شناسه خبر : 7791 لینک کوتاه

روایت وضعیت بحرانی جنگل‌های ایران در گفت‌وگو با فاطمه پاسبان

نبض زندگی به سختی می‌زند

در هر ثانیه ۳۵۰ مترمربع از سطح جنگل‌ها و مراتع کشور تخریب می‌شود. این یعنی هر پنج سال یک میلیون هکتار از جنگل‌های ایران نابود می‌شود و اگر این‌روند ادامه یابد در ۶۰ سال آینده اثری از جنگل‌های امروزی ایران باقی نخواهد ماند.

مرضیه محمودی
در هر ثانیه 350 مترمربع از سطح جنگل‌ها و مراتع کشور تخریب می‌شود. این یعنی هر پنج سال یک میلیون هکتار از جنگل‌های ایران نابود می‌شود و اگر این‌روند ادامه یابد در 60 سال آینده اثری از جنگل‌های امروزی ایران باقی نخواهد ماند. فاطمه پاسبان در این گفت‌وگو علاوه بر ارائه چنین هشداری می‌گوید متاسفانه در ایران روند تخریب جنگل‌ها به مرز هشدار رسیده و ما علاوه بر بحران آب و خاک با بحران جنگل یا حیات و نبض زندگی سرزمین ایران نیز مواجه هستیم. به گفته این استاد دانشگاه در پنج دهه گذشته، سطح جنگلی ایران از ۱۸ میلیون هکتار به ۱۴ میلیون هکتار رسیده است و چهار میلیون سطح جنگلی نابود و به بیابان تبدیل شده است. برآورد شده سالانه ۶۳ هزار هکتار از جنگل‌های زاگرس و شمال ایران نابود شده است. پاسبان اگرچه دستور وزیر جهاد کشاورزی برای توقف بهره‌برداری از جنگل‌ها را مثبت می‌داند اما می‌گوید حتی با داشتن بهترین تشکیلات، بهترین قوانین، بیشترین اعتبارات و مجرب‌ترین کارشناسان نمی‌توانیم منابع طبیعی تجدیدپذیر و محیط زیست کشور را به نحو احسن اداره کنیم جز تا زمانی که فرهنگ زیست‌محیطی را در کل جامعه به حد کافی اشاعه دهیم و با فقر مادی و فرهنگی، به‌خصوص در روستاها مبارزه کنیم. شرح بیشتر وضعیت جنگل‌های ایران را در این گفت‌وگو می‌خوانید.


وزیر جهاد کشاورزی اخیراً مساله توقف بهرهبرداری از جنگلها را مطرح کرده است. سوالی که به ذهن میرسد این است که وضعیت جنگلها در ایران چگونه است که چنین دستوری صادر شده؟

پیش از شرح وضعیت جنگلها، میخواهم یک مقدمه کوتاه در خصوص اهمیت جنگلها عنوان کنم. قطعاً میدانید که جنگلها بهعنوان یکی از پیچیدهترین اکوسیستمهای طبیعی، اثرات بسیاری بر جوامع انسانی دارند و تخریب آنها میتواند اثرات جبرانناپذیری در زندگی انسانها و حیات کره زمین داشته باشد. تولید اکسیژن مورد نیاز موجودات زنده، تعدیل و تنظیم درجه حرارت کره زمین، تغذیه سفره آبهای زیرزمینی، حفاظت از خاک و جلوگیری از فرسایش آن، جذب گازهای آلاینده محیط زیست و پناهگاه حیاتوحش تنها بخشی از اهمیت زیستمحیطی جنگل است. علاوه بر این، جنگلها ارزش اقتصادی فراوانی دارند و در برخی کشورها منبع درآمدزایی بوده و اقتصاد آنها وابسته به جنگل است. فائو معتقد است بخش قابل توجهی از مردم جهان وابسته به محصولات جنگلی هستند و نقش مهمی در امنیت غذایی، کاهش فقر و توسعه کشاورزی پایدار دارند. اطلاعات ارائهشده نشان میدهد حداقل یک میلیارد و 300 میلیون نفر برابر با 18 درصد جمعیت جهان در خانههای چوبی به ویژه در کشورهای کمترتوسعهیافته زندگی میکنند، جایی که محصولات جنگلی باصرفهتر از مصالح ساختمانی است. حدود یک میلیارد و 600 میلیون نفر برای گذراندن معیشتشان و سه میلیارد نفر برای آشپزی و گرم کردن خانههایشان به جنگلها وابسته هستند. در سال 2013 در حدود 254 میلیارد دلار ارزش واردات محصولات جنگلی و 245 میلیارد دلار ارزش صادرات جهانی این محصولات گزارش شده است. بر اساس آخرین گزارش فائو در سال 2014 ارزش صادرات تولیدات جنگلی در جهان در حدود 255 میلیارد دلار بوده که نسبت به سال 2000 در حدود 76 درصد افزایش داشته است. همچنین جنگلها منبع سهچهارم آب آشامیدنی دنیا هستند و تاثیر توفانها و سیلها را مهار و دیاکسید کربن را از محیط جذب میکند. به خاطر اهمیت زیستمحیطی و اقتصادی جنگل، همواره تمامی کشورهای جهان به حفاظت و احیای آن توجه ویژهای داشتهاند، اما در چند دهه اخیر، عوامل متعددی از جمله عوامل انسانی و طبیعی، جنگلها را تخریب کرده است.

وضعیت جنگلها در ایران چگونه است که دستور توقف بهرهبرداری از آنها صادر شده است؟

متاسفانه در ایران روند تخریب جنگلها به مرز هشدار رسیده است. علاوه بر بحران آب و خاک با بحران تخریب جنگل یا حیات و نبض زندگی سرزمین ایران نیز مواجه هستیم. بر اساس آمارهای رسمی مرکز آمار ایران در سال 1392 بیش از 5 /666 هزار مترمکعب چوب از جنگلهای ایران برداشت شده است. اگر رقم دو سال 1391 و 1392 را در نظر بگیریم طی این دو سال بیش از 5 /1 میلیون مترمکعب از چوب جنگلهای کشور برداشت شده است. این یعنی قطع درختان. این رقم، بیانگر آمار رسمی در این زمینه است و بدون شک در کنار این برداشتها، قطع درختان بهطور غیرقانونی نیز در جریان است که بر میزان نابودی جنگلها میافزاید.

البته مشکل جنگلها در ایران تنها بهرهبرداری بیش از حد مجاز نیست. ما همواره در معرض اخبار حریق جنگلها هم هستیم.

بله، درست است. ارقام انتشاریافته مرکز آمار ایران نشان میدهد در کنار برداشتهای قانونی و غیرقانونی از درختان جنگلهای ایران، آتشسوزی و حریق نیز به نابودی جنگلهای ایران دامن زده است به طوری که در سال 1391 در حدود 506 مورد آتشسوزی در جنگلها اتفاق افتاده که در حدود 1544 هکتار مساحت جنگلها دچار حریق شده است و این رقم برای سال 1392 در حدود 657 فقره آتشسوزی بوده که 3649 هکتار دچار حریق شده است. ارقام نشان میدهد در سال 1392 نسبت به سال 1391 در حدود 30 درصد از نظر تعداد فقره و بیش از 136 درصد از نظر مساحت، جنگلها دچار حریق شده.

آیا به تناسب برداشت از جنگلها یا آتشسوزی آنها اقدامی برای احیای جنگلها صورت گرفته است؟

متاسفانه نه. اقدامات انجامشده برای جنگلکاری در سال 1391 در حدود 18 هزار هکتار و در سال 1392 در حدود 26 هزار هکتار بوده است که سهم بخش دولتی 74 درصد و خصوصی 26 درصد است. این ارقام نشان میدهد برداشت و تخریب از جنگلها در مقایسه با اقدامات انجامشده برای جنگلکاری تناسب نداشته و نقش مردم در جنگلکاری کمتر است. بر اساس ارقام مرکز آمار ایران در سال 1392 در حدود 3 /14 میلیون هکتار جنگل و 6 /32 میلیون هکتار پدیده بیابانی داریم. در پنج دهه گذشته، سطح جنگلی ایران از ۱۸ میلیون هکتار به ۱۴ میلیون هکتار رسیده است و چهار میلیون سطح جنگلی نابودشده، به بیابان تبدیل شده است. برآورد شده است که سالانه ۶۳ هزار هکتار از جنگلهای زاگرس و شمال ایران نابود شده است. سازمان خواربار و کشاورزی جهانی (فائو) اعلام کرده است که ایران یکی از ۷۰ کشور در حال توسعه در دنیاست که پوشش جنگلی کمی دارد و این پوشش جنگلی اندک، با سرعتی بیشتر از دیگر نقاط دنیا در حال نابودی است. بر اساس آخرین گزارش فائو، مساحت کل جنگلهای جهان سه میلیارد و ۴۵۴ میلیون هکتار است که سهم ایران از این میزان تنها ۱۱ میلیون و ۷۴ هزار و ۵۵۴ هکتار است. آنگونه که فائو اعلام کرده جنگل به نقاطی گفته میشود که تاج پوشش بالای ۱۰ درصد، توده جنگلی بیش از نیم هکتار و درختان و درختچههایی بلندتر از پنج متر داشته باشد؛ در حالی که طبق تعریف ایران که وجود تاجپوششی پنج درصد به بالا را کافی میداند، ایران صاحب حدود ۱۴ میلیون هکتار جنگل است.

14 میلیون هکتار در نگاه اول میزان قابل توجهی به نظر میرسد و این تصور وجود دارد که وضعیت ایران از نظر جنگل قابل قبول است.

مشاهده ارقام بهصورت مساحت و هکتار در وهله اول زنگ خطری را نشان نمیدهد اما اگر همین اعداد را تقسیم بر جمعیت کل کشور کنیم و سرانه جنگل برای هر فرد را محاسبه کرده و با ارقام جهانی مقایسه کنیم شرایط نامساعد و هشداردهنده کشورمان بیشتر در معرض دید قرار میگیرد. طبق آخرین گزارش فائو، متوسط سرانه جنگلهای جهان رقمی معادل ۶۲ /۰ هکتار (حدود شش هزار متر) است در حالی که این رقم برای هر ایرانی ۱۶۰۰ متر است. یعنی هر ایرانی حدود 4400 متر کمتر از سرانه جهانی دارد به عبارتی 26 درصد سرانه جهانی جنگل برای یک ایرانی است. گفته میشود «در هر ثانیه 360 مترمربع از سطح جنگلها و مراتع کشور تخریب میشود. به بیان دیگر در هر پنج سال یک میلیون هکتار از جنگلهای ایران نابود میشود یا سالانه یک و نیم درصد از جنگلهای ایران از دست میرود. اگر این روند ادامه یابد در 60 سال آینده اثری از جنگلهای امروزی ایران باقی نخواهد ماند.»

از بین رفتن پوشش جنگلی و کاهش حجم جنگلها در کوتاهمدت و بلندمدت چه آثاری دارد؟

از بین رفتن جنگلها در گام اول به معنی پالایش کمتر هوا و افزایش آلودگیهای بیشتر برای هر ایرانی است و در کنار آن از بین رفتن حیات جانوری و گیاهی در ایران. کشورمان با داشتن حدوداً شش هزار گونه گیاهی یکی از غنیترین گونههای گیاهی در کشورهای خاور نزدیک را از جنگلهای شبهحارهای تا درختزارهای سازگار با خشکی دارد. در کنار آن گونههای جانوری کمیابی در ایران وجود دارد که در حال انقراض است. همه این موارد یعنی هزینههای هنگفت و غیرقابل جبرانی از نظر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که به کشور وارد میکند. بانک جهانی، ارزش خالص کنونی هزینههای خسارات ناشی از جنگلزدایی در ایران و تخریب جنگلهای خزری در ایران را که برابر با از دست دادن منافع خدمات و کارکردهای جنگلی است، به ترتیب حدود 760 میلیون دلار و 147 میلیون دلار در سال 2002 برآورد کرده است (بانک جهانی، 2005). حدود یک میلیون و 130 هزار هکتار از جنگلهای بلوط در غرب کشور بر اثر خشکیدگی از بین رفته است و بیشمار ضررهای اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی دیگر را که میتوان برشمرد.

وزیر جهاد کشاورزی چندی پیش دستور توقف بهرهبرداری از جنگلها را صادر کرده. تحلیلتان در این مورد چیست؟ صرف دستور توقف بهرهبرداری از جنگلها میتواند راهگشا باشد؟

ببینید وضعیت موجود نیازمند مدیریت صحیح بهرهبرداری، حفاظت و احیای منابع طبیعی است. از همین روست که آقای مهندس حجتی وزیر جهاد کشاورزی دستور توقف بهرهبرداری از جنگلهای شمال را داده است. بر اساس این دستور بهرهبرداری تجاری و صنعتی از جنگلهای شمال کشور اعم از اینکه دارای طرح جنگلداری باشند یا نباشند در قالب یک برنامه کوتاهمدت متوقف شود. همچنین واگذاری طرحهای جنگلداری که دارای اهداف اقتصادی بوده و بیلان آنها بر اساس بهرهبرداری از جنگل تنظیم شده است ممنوع اعلام میشود. علاوه بر این ایجاد هرگونه جاده جدید در جنگلهای شمال کشور ممنوع و اعتبارات اختصاصیافته صرفاً برای نگهداری جادههای موجود با رویکرد حفاظت جنگل هزینه شود. ابلاغ این دستور از طرف وزیر جهاد کشاورزی را میتوان اقدام شجاعانه و مسوولانه ایشان در قبال منافع نسل فعلی و آینده دانست که قابل قدردانی است. اما این دستور به تنهایی نمیتواند بحران جنگل را مدیریت کند. یکی از دلایل مهم آن را میتوان در مطالعه آقای پروفسور علی یخکشی که در سلسله انتشارات دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران که در سال 1351 منتشر شده است، یافت. حاصل تحقیقات ایشان را میتوان در جملاتی کوتاه بدین شرح آورد که «با داشتن بهترین تشکیلات در سازمانهای جنگل و حفاظت محیط زیست، بهترین قوانین، بیشترین اعتبارات و مجربترین کارشناسان نمیتوانیم منابع طبیعی تجدیدپذیر و محیط زیست کشور را به نحو احسن اداره کنیم و بر مبنای اصل توسعه پایدار، حفاظت و بهرهبرداری کنیم و سطح آن را توسعه دهیم، جز تا زمانی که فرهنگ زیستمحیطی را در کل جامعه به حد کافی اشاعه ندهیم و با فقر مادی و فرهنگی بهخصوص در روستاها مبارزه نکنیم». پس از گذشت 40 سال از چاپ آن نوشته، امروز هم باید همان جملات را تکرار کنم زیرا که کارنامه سبزی از منابع طبیعی تجدیدپذیر و محیط زیست کشور در جلوی خود نداریم.

شما چه راهکار دیگری را پیشنهاد میکنید؟

به طور یقین لازم است در این برهه از زمان بیشتر بر نهادینهسازی رفتار حفاظت و حمایت از جنگل در جامعه مدنی از روشهای گوناگون سرمایهگذاری و اقدام کرد. نمونه آن را میتوان کاشت درخت و نهال در اربعین حسینی دانست یا بازدیدهای علمی دانشآموزان از جنگل و توجه دادن آنها به اهمیت حفظ جنگل یا گذراندن محکومیت زندانیان کمخطر یا تشویق علمای دینی به صرف خیرات در امر حفاظت و توسعه جنگل. این یک نوع نهادینهسازی و تغییر رفتار جامعه مدنی به سمت حفاظت از جنگل و حمایت از این منبع خدادادی برای آسایش و رفاه نسل آتی و آینده است. تغییر رفتار جامعه مدنی و مشارکت آنان در مقوله حفاظت و توسعه جنگل راهکار اصلی برونرفت از بحران فعلی و آینده است. در کنار آن توجه به این نکته که احیای جنگل هم زمانبر است و هم هزینهبر.

هر مترمربع برداشت از جنگلها چه میزان زمان برای احیا نیاز دارد؟

متخصصان عنوان میکنند بیشتر از یک قرن زمان لازم است تا جنگلهایی که اسیر آتش شدهاند، بار دیگر سبز شده و احیا شوند. برای جنگلهای ایلام حداقل ۱۰۰ و در جنگلهای ارس گلستان حداقل ۴۰۰ تا ۵۰۰ سال زمان نیاز است تا دوباره احیا شوند. اگر هم نهالی کاشته شود یا بذری باید کاملاً مراقب بود که دام و گردشگر وارد جنگل نشده و نهالها دچار کوبیدگی نشوند و از بین نروند. یعنی حداقل به ۵ تا ۱۰سال قرق نیاز است، تا این جنگلها بتوانند، احیای خود بهطور طبیعی را آغاز کنند. بنابراین سرمایهگذاری هنگفتی برای احیای جنگلها لازم است و در کوتاهمدت امکانپذیر نیست. یعنی به یک برنامه بلندمدت با بودجه مشخص برای احیای جنگلها نیاز است. توجه وزیر جهاد کشاورزی برای مدیریت بحران جنگل حاکی از این مطلب است که احیای جنگلها زمانبر و هزینهبر است و در کوتاهمدت امکانپذیر نیست و نیاز است در کوتاهمدت ممنوعیت برداشت از جنگلها و حفاظت از آن صورت گیرد. احیا و حفاظت و حمایت از جنگلها نیازمند استراتژی و برنامههای راهبردی کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت با بودجه مشخص بوده تا با آمدن و رفتن هر مدیری بر اساس برنامههای تنظیمشده اقدامات برنامهریزیشده را مدیریت و هدایت کند. در این برنامههای راهبری موضوع تغییر رفتار جامعه مدنی و مشارکت آنان در حمایت و حفاظت و احیای جنگل در سرلوحه کار است. در کنار آن تعیین مدیران متخصص و کارآزموده و جوان در راس امور مربوط به جنگلها میتواند در کاهش بحران و مدیریت به موقع آن موثر باشد. شناخت وضعیت موجود و شناسایی عوامل مخرب و بازدارنده حفاظت و توسعه جنگلها و روشهای برونرفت از وضعیت موجود و حرکت به سوی وضعیت مطلوب نیازمند تحقیق و مطالعات کاربردی چندوجهی (فنی، اقتصادی، اجتماعی) است. توجه به این نکته لازم است که در هر زمینهای ابتدا مطالعه و تحقیق شده و سپس، اجرا شود که این راهکار موثری در مدیریت بحران جنگل است. نکته مهم دیگر اینکه جنگل سرمایه ملی است و از اینرو نیازمند عزم ملی برای نگهداشت و حفاظت از آن است و تنها وظیفه یک وزارتخانه نیست. تغییر نوع نگاه و نگرش مسوولان جامعه به جنگل از رویکرد وظیفهای یک دستگاه اجرایی به رویکرد یک وظیفه ملی یکی دیگر از الزامات مدیریت بحران جنگل است تا هم امکانات و بودجه مناسب تخصیص داده شود و هم همه دستگاهها با همه امکانات در این خصوص وظیفهمندی داشته باشند. وزارت ارشاد در زمینه نهادینهسازی رفتار احترامآمیز به جنگل در جامعه مدنی، صدا و سیما با تبلیغ و ترویج اهمیت جنگل و حفاظت از آن، آموزش و پرورش با توجه محصلان به اهمیت جنگل و حفاظت از آن و سایر دستگاههای دولتی و غیردولتی میتوانند در این برنامه ملی حضور داشته و بخشی از فعالیتها را بر عهده بگیرند. در این برهه زمانی لازم است به هشدارهای متخصصان جنگل توجه شده و مسوولان نظام به سادگی از کنار آن عبور نکنند.

دراین پرونده بخوانید ...

  • شروع تنفس

    وزیر جهاد کشاورزی دستور توقف بهره‌برداری از جنگل‌های باستانی شمال ایران را صادر کرد

    شروع تنفس

  • درانتظار بودجه

    تنفس جنگل‌های شمال سالانه به ۶۰۰ میلیارد تومان بودجه نیاز دارد

    درانتظار بودجه

دیدگاه تان را بنویسید