شناسه خبر : 1964 لینک کوتاه

تشابه آمریکا و اروپا

توافق بر سر پرتگاه

شباهت آزاردهنده سوء مدیریت مالی در واشنگتن و افتضاح منطقه یورو بیش از پیش نمایان شده است.

ترجمه: جواد طهماسبی
the economist
در سه سال گذشته، رهبران آمریکا با تحقیر به مدیریت اروپا در بحران یورو می‌نگریستند. در کاخ سفید، این دیدگاه وجود داشت که سیاستمداران اروپا آنقدر بی‌کفایتند که نمی‌توانند یک مشکل اقتصادی را مدیریت کنند، به تصمیمات کوتاه‌مدت لحظه آخری عادت کرده‌اند و قادر نیستند بر یک راهبرد درازمدت درباره واحد پول مشترک‌شان به توافق برسند. این انتقادها همه بجا بوده اما اکنون انتقادکنندگان باید به خود بنگرند. وضعیت اقتصاد آمریکا به بدی اروپا نیست اما ناکامی سیاستمداران آن کشور که خود را در جلسه 11‌ساعته، برای اجتناب از پرتگاه مالی نشان داد به این معناست که الگوی سوء عملکرد واشنگتن شباهت آزاردهنده‌ای به سوء مدیریت سیاستمداران منطقه یورو در سه سال اخیر دارد.
بازی با قوطی
شباهت اول در ناتوانی آنها برای برداشتن گام‌هایی بیش برای پوشاندن مشکلات است. بحران یورو به آن دلیل عمیق‌تر شد که سیاستمداران اروپا پشت‌ سر هم در حل ضعف ساختاری واحد پولی مشترک ناموفق بودند و به جای آن مرتب به درمان‌های موقت روی آوردند که درست در نیمه‌شب و پس از مذاکرات به آنها می‌رسیدند. مشکلات آمریکا متفاوت هستند. کشورهای اروپایی با بحران قریب‌الوقوع بدهی مواجهند اما آمریکا باید با شکاف درازمدت بین درآمد مالیاتی و هزینه‌ها به ویژه در بخش بهداشت مقابله کند، بدون اینکه در کوتاه‌مدت اقتصاد را تحت ‌فشار زیادی قرار دهد. اما سیاستمداران این کشور مثل پسر‌بچه‌هایی عمل می‌کنند که قوطی‌های خالی را با ضربه پا در خیابان جلو می‌برند. توافق هفته پیش که به اجبار بین سناتورهای جمهوریخواه و کاخ سفید در آستانه سال ‌نو به دست آمد و در اولین ساعات روز اول سال جدید به تصویب سنا، و در ادامه همان روز به تصویب مجلس نمایندگان رسید، جهت جریان رکود اقتصادی را معکوس کرد. این توافق بخش بزرگی از افزایش شدید مالیاتی را که قرار بود از اول ژانویه به اجرا درآید حذف کرد و به طور موقت تهدیدهایی را که متوجه کاهش مخارج بود به تاخیر انداخت. همانند اکثر اجلاس‌های اروپایی درباره بحران یورو که فاجعه پیش‌رو را دفع می‌کردند، به جای انقباض پنج‌درصدی اقتصاد، سال 2013 فقط شاهد انقباضی معادل یک درصد تولید ناخالص داخلی خواهد بود. این درصد قابل مدیریت است و متعاقب آن بازارها آرام گرفتند. اما در درازمدت چه اتفاقی می‌افتد؟ کاهش هزینه‌ها فقط دو ماه به تاخیر افتاده است. تا آن زمان کنگره باید در مورد افزایش سقف بدهی کشور رای‌گیری کند تا خزانه‌داری بتواند بدهی‌هایش را بپردازد. در هفته‌های آتی حاشیه‌های زیادی در مورد بودجه شروع می‌شوند. این درمان موقت از مشکلات عمیق مالی آمریکا غفلت کرده است و برای کنترل مسیر ناپایدار مخارج، مقرری‌های مراقبت‌های بهداشتی و مستمری‌ها کاری انجام نمی‌دهد. سهم هزینه مراقبت‌های بهداشتی از تولید ناخالص داخلی آمریکا در 25 سال آینده دو برابر خواهد شد. برای منطقی‌سازی قانون پیچیده مالیات تدبیری اندیشیده نشده است. این قانون باعث کاهش بیش از یک تریلیون دلار در درآمدها می‌شود و عملاً هیچ کاری برای پر کردن کسری بودجه ساختاری این کشور انجام نمی‌دهد. بالا نگه‌ داشتن نرخ مالیات بر درآمدهای بالا چیزی را تغییر نمی‌دهد. از یک دیدگاه دو‌ماهه، این توافق یک شکست آشکار است. توافق نهایی حتی کمتر از آنچه زمانی بینر پیشنهاد کرده بود درآمد مالیاتی ایجاد می‌کند و هیچ‌کدام از اصلاحات مورد نظر اوباما در مورد مقرری‌ها را تحت پوشش قرار نمی‌دهد. دلیل این نتیجه نامطلوب را باید در تاثیر فوق‌العاده گروه‌های کوچک خاص دید. این شباهت دوم آمریکا و اروپاست. ناتوانی اروپایی‌ها در پرداختن به نگرانی‌های ملی مانند پرداخت پول برای بسته‌های نجات و یا اینکه کنترل و نظارت بانک‌ها بر عهده چه نهادی باشد، باعث شد آنها نتوانند برای تضمین آینده واحد پولی خود به توافق‌های بزرگ لازم برسند. به همین ترتیب دموکرات‌ها و جمهوریخواهان در رسیدن به توافق بزرگ ناکام ماندند؛ هر دو گروه، تحت نفوذ تندروان حزب خود هستند و آنقدر بر برنده شدن در مذاکرات تمرکز کرده‌اند که تلاش نمی‌کنند برای تضمین آینده مالی آمریکا با یکدیگر کار کنند. سومین شباهت آن است که سیاستمداران با رای‌دهندگان صادقانه برخورد نمی‌کنند. درست همان‌طور که آنگلا مرکل صدراعظم آلمان و فرانسوا اولاند رئیس‌جمهور فرانسه به مردم کشورشان نگفتند که نجات یورو به چه بهایی تمام می‌شود، نه باراک اوباما و نه رهبران جمهوریخواهان شجاعت کافی نداشتند تا هزینه ترمیم افتضاح مالی را برای مردم آمریکا توضیح دهند. دموکرات‌ها وانمود کردند هیچ آسیبی متوجه طرح مراقبت پزشکی سالمندان یا مستمری‌های تامین اجتماعی نمی‌شود. راه‌حل‌های جمهوریخواهان نیز همیشه شامل کاهش هزینه‌های نامشخص می‌شود و آنها هر نوع افزایش مالیات را سوسیالیستی می‌دانند. هر طرف سعی می‌کند دیگری را متهم سازد و این، قطبی‌ شدن جامعه را که مانعی بر راه پیشرفت است تشدید می‌کند.
درمان امروز، کندی فردا
افراد خوش‌بین اشاره می‌کنند که احتمال ندارد آمریکا در آینده نزدیک با یک بحران بدهی شبیه بحران اروپا مواجه شود اما فتیله‌ای که به کندی می‌سوزد خود یک مشکل است. یکی از عواقب جانبی بحران اروپا آن بود که کشورهای منطقه یورو مجبور شدند سن بازنشستگی را بالا ببرند و مستمری‌های بازنشستگی و مقرری‌های مراقبت بهداشتی را منطقی سازند. آمریکا که پس از ژاپن بزرگ‌ترین کسری بودجه ساختاری را در میان کشورهای ثروتمند دارد در مقابله با عواقب مالی پیر شدن جمعیت خود ناکام است. سرعت پیر شدن جمعیت ایالات متحده در مقایسه با اروپا کندتر است اما با انباشته شدن بار بدهی‌ها اعتماد بخش تجاری و مصرف‌کنندگان خدشه‌دار می‌شود و در این حالت شکست نهایی دردناک‌تر خواهد بود. غمناک‌ترین موضوع توافق هفته گذشته آن است که آقایان اوباما و بینر ظاهراً از خسارت عظیمی که جدایی‌طلبی آنها بر کشورشان وارد می‌کند، غافلند. امنیت ملی صرفاً تعداد تانک‌ها و یا موشک‌ها نیست. ناکامی اروپا در مقابله با بحران واحد پولی جایگاه این اتحادیه را در جهان متزلزل کرد. چرا کشورهای در حال توسعه باید به رهبران آمریکا اعتماد کنند در حالی که خود از حل مشکلات داخلی ناتوان هستند. به ویژه آنکه با ناتوانی بزرگ‌ترین نظام دموکراسی جهان، چین به تصمیم‌گیرنده مهم جهان تبدیل می‌شود و تنها پیش می‌تازد. هفته گذشته اوباما با افتخار اعلام کرد با افزایش مالیات ثروتمندان، وظیفه خود را به انجام رسانده است. اما در حقیقت با ناتوانی دوباره در حل مشکل مالی بنیادی ایالات متحده، او و رهبران جمهوریخواه فقط بروکسل جدیدی در آمریکا ساخته‌اند.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید