارزی حاصل از صادرات نفت خام به همین میزان و با همین محدودیت‌ها ادامه یابد نهاد حکومت در ایران برای درآمد ارزی که بتوان با آن نیازهای دفاعی، امنیتی و تامین غذا و دارو را از بازارهای خارج خریداری کرد، به صادرات اهمیت می‌دهد. بنابراین و در برابر این پرسش که بدون نفت فعالیت‌های اقتصادی به کدام سو گرایش پیدا می‌کنند می‌توان با جرات گفت فعالیت‌های اقتصادی که توانایی دارند در بازارهای منطقه‌ای و در بازارهای جهانی با کالاها و خدمات مشابه رقابت کنند در کانون توجه سرمایه‌گذاران قرار می‌گیرند. نیاز حکومت به ارزهای معتبر خارجی این وضعیت را تسهیل می‌کند که توسعه صادرات را در دستور کار قرار دهد و برخی امتیازها و در کلام بهتر برخی از راه‌های آسان را بدهد و باز نگه دارد. هر فعالیت اقتصادی که بتواند برای ایران ارز بیاورد در شرایط بدون درآمدهای نفتی در دستور کار قرار خواهد گرفت.

جایگزین واردات

علاوه بر فعالیت‌های منجر به صادرات کالا و خدمات که در غیاب اقتصاد بدون نفت اقبال بلندی برای توسعه دارند به نظر می‌رسد با توجه به تنگناهای ارزی برای واردات، آن گروه از فعالیت‌های اقتصادی و صنعتی و خدماتی که قابلیت جایگزینی واردات را دارند در مرکز توجه قرار خواهند‌ گرفت. به‌طوری که آمارهای گمرک نشان می‌دهد و البته با تقسیم‌بندی رایج در ایران، نزدیک به 80 درصد کالاهای وارداتی به ایران کالاهای واسطه‌ای و سرمایه‌ای و مواد اولیه برای مصرف در بنگاه‌های صنعتی است. در غیاب درآمد‌های حاصل از صادرات نفت و در شرایط آزاد بودن بازار ارز که احتمال بالا رفتن نرخ تبدیل ارزهای معتبر را دارد آن گروه از فعالیت‌هایی که به دلیل تخصیص ارز تثبیتی احتمال تولید آنها نسبت به واردات کمتر بود حالا اقتصادی خواهد شد. بنابراین در شرایط بریده شدن پای دلار ارزان از مسیر واردات می‌توان انتظار داشت تولید گندم، ذرت، جو در کشاورزی و ماشین‌آلات و تجهیزات در بخش صنعت که تاکنون از خارج تامین می‌شد در کانون توجه قرار گرفته و وارد یک دوره رونق شوند.

الزام‌ها و آزادی

آنچه در بالا نگاشته شده و یادآوری شد که در غیاب درآمدهای حاصل از صادرات نفت در سمت‌گیری کسب‌وکارها چه اتفاقی ممکن است رخ دهد البته منوط به این است که نهاد دولت و سایر نهادهای تصمیم‌ساز الزام‌ها را رعایت کنند. نخستین الزام این است که آزادی کسب‌وکارها و آزادی بازارها به رسمیت شناخته شود. اگر قرار بر این باشد که دولت همچنان از محل فرماندهی مطلق به خانواده‌ها و بنگاه‌ها و بازارها دستور اکید دهد و خود را وکیل بلاعزل مردم تعریف کند اتفاقی نمی‌افتد و گره‌های کور اقتصاد باز نخواهد شد. به‌طور مثال اگر دولت بخواهد همچنان بر ارز حاصل از صادرات بخش خصوصی حاکمیت مطلق داشته و برای آن قیمت تعیین کند و ادامه فعالیت‌های آنها را مشروط به پرداخت ارز صادراتی به قیمت زیر بازار کرده یا در غیر این صورت مانع‌تراشی کند، گره‌ها کورتر خواهد شد. در شرایط بدون نفت البته دولت توانایی‌هایش برای دردسرسازی خواه ناخواه کاهش می‌یابد اما اگر بخواهد با عینک دهه‌های حکومت نفتی بر اقتصاد به فعالان اقتصادی نگاه کند کارها پیش نخواهد رفت. دولت و سایر نهادهای قدرت باید بپذیرند آزادی کسب‌وکار برای خانواده‌ها و بنگاه‌ها راه بدون چون و چرا برای کامیابی است و اگر قید و بندها ادامه داشته باشد باید منتظر روزهای بدتر باشیم. تجربه همین یک سال اخیر نشان داده است دولت و بانک مرکزی و سایر نهادهای فرماندهی اقتصاد در فشار ناشی از تحریم ناگزیر شده‌اند با فعالیت بنگاه‌ها و خانواده‌ها سازگار شوند. اگر این روزهای تحریمی ادامه یابد بدون تردید باد آزادی بیشتر بر پرچم فعالان اقتصادی می‌وزد و در این روزگار آزادی است که نوآوری و خلاقیت‌ها برای عبور از بحران و پدیدار کردن روزگار نو راهش را باز می‌کند. فعالیت‌های اقتصادی ایرانیان در غیاب درآمدهای ارزی سرچشمه‌گرفته از فروش نفت سمت و سوی آزادی را به خود خواهد دید.

دراین پرونده بخوانید ...