شناسه خبر : 22091 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

چالش پیش روی ماست

التهاب سیاسی انتخاباتی چه تاثیری بر فضای کشور دارد؟

یک ماه و نیم از انتخابات ریاست‌جمهوری گذشته است. رئیس‌جمهور دوازدهم با رای 57 درصد از شرکت‌کنندگان در انتخابات و نزدیک به نیمی از واجدان حق رای در کشور انتخاب شده است. این نتیجه در یکی از رقابتی‌ترین، شفاف‌ترین و صریح‌ترین انتخابات ۴۰ سال اخیر در ایران حاصل شده است. شورای نگهبان صحت و اتقان انتخابات را تایید کرده و رقبای انتخاباتی نتیجه آرا را پذیرفته‌اند.

یک ماه و نیم از انتخابات ریاست‌جمهوری گذشته است. رئیس‌جمهور دوازدهم با رای 57 درصد از شرکت‌کنندگان در انتخابات و نزدیک به نیمی از واجدان حق رای در کشور انتخاب شده است. این نتیجه در یکی از رقابتی‌ترین، شفاف‌ترین و صریح‌ترین انتخابات ۴۰ سال اخیر در ایران حاصل شده است. شورای نگهبان صحت و اتقان انتخابات را تایید کرده و رقبای انتخاباتی نتیجه آرا را پذیرفته‌اند.

اما هنوز گویا برای برخی از تریبون‌داران و محافل سیاسی و رسانه‌ای، فضای تبلیغات انتخاباتی پایان نیافته است. سطح مباحثات و منازعات سیاسی چنان پایین آمده است که ستاد نماز جمعه تریبون به اختیار شاعران قرار می‌دهند که بیانیه‌های سیاسی و انتخاباتی باقی‌مانده از دوران انتخابات را در روز عید فطر در برابر رئیس‌جمهور بخوانند و فضایی را که می‌تواند به وحدت و همدلی ملت برای درک بهتر شرایط کشور منجر شود به آتش تفرقه بیالاید.

غفلت از مسائل اصلی و پرداختن به موضوعات فرعی و مشغول شدن نخبگان و صاحب‌نظران و ارباب نقد و اصحاب رسانه به حواشی و فرونهادن متن سیاست در چنین شرایطی می‌تواند فرجام بدی را برای همگان به دنبال آورد.

به این فهرست توجه کنیم:

1- تنش در روابط میان همسایگان جنوبی خلیج‌فارس و تیرگی روزافزون روابط ایران و عربستان، سایه هیولای جنگی هولناک را بر سر منطقه حاکم کرده است.

سفر پرحاشیه رئیس‌جمهور پیش‌بینی‌ناپذیر و افراطی ایالات متحده به عربستان و فروش چند صدمیلیاردی سلاح به این کشور و تحریکات لفظی و سیاسی علیه ایران در این سفر و سپس تغییرات در هیات حاکمه عربستان و روی کار آمدن ولیعهدی جوان و افراطی که نفر اول تندروهای عربستان در مواجهه با ایران است، چشم‌اندازی ناامیدانه به روابط ایران و عربستان بخشیده است.

2- کاهش قیمت جهانی نفت سرمایه‌گذاران نفتی ایالات متحده در معادن نفت شیل و سرمایه‌گذاران نفت روسیه در مناطق قطبی را به تحرک واداشته است که چاره‌ای برای هرز نرفتن سرمایه‌ها و رسیدن قیمت جهانی نفت به ارقامی که ادامه سرمایه‌گذاری در این صنعت را توجیه‌پذیر کند جست‌وجو کنند. استقبال از تنشی فرساینده و دمیدن در آتش منازعه و حتی به پیشواز جنگی فراگیر در این منطقه رفتن در دسترس‌ترین چاره برای این معضل است. جنگی که هم کمپانی‌های تولیدکننده سلاح در آمریکا و روسیه از آن استقبال می‌کنند و هم سرمایه‌گذاران نفتی در این دو کشور. جنگی که قیمت نفت را دوباره به کانال صد دلار بر خواهد گرداند و منافع حاصله احتمالی اصلی‌ترین تولیدکنندگان نفت در منطقه را به حساب فروشندگان سلاح و ادوات جنگی واریز و بازگشت سرمایه کمپانی‌های نفتی را که به استخراج نفت ‌گران روی آورده‌اند تسهیل می‌کند.

3- در سرزمین عراق و سوریه اما جبهه ضدداعش در حال پیشرفت و بازپس‌گیری اراضی سوخته در اشغال داعش است. کار موصل که تمام شود داعش دیگر جایی در عراق نخواهد داشت. رقه و دیرالزور و دابق (ارض موعود داعش در شمال حلب) به اندک زمانی از سوی نیروهای ائتلاف از لوث وجود داعش زدوده می‌شود، اما این پایان ماجرا نیست. داعش ساخته نشده است که تمام شود. این اندیشه ناپاک و این گروه خطرناک در کوتاه زمانی در شکل و صورتی جدید بازتولید و به نزدیک‌ترین مناطق گسیل خواهد شد و نبرد ایران همواره در رجزخوانی‌های این گروه ناپاک نبرد فیصله‌بخش و موعود خوانده شده است.

4- اما ترکیه در این میان قصه دیگری را برای منطقه ساز کرده است. اگرچه اکنون در منازعه میان قطر و عربستان ترکیه عزم خود را جزم کرده است که اقتدار عثمانی را در منامه به رخ حاکمان حجاز بکشد و از این جهت مسائل خود با ایران را کمرنگ کرده است اما باید حواسمان باشد که دو اتفاق استراتژیک در حال رخ دادن است یکی ساخت سدهای بزرگ بر مسیر دجله و فرات در ترکیه که بحران آب، خشکی جنوب عراق، افزایش شوری آب‌های روان در جنوب عراق و جنوب غربی ایران، از میان رفتن تالاب‌ها و هورهای عظیم منطقه و ده‌ها مساله و معضل برای ایران و عراق و کویت را به دنبال خواهد آورد. دوم خط لوله انتقال گاز روسیه به اروپا از طریق ترکیه، که عملاً بازارهای بزرگ گاز ایران در اروپا را از میان خواهد برد و سرمایه‌گذاری‌های کلان و البته ناگزیر ایران در استخراج گاز از میدان بزرگ پارس را به شدت ضربه‌پذیر خواهد کرد.

5- در چنین چشم‌اندازی از شرایط منطقه و همسایگان، به وضعیت داخلی کشور نیز نظر باید افکند، معضل موسسات اعتباری غیرمجاز و افزایش نگرانی سپرده‌گذاران از سرنوشت پس‌اندازهایشان در این موسسات، بدهی‌های تو در توی دولت به بانک‌ها و صندوق‌های بازنشستگی و تامین اجتماعی، مطالبات کلان پیمانکاران پروژه‌ها (که به‌عنوان نمونه در پروژه‌های شهرداری تهران در کمترین ارزیابی‌ها بیش از ۲۰ هزار میلیارد تومان برآورد می‌شود)، به آستانه رسیدن تحمل بازارهای اقتصادی نسبت به سیاست‌های انقباضی - انضباطی دولت که با هدف مهار تورم در چهار سال گذشته صورت گرفته است و نگرانی از رها شدن فنر مهارشده رشد عمومی قیمت‌ها و بحران‌های ناشی از آن به‌رغم تداوم وضعیت رکودی اقتصاد موضوعات جدی برای اشغال ذهن تحلیلگران سیاسی و سیاستگذاران کلان کشور است.

6- اخبار جسته و گریخته‌ای که از تلاش‌های رئیس‌جمهوری برای تدارک تیمی قدرتمند و یکدله و همراه برای تشکیل کابینه دوازدهم می‌رسد چندان امیدوارکننده نیست. عدم استقبال مدیران خوش‌سابقه و توانمند و همفکر و همراه دولت از پذیرش مسوولیت در دولت، فشارهای آشکار و نهان به برخی از وزرای بالنسبه موفق دولت یازدهم نظیر وزیر نفت و امور خارجه و راه و شهرسازی برای منصرف کردن آنان از پذیرش 

مسوولیت در دولت آینده درعین‌حال پرونده‌سازی برای مدیران دولتی، منازعه لفظی تلخ و بی‌سرانجام میان دولت و منتقدانش، درعین‌حال تدارک وسیع جناح شکست‌خورده در انتخابات ریاست‌جمهوری برای مساله‌آفرینی برای دولت که از آن به‌عنوان «تشکیل دولت در سایه» نام می‌برند، نشانه‌های خوبی برای وجود عزمی مشترک در کشور برای مواجهه با بحران‌های پیشاروی نیست.

در آخر

اگر کمی از منازعات کودکانه هفته‌های اخیر در عرصه سیاسی و رسانه‌ای ارتفاع بگیریم و از بالاتر به وضعیت کشور در منطقه نظر بیفکنیم و البته دل در گرو آبادانی و پیشرفت و توسعه و امنیت و منافع ایران داشته باشیم قطعاً نگرانی بر ما مستولی خواهد شد و کمی همگان را به اندیشه‌ای عمیق‌تر فرو خواهد برد. معتقدم کماکان کشور هیچ فرصت و هیچ امکان و سرمایه‌ای برای هزینه کردن در میدان اختلافات داخلی و منازعات کوته‌نگرانه سیاسی ندارد و با اندکی غفلت سرنوشت ساختمان پلاسکو در انتظار جامعه ایران است.

گمان می‌کنم همه جناح‌های سیاسی کشور نیازمند رسیدن به تحلیلی مشترک و پذیرفته‌شده و همسو با منافع و مطالبات ملی هستند که این تزلزل و ناهمگونی و ناهماهنگی در اداره کشور با تشکیل دولت جدید رخت بربندد و نیرو و توان ملی هم‌راستا برای حفظ اقتدار و انسجام ملی و تبدیل همبستگی ملی ایجادشده در انتخابات ریاست‌جمهوری به سرمایه‌ای افزاینده برای حداقل یک دهه آینده کشور باشد.   

 

دراین پرونده بخوانید ...