شناسه خبر : 18993 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

گفت‌وگو با مسعود کرباسیان درباره پیدا و پنهان تجارت غیررسمی

طعم شیرین قاچاق

سرما خورده و صدایش به سختی شنیده می‌شود. با این حال سر ساعت وارد دفترش می‌شویم. دفترش اندازه دفتر رئیس کل گمرک نیست. کوچک و بدقواره است و آقای رئیس آنقدر در گوشه و کنار این اتاق، نقشه و گزارش و کتاب چیده که جایی برای ایستادن و عکس گرفتن هم وجود ندارد. آخرین بار که برای گفت‌وگو به دفتر کار شخصی‌اش رفتیم، همه چیز با سلیقه چیده شده بود اما اینجا همه چیز نشان از کار دولتی دارد. مهم‌تر از همه اینکه نشانی از خنده‌های معروفش نمانده و مسعود کرباسیان دیگر مثل گذشته نمی‌خندد.

سرما خورده و صدایش به سختی شنیده می‌شود. با این حال سر ساعت وارد دفترش می‌شویم. دفترش اندازه دفتر رئیس کل گمرک نیست. کوچک و بدقواره است و آقای رئیس آنقدر در گوشه و کنار این اتاق، نقشه و گزارش و کتاب چیده که جایی برای ایستادن و عکس گرفتن هم وجود ندارد. آخرین بار که برای گفت‌وگو به دفتر کار شخصی‌اش رفتیم، همه چیز با سلیقه چیده شده بود اما اینجا همه چیز نشان از کار دولتی دارد. مهم‌تر از همه اینکه نشانی از خنده‌های معروفش نمانده و مسعود کرباسیان دیگر مثل گذشته نمی‌خندد. رکوردر که روشن می‌شود، با خودم می‌گویم کاش برای گفت‌وگو او را تحت فشار نمی‌گذاشتم. آقای رئیس خسته است.
هشت سال از دوره حضور شما در گمرک گذشته بود که دوباره قبول مسوولیت کردید. با توجه به روحیه‌ای که در شما سراغ دارم بعید می‌دانستم دوباره بپذیرید سکان سازمانی را در دست بگیرید که اتفاقاً در سال‌های گذشته یکی از پرحاشیه‌ترین‌ نهادها بوده است. من هم جای شما باشم از زیر بار این سوال فرار می‌کنم اما خیلی دوست دارم بدانم اولین بار که دوباره به سازمان پا گذاشتید، چه حسی داشتید؟
همان حسی را که پیرمرد فیلم سوزنبان داشت. پیرمرد سوزنبانی که آرزو داشت با قطاری که هر روز از مقابلش می‌گذشت، برای زیارت به مشهد برود اما چون جایگزینی نداشت، با درخواست مرخصی‌اش مخالفت می‌شد. من نمی‌خواستم دوباره قبول مسوولیت کنم...

 اما قبول کردید. در حالی که خیلی راضی به نظر نمی‌رسیدید.
مشتاق نبودم که بپذیرم. کار خودم را می‌کردم. مطالعه‌ام قطع نمی‌شد. فیلم می‌دیدم، کتاب می‌خواندم، به دیدار دوستانم می‌رفتم. مهمانی‌های خانوادگی برقرار بود و چیزی کم نبود. وقتی چند پیشنهاد کار دریافت کردم، باز هم دلم نمی‌خواست خلوتم به هم بخورد. پیشنهاد گمرک البته جنس دیگری داشت برای اینکه گمرک را خانه خودم می‌دانستم. به هر حال هنوز تصمیمی نگرفته بودم که یک شب همراه پیرمردی شدم که راننده آژانس بود. خیلی ناراحت و گرفته به نظر می‌رسید و من هم کنجکاو شدم و پرسیدم چرا اینقدر گرفته‌ای؟ گفت: فرزند مریضی دارم و ناچارم برای تامین داروی او مسافرکشی کنم. توضیح داد که بازنشسته است و هرماه حدود شش میلیون تومان خرج داروی پسرش می‌کند. با این حال از قیمت دارو گلایه نداشت و بیشتر نگران این بود که داروی مورد نیاز پسرش دیگر وارد کشور نشود. آن موقع می‌دانستم که دارو چند ماه است در گمرک گیر کرده اما خودرو مثلاً یک هفته‌ای ترخیص شده است. آن شب خیلی به حال پیرمرد فکر کردم و بعد تصمیم گرفتم به دعوت دکتر طیب‌نیا پاسخ مثبت بدهم.

 می‌دانستید گمرک با چه مسائلی مواجه است؟
بی‌اطلاع نبودم.

 مسائل گمرک به نسبت اندازه و نقشی که داشت، خیلی بزرگ بود. هر روز می‌شنیدیم و می‌خواندیم که فساد در گمرک زیاد شده یا می‌شنیدیم که دارو بیش از پنج ماه در گمرک می‌ماند و ترخیص نمی‌شود اما خودرو یک‌روزه ترخیص می‌شود. یک ‌بار یکی از دوستان من که اتفاقاً همشهری شماست و سمت مهمی در بازار سرمایه دارد از برخوردهای خیلی بد کارکنان گمرک گفت که چطوری کیف و چمدانش را به هم ریخته‌اند و احتمالاً انتظاراتی هم داشته‌اند. در اتاق بازرگانی هم مدام از گمرک انتقاد می‌شد و هیچ‌کس نبود که پاسخ بدهد و خلاصه تصویر گمرک در ذهن مردم خیلی آشفته و آلوده بود. اجازه بدهید راحت بگویم در ذهن مردم، گمرک سازمانی بوروکرات، آلوده و بی‌نظم بود که برخی کارمندانش انتظارهای زیادی داشتند.
خیلی ممنون که این سوال را مطرح کردید. من منکر هیچ‌کدام از مواردی که مطرح کردید نیستم. گمرک برشی از جامعه امروز ایران است. چیزی فراتر از دیگر دستگاه‌های بوروکرات ما ندارد و شاید چیزی کمتر هم نداشته باشد. ما با دو پدیده مواجه هستیم که لازم است به آن توجه کنیم. اول اینکه تصویر ذهنی مردم در مورد دستگاه‌های اداری ما تصویر خوبی نیست. من هرچقدر هم ملاحظه صحبت کردنم را داشته باشم، نمی‌توانم نسبت به آنچه در اطرافم می‌گذرد بی‌تفاوت باشم. در گمرک هم افرادی وجود دارند که سالم نیستند اما مگر تعداد این افراد چقدر است؟ شما درست می‌گویید. گاهی برخی پرونده‌ها در فضای عمومی مطرح می‌شود که نشان می‌دهد مثلاً یکی از کارمندان دولت، خلافی انجام داده اما منصفانه نیست که این خلاف را به همه کارمندان دولت تعمیم دهیم. مثلاً در بخش مالی گمرک بوشهر فرد یا افرادی بوده‌اند که از سال 1386 تا سال 1391 فیش بانکی جعل کرده‌اند. تخلفات این پرونده در دست بررسی است و آنقدر که من اطلاع دارم، این افراد به مشتریان گمرک فیش بانکی جعلی می‌دادند یعنی هرکس عوارض گمرکی پرداخت می‌کرد در حقیقت به حساب این افراد واریز می‌شد. این افراد موفق شدند در طول شش سال چیزی حدود 70 میلیارد تومان از سود و عوارض گمرکی را به حساب خود بریزند. در قشم و چابهار هم مواردی از قاچاق خودرو داشتیم که با همکاری برخی از کارکنان گمرک صورت گرفته بود. مواردی هم داشته‌ایم که مربوط به قاچاق سوخت است و دستگاه‌های نظارتی در حال بررسی تخلفات آن هستند. بنابراین حجمی از تخلفات ممکن است در گمرک وجود داشته باشد اما انصافاً به اندازه‌ای نیست که شما فکر کنید گمرک، سازمانی آلوده است. گمرک در حقیقت سازمان کشف‌کننده تخلفات است و شاید در میان هزاران کارمندی که دارد، افراد متخلفی هم حضور داشته باشند اما همه متخلف نیستند. همکاران من در نقطه صفر مرز با کمترین امکانات و با کمترین حقوق، در حال انجام وظیفه هستند. در مناطقی گمرک وجود دارد که شاید شما هیچ وقت نامش را نشنیده باشید. در میان کارکنان گمرک، انسان‌های بسیار شریفی وجود دارند که در گرمای سخت و کشنده تابستان یا در سرمای شدید زمستان مشغول کارند و در انتهای ماه، حقوقی دریافت می‌کنند که به سختی کفاف زندگی آنها را می‌دهد. هر روز میلیاردها تومان کالای شیک و لوکس از مقابل آنها وارد کشور می‌شود در حالی که خیلی از آنها توان خرید این کالاها را ندارند. با این حال می‌ایستند و کار می‌کنند. برای مطبوعات، حجم اندک تخلف در یک سازمان از حجم وسیع کشف تخلف در همان سازمان، ارزش خبری بیشتری دارد. مثلاً برای یک روزنامه، کشف 18 تن «انیدرید استیک» که برای تولید هروئین استفاده می‌شود، به اندازه دستگیری یک کارمند گمرک در بوشهر ارزش خبری ندارد. شاید جلوگیری از تخلف به اندازه خود تخلف برای رسانه‌ها جذاب نباشد.

  برای آنکه گمرک اگر سالم کار کند، به وظیفه‌اش عمل کرده اما اگر یکی از کارمندانش سوء‌استفاده مالی کند، باید به مردم توضیح داده شود. حالا قبول دارید که تصویر گمرک در ذهن مردم تصویر خوبی نیست؟
قبول دارم. ما در مورد خیلی از مسائل تصویرهای ذهنی درستی نداریم اما لزوماً این تصویرها منطبق بر واقعیت نیست.

  شما گمرک را چگونه تحویل گرفتید؟
اجازه بدهید از دو زاویه به این موضوع نگاه کنیم. یکی وضعیت گمرک از نظر مسائل درونی و سازمانی است و دیگری وضعیت گمرک در سیاستگذاری تجاری کشور. در مورد وضعیت درونی گمرک باید اعتراف کنم که وضعیت سازمان در رتبه‌بندی کشورها از نظر تسهیل تجارت مناسب نیست. ساختار سازمانی گمرک ایراد دارد. گمرک همچنین دارای استراتژی کنترل مناسب نیست. اما نکته نگران‌کننده دیگر این است که در سال‌های گذشته نقش گمرک در سیاستگذاری مربوط به بخش بازرگانی ناچیز بوده است. به همین دلیل نگاه دولت به وظایف و اهداف گمرک در مقاطع مختلف، متفاوت و گاهی متضاد بوده است. وجود قوانین، مقررات و بخشنامه‌های متعدد و ناهمسو هم محصول کمرنگ بودن گمرک در تصمیم‌سازی‌های تجاری کشور بوده است.

  اما در چند ماه گذشته شما خیلی بدون تعارف عمل کردید. شاید به توصیه و فشار شما اما در هر حال دولت ظرف هفته‌های گذشته، برخی موانع سر راه تجارت خارجی را حذف کرد و از میان برداشت. اکنون هم می‌دانم که دولت سخت در تلاش است تا اولویت‌بندی کالاهای وارداتی را هم اصلاح کند. این بار ظاهراً هدف لغو گروه‌بندی کالاهای اولویت 10 است. فکر می‌کنید این اقدامات چه اثری بر آینده تجارت بگذارد؟
بی‌آنکه بخواهم محافظه‌کارانه به این سوال پاسخ بدهم، سعی می‌کنم از گذشته صحبت نکنم. بله پیش از این موانع و مشکلاتی پیش روی بازرگانان وجود داشت اما با تدبیری که صورت گرفت، برخی موانع حذف شد. این روند البته تداوم دارد و در آینده هم سعی می‌کنیم با توجه به ضرورت بهبود فضای کسب و کار، موانع پیش روی بازرگانان را حذف کنیم. اطمینان می‌دهم که فرآیندهای زائد و موانع پیش روی فعالان اقتصادی به مرور برداشته شود بنابراین در آینده هیچ فرآیندی نخواهید دید که منطبق بر اصول علمی یا تجربه صحیح دیگران نباشد. همین امروز به آمار شاخص‌های سهولت کسب و کار نگاه می‌کردم. ایران در سال 2013 با هشت پله سقوط در بین 189 کشور، رتبه 152 را به خود اختصاص داده است. ما باید نسبت به جایگاه اقتصادی خود در دنیا حساس باشیم اما به هیچ عنوان حساس نیستیم. مردم علاقه دارند به طور مستمر در جریان رتبه‌بندی تیم‌های فوتبال جهان قرار گیرند و برایشان مهم است که جایگاه تیم ملی فوتبال ما در جدول رده‌بندی بهتر شود اما هیچ‌کس برایش اهمیت ندارد که ایران در بین 189 کشور در رتبه 152 رده‌بندی شاخص‌های کسب و کار باشد. هشت سال پیش وقتی گمرک را ترک کردم، جزو پنج گمرک برتر دنیا بودیم. امروز در رتبه 103 قرار داریم و این برای من چیزی شبیه فاجعه است.
مردم علاقه دارند به طور مستمر در جریان رتبه‌بندی تیم‌های فوتبال جهان قرار گیرند و برایشان مهم است که جایگاه تیم ملی فوتبال ما در جدول رده‌بندی بهتر شود اما هیچ‌کس برایش اهمیت ندارد که ایران در بین ۱۸۹ کشور در رتبه ۱۵۲ رده‌بندی شاخص‌های کسب و کار باشد. هشت سال پیش وقتی گمرک را ترک کردم، جزو پنج گمرک برتر دنیا بودیم. امروز در رتبه ۱۰۳ قرار داریم و این برای من چیزی شبیه فاجعه است.


 آقای دکتر در سال‌های گذشته حجم تجارت در سطح جهان کاهش داشت اما کشورهایی که موفق شدند ارتباط میان عرضه‌کنندگان و خریداران را تقویت کنند و به تسهیل تجارت پرداختند با آسیب کمتری روبه‌رو شدند. در حال حاضر تجار ایرانی با مشکلات زیرساختی در بنادر و انبارها مواجهند و آماده‌سازی اسناد مورد نیاز برای تجارت و وقت‌گیر بودن معاملات، هزینه و تاخیر زیادی را بر تجار تحمیل می‌کند که تاثیری منفی روی تجارت دارد. در سال‌های گذشته در این زمینه غفلت صورت گرفته و سوال این است که در آینده برای کاهش این هزینه‌ها چه خواهید کرد؟
سوال خوبی است. برای اینکه بدانیم کجا هستیم و چه وضعیتی داریم، باید آمارها را مرور کنیم. یکی از آمارهایی که نشان می‌دهد وضعیت خوبی نداریم، زمان مورد نیاز برای واردات و صادرات است. در حال حاضر به طور متوسط، 32 روز طول می‌کشد تا کالایی به کشور وارد شود. در میان کشورهای منطقه شامل کشورهای ایران، عراق، اردن، عمان، عربستان و امارات تنها وضع عراق از ما بدتر است. در عراق 82 روز طول می‌کشد تا کالا وارد کشور شود. در اردن 15 روز، در عمان 9 روز، در عربستان 17 روز و در امارات هفت روز. از نظر هزینه مورد نیاز برای واردات هم تنها وضع عراق از ما بدتر است. در حوزه صادرات هم تقریباً وضع به همین شکل است. در حال حاضر 25 روز طول می‌کشد تا کالا از ایران صادر شود. در این حوزه هم تنها وضع عراق از ما بدتر است و امارات و اردن و عمان و عربستان وضعیت بهتری نسبت به ما دارند.

 چرا این وضع به وجود آمده است؟
در سال‌های گذشته در بیشتر حوزه‌ها شاهد افت خدمات‌رسانی دولت بوده‌ایم. این روند می‌تواند ناشی از گرایش شدید به تمرکز امور در دولت یا ناشی از مدیریت ضعیف باشد. برای اینکه عملکرد گمرک را ارزیابی کنیم می‌توانیم به سه متغیری که بانک جهانی در سنجش و ارزیابی محیط کسب و کار کشورها استفاده می‌کند اشاره کنیم. معمولاً برای سنجش سهولت تجارت و چگونگی عملکرد گمرک در کشورهای مختلف به سه عامل توجه می‌شود. یکی هزینه‌ای که تجار برای ترخیص کالا یا انجام مراحل اداری می‌پردازند. دوم زمانی است که تجار صرف انجام مراحل اداری تجارت می‌کنند و سوم تعداد مراحلی است که تجار باید بگذرانند و تعداد اسنادی که باید آماده کنند. شرایط ما در هر سه زمینه مطلوب نیست. مثلاً از نظر تعداد مراحلی که تجار باید بگذرانند و تعداد اسنادی که باید آماده کنند، از بین 183 کشور در رتبه 131 هستیم. این شاخص به نوعی بیانگر میزان کارآمدی گمرک هر کشور است. اگر دقت کنید متوجه می‌شوید که گمرک خوب و روان به میزان قابل ‌توجهی می‌تواند روی کارایی بنگاه‌ها هم اثر بگذارد. اگر عملکرد گمرک مطلوب نباشد، ممکن است بنگاه‌ها مجبور شوند موجودی کالای بیشتری را در انبار نگهداری کنند که این کار چهار تا شش درصد به هزینه‌های تولید بنگاه‌ها اضافه می‌کند. کشورهایی که از امور گمرکی کارآمد برخوردارند، به اسناد و امضاهای کمتری نیاز دارند و در نتیجه زمان کمتری نیز برای انجام مراحل اداری و تشریفات گمرکی مربوط به رویه‌های صادرات و واردات اختصاص می‌دهند. بررسی‌ها نشان می‌دهد هر روز تاخیر اضافی در امر تجارت معادل 5/0 درصد ارزش کالا برای کالاهای صادرشده با کشتی یا راه‌آهن هزینه دارد. به عبارت دیگر اگر تجارت کالایی 20 روز به طول انجامد و با انجام اصلاحاتی بتوان زمان تجارت را به 10 روز کاهش داد، به میزان پنج درصد ارزش کالا برای صادرکنندگان صرفه‌جویی ایجاد خواهد شد. حتی کشورهای فقیر و توسعه‌نیافته نیز می‌توانند در این زمینه به پیشرفت‌های قابل قبولی دست پیدا کنند. به این دلیل که بار مالی تحمیل‌شده ناشی از مراحل پیچیده اداری، بیشتر از زیربناهای حمل و نقل ضعیف و عقب‌مانده هزینه ایجاد می‌کند. در حال حاضر گمرک ایران مجری قوانین و مقرراتی است که نقشی در تهیه آن نداشته اما باید پاسخگوی مردم باشد. مثلاً همه آنچه در سال‌های گذشته تحت عنوان ایران‌کد و شبنم یا تنظیم سیاست‌ها بر اساس قواعد تعرفه‌ای شکل گرفت، بیشتر باعث بزرگ شدن بخش غیررسمی اقتصاد شد. در حقیقت هر چه گمرک بوروکرات‌تر شد یا به صورت آنی، بخشنامه‌های متعدد صادر شد یا بر فرآیند واردات و صادرات عوارض تعیین کردند، این علامت به فعالان حوزه بازرگانی داده شد که تجارت از مسیر قانونی از تجارت در مسیرهای غیر‌قانونی صرفه و سود اقتصادی کمتری دارد.

 اشاره کردید که در سال‌های گذشته بخش غیررسمی اقتصاد از بخش رسمی بزرگ‌تر شده است. یعنی قاچاق تشدید شده است؟
در سال‌های گذشته اعمال فشارهای تحریمی چند نتیجه به دنبال داشت. نتیجه اول این بود که حجم تجارت رسمی کاهش یافت و در مقابل، گروه‌های زیادی در داخل و خارج از ایران شکل گرفتند و از این فضا استفاده کردند. تحریم از یک سو باعث کمبود کالا در داخل کشور شد و از سوی دیگر روی تولید کالای داخلی هم اثر گذاشت. چون بعضاً واردات مواد اولیه مورد نیاز تولیدکنندگان هم متوقف یا دچار مشکل شد. از آن طرف هزینه واردات رسمی هم افزایش یافت و طبیعی است که هرچه هزینه واردات بیشتر شود، قاچاق بیشتر می‌شود. در سال‌های گذشته دولت دچار اشتباهات متعدد شد. از جمله اینکه تجارت را بوروکراتیک‌تر، سخت‌تر و کم‌سودتر از گذشته کرد. عوارض را بالا برد. ممنوعیت‌ها را بیشتر کرد. قوانین متعددی گذاشت. ضوابط را گسترده کرد و در مجموع گمرک را بوروکرات و سنگین کرد. به این ترتیب از میزان رضایت مردم نسبت به عملکرد گمرک کاسته شد. مثلاً در سال 1391 از تجار و بازرگانان 13 گمرک اجرایی کشور نظرسنجی شده که نشان می‌دهد میزان رضایت از عملکرد گمرک حدود 1/2 درصد کاهش داشته است. ارزیابی من این است که بوروکرات کردن گمرک به هیچ عنوان مورد قبول فعالان اقتصادی نیست. مجوزهای فراوان، مقررات دست و پا‌گیر، ایجاد ایستگاه‌های زیاد و حتی مخفی نگه داشتن شیوه ارزش‌گذاری کالاها می‌تواند باعث نگران شدن مردم شود. همه احساس نگرانی می‌کنند. همه اینها مانع ایجاد می‌کند و منجر به بزرگ شدن تجارت غیررسمی می‌شود. اجازه بدهید مثالی بزنم تا بهتر بتوانید آن را درک کنید. بررسی‌های ما نشان می‌دهد قیمت تمام‌شده هر دلار برای واردات رسمی گوشی تلفن همراه هشت هزار و 670 تومان است. یعنی اگر فردی بخواهد از مجاری رسمی، گوشی تلفن همراه وارد کند باید بابت هر دلار ارزش کالا، بیش از هشت هزار و 600 تومان بپردازد در حالی که همین کالا را می‌شود با هزینه کمتر و از راه‌های غیررسمی وارد کشور کرد. من آماری دارم که نشان می‌دهد فاصله زیادی میان قیمت تمام‌شده واردات از راه‌های رسمی و غیررسمی وجود دارد. در حال حاضر قیمت تمام‌شده هر دلار واردات رسمی برنج 5800 تومان، پوشاک 8400 تومان، لوازم یدکی 7800 تومان، لوازم خانگی 6000 تومان و لاستیک 8000 تومان است. به طور متوسط 32 روز طول می‌کشد تا مجوز بگیرید، گشایش اعتبار کنید، ثبت سفارش کنید، بیاورید،‌ تخلیه کنید و از گمرک بیرون ببرید. هزینه حمل و نقل را هم اضافه کنید. مگر سرمایه یک بازرگان در سال چقدر گردش دارد؟ اگر از مسیر دیگری کالا وارد کند به نفع اوست و راحت‌تر می‌تواند سرمایه‌اش را به گردش در آورد.

 آقای دکتر حجم قاچاق در برابر واردات رسمی کالا چقدر است؟
در مورد قاچاق آمارهای زیادی مطرح می‌شود و البته نمی‌شود با قاطعیت آماری را مطرح کرد. ایران با 15 کشور مرز آبی و خاکی دارد و از آنجا که بیشتر کشورهای همسایه ایران از ثبات سیاسی و اقتصادی برخوردار نیستند، کشور ما در معرض رفت و آمد کالای قاچاق و پولشویی قرار دارد. از آن طرف در سال‌های گذشته تحریم ایران باعث شکل‌گیری گروه‌های کوچک و بزرگی شده است که از فضای کمبود کالا در ایران استفاده کردند و به شکل‌های مختلف توانستند کالا وارد ایران کنند. در حال حاضر آماری در اختیار دارم که نشان می‌دهد چه مقدار کالا به صورت رسمی و چه مقدار به صورت قاچاق وارد کشور شده است. یکی از راه‌ها این است که ارزش واردات رسمی یک کالا به کشور را با آمارهای صادراتی کشور مبدأ مقایسه کنید. مثلاً با این روش ما متوجه شدیم برنج واردشده به ایران با برنج صادرشده از کشور مبدأ 19 درصد اختلاف از نظر ارزش دارد. همین طور در مورد تلفن همراه و سیگار که متوجه شدیم به ترتیب 92 و 74 درصد اختلاف از نظر ارزش وجود دارد.

 این اختلاف به خاطر تفاوت در ارزش‌گذاری دو گمرک ایران و کشور مبدأ نیست؟
می‌تواند ناشی از ارزش‌گذاری دو گمرک باشد. مثلاً در مورد برنج این امکان وجود دارد اما در مورد سیگار و تلفن همراه نمی‌شود این همه تفاوت را ناشی از ارزش‌گذاری دو گمرک دانست. سال گذشته میزان مصرف سیگار در کشور 65 میلیارد نخ برآورد شده است که حدود 26 میلیارد نخ در کشور تولید شد،14 میلیارد نخ به صورت رسمی وارد کشور شده و برآورد می‌شود حدود 25 میلیارد نخ به صورت قاچاق وارد کشور شده باشد. سال گذشته 5/3 میلیارد دلار لوازم آرایشی وارد کشور شده که سهم تولید و واردات رسمی کمتر از 3/1 میلیارد دلار است و حداقل 2/2 میلیارد دلار به صورت قاچاق وارد کشور شده است. در مورد گوشی تلفن همراه هم برآورد ما این است که از 20 میلیون گوشی وارد شده به کشور حداقل 5/18 میلیون دستگاه به صورت قاچاق وارد کشور شده باشد. آمارهای لاستیک و لوازم یدکی خودرو و طلا هم تکان‌دهنده است. بنابراین در خیلی از موارد می‌بینیم که حجم واردات غیررسمی نزدیک به حجم واردات رسمی است.

 آقای دکتر می‌دانم که مرجع اصلی مبارزه با قاچاق در کشور گمرک نیست و سازمان‌های دیگری این مسوولیت را بر عهده دارند. اما سوال این است که اگر این رویه تغییر کند احتمالاً از میزان قاچاق کالا کاسته می‌شود. درست است؟
اصلاً مهم نیست چه نهادی متصدی مبارزه با قاچاق کالا باشد. مهم این است که انگیزه قاچاق از بین برود. عوامل زیادی هستند که باعث می‌شود قاچاق کالا تشدید شود. اولین دلیل قاچاق این است که برای واردات برخی کالاها به کشور ممنوعیت ایجاد شود. مثل گیرنده ماهواره که هیچ‌گاه از طریق مبادی رسمی وارد نمی‌شود. دومین دلیل می‌تواند به خاطر تشدید بوروکراسی اداری و سخت بودن فرآیندهای کسب مجوز باشد. وقتی راه قانونی واردات کالا سنگلاخی و صعب‌العبور باشد، طبیعی است که وارد‌کننده، کالایش را از مسیر کوتاه‌تر و ساده‌تر وارد می‌کند. مثلاً از زمان ثبت سفارش وقتی 42 روز طول می‌کشد که پارچه وارد کشور شود، یا 52 روز طول می‌کشد تا گوشی تلفن همراه از گمرک ترخیص شود حتی برای ترخیص برنج هم باید 42 روز صبر کرد. در حالی که قاچاقچی در کمال آرامش می‌تواند در نیمی از این زمان، کالا را به شما تحویل دهد. بررسی‌های ما نشان می‌دهد که هر روز تاخیر در ترخیص کالا، یک درصد به قیمت تمام‌شده آن اضافه می‌کند که علاوه بر افزایش هزینه واردات رسمی و تشویق قاچاق، آثار تورمی هم دارد. برمی‌گردم به سوالی که در مورد سازمان‌های مسوول مبارزه با قاچاق کالا مطرح کردید. واقعیت این است که گمرک در بسیاری از کشورها عالی‌ترین و مستقل‌ترین مقام برای مبارزه با قاچاق است. کارکنان گمرک در این کشورها به منزله مرزبانان اصلی اقتصادی شناخته می‌شوند و در خیلی از کشورها حتی درجه و رتبه و نشان دارند. گمرک ایران در گذشته، چنین مسوولیتی داشت اما به مرور زمان کار به نیروی انتظامی سپرده شد. در حال حاضر گمرک مسوولیت مبارزه با قاچاق کالاهایی را بر عهده دارد که از طریق گمرکات کشور صورت می‌گیرد اما مسوولیت اصلی مبارزه با قاچاق بر عهده نیروی انتظامی است.

  میزان کالای قاچاق کشف‌شده به کشور چقدر بوده است؟
در سال 1388 تعداد 34 هزار و 400 پرونده قاچاق در دستگاه‌های مربوطه تشکیل شده است. یک سال بعد این رقم به 34 هزار و 700 پرونده و سال بعد یعنی در سال 1390 به 28 هزار و 400 پرونده کاهش یافته است. در سال 1391 تعداد پرونده‌های تشکیل‌شده 24 هزار و 793 فقره بوده که در پنج ماه اول سال 1392 به 9 هزار و 900 پرونده رسیده است. ارزش ریالی پرونده‌های تشکیل‌شده در پنج ماه گذشته 200 میلیارد و 740 میلیون تومان بوده است در حالی که سال گذشته گمرک بیش از هزار و 100 میلیارد تومان کالای قاچاق کشف کرده است. از نظر ارزشی در پنج ماه اول سال بیشترین قاچاق کالا مربوط به روغن صنعتی، پوشاک، تجهیزات گرمایشی، تریلر، گوشی تلفن همراه، طلا و نقره و خودرو بوده است.

 قاچاق به هیچ عنوان به سود دولت نیست اما سوال این است که چرا اینقدر کالای قاچاق در کشور وجود دارد؟
وقتی هزینه واردات رسمی افزایش پیدا کند، یعنی حاشیه سود تاجر کاهش پیدا می‌کند. من اصلاً نمی‌توانم درک کنم که به چه دلیل این همه مانع سر راه بازرگان کشور وجود دارد. درک این موضوع سخت نیست و باید برای رفع موانع آن اقدام کرد. در حال حاضر 25 سازمان سر راه تاجر قرار دارند که باید مجوزهای لازم برای واردات را صادر کنند. بررسی وضعیت تجارت فرامرزی ما در سال 2013 میلادی بر اساس آمارهای منتشر شده در Doing Business بیانگر این مطلب است که زمان مورد نیاز برای فرآیندهای ترخیص کالا به صادرات و واردات به ترتیب 25 روز و 32 روز و تعداد مراحل اداری برای صادرات هفت مرحله و برای واردات 10 مرحله و اسناد مورد نیاز برای ترخیص کالا در صادرات هفت فقره و واردات 10 فقره بوده و هزینه‌های مرتبط با صادرات و واردات کالا به ترتیب 1470 دلار و 2100 دلار بوده است که نشان می‌دهد ما با وضعیت مطلوب فاصله زیادی داریم.‌ بنابراین استراتژی و سیاست‌های دولت باید به صورت هماهنگ در جهت کاهش زمان و هزینه ترخیص کالا در کلیه فرآیندها از جمله آماده‌سازی کنترل فنی و ترخیص گمرک، حمل در بنادر و ترمینال و حمل در داخل کشور متمرکز شود. یکی از راه‌های کاهش هزینه، بازنگری در نرخ تعرفه کالاهای وارداتی است. اشاره کردم که بالا بودن نرخ تعرفه منجر به افزایش قیمت تمام‌شده کالا از مبادی رسمی می‌شود و علاوه بر تشدید واردات این‌گونه کالا از مبادی غیررسمی، باعث کاهش درآمد دولت می‌شود. کاهش اسناد و مراحل انجام کار نیز می‌تواند به کاهش قیمت تمام‌شده کالاهای رسمی بینجامد. به هر حال عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی زیادی در تشدید قاچاق موثرند. یکی از مهم‌ترین دلایل تشدید قاچاق، بالا بودن سود بازرگانی برخی کالاهای وارداتی است. مثلاً پارچه و پوشاک که همواره جزو اقلام اصلی قاچاق هستند سود بازرگانی بالایی دارند. یکی دیگر از دلایل، استاندارد اجباری کالاهاست و از آنجا برخی کالاها به دلیل کیفیت پایین، مجوز واردات نمی‌گیرند، قاچاقچی آنها را از طریق غیررسمی وارد کشور می‌کند. توجه داشته باشید که هزینه‌های جنبی واردات رسمی کالا هم بسیار زیاد است. هزینه‌هایی مثل کرایه حمل کالا، بیمه حمل، ثبت سفارش، عوارض سیگار، عوارض هلال احمر، عوارض شهرداری و ده‌ها هزینه دیگر روی دوش واردکننده رسمی گذاشته می‌شود در حالی که قاچاقچی هیچ کدام از این هزینه‌ها را نمی‌پردازد. به عواملی که اشاره کردم، سیاست‌های حمایتی از کالاهای خاص، وجود مرزهای گسترده، انحصار در واردات برخی کالاها، مرزهای گسترده و تحریم را هم اضافه کنید.

 آقای دکتر، واقعیت این است که میزان کالای قاچاق موجود در بازارها بسیار زیاد است. این حجم قاچاق چگونه وارد می‌شود؟
پدیده قاچاق به عنوان عارضه سیستم اقتصادی، یک پدیده چندوجهی است که نخست با اختلال سیستم اقتصادی داخلی و بین‌المللی از جرائم دیگر نشأت می‌گیرد و علاوه بر جرائم متقارن، زمینه جرائم عدیده دیگری را نیز به وجود می‌آورد. لزوماً همه واردات قاچاق از مسیر غیرقانونی و راه‌های پنهان نیست، مسیرهای شناخته‌شده و قانونی هم دارد. دلیل اصلی قاچاق کالا در ایران به رویه‌ها برمی‌گردد. این اشکال خیلی جدی‌ است. مثلاً نوع سیاستگذاری ما به گونه‌ای است که اگر فردی یخچال را از مسیر اصلی بیاورد اجازه عبور ندارد اما اگر از تعاونی مرزنشینان یا به صورت پیله‌وری و همراه با مسافر وارد کند، بدون مشکل است. این نوع نگاه، قاچاق را از معنای اصلی‌اش خارج می‌کند و مفهومی انتزاعی به آن می‌دهد. مفهومی که شاید فقط در اقتصاد ایران می‌شود تجزیه و تحلیلش کرد. نکته بعد این است که ایران با 15 کشور مرز مشترک آبی و خاکی دارد. در عین حال اندازه و پتانسیل اقتصاد ما حتی در شرایطی که تحریم محدودش کرده، از اقتصادهای همسایگان ما بزرگ‌تر و قوی‌تر است. تحریم البته دست و پای این اقتصاد را بسته اما حتی با این وضع هم میان بازار ایران و بازار همسایگان ما، اختلاف قیمت کالا وجود دارد. علاوه بر این در شرایطی هستیم که تحریم، تجارت ما را چه در گشایش اعتبار و چه در تامین ارز محدود کرده است. حالا با همه این مشکلات حساب کنید که بیش از 30 قانون بر گمرک حاکم است. گمرک باید 15 کنوانسیون را اجرا کند، به 14 رویه باید عمل کند در حالی که هیچ کشوری برای کارهای تجاری‌اش به این اندازه تشریفات ندارد. کشوری مانند استرالیا فقط ساحل دارد و واردات و صادرات هم در سطح وسیع انجام می‌دهد. اما در کشور ما واردات، صادرات، ترانزیت، مناطق آزاد، مناطق ویژه، تعاونی مرزنشینان، کالای همراه مسافر، گذر مرزی و... تعریف‌ شده و برای هر کدام هم یک قانون نوشته شده است. برای هر تعرفه، مقررات خاصی داریم. حفظ مقررات گمرکی در ایران از جدول مندلیف هم سخت‌تر است. این را به عنوان گلایه نمی‌گویم به عنوان واقعیت می‌گویم. من افتخار می‌کنم که در مرز کار می‌کنم و زندگی مردم از این مرز می‌گذرد. یعنی مرز میلگ، مرز ماهی‌رود، پیرانشهر، پرویزخان، شلمچه، دَیِر، دلوار، لطف‌آباد، دوغارون... این مبادی برای شهرهای همجوارشان آبادانی آورده‌اند. ما باید بتوانیم مسوولیت خودمان را به بهترین نحو انجام دهیم. نقد گذشته به اصلاح راه کمک می‌کند. نقد گذشته هم این است که باید ببینیم چرا به دفعات، مقررات مختلف وضع شده است. بحث دوم معطلی‌ زیاد و عدم شفافیت در روابط‌ با مردم است. سوم روش‌هایی است که به کار می‌گیریم و هنوز مانند قدیم‌ها فعال اقتصادی باید پرونده‌اش را دستش بگیرد،‌ لاک و مهر کند،‌ به سنتی‌ترین شکل بوروکراسی، ارزیابی شود، کالایش بماند، آزمایش انجام شود، 18 درصد عوارض بگیریم، بیش از 22 سازمان مجوز دهند و در نهایت می‌بینید که کالا مدت زیادی در گمرک مانده است. یعنی تمام سختگیری‌هایی که قرار است موجب شود فردی کار غیرقانونی انجام ندهد اثر معکوس گذاشته و فرد را به سوی کار غیرقانونی سوق می‌دهد. چون برای او صرفه اقتصادی ندارد که قیمت تمام‌شده یک تلفن همراه به ازای هر یک دلار هشت هزار تومان باشد.

 محاسبه کرده‌اید که هزینه تمام‌شده واردات گوشی قاچاق چقدر است؟
خب بستگی به ریسک‌اش دارد و متفاوت است. نمی‌توانیم اینجا بنشینیم و محاسبه کنیم اما بدون تردید ارزان‌تر تمام می‌شود. اصلاً بیایید سرانگشتی هزینه‌ها را محاسبه کنید. هزینه ثبت سفارش، هزینه 10 درصد طرح فوب، بیمه، گمرک، مالیات بر ارزش افزوده، عوارض برای هلال احمر، استاندارد، انبارداری، تخلیه و بارگیری، کرایه حمل، هزینه و کارمزد بانکی، هزینه توقف کالا و مالیات علی‌الحساب را از هزینه کالا کم کنید. این هزینه‌ها برای واردات رسمی و قانونی باید پرداخت شود اما قاچاقچی آن را نمی‌پردازد. به همین دلیل بازار تهران پر می‌شود از کالای قاچاق و من و شما حرص می‌خوریم که چرا اینقدر قوانین و رویه‌های ما ناکارآمد است که واردات رسمی نمی‌صرفد اما قاچاق با آن همه ریسکی که باید داشته باشد، می‌صرفد.
در حال حاضر یک مرزنشین می‌تواند 25 ردیف از 71 ردیف کالاهای گروه 10 را بیاورد یا یک ملوان 60 ردیف از این گروه کالاها را می‌تواند وارد کند اما تاجر نمی‌تواند. این کالاها می‌تواند همراه مسافر وارد شود. این تجارت غیررسمی است. مساله دیگر هم که اشاره کردم تفاوت قیمت در دو طرف مرز است. وقتی کالایی در این طرف مرز 300 تومان و آن طرف مرز هفت هزار تومان باشد جذابیت ایجاد می‌کند که مثلاً به طور غیرقانونی جابه‌جا شود و هزینه‌های زیادی به کشور تحمیل کند. شاید من به عنوان مدیر دولتی نباید خیلی از حرف‌ها را بزنم. به هر حال همه رویه‌های ما به سود قاچاقچی است و هر روز هم بدتر شده. در همه جای دنیا رویه‌ها را اصلاح می‌کنند تا شرایط بهتر شود، در ایران رویه‌ها روز‌به‌روز پیچیده‌تر و سخت‌تر می‌شود. قاچاقچی در دستگاه‌های بوروکراسی ما تحقیر نمی‌شود، بیمه نمی‌دهد،‌ پول ثبت سفارش نمی‌دهد، پول حقوق گمرکی و سود بازرگانی نمی‌دهد، مالیات بر ارزش افزوده و مالیات علی‌الحساب نمی‌پردازد، استاندارد و آزمایشگاه لازم ندارد، او فقط باید پول ریسک‌اش را بدهد. ما باید کاری کنیم که هزینه ریسک قاچاق بالاتر برود اما خلاف آن عمل می‌کنیم. به هر حال بعضی از هزینه‌های واردات قانونی را نمی‌توانیم حذف کنیم. برخی از این هزینه‌ها عوارض است، برخی هم به خاطر افزایش قیمت ارز است. هزینه خدمات را هم نمی‌توان حذف کرد. تنها راهی که وجود دارد این است که سرعت خدمات افزایش پیدا کند. یعنی انتخاب مسیر سبز و زرد مهم است. باید مردم را تشویق کنیم و یکسری مجوزها را قبل از ورود کالا به آنها بدهیم که معطلی نداشته باشند. بعد هم که کالا وارد ‌شد تکلیف‌اش را با خود گمرک معلوم کنیم. این نکته را هم بگویم وقتی کالا به طور رسمی وارد شود قابل ردیابی است و می‌توان آن را بازبینی و حتی دنبال کرد که واردکننده کالا را به چه قیمتی فروخته‌ است. اما کسی که کالای قاچاق بیاورد از هفت دولت آزاد است.

 معنی این حرف‌‌های شما این است که ما در سال‌های گذشته نتوانسته‌ایم کسب و کار را تسهیل کنیم. برابر حرف‌هایی که شما گفتید ما نه‌تنها نتوانستیم در شرایطی که دچار تحریم بوده‌ایم و تجارت جهانی هم رو به افول بوده مزیتی ایجاد کنیم بلکه وضعیت را بدتر و پیچیده‌تر کرده‌ایم. درست می‌گویم؟
ما باید این مساله را حل‌ کنیم: آیا تجارت آزاد منجر به توسعه کشور می‌شود یا خیر؟ این سوالی است که «جوزف استیگلیتز» هم مطرح می‌کند. او یک اقتصاددان نهادگراست و طرفدار تجارت و بازار آزاد هم نیست که متهم به جانبداری از سرمایه‌داری باشد. استیگلیتز می‌گوید ممکن است تجارت آزاد منجر به توسعه هر کشوری نشود اما کشوری که تجارت آزاد نداشته باشد حتماً توسعه پیدا نمی‌کند.

بی‌شک ما منفعلانه عمل کردیم. ببینید تا امروز 30 میلیارد دلار صادرات غیرنفتی داشتیم. واردات‌مان هم 34 میلیارد دلار بوده است. یعنی نیازمان به ارز نفتی بسیار کم ‌بوده است. اگر ما به صادرات غیرنفتی‌ توجه بیشتری داشته باشیم، اگر از صادرکنندگان تعهد ارزی نمی‌گرفتیم که آنان را دچار نگرانی و مجبور به کم‌‌اظهاری کنیم، شاید ارز حاصل از صادرات غیرنفتی به طور کامل واردات ما را پوشش می‌داد. تجارت ما هم می‌توانست رشد کند. وقتی ما 15 کشور در همسایگی خود داریم، نقش تجارت بسیار پررنگ می‌شود. تجارت در دهه‌های اخیر چند‌برابر تولید هر کشوری رشد داشته است. ولی ما در شرایطی هستیم که مقررات و محدودیت‌ها منجر به این شده است که کالا در کشور دچار کمبود شود. بعد برای رفع تقاضای موجود، کالا به طریق دیگری وارد شود که استانداردها و معیارها را رعایت نکند و درآمدهای دولت نیز کاهش یابد. ما باید این مساله را حل‌ کنیم: آیا تجارت آزاد منجر به توسعه کشور می‌شود یا خیر؟ این سوالی است که «جوزف استیگلیتز» هم مطرح می‌کند. او یک اقتصاددان نهادگراست و طرفدار تجارت و بازار آزاد هم نیست که متهم به جانبداری از سرمایه‌داری باشد. استیگلیتز می‌گوید ممکن است تجارت آزاد منجر به توسعه هر کشوری نشود اما کشوری که تجارت آزاد نداشته باشد حتماً توسعه پیدا نمی‌کند. یعنی نمی‌توانیم بگوییم که فقط عامل توسعه، تجارت آزاد است ولی کشوری که تجارت آزاد نداشته باشد توسعه پیدا نمی‌کند. ما باید پارامترهای تجارت آزاد را بپذیریم. اصلی‌ترین پارامتر هم این است که محدودیت‌های غیرتعرفه‌ای باید تبدیل به تعرفه شود. معلوم شود که مردم حاضرند چقدر برای وضع مقررات بپردازند. رابطه ما با کشورهای دیگر باید تعریف‌شده باشد. ما باید بتوانیم امتیاز تعرفه‌ای بگیریم. چگونه است که چین همه نوع کالایش را به ما فروخته اما صادرات ما به چین اینقدر پایین است. ما تاجر خوب کم‌ نداریم اما دولت‌های ما هیچ وقت تجار خوبی نبوده‌اند. چرا باید روابط ما با کشورها یک سویه و به زیان ما باشد؟ اگر امروز قرار است تعرفه‌ای را کاهش دهیم باید ببینیم چه کشوری از این تغییر سود می‌برد بعد باید سراغش برویم و مذاکره کنیم و بخواهیم که آن کشور هم تعرفه‌اش را کاهش دهد. به عنوان مثال کشور چین را در نظر بگیرید. چین شریک اول تجاری ماست. ولی آیا ما در تجارت‌‌مان از چین بهره‌ بردیم؟ ما همه تجارت‌مان را در قالب مسائل داخلی تنظیم می‌کنیم. تنظیم بازار داخلی تنها عامل تجارت‌ ما شده است. باید این نگرش را تغییر دهیم.

 شما موضع‌گیری‌هایی داشتید که احتمالاً خیلی خوشایند برخی چهره‌ها یا نهادها در دولت نباشد ولی با این حال ادامه می‌دهید و خیلی به این اهمیت نمی‌دهید که شما را بردارند یا بمانید.
ببینید من دینی نسبت به مردم، کشورم و دولت دارم. این دولت بر اساس اعتماد مردم آمده و می‌خواهد با مردم صادقانه و شفاف روبه‌رو شود. ما با مشارکت مردم می‌توانیم کارهایمان را پیش ببریم. من در گمرک فقط خودم را نمی‌بینم. من 28 هزار نفری را که واردات و صادرات می‌کنند همکار خودم می‌دانم. برای همین است که شاید برای اولین بار تمامی اطلاعات گمرک را روی سایت گذاشته‌ام. ارزش‌گذاری‌ها را روی سایت گذاشتیم تا فعالان اقتصادی بدانند روی هر کالا چقدر ارزش می‌گذاریم. بعد فرد می‌تواند تصمیم بگیرد که آیا این کالا را با این قیمت بیاورد یا نیاورد و بعداً گرفتار این نباشد که نگران باشد گمرک روی کالایش چه ارزشی می‌گذارد. از طرفی او به من آموزش دهد که آیا من درست رقم را گذاشته‌ام یا نه. نکته دیگر اینکه با این کار انحصار اطلاعات را می‌شکنم. داریم شفاف به همه می‌گوییم.

 زمانی شنیدیم که بانک مرکزی هم از گمرک شکایت کرده است. درست است؟
راستش وقتی دوباره مسوولیت پذیرفتم، فکر کردم دارم در زغال‌فروشی کار می‌کنم و طبیعی است که سیاه شوم.

  شکایت به کجا رسید؟
در همان گمرک ماند. فکر می‌کنم اشتباهی بود که حل شد.

  افت رتبه گمرک بین گمرکات دنیا که در اوایل گفت‌وگو به آن اشاره کردید ناشی از چیست؟ آیا ناکارآمدی مدیران گمرک را علت آن می‌دانید؟
نه، ببینید از زمانی که من آمدم همکاری از بیرون نیاوردم. همکارهای امروز همان مدیرانی هستند که قبلاً در گمرک بوده‌اند. ما مقررات، توقعات و امکاناتی که از گمرک خواسته‌ایم متفاوت بوده است. با وجود تمام زحماتی که همکاران و مدیران قبلی کشیده‌اند اما گمرک از جایگاهی که در سال 1384 چه در داخل و چه در عرصه بین‌المللی داشته دور شده است. من فکر می‌کنم مقرراتی که دولت قبل گذاشته شده بود منجر به این شد که کالا به جای اینکه از مسیر گمرک انجام شود از دیگر مسیرها به کشور وارد شود. برای نمونه افزایش ورود کالا از سوی مرزنشینان و ملوانان یکی از این مسیرهاست. در جریان تجارت رسمی رشد سقف ورود کالا توسط این بخش نباید بالا باشد. بمباران بخشنامه‌ای گمرک چه معنایی می‌تواند داشته باشد. وقتی هر سه روز یک بار بخشنامه صادر شود یعنی جریان تجارت خارجی رسمی تضعیف خواهد شد. بنابراین همین اقدام موجب گسیل جریان تجارت به دیگر مبادی کشور می‌شود.

 به لحاظ جایگاهی هم گمرک را تضعیف شده دانستید؟
در دوره قبل از دولت نهم گمرک به دنبال پیاده‌سازی سیستم آسیکودای جهانی بود. سیستم آسیکودا علاوه بر تقلیل تشریفات و افزایش سرعت عملیات ترخیص کالا، بستری مساعد جهت دسترسی بهنگام به جدیدترین داده‌های آماری مربوط به تجارت خارجی کشور از سوی مدیران، کارشناسان و پژوهشگران ذی‌ربط فراهم می‌آورد. در واقع عملیات از دستی و سنتی تبدیل به مکانیزه می‌شد. گمرک ایران در این کار محور بود و حتی صحبت شده بود که در برخی کشورها تجربه خود را پیاده‌سازی کند اما در دوره اخیر این کار تعطیل شد. یعنی اقدامی که مزیت‌های فراوانی داشت کنار گذاشته و دنبال نشد. البته در اواخر مدیریت قبلی مجدداً در دستور کار قرار گرفت اما سال‌ها بدون آنکه توضیحی داده شود کار خوابید. یا در عرصه بین‌المللی گمرک ایران عضو کمیسیون خط‌مشی سازمان جهانی گمرک بود. حتی در سال 1384 توافق شد رئیس‌کل گمرک ایران معاون سازمان جهانی شود. گمرک ایران در برخی موارد جزو پنج گمرک اول دنیا بود اما با کمال تاسف باید گفت در حال حاضر جزو 100 گمرک اول هم نیستیم.

 در مورد فساد در گمرک هم صحبت کردید و از احتمال وجود افراد ناسالم در گمرک گفتید. حتی مثال هم آوردید. با فساد گمرک چه خواهید کرد؟
ببینید ابتدا بستگی دارد که چه برداشتی از فساد داشته باشید چون برخی اوقات بیش از آنکه سیستم دچار فساد باشد این ذهنیت‌هاست که چنین تصویری می‌سازد. مثلاً یک باور غلط وجود دارد که در جریان ورود یا خروج کالا به جای پرداخت عوارض قانونی می‌توان به گونه‌ای دیگر اقدام کرد. اما من به عنوان کسی که در گمرک زندگی کرده‌ام شهادت می‌دهم اکثریت کارکنان گمرک انسان‌های شریفی هستند. اما جدای از شهادت من ساختار گمرک نیز به گونه‌ای است که اجازه نمی‌دهد سطح فساد بالا باشد. در ساختار گمرک، فساد قابل ردیابی است زیرا همه امور اعم از گشایش بار، حمل و نقل، انبارداری و ... مستند است. قابلیت کنترل بر تخلفات وجود دارد و اگر سیستم به صورت کامل مکانیزه شود این قابلیت به بیشترین حد خود می‌رسد. در گذشته با همین هدف بیشترین سرمایه‌گذاری شده بود. برای مثال گمرک ایران به لحاظ مجهز بودن به دستگاه ایکس‌ری سومین گمرک بود اما الان به دلیل توجه نکردن به این موضوع دارای کمترین دستگاه است. الان هم تلاش می‌کنیم با بضاعتی که داریم دوباره به لحاظ امکانات به جایگاهی برسیم که ترخیص کالا در کوتاه‌ترین زمان ممکن و با سلامت بالا انجام شود. گرچه آنچه تحویل گرفته‌ایم کاستی‌های زیادی دارد. هر چه سرعت ترخیص کالا از روند قانونی بیشتر شود فساد نیز کمتر می‌شود.

 انتظار دولت از شما چیست؟ در حال حاضر دولت به گمرک چگونه نگاه می‌کند؟
انتظار دولت این است که با در نظر گرفتن منافع مردم مقررات را وضع و اجرا کنیم. انتظار روان‌سازی و شفاف‌سازی در اعمال مقررات دارد. به گونه‌ای که سلامت مردم و حقوق دولت توامان رعایت شود. گمرک یک سازمان دو‌جانبه است باید رعایت حقوق دولت و مردم و پیگیری تخلفات را به گونه‌ای دنبال کند که به توسعه اقتصادی، گردشگری و صادرات نفتی و غیرنفتی کمک کند.

 حالا از وقتی که آمده‌اید، فکر می‌کنید، وضع تغییر کرده است؟
اگر مقصود در درون گمرک باشد مهم‌ترین کاری که کردیم گمرک را از گزند مطبوعات و گزارش‌های جنجالی آنها خارج کرده‌ایم.

 به خاطر ارتباط دوستانه‌ای که با مطبوعات دارید؟
نه، به خاطر اینکه مسائل حاشیه‌ای گمرک به حداقل رسیده است. قبلاً گمرک ایران پای ثابت تیترهای جنجالی مطبوعات بود اما با اقداماتی که با هدف روان‌سازی و شفاف‌سازی صورت گرفت حداقل امروز گمرک از جهت مشکل‌تراشی، تیتر نیست. دیگر راننده تاکسی نگران عدم ورود داروی پسرش نیست. گمرک شاید نتواند قیمت داروی پسر آن پیرمرد را کاهش دهد اما او را نگران کمبود دارو نمی‌کند. نکته دیگر اینکه تلاش داریم گمرکات پاسخگوی مردم باشند. دیگر کسی نگوید گمرک مانع است. مردم نباید نگران این باشند که وقتی کالایشان به گمرک می‌آید چه وضعیتی دارد؟ چند سال در کمیسیون‌های مختلف گمرکی باید وقت بگذارند و هیچ چیز روشن و مشخص نباشد. باید اطمینان داشته باشند که جریان ورود و خروج کالا شفاف است و حتی این اطمینان را داشته باشند که برای تسریع کار از گمرک مشاور بگیرند. در واقع مردم باید به کارکنان گمرک اطمینان و اعتماد داشته باشند.

با توجه به بزرگ‌تر شدن نسبی «اقتصاد غیررسمی» در سال‌های اخیر به نظر شما با حجم فعلی اقتصاد غیر‌رسمی در ایران و کشورهای همسایه، دولت ساز و کارهای لازم را برای توقف این معضل دارد؟
خوشبختانه رویکردی که دولت در پیش گرفته است، که طی آن تاثیر تحریم‌ها بر اقتصاد کاهش پیدا می‌کند؛ خود به پررنگ‌تر شدن اقتصاد رسمی می‌انجامد. چون در مسیر رسمی امکان انجام برخی کارها وجود نداشت؛ اقتصاد غیر‌رسمی قدری در سال‌های اخیر پررنگ‌تر شد. وقتی که گشایش اعتبار اسنادی از طریق سیستم بانکی مقدور نباشد، سیستم بانکی و حمل و نقل دریایی دچار تحریم باشد در واقع بنیان اقتصاد غیررسمی محکم‌تر می‌شود. وقتی از حجم تحریم‌ها کاسته شود، می‌توان امیدوار بود که بنیان اقتصاد رسمی جایگزین ساختارهایی شود که تاکنون برای اقتصاد مواجهه با تحریم‌ها شکل گرفته بود.
قبلاً گمرک ایران پای ثابت تیترهای جنجالی مطبوعات بود اما با اقداماتی که با هدف روان‌سازی و شفاف‌سازی صورت گرفت حداقل امروز گمرک از جهت مشکل‌تراشی، تیتر نیست. دیگر راننده تاکسی نگران عدم ورود داروی پسرش نیست. گمرک شاید نتواند قیمت داروی پسر آن پیرمرد را کاهش دهد اما او را نگران کمبود دارو نمی‌کند.


بحث من روی نهادهایی است که برای دور زدن تحریم‌ها ساخته شده و خود پررنگ‌کننده اقتصاد غیر‌رسمی است.
تعداد این نهادها چندان زیاد نیست و زمانی که کار به مسیر درست خود هدایت شود آنها هم به طور خودکار از چرخه اقتصادی خارج می‌شوند.

 اگر مفهوم «نهاد» را به عنوان یک «سازمان» با دفتر و دستک مشخص در نظر نگیریم چطور؟
در این صورت هم فکر می‌کنم اگر تجارت رسمی ‌کشور تقویت شود و به آن امتیاز دهیم و در راستای شفاف‌سازی فعالیت‌های اقتصادی حرکت کنیم نقش تمام نهادهایی که در راستای دور زدن تحریم‌ها شکل گرفته در اقتصاد ایران کمرنگ می‌شود. تجربه تاریخی نیز نشان داده که مردم در یک آرامش و اطمینان می‌توانند زندگی بهتری داشته باشند. اگر امتیازات و تسهیلات به طور «شفاف» به فعالان اقتصادی اعلام شود، چه کسی هست که زیان کند و نخواهد یا نتواند از این تسهیلات استفاده کند؟ تجارت رسمی اگر در چارچوب فعالیت بدون امتیازدهی و رانت‌خواری باشد و رسمیت بیشتری داشته باشد محیطی امن به وجود می‌آید که در آن فعالان مجاز اقتصادی حضور دارند و رشد می‌کنند. البته در این راستا باید به افرادی که تجارت رسمی دارند اعتماد کرد. در این صورت است که دیگر کارت بازرگانی یک‌بار مصرف نداریم. کارت بازرگانی همیشه فعال می‌شود و اینها همه در گرو تسهیل شرایط در فضای اقتصادی است.

 اختصاص یافتن یارانه به کالاهای اساسی و دارو ممکن است مشوق قاچاق این کالاها باشد؟
حجم قاچاق دارو زیاد نیست. ضمن اینکه به صورت گسترده هم این کالا از ایران قاچاق نمی‌شود. در کالاهای دیگر یارانه‌ای مثل گندم، آرد و ... هم میزان قاچاق از ایران زیاد نیست. در واقع میزان قاچاق کالاهای اساسی نسبت به سوخت ناچیز است. باید گفت که بخش عمده‌ای از قاچاق کالای ما سوخت است.

 تا به حال برآوردی صورت گرفته که مشخص شود سالانه چقدر سوخت از کشور خارج می‌شود؟
برآوردی وجود ندارد. اما قابل محاسبه است. فکر می‌کنم یک گروه تحقیقاتی باید میزان قاچاق سوخت از ایران را محاسبه کند. در ایران ساز و کار کارت سوخت وجود دارد و می‌توان میزان مصرف را با استفاده از آن به دست آورد و در نهایت میزان سوختی را که از ایران قاچاق می‌شود پیدا کرد.

 در مقابل کالاهایی که از ایران قاچاق می‌شود چه سبد کالایی بیشترین سهم قاچاق به ایران را دارد؟
کالاهایی که هم‌اکنون در گروه کالایی 10 قرار دارد. یعنی کالاهای نسبتاً لوکس که متاسفانه در حال قاچاق به ایران است. مثلاً لوازم خانگی، گوشی تلفن همراه، سیگار یا پوشاک و کیف از این دسته‌اند و بیشتر به داخل قاچاق می‌شوند.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید