شناسه خبر : 22190 لینک کوتاه

توسعه زیر سایه فناوری

آینده صنایع بزرگ جهانی به چه شکل رقم خواهد خورد؟

دنیای ما با سرعت غیرمنتظره‌ای در حال تغییر است. در این میان صنایع کوچک و بزرگ جهانی نیز از این تغییر در امان نمانده‌اند.

دنیای ما با سرعت غیرمنتظره‌ای در حال تغییر است. در این میان صنایع کوچک و بزرگ جهانی نیز از این تغییر در امان نمانده‌اند. پیشرفت فناوری و تلاش کشورها برای توسعه بیشتر باعث شده اقتصادهای مختلف برای تصاحب فرصت‌های موجود در این صنایع و سهم بیشتر در بازارهای بین‌المللی به‌شدت در تکاپو باشند. شوک‌های مختلف در جهان فناوری باعث شده بسیاری از صنایع زیربنای خود را مجدداً بازسازی کنند. در عصر امروز که مرز میان عرضه‌کننده، تولیدکننده و مصرف‌کننده برداشته شده، بررسی روند حرکتی صنایع مختلف می‌تواند از اهمیت بالایی برخوردار باشد. تغییرات تکنولوژیک در حال ایجاد انتقالی تاریخی در صنایع جهانی است. پروسه‌ای که در ۱۰ سال آینده شتاب بیشتری خواهد گرفت و موجب خواهد شد طبقه‌بندی‌های مرسوم در صنایع بازنویسی شوند. در این گزارش، آینده روند برخی از مهم‌ترین صنایع جهانی مورد بررسی قرار گرفته است.

تولید صنعتی

تولیدکنندگان صنعتی (Industrial manufacturing) در یک جهان پرتشویش ساکن‌اند. تقاضای جهانی برای محصولات تولیدی با سرعتی حلزونی در حال رشد است. در حالی که میزان رشد تولید در سال 2016 تنها 1 /3 درصد بود، صندوق بین‌المللی پول این رشد را در سال 2017 حدود 4 /3 درصد پیش‌بینی کرده است. نگرانی‌های ناشی از برگزیت، انتخاب ترامپ به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا و بلاتکلیفی‌های سیاسی در سراسر جهان موجب سرکوب رشد تولیدات صنعتی شده است. در حال حاضر که مبادلات تجاری به پایین‌ترین سطح خود رسیده و قیمت نفت نیز وضعیت چندان مناسبی ندارد، رهبران ملی‌گرای جدید جهان، نظیر ترامپ جریان آزاد کالاهای تجاری را تهدید کرده و محدودیت‌های بیشتری را در مسیر رشد تولید صنعتی اعمال کرده‌اند. موضوعی که روی آینده این صنعت تاثیر منفی خواهد گذاشت. برای مثال تلاش آمریکا برای خروج از پیمان‌های تجاری موجب تضعیف شدید بخش تولید صنعتی خواهد شد، با افزایش تعرفه‌های وارداتی، تولیدکنندگان بزرگ در مکزیک و چین شاهد تشدید فشار بر واحدهای کسب‌وکار خود هستند و بسیاری از آنها هرگونه سرمایه‌گذاری جدید خود را تا شفاف شدن اوضاع سیاسی به تعویق  انداخته‌اند.

در جهانی که با رشد آهسته همراه است، تولیدکنندگان صنعتی برای خدمت بهتر به مشتریان خود باید به طراحی ابزار و تجهیزاتی بپردازند که به واسطه آن، بهره‌وری، هزینه‌ها و عملکرد کارخانه‌های خود را بهبود بخشند. به این منظور تولیدکنندگان صنعتی باید در سرمایه‌گذاری‌های خود حساب‌شده‌تر عمل کنند. آنها با تمرکز روی توسعه چارچوب فناوری و ایجاد مدل‌های جدید خواهند توانست میان محصولات و خدمات خود و مشتریانشان ارتباط مطلوبی برقرار کنند. البته سرمایه‌گذاری صرف، کافی نخواهد بود. تولیدکنندگان صنعتی به مهارت‌های اضافی نیز نیازمندند. پیش‌بینی می‌شود در سال 2017 تولیدکنندگان صنعتی با توسعه مدل‌های کسب‌وکار جدید، توسعه استفاده از سیستم قیمت‌گذاری جدید، گسترش همکاری‌های استراتژیک و استفاده بیشتر از استعدادها در مسیر رشد بیشتری گام بردارند.

نفت و پتروشیمی

صنعت پتروشیمی به عنوان یک صنعت مادر، نقش بسیار مهمی در اقتصاد جهانی ایفا می‌کند. از سوی دیگر این صنعت با صنایع بزرگ دیگری همچون ساختمان‌سازی و خودروسازی نیز ارتباطی تنگاتنگ دارد. بنابراین شناخت کافی و مناسب از روند گذشته، شرایط کنونی و چشم‌انداز آینده این صنعت، نقش بسیار مهمی در آینده اقتصاد جهانی خواهد داشت. رابطه قیمت گاز با نفت خام یکی از مهم‌ترین عوامل سرمایه‌گذاری در این حوزه به شمار می‌رود. این نسبت که تا سال 2015 روندی صعودی داشته و به این معناست که تا سال 2015 میزان سرمایه‌گذاری‌های منطقه‌ای در صنعت پتروشیمی همواره افزایش داشته است، تا سال 2022 روند نزولی خواهد داشت، موضوعی که نشان می‌دهد در پنج سال آینده سرمایه‌گذاری‌های جهانی در این حوزه با کاهش مواجه خواهد شد. در سال‌های اخیر نظام اقتصادی جهان با تحولات بسیار زیاد مواجه بوده است. از بحران جهانی اقتصاد سال 2008 که بسیاری کشورها را همچنان با چالش‌های حاصل از این رکود درگیر کرده تا تحولات سیاسی اخیر همگی تغییراتی اساسی در تقاضای انرژی جهان ایجاد کرده است. با توجه به اینکه چنین تحولاتی احتمالاً در سال‌های آینده نیز ادامه خواهد داشت، پیش‌بینی می‌شود تا سال 2020 میزان تقاضای برخی از محصولات پتروشیمی با رشدی چشمگیر مواجه شود به طوری‌که درخواست برای اتیلن و متانول تا سال 2020 به بالای 36 میلیون تن در سال برسد. این در حالی است که رشد برخی مواد پتروشیمی دیگر نظیر کلر و بنزن هم‌راستا با رشد اقتصادی جهان خواهد بود. به طور کلی بر اساس پیش‌بینی‌های IHS برآورد می‌شود تقاضای کل برای مواد شیمیایی پایه تا سال 2020 از مرز 650 میلیون تن در سال فراتر رود. در مجموع انتظار می‌رود روند نزولی قیمت نفت خام در سال‌های اخیر، قیمت محصولات پتروشیمی را در بازارهای جهانی سال 2017 کاهش دهد. اگرچه در حال حاضر سرمایه‌گذاری‌های وسیعی در خصوص افزایش ظرفیت تولید محصولات پتروشیمی در اقصی نقاط جهان صورت گرفته است اما در این میان چین بیشترین سرمایه‌گذاری‌ها را برای افزایش تولیدات پتروشیمی به نام خود ثبت کرده به طوری که پیش‌بینی می‌شود روند صعودی سرمایه‌گذاری‌ها در این کشور تا سال 2024 ادامه داشته باشد. بر اساس برآوردهای IHS، از سال 2014 تا 2020 میزان تولید محصولات شیمیایی پایه 144 میلیون تن افزایش خواهد یافت که در این میان چین بیشترین سهم را از این رشد به خود اختصاص خواهد داد.

سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) نیز در گزارشی چشم‌انداز جهانی نفت را تا سال 2035 مورد ارزیابی قرار داده است. بر اساس این گزارش، همانند سال‌های گذشته در سال‌های آتی نیز نفت همچنان اصلی‌ترین منبع تامین انرژی جهان خواهد بود. بر اساس گزارش اوپک قیمت سبد مرجع اوپک در میان‌مدت به 100 دلار، در بلندمدت به 120 دلار و تا سال 2035 به 155 دلار افزایش خواهد یافت. بحران اقتصادی منطقه یورو، افزایش جمعیت جهان، افزایش ذخایر کشف‌شده، تغییرات عمده بخش حمل‌ونقل و به نتیجه رسیدن پتانسیل‌های نفت و گاز از عوامل اصلی افزایش تقاضای نفت در 20 سال آینده به حساب می‌آید. با وجود ادامه یافتن بحران اقتصادی منطقه یورو در کوتاه‌مدت، پیش‌بینی می‌شود وضعیت اقتصادی این منطقه کم‌کم بهبود یافته و تقاضای نفت خام روندی صعودی به خود بگیرد.

هواپیماسازی

با افت قیمت نفت، علاوه بر تسهیلات اعتباری، شرکت‌های هواپیمایی هزینه‌های کمتری را متحمل می‌شوند و از سوی دیگر تقاضا برای خرید هواپیما نیز افزایش می‌یابد. یکی دیگر از مواردی که در میزان تقاضا برای هواپیماسازی‌ها تاثیرگذار بوده، میزان مصرف هواپیماهاست. از این‌رو افت قیمت سوخت، موجب کاهش تقاضا برای مدل‌های کم‌مصرف‌تر می‌شود. این در حالی است که شرکت‌های هواپیماسازی در چند سال اخیر روی تولید مدل‌های کم‌مصرف‌تر تمرکز کرده بودند. بر اساس پیش‌بینی موسسه رتبه‌بندی مودیز، در سال 2017، سود شرکت‌های هواپیماسازی به بالاترین سطح خود خواهد رسید چراکه میزان تحویل هواپیماهای شرکت‌های هواپیماسازی رشدی هفت‌درصدی خواهد داشت. افزایش تقاضای جت‌های سریع‌السیر و هواپیماهای مسافربری کوچک، موجب سودآوری بیشتر غول‌های هواپیماسازی نظیر بوئینگ و ایرباس خواهد شد. به طوری که این دو شرکت هواپیماسازی در سال آینده بسیاری از سفارش‌های خود را تحویل خواهند داد. بر اساس پیش‌بینی واحد اطلاعات اکونومیست، سهم بازار شرکت‌های ایرباس و بوئینگ در بازارهای جهانی با یکدیگر برابر خواهد شد. بر اساس پیش‌بینی‌های شرکت بوئینگ، تا سال 2020 با رونق گردشگری و افزایش مسافرت‌های هوایی، ارزش خرید هواپیماهای مسافربری خطوط هوایی مختلف به شش هزار میلیارد دلار خواهد رسید. بر اساس اعلام معاون بازاریابی بوئینگ، میزان فروش هواپیماهای بوئینگ در دو دهه آینده با رشدی چهار‌درصدی به نزدیک به 40 هزار فروند خواهد رسید.

در چند دهه اخیر تغییرات محتوایی و کیفی بسیار زیادی در بازارهای جهانی رخ داده است؛ حرکت به سوی منطقه‌ای شدن و جهانی ‌شدن بازارها سرعت گرفته است؛ به موازات آن، دوره تولید‌محوری به انتهای حیات خود رسیده و دوره مشتری‌محوری در حال شکل‌گیری است. تولیدکنندگان صنعتی، با هدف استفاده بهینه از امکانات و جلوگیری از هدر رفتن منابع با‌ارزش، تدابیری اندیشیده‌اند که نتیجه آن تغییر در ساختار صنعتی خواهد بود.

خودروسازی

صنعت خودرو جهانی با چالش‌هایی فراتر از آنچه مردم تصور می‌کنند مواجه است. با وجود این، عملکرد این صنعت در سال 2017 همانند سال‌های گذشته بسیار قدرتمند خواهد بود. در سال 2016، میزان کل فروش این صنعت در جهان با رشدی 8 /4‌درصدی به 88 میلیون دستگاه رسید و حاشیه سود عرضه‌کنندگان و خودروسازان به بالاترین سطح در 10 سال اخیر رسید. با وجود این، از منظر دو شاخص عملکرد اصلی، این صنعت با مشکلات جدی روبه‌روست. اولین شاخص، بازده کل مورد انتظار سهامداران (TSR) بوده که در پنج سال اخیر نرخ متوسط آنها در اس‌اندپی و داوجونز 8 /14 و 1 /10 درصد بوده است. در این مدت، بازده کل مورد انتظار سهامداران متوسط خودروسازان تنها 5 /5 درصد بوده است. دومین شاخص، بازده هزینه‌های سرمایه‌گذاری‌شده است که در سال گذشته میلادی 10 خودروساز بزرگ رشدی چهاردرصدی را تجربه کردند که در تقریباً نصف هزینه‌های سرمایه‌گذاری صنعت بوده است. برای شرکت‌های بزرگ در هر صنعتی، تصمیم‌گیری در خصوص سرمایه‌گذاری بسیار پیچیده است. در صنعت خودروسازی نیز که شاهد تحولات چشمگیری در محصولات خود بوده است، تصمیم‌گیری در خصوص سرمایه‌گذاری آتی امری دشوار است. بهبود بازده سرمایه‌گذاری در این صنعت می‌تواند موجب جذب سرمایه مورد نیاز برای ساخت انواع مختلف وسایل نقلیه مورد نیاز مشتریان شود. بر اساس پیش‌بینی مرکز مشاوره مدیریت مک‌کینزی، تکنولوژی اتومبیل‌های خودران به تدریج در سطح جهانی مورد پذیرش قرار خواهد گرفت و تا سال 2020 میزان استفاده مردم از این نوع خودروها در کنار خودروهای برقی به طرز قابل توجهی افزایش پیدا خواهد کرد. از سوی دیگر، سختگیری در قوانین زیست‌محیطی از جمله محدودیت‌های انتشار گازهای گلخانه‌ای در اروپا و چین و استانداردهای بهره‌وری سوخت در آمریکا، موجب افزایش تولید و فروش خودروهای هیبریدی خواهد شد. بر اساس پیش‌بینی مک‌کنزی تا سال 2020 خودروهای هیبریدی نزدیک به 25 درصد از کل فروش خودروهای جهان را تشکیل خواهند داد. از سوی دیگر خودروهای برقی تنها حدود چهار درصد از میزان کل فروش به شمار خواهند آمد. بر اساس این گزارش، در حالی که بیش از نیمی از کل فروش خودرو در حال حاضر در اقتصادهای توسعه‌یافته نظیر ایالات متحده و اروپا رخ می‌دهد این میزان تا سال 2020 به کمتر از 40 درصد کاهش خواهد یافت.

فلزات و معادن

در حالی که در سالیان اخیر افت چشمگیر قیمت فلزات اساسی، شرکت‌های این حوزه را مجبور به کاهش اندازه خود کرده است، سال 2017 با ادامه روند سرمایه‌گذاری کلان در معادن زغال‌سنگ جدید چین همراه خواهد بود. موضوعی که باعث شده میزان هزینه‌ها در این صنعت به‌شدت کاهش پیدا کند. این در حالی است که پیش‌بینی می‌شود در سال جاری بسیاری از تولیدکنندگان فلزات صنعتی نظیر فولاد و آلومینیوم که با کاهش فعالیت‌های خود رو‌به‌رو شده‌اند، اوضاع بهتری را تجربه کنند. بر اساس برآورد شرکت بی‌اچ‌پی، یکی از غول‌های معدنی دنیا که در سال 2016 بیشترین زیان تاریخ خود را تجربه کرد، این شرکت در سال 2017 میزان بهره‌وری خود را به 2 /2 میلیارد دلار خواهد رساند. این چشم‌انداز مثبت در کنار روند خوش‌بینانه غول‌های دیگر حوزه معدن، احتمالاً موجب افزایش سود شرکت‌های معدنی در سال 2017 خواهد شد. بر اساس پیش‌بینی واحد اطلاعات اکونومیست، شاخص قیمت کالاهای صنعتی در حدود هشت درصد رشد خواهد داشت. با وجود این رشد شاخص، کندی رشد تقاضای چین برای کالاهای اساسی تنها بخشی از شکاف به وجود آمده در تقاضای کشورهای جنوب‌شرق آسیا و هندوستان را پر خواهد کرد و فلزات اساسی رشد قیمتی چشمگیری را تجربه نخواهند کرد. وضعیت در صنعت فولاد جهانی اما چندان خوشایند نخواهد بود. ظرفیت مازاد موجود در این صنعت همچنان تداوم خواهد داشت و میزان تولید فولاد چین (که بزرگ‌ترین تولیدکننده و مصرف‌کننده فولاد جهان محسوب می‌شود) در حدود یک درصد افت خواهد داشت. در حالی که چین، یک‌چهارم از نیاز به فولاد خود را تولید می‌کند، اما در بازارهای جهانی با مشکل مواجه خواهد شد. افزایش تعرفه‌های گمرکی بر واردات فولاد چین از سوی اتحادیه اروپا و ایالات متحده موجب منفعت تولیدکنندگان غربی شده و احتمالاً قیمت فولاد را تا حدود پنج درصد افزایش خواهد داد. در این میان احتمالاً فلز روی بهترین عملکرد را در میان فلزات اساسی داشته و با رشد متوسطی در حدود 25 درصد به سطوح سال 2011 خود خواهد رسید. صنعت آلومینیوم و مس اما حال و روز خوبی نخواهند داشت، عرضه مازاد در این صنایع همچنان مهم‌ترین مانع رشد رونق بازار این فلزات خواهد بود.

صنایع مالی

پس از بحران مالی 2008 که موجب تحول بسیار زیادی در صنایع مختلف شد، اقتصاد جهانی به سمت نوآوری و امنیت اقتصادی پیش رفت. در چنین شرایطی صنعت مالی جهان در کشورهای نوظهور نظیر هند و چین که در آنها میزان جمعیت بالا و تنوع خدمات مالی کمتر است، به روند صعودی خود ادامه داد. این در حالی است که بیش از یک‌سوم کل فعالیت‌های مالی جهان در کشورهای پیشرفته‌ای انجام می‌شود که تنها 20 درصد از جمعیت جهان را شامل می‌شوند. با این حال پیش‌بینی می‌شود در سال 2017، با وجود چالش‌های متعدد، نوآوری‌های زیادی در این حوزه وجود خواهد داشت که مهم‌ترین این نوآوری‌ها در بخش کارت‌های اعتباری و سامانه‌های پرداخت خواهد بود. جایی که در سال‌های گذشته بارها مورد هک و سودجویی برخی متخلفان قرار گرفت. ظهور فناوری‌های مالی موجب شده چرخه اقتصادی بهتر به روند صعودی خود ادامه دهد. در سال‌های اخیر شرکت‌های مالی هدف اصلی خود را بازارهای در حال ظهور قرار داده‌اند به طوری که پیش‌بینی می‌شود شرکت‌های مالی با استفاده از مدل‌های کسب‌وکار جدید و فناوری‌های نوین مالی به موفقیت‌های چشمگیری در این کشورها دست پیدا کنند. همانند بخش انرژی، بخش مالی و رشد آن نیز ارتباطی مستقیم با رشد GDP جهان دارد به طوری که بر اساس پیش‌بینی واحد اطلاعات اکونومیست، این سهم در سال 2017 تغییری نخواهد کرد. البته این صنعت در سال‌های آینده با مشکلاتی نیز مواجه خواهد بود. یکی از بزرگ‌ترین آنها، تمرکز خدمات مالی در کشورهای توسعه‌یافته است. بر اساس پیش‌بینی اکونومیست، سهم کشورهای توسه‌یافته از دارایی‌های بانکی جهان به 76 درصد کاهش خواهد یافت و از سوی دیگر سهم این کشورها در حق بیمه و دارایی‌های قابل سرمایه‌گذاری نیز به 85 و 90 درصد کاهش می‌یابد. با این حال صنعت مالی در برآورده کردن تقاضاهای جهانی با چالش‌هایی مواجه است. همان‌طور که صنایع خودروسازی، دارویی و تولیدی امکان عرضه خدمات و محصولات خود در کشورهای پرتقاضای چین و هند را دارند، بانک‌ها و بیمه‌ها نیز تمایل دارند تا چنین کاری را انجام دهند اما قوانین سفت‌وسخت موجود در صنعت مالی، انجام چنین اقداماتی را برای شرکت‌های فعال در این صنعت بسیار دشوار کرده است.

مخابرات

مدیران عامل شرکت‌های ارتباطاتی سراسر دنیا، سال‌های متمادی درگیر این موضوع بودند که این صنعت در حال نزدیک شدن به نقطه بحرانی خود است. بر اساس اعلام تحلیلگران در صورتی که این صنعت به نقطه بحرانی برسد و روند معکوس آن آغاز شود، نجات یافتن از بحران تقریباً غیرممکن خواهد بود. به همین دلیل صنعت مخابرات هر سال چشم‌اندازی نگران‌کننده برای سال‌های آتی خود متصور است. با وجود این چشم‌انداز نگران‌کننده، این صنعت سال‌هاست که به روند صعودی خود ادامه می‌دهد و رقابت در آن روزبه‌روز فشرده‌تر می‌شود. شرکت‌های نرم‌افزاری با اپلیکیشن‌های پیام‌رسان اینترنتی بیش از 80 درصد از بار پیام‌رسانی دنیا را به دوش می‌کشند و بیش از یک‌سوم از مکالمات صوتی دنیا از طریق اسکایپ صورت می‌گیرد. در چنین فضایی، حامل‌های ارتباطات مخابراتی با کاهش شدید درآمد خدمات خود مواجه شده‌اند، افت 30‌درصدی پیامک، کاهش 20‌درصدی تماس‌های صوتی و افت 15‌درصدی هزینه رومینگ بر مشکلات صنعت مخابرات افزوده است. در این میان صنعت مخابرات اروپای غربی بیشترین کاهش درآمد سرانه را تجربه کرده است. با وجود این همه مشکلاتی که صنعت مخابرات با آن درگیر است، چگونه می‌توان از این وضعیت دشوار خارج شد. شرکت‌های خلاق در این حوزه می‌توانند با تامین مالی و مدرن‌سازی زیرساخت‌های خود و آینده‌نگری در خصوص ایجاد شرایط استراتژیک متناسب با توجه به ظرفیت‌های خود و وضعیت بازار،‌ نسبت به احیای این صنعت اقدام کنند.  

دراین پرونده بخوانید ...