نقش مهارتهای نرم در اقتصاد کلان و دیجیتال
حسین قریب گرکانی، تحلیلگر اقتصاد
در سال ۲۰۲۳، وقتی یک شرکت نرمافزاری آمریکایی ابزار هوش مصنوعی جدیدی را در اختیار هزاران کارمندش گذاشت، انتظار این بود که همه به یک اندازه بهرهوری بیشتری پیدا کنند. اما نتیجه اینطور نبود؛ بعضی تیمها رشد قابل توجهی در سرعت و کیفیت کار داشتند و بعضی دیگر تقریباً هیچ تغییری نکردند. تفاوت در دسترسی به فناوری نبود و همه یک ابزار داشتند. تفاوت در نحوهی استفاده از آن بود.
این اتفاق یک پرسش مهم را برای حوزه اقتصاد دیجیتال و فعالان آن مطرح میکند؛ اگر فناوری برای همه در دسترس باشد، چه چیزی باعث میشود یک فرد، یک شرکت یا حتی یک اقتصاد جلوتر حرکت کند؟ پاسخ را نمیتوان فقط در قدرت پردازندهها، حجم داده یا تعداد متخصصان فنی پیدا کرد. بخش مهمی از پاسخ به مجموعهای از تواناییها برمیگردد که سالها در حاشیه اقتصاد دیده میشدند؛ مهارتهای نرم!
البته مهارت نرم در اینجا به معنای چند توصیه کلی درباره «ارتباط بهتر» یا «مثبتاندیشی» نیست. در اقتصاد دیجیتال، این مهارتها به قابلیتهایی تبدیل شدهاند که مستقیماً روی بهرهوری اثر میگذارند؛ توانایی تعریف مسئله، تحلیل اطلاعات، تصمیمگیری در شرایط نامطمئن، همکاری بین تیمهای مختلف و یادگیری سریع. هوش مصنوعی میتواند یک گزارش را در چند ثانیه تولید کند، اما اینکه مدیر بداند کدام سؤال را از آن بپرسد، کدام خروجی را جدی بگیرد و چگونه آن را به تصمیم اقتصادی تبدیل کند، هنوز یک مهارت انسانی است.
گزارش «آینده مشاغل» مجمع جهانی اقتصاد در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که در کنار رشد مهارتهای فناوری، مهارتهایی مانند تفکر تحلیلی، انعطافپذیری، خلاقیت، تابآوری و یادگیری مستمر همچنان در صدر نیازهای بازار کار قرار دارند. این گزارش بر اساس پاسخهای بیش از ۱۰۰۰ کارفرما که نماینده بیش از ۱۴ میلیون نیروی کار در اقتصاد جهانی هستند، تهیه شده است.
دلیل اهمیت این مهارتها برای اقتصاد کلان هم روشن است. فناوری زمانی به رشد اقتصادی تبدیل میشود که در فرآیندهای واقعی کسبوکار، تصمیمگیری و تولید وارد شود. اگر نیروی انسانی توان سازگاری با فناوری جدید را نداشته باشد، سرمایهگذاری دیجیتال ممکن است به جای افزایش بهرهوری، فقط هزینههای جدید ایجاد کند.
این مسئله برای ایران، چالشی جدیتر است. اقتصاد ایران در سالهای اخیر با محدودیت سرمایه، نااطمینانی و فشارهای متعدد روبهرو بوده است. در چنین شرایطی، یکی از مسیرهای افزایش بهرهوری، استفادهی بهتر از ظرفیت موجود است؛ و این موضوع بدون ارتقای مهارتهایی که کیفیت تصمیمها را بالا میبرند، ممکن نیست.
یکی از فاصلههای مهم در بازار کار ایران، فاصله میان دانش تخصصی و توانایی استفاده از آن است. ممکن است فردی دانش فنی داشته باشد، اما نتواند مسئلهی کسبوکار را بفهمد، با تیمهای دیگر کار کند یا ایدهی خود را به نتیجه اقتصادی تبدیل کند. در اقتصاد دیجیتال، همین فاصله میتواند تفاوت میان یک نیروی صرفاً متخصص و یک نیروی ارزشآفرین باشد.
مطالعات OECD نیز نشان دادهاند مهارتهایی مانند همکاری، کنجکاوی، خودکنترلی و توانایی سازگاری، با عملکرد بهتر افراد در آموزش و بازار کار ارتباط مستقیم دارند. این مهارتها به خصوص در محیطهایی که تغییر سریع است، اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
یکی از چالشهای اصلی اقتصاد ایران در مسیر دیجیتالی شدن، این است که چه میزان از این فناوری میتواند به بهرهوری واقعی تبدیل شود. فاصلهی میان داشتن ابزار و توان استفاده از آن، همان جایی است که مهارتهای نرم نقش اقتصادی پیدا میکنند. یک کسبوکار ممکن است به جدیدترین ابزارهای هوش مصنوعی دسترسی داشته باشد، اما اگر مدیران آن توان تعریف مسئله، تحلیل خروجیها و هماهنگ کردن تیمها را نداشته باشند، بخش بزرگی از ظرفیت این فناوری بلااستفاده میماند.
در واقع، مهارتهای نرم را باید بخشی از زیرساخت نامرئی اقتصاد دیجیتال دانست. همانطور که اقتصاد برای رشد به شبکهی ارتباطی، انرژی و سرمایه نیاز دارد، در لایهی انسانی هم به افرادی نیاز دارد که بتوانند در محیطهای پیچیده تصمیم بگیرند، با تغییر کنار بیایند و میان تخصصهای مختلف ارتباط ایجاد کنند. این موضوع به ویژه برای اقتصادی مانند ایران اهمیت دارد؛ اقتصادی که برای افزایش رشد خود بیش از هر زمان دیگری به استفادهی بهتر از منابع موجود نیاز دارد.
نباید فراموش کرد که برندهی رقابت در اقتصاد دیجیتال، لزوماً دارندهی مدرنترین ابزارها نیست. واقعیتِ بازار نشان میدهد که با همهگیر شدن فناوری، خودِ ابزارها به مرور زمان به یک پیشفرض عمومی و در دسترس تبدیل میشوند؛ اما آنچه تفاوت واقعی و شکاف بهرهوری را میان سازمانها ایجاد میکند، ظرفیت انسانی برای استفاده از آنهاست. اقتصاد آینده متعلق به کسبوکارها یا کشوررهایی است که یادگیری سریعتر، تصمیمگیری دقیقتر در شرایط مامطمئن و هنر تبدیل دانش فنی به ارزش اقتصادی را ترجیح میدهند. همواره معتقدم برای دیجیتالی شدن، بیش از آنکه نیازمند سرمایهگذاری روی ماشینها باشیم، نیازمند بازتعریف و ارتقای مهارتهای انسانها هستیم.
دیدگاه تان را بنویسید