شناسه خبر : 24744 لینک کوتاه

از آب گذشته

خلاصه‌ای از گزارش بانک جهانی در سال 2017

ناامنی آبی، سال‌هاست که رونق، رشد اقتصادی و توسعه جهانی را تهدید می‌کند. کمیابی آب به دلیل اهمیت بالای آب در تولید، همچون مانعی بر سر راه رشد اقتصادی، می‌تواند سالانه هزینه‌ای بالغ بر 500 میلیارد دلار را بر اقتصاد جهانی تحمیل کند. همچنین این سد راه رشد اقتصادی بودن، در کشورهایی که تا همین امروز با بحران تنش آب مواجه بوده‌اند و چالش آب را تجربه کرده‌اند، بیشتر و قوی‌تر است؛ به‌خصوص کشورهایی که سطح درآمدی پایینی دارند و اقتصادشان به ‌شدت به کشاورزی وابسته است.

مترجمان: امین طباطبایی، مرتضی مرادی، سوده شیبانی‌فر

ناامنی آبی، سال‌هاست که رونق، رشد اقتصادی و توسعه جهانی را تهدید می‌کند. کمیابی آب به دلیل اهمیت بالای آب در تولید، همچون مانعی بر سر راه رشد اقتصادی، می‌تواند سالانه هزینه‌ای بالغ بر 500 میلیارد دلار را بر اقتصاد جهانی تحمیل کند. همچنین این سد راه رشد اقتصادی بودن، در کشورهایی که تا همین امروز با بحران تنش آب مواجه بوده‌اند و چالش آب را تجربه کرده‌اند، بیشتر و قوی‌تر است؛ به‌خصوص کشورهایی که سطح درآمدی پایینی دارند و اقتصادشان به ‌شدت به کشاورزی وابسته است. تقریباً 25 درصد از کل تولید ناخالص داخلی جهانی در مناطقی از جهان که کمیابی آب در آنها شدید است تولید می‌شود. طبق اطلاعات سازمان بهداشت جهانی (WHO) و یونیسف (UNICEF) حدود 35 درصد از جمعیت جهان در مناطقی زندگی می‌کنند که با بحران آب مواجه هستند و بیماری‌های مربوط به آب، سالانه زندگی بیش از 5 /1 میلیارد نفر از مردم جهان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

1- امنیت آب چیست؟

امنیت آب، به وضعیتی گفته می‌شود که آب، به صورت پایدار و کارا مدیریت شده است. مدیریت به آن معنا که هم ‌پتانسیل تولیدی آن بالفعل شود و هم پتانسیل تخریب‌گر آن مورد کنترل قرار گیرد. در واقع امنیت آب به ‌عنوان «در دسترس بودن یک مقدار قابل قبول از آب با کیفیت بالا برای سلامت، زندگی، اکوسیستم‌ها و تولید، در کنار سطح قابل قبولی از ریسک‌های مربوط به آب برای مردم، محیط زیست و اقتصاد» تعریف می‌شود. این تعریف از امنیت آب و تعاریف دیگری که در این مورد وجود دارد، اهمیت مدیریت ریسک در ارتباط با آن را نشان می‌دهد. اخیراً سازمان ملل تعریفی در ارتباط با امنیت آب ارائه داده است که به وضوح، تعاملات میان سیستم‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و محیط‌زیستی را نشان می‌دهد. طبق تعریف سازمان ملل، امنیت آب، «ظرفیت یک جامعه برای نگهبانی از دسترسی پایدار به مقادیر آب دارای کیفیت قابل قبول برای زندگی، رفاه انسان و توسعه اجتماعی-اقتصادی، به منظور حفاظت در برابر آلودگی‌ها و فجایع ناشی از آب آلوده و حفظ اکوسیستم‌ها در شرایط مناسب و همچنین حفظ ثبات سیاسی است».

موضوع امنیت آب، ماورای موضوع کمیابی آب قدم می‌گذارد و نه‌تنها منابع آب یک کشور را مورد بررسی قرار می‌دهد، بلکه به اقدامات مولدانه و حفاظتی که کشورها برای امنیت آب به آنها روی می‌آورند، می‌پردازد. جالب است که تعدادی از کشورهایی که از بیشترین سطوح کمیابی آب رنج می‌برند، به لحاظ امنیت آب در وضعیت بسیار خوبی قرار دارند و به عکس، تعدادی از کشورهای جهان که به لحاظ آبی بسیار غنی هستند، با چالش‌های زیادی برای حفظ جمعیت‌شان در برابر بیماری‌ها و فجایع مرتبط با آب، دست‌وپنجه نرم می‌کنند و به‌رغم داشتن منابع آبی فراوان، یکی از مشکلات‌شان این است که آب آشامیدنی باکیفیت برای شهروندانشان فراهم کنند.

مدیریت منابع آب

می‌توان به امنیت آب به عنوان پیامد یا هدف مدیریت منابع آب نگریست. در واقع مدیریت منابع آب، یک هدف دینامیک (پویا) است که همراه با تغییر در شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، نمو می‌کند. کمیابی مزمن و تقاضای در حال رشد آب، کشورها را به این‌سو برده است که در مورد مساله مدیریت منابع آب بازنگری کنند و سعی داشته باشند به صورت کاراتر در ارتباط با این مساله تصمیم بگیرند و همچنین به متنوع‌سازی سبد منابع آب خود اقدام ورزند. منظور از متنوع‌سازی سبد منابع آب این است که وابستگی و برداشت آب به طرق سنتی دیگر کافی نیست و لازم است کشورها از طرق دیگر همچون استفاده مجدد از آبی که وارد فاضلاب‌ها می‌شود و همچنین روش‌هایی همچون نمک‌زدایی، به تامین آب مورد نیاز خود در حال و آینده روی آورند. پیشرفت به سمت تامین امنیت آب، مستلزم پایش و سرمایه‌گذاری مداوم و همچنین اتخاذ سیاست‌هایی است که مدیریت آب پایدار و خدمات‌رسانی در بخش آب را به یکدیگر به طور جدی و اساسی ارتباط دهد و از این طریق، مقاومت جوامع، کشورها و اقتصادها را در برابر تنش‌های محیط زیستی تقویت کند و ریسک شکنندگی سیاسی به دلیل چالش‌های آبی را تا حدودی خنثی سازد.

زمانی که یک چالش مربوط به آب به وجود می‌آید، این چالش می‌تواند منجر به بحران‌های اقتصادی و سیاسی بدتری شود و این بحران‌ها را فعال کند. چالش‌های آب می‌تواند ناپایداری‌های موجود و در حال ظهور را با یکدیگر ترکیب کند و منجر به نزاع شود. مادامی که نهادها نتوانند امنیت آب را تامین کنند، برای مثال زمانی که نهادهای یک کشور نتوانند از مردم در برابر پیامدهای سیل حفاظت کنند یا نتوانند خدمات اولیه آبرسانی را انجام دهند، دولت این کشور اعتبار خود را از دست خواهد داد. زمانی که ناامنی آبی به طور وارونه روی رفاه مردم تاثیر می‌گذارد، این تفکر را در اذهان عمومی ایجاد می‌کند که دولت نمی‌تواند کار خود را به خوبی انجام دهد و همین درک و فهم از عملکرد دولت، منجر به این می‌شود که نارضایتی و شکوه‌های عمومی افزایش یابد. در واقع، بدون امنیت آب، نمی‌توان به اهداف توسعه پایدار دست یافت.

تجارت- فردا-  شکل 1- تغییرپذیری تنش آب از سالی به سال دیگر

چالش آب در خاورمیانه و شمال آفریقا

در هیچ کجایی از جهان، چالش آب به اندازه «خاورمیانه و کشورهای شمال آفریقا» (MENA) شدید نیست. در واقع این منطقه، دارای بیشترین سطح تنش آب است. عبارت «تنش آب» زمانی مفهوم می‌یابد که برداشت آب برای انسان، مقاصد کشاورزی و همچنین مصارف صنعتی، در مقایسه با سطوح منابع آب تجدیدپذیر، نسبتاً بالا باشد. به عبارت دیگر، نسبت برداشت آب به دسترسی به آب، بالا باشد. در خاورمیانه و شمال آفریقا یا همان منطقه MENA، سنجه برداشت آب که به عنوان درصدی از کل آب شیرین سطحی در دسترس و تجدیدپذیر مشخص می‌شود، از هر منطقه دیگری در جهان بیشتر است. همان‌طور که گفته شد، تنش آبی، بر حسب استفاده آب نسبت به منابع اولیه آب شیرین طبیعی اندازه‌گیری می‌شود. بنابراین میزان هم‌بخشی (سهم) عرضه آب غیرمتعارف یا زیرزمینی که ممکن است برای رهایی از چالش آبی توسعه یابد و مورد استفاده قرار گیرد، در این سنجه به حساب نمی‌آید.

منابع آب سطحی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، نه‌تنها کمیاب‌ترین منابع آب سطحی در جهان هستند، بلکه بیشترین تغییرات و سطح غیرقابل پیش‌بینی بودن را نسبت به سایر نقاط جهان دارند. در مقایسه با دیگر مناطق، دسترسی به آب شیرین سطحی در خاورمیانه و شمال آفریقا، سال به سال، به شدت تغییر می‌کند. به طور میانگین در سراسر منطقه، میزان در دسترس بودن آب سطحی می‌تواند تا 75 درصد نسبت به میانگین سالانه تغییر کند. تغییرات شدید دسترسی به آب شیرین سطحی از سالی به سال دیگر به این معناست که این منطقه، بسیار مستعد خشکسالی‌ها و بارش‌های شدید است؛ تا حدی که گاهی این بارش‌ها منجر به سیل‌های فاجعه‌آمیزی می‌شود. در نتیجه این تغییرات، میزان در دسترس بودن خاک مرطوب نیز به شدت در منطقه MENA، از سالی به سال دیگر تغییر می‌کند. چندین سیستم کشاورزی در منطقه، به صورت بارانی تغذیه می‌شوند. بنابراین هر تغییری در میزان بارش به‌شدت روی تولیدات کشاورزی این منطقه تاثیر می‌گذارد.

بیشتر از 60 درصد از جمعیت خاورمیانه و شمال آفریقا در مناطقی زندگی می‌کنند که تنش آبی در آنجا شدید است. این در حالی است که در مقیاس جهانی، 35 درصد از جمعیت جهان در مناطقی زندگی می‌کنند که با تنش آبی شدید روبه‌رو هستند. تضمین تامین خدمات آب و آبرسانی به مردم در مناطقی که تنش آبی در آن شدید است، برنامه‌ریزی ویژه‌ای را می‌طلبد، زیرا مردم این مناطق نسبت به سایر نقاط جهان، امکان کمتری برای تامین آب مورد نیاز خود به طور شخصی دارند و منابع آب در دسترس آنها برای تامین نیاز شخصی خود به صورت مستقل از دولت‌ها، کار ساده‌ای نیست.

مضاف بر این، حدود 70 درصد از فعالیت‌های اقتصادی منطقه MENA در بخش‌هایی صورت می‌گیرد که با تنش آبی بسیار شدید مواجه هستند و این میزان، بیش از سه برابر میانگین جهانی (22 درصد) است. به عبارت دیگر به طور میانگین در جهان، تنها 22 درصد از تولیدات کل در مناطقی صورت می‌گیرند که با تنش آبی شدید دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

شاخص پایداری آب

به‌رغم تاریخ طولانی‌مدت مدیریت آب و پیشرفت‌های اخیر در زمینه عرضه آب غیرمتعارف، کمیابی شدید و حکمرانی ناشایست در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، استفاده آب در این منطقه را به سمت ناپایداری آب هدایت می‌کند. کمیابی شدید، حکمرانی ضعیف و اوج گرفتن تقاضای آب، منجر به بهره‌برداری بیش از حد از منابع آب سطحی منطقه MENA شده است. شکل 2 با استفاده از «شاخص پایداری آب‌های آزاد» یا BLWSI، نقشه پایداری استفاده از آب را نشان می‌دهد. این شاخص، سهم آب مورد استفاده انسان را که ناپایدار است، اندازه‌گیری می‌کند. این شاخص، آن سهم از مصرف آب سطحی را که از چرخه‌های آب محیطی مورد نیاز برای تامین مجدد آن، بیشتر است با آن سهم از مصرف آب زیرزمینی که تجدیدپذیر نیست، جمع می‌کند و در نهایت با انجام محاسباتی، عددی را بین صفر و یک به دست می‌دهد. هر چه این عدد به یک نزدیک‌تر باشد، نشان‌دهنده این است که مصرف آب در آن منطقه ناپایدارتر است.

طبق این نقشه، کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا، در کنار کشورهای آسیای مرکزی و بخشی از آسیای شرقی و جنوبی، به عنوان مناطقی شناخته می‌شوند که منابع آب در آنها به صورت ناپایداری مورد بهره‌برداری قرار گرفته است. در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، عدد شاخص بین 1 /0 و 5 /0 متغیر است و نشان می‌دهد که در بخش‌هایی از منطقه MENA، بیش از 50 درصد از مصرف آب، ناپایدار است و این عدد به طور معناداری بیشتر از بسیاری دیگر از کشورهای جهان است. استفاده بیش از حد از آب‌های سطحی در شرق منطقه MENA و به ویژه در منطقه رود نیل یک نگرانی به حساب می‌آید. در این مناطق نزدیک به 10 درصد از مصرف آب‌های سطحی، ناپایدار است، یا پایداری آن به هزینه چرخه‌های آب محیطی تمام می‌شود. از طرفی بهره‌برداری بیش از حد از آب‌های زیرزمینی در غرب منطقه MENA، یعنی ایران و شبه‌جزیره عربستان نگرانی‌های دیگری را به وجود آورده است.

تجارت- فردا-  شکل 2- شاخص پایداری مصرف آب‌های سطحی و زیرزمینی (میانگین سال 1960 تا 2010)- هرچه عدد شاخص بزرگ‌تر باشد و به رنگ قرمز نزدیک‌تر شویم، پایداری مصرف آب کاهش می‌یابد و به عبارتی آن منطقه، با بحران آبی شدیدتری مواجه است.

بهره‌برداری بیش از حد، قیمت آب و نمک‌زدایی

منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، یک نقطه شناخته‌شده در جهان است که در آنجا استفاده بیش از حد از منابع آب زیرزمینی صورت می‌گیرد. در این منطقه، نرخ بهره‌برداری از آب‌های زیرزمینی بسیار بیشتر از نرخ جایگزینی این آب‌هاست که همین امر منجر به تخلیه پایدار منابع آب زیرزمینی می‌شود. در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، برداشت آب از منابع زیرزمینی سهم زیادی را از کل برداشت آب دارد. در همین زمان، تخمین‌ها از کل آب‌های زیرزمینی در این منطقه که می‌تواند به طور اقتصادی و پایدار مورد بهره‌برداری قرار گیرد، ابداً قطعی نیست. کشورهایی همچون اردن و عمان، شروع به ایجاد پایگاه داده‌ای کرده‌اند که بهره‌برداری از آب‌های زیرزمینی را مورد پایش قرار می‌دهد. اما هنوز این داده‌ها چیزی در مورد اینکه برداشت چه مقدار از آب‌های زیرزمینی می‌تواند اقتصادی و پایدار باشد، به دست نمی‌دهد.

به‌رغم کمیابی شدید آب در منطقه MENA، قیمت آب در این منطقه بسیار پایین است و شهروندان پول زیادی را بابت دریافت خدمات آب پرداخت نمی‌کنند. به طوری که یارانه آب موثر در این منطقه از دیگر مناطق جهان بیشتر است. یارانه‌های زیاد آب، باعث می‌شوند که انگیزه‌ها برای مصرف بهینه، از بین روند. بخشی از چالش آب در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا به مدیریت تقاضا و ایجاد انگیزه برای مصرف بهینه آب ارتباط پیدا می‌کند. قیمت آبرسانی مناسب برای علامت‌دهی در مورد اینکه منابع آب کمیاب هستند و همچنین برای تامین منابع مالی مورد نیاز به منظور حفاظت از منابع آب و ایجاد زیرساخت‌ها برای آب‌رسانی به صورت بهینه، بسیار مورد اهمیت است.

منطقه MENA محل زندگی حدود شش درصد از جمعیت جهان است، اما تنها یک درصد از منابع آب شیرین دنیا را در اختیار دارد. بنابراین منابع آب غیرمتعارف و به‌ویژه نمک‌زدایی، نقشی مهم در سبد سهام عرضه آب این منطقه ایفا می‌کند. امروزه، ظرفیت منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا برای نمک‌زدایی از آب تقریباً 50 درصد از کل ظرفیت جهان برای نمک‌زدایی از آب است. به ویژه کشورهای نفتی منطقه MENA به شدت به نمک‌زدایی آب برای تامین امنیت آب خود، وابسته هستند. البته کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا به خوبی نسبت به این واقعیت آگاهی دارند که نمک‌زدایی از آب، اکسیری برای حل بحران آب نیست.

2- تشریح امنیت آب در منطقه MENA - مدیریت منابع آب

در این قسمت، می‌خواهیم به وضعیت منابع آب در خاورمیانه و شمال آفریقا بپردازیم و توصیفی از منابع آب و چگونگی استفاده از آن در بخش‌های مختلف ارائه دهیم. عناصر به‌کار رفته برای تبیین این مطالب، از میان مجموعه داده‌های موجود در پایگاه داده‌های سازمان غذا و کشاورزی سازمان ملل (FAO)، موسسه منابع جهانی (WRI) و بانک جهانی و همچنین مجموعه داده‌های جدید تولیدشده ذیل این مطالعه انتخاب شده‌اند. شش عنصر اصلی مربوط به موضوع منابع آب عبارتند از: کمیابی آب، تنوع آب شیرین، پایداری در استفاده از آب، کیفیت آب، بهره‌وری (استفاده از) آب و منابع غیرمتعارف. این شش عنصر برای نشان دادن آمار رایج و پرکاربرد در حوزه تنوع و کمبود آب در منطقه و همچنین برای تبیین مسائل مهم دیگری که اغلب در محاسبات بحران (تنش) آب نادیده گرفته می‌شوند، انتخاب شده‌اند؛ این مسائل اکثراً مربوط به پایداری در استفاده از آب، بهره‌وری آب و توانایی کشورها در مدیریت دسترسی به آب شیرین با استفاده از منابع غیرمتعارف آب می‌شود.

این عناصر انتخاب شده‌اند تا از تکیه به مواهب خدادادی مربوط به منابع آب فراتر بروند و راه‌حل‌هایی را به‌کار گیرند که کشورها می‌توانند برای حفظ یا افزایش بنیان منابع طبیعی آب شیرین خود اتخاذ کنند. آن دسته از ارزیابی‌های مربوط به منابع آب که صرفاً بر پایه اقدامات در حیطه مواهب خدادادی منابع آب مانند دسترسی سرانه به منابع آب شیرین، استوار هستند ممکن است گمراه‌کننده باشد زیرا مناطق در معرض بحران آب را بدون در نظر گرفتن ظرفیت کشور در مقابله با کمبود آب فیزیکی1 شناسایی می‌کنند. در اکثر کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا (منطقه منا)، مواهب آبی بسیار کم هستند اما امنیت کلی آب، بسته به (در میان سایر عوامل موثر) شیوه‌های مدیریت آب، از جمله آنهایی که بهره‌وری آب یا عرضه آن را ارتقا می‌دهند ممکن است کم یا زیاد باشد. نوآوری‌ها، اصلاحات و سرمایه‌گذاری در امنیت آب می‌تواند به طور موثری موضوع امنیت آب را از منابع آب جدا کند. بنابراین، تشخیص‌های مربوط به امنیت آب باید چندبعدی باشند و نمی‌توانند به یک شاخص یا اندازه‌گیری محدود شوند.

کمیابی و پایداری؛ بحران آب‌های سطحی

تجارت- فردا-  شکل 3- تولید ناخالص داخلی (GDP) کشورهایی با درجه زیاد یا بسیار زیاد از تنش آب‌های سطحی؛ منطقه منا، 2010(میلیارد دلار)

کمیابی آب فیزیکی اولین و مهم‌ترین موضوع داستان آب‌های سطحی در خاورمیانه و شمال آفریقاست. کمبود (کمیابی) آب فیزیکی ناشی از دسترسی کم به منابع آب نسبت به تقاضای آن است و می‌تواند به عنوان معیاری برای اندازه‌گیری تنش (بحران) آبی به‌کار رود. هنگامی که میزان برداشت از منابع آب نسبت به منابع آب تجدیدپذیر (عرضه) بیشتر باشد، گفته می‌شود آن کشور یا منطقه خاص دچار بحران یا تنش آبی است. اکثر کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و از نظر جمعیتی اکثریت مردم این منطقه (بیش از 60 درصد) با درجات زیاد یا بسیار زیاد با مساله بحران آب روبه‌رو هستند که به مراتب بالاتر از میانگین جهانی حدود 35‌درصدی است. توزیع فضایی مربوط به جمعیت در معرض بحران آب‌های سطحی نشان می‌دهد این تنش بر جمعیت پراکنده در سراسر منطقه تاثیر می‌گذارد. تنش آبی در ناحیه نیل به نظر کم می‌رسد زیرا در این محاسبات، تغییرات فصلی یا تحولات بالادستی که ممکن است به کمبود آب بینجامند، در نظر گرفته نمی‌شوند.

اکثر تولیدات اقتصادی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا نیز در مناطقی با درجات بحران آب (سطحی) زیاد یا بسیار زیاد تولید می‌شود و به طور متوسط، 71 درصد از تولید ناخالص داخلی (GDP) منطقه، مربوط به چنین مناطقی است؛ این رقم در مقایسه با میانگین جهانی حدود 22‌درصدی رقم بالایی به نظر می‌رسد. به طور مطلق، حدود 5 /2 تریلیون دلار از تولید ناخالص داخلی منطقه، در حال حاضر مربوط به مناطق دارای بحران آب زیاد یا بسیار زیاد است. جمهوری اسلامی ایران، عربستان سعودی و امارات متحده عربی به عنوان کشورهای در معرض تنش آبی که بیشترین GDP را دارند، شناخته می‌شوند (شکل 3). در اکثر کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا، چالش مدیریت سطوح بالای تنش آب با سطوح بالای تغییرات هیدرولوژیک سالانه و در نتیجه عدم اطمینان آمیخته است. این ترکیب از شداید یعنی کمیابی مفرط همراه با تغییرات بیش از حد متوسط بین‌المللی، مدیریت و تخصیص آب را به طور ویژه‌ای چالش‌برانگیز می‌سازد. تغییرات زیاد در آب‌های سطحی بر آب‌های زیرزمینی نیز تاثیر می‌گذارد چراکه بر امکان و توانایی پر شدن دوباره حوضچه‌ها و نیز میزان آب سبز (رطوبت خاک) و در نتیجه فرصت‌هایی برای کشاورزی بر پایه بارندگی (کشت دیم) موثر است. همچنین مناطقی که دستخوش تغییرات بیشتری می‌شوند بیشتر در معرض خشکسالی و سیل قرار دارند. پتانسیل آب سبز (رطوبت خاک) هنوز به طور کامل مورد استفاده قرار نگرفته است، گرچه منبع اصلی آب برای کشاورزی در منطقه محسوب می‌شود.

آب‌های سبز تاکنون در بودجه‌های ملی آب در این منطقه دیده نشده‌اند و تمرکز برنامه‌ریزی و مدیریت منابع آب بر آب‌های آبی (آب‌های موجود به صورت مایع در سطح و زیرزمین) بوده است؛ البته این نوع آب تنها حدود یک‌سوم از منابع آب شیرین موجود در جهان را تشکیل می‌دهد. از آنجا که بارندگی منشأ آب سبز است، معمولاً از این نوع آب به عنوان منبع «رایگان» یاد می‌شود. این منبع فقط برای گیاهان قابل دسترسی است و بنابراین به طور مستقیم قابل مدیریت نیست. 

کشاورزی و اکوسیستم دو رقیب در استفاده از آب‌های سبز هستند (فقط همین دو نوع مصرف وجود دارد). در مقایسه با آب‌های آبی، هزینه فرصت استفاده از رطوبت خاک (آب سبز) برای تولیدات کشاورزی، به مراتب پایین‌تر است.

بحران آب‌های زیرزمینی

همه کشورهای منطقه منا دارای مناطقی هستند که در آن آب‌های زیرزمینی تماماً تخلیه می‌شوند و بحران آب‌های زیرزمینی در بسیاری از کشورها جدی است. برای کمی‌سازی میزان برداشت (تهی‌سازی) آب‌های زیرزمینی در خاورمیانه و شمال آفریقا، از شاخص ردپای آب‌های زیرزمینی استفاده می‌شود. ردپای آب‌های زیرزمینی، ناحیه‌ای است که باید استفاده از منابع آب زیرزمینی و خدمات اکوسیستمی وابسته به آن، در ناحیه مدنظر تثبیت شود. این اساساً یک تعادل آبی است مربوط به استفاده و پر شدن مجدد آب‌های زیرزمینی (از جمله استفاده اکوسیستمی) که برای منطقه مد نظر، برآورد می‌شود. نسبت تنش در آب‌های زیرزمینی بیش از 1 به معنی آن است که خروجی و برداشت بیشتر از ورودی و پر شدن است. سطوح میانگین مربوط به بحران آب‌های زیرزمینی در کشورهای شرق و حوزه خلیج‌فارس از حد متوسط تا بسیار زیاد متغیر است. با چند استثنا، در حال حاضر این میزان بالای برداشت از آب‌های زیرزمینی، در سراسر منطقه رو به افزایش است و در بیشتر مناطق خاورمیانه و شمال آفریقا، تنش آب‌های زیرزمینی در سال‌های 1990 تا 2010 افزایش یافته است. عوامل بسیاری مسوول این افزایش هستند از جمله: توسعه کشاورزی و افزایش دسترسی به فناوری (مانند پمپ‌های چاه آب در یمن)، که منجر به افزایش سریع در مصرف آب شد. همچنین کاهش کلی در پر شدن و تغذیه آب‌های زیرزمینی نیز به دلیل تغییرات در الگوهای بارندگی ایجاد شد.

پایداری، کارایی و نوآوری

تجارت- فردا-  شکل 4- نرخ مرگ‌ومیر (به ازای هر 100 هزار نفر) ناشی از کمبود آب و خدمات بهداشتی؛ منطقه منا، 2012

به طور خلاصه و در جمع‌بندی مطالب این قسمت، می‌توان گفت هیدرولوژی بسیار متغیر، افزایش و استفاده ناکارآمد از آب و استفاده بیش از حد از منابع کمیاب به این معنی است که 61 درصد از جمعیت خاورمیانه و شمال آفریقا (در مقایسه با 36 درصد میانگین جهانی) در مناطقی با درجه تنش آبی زیاد یا بسیار زیاد زندگی می‌کنند. میزان آب مصرفی در منطقه منا از موجودی تجدیدپذیر این منبع حیاتی، در این منطقه بیشتر است. در برخی کشورها بیش از نیمی از آب مصرفی، تجدیدناپذیر است و پیش‌بینی می‌شود این نوع مصرف در آینده افزایش یابد که این امر لزوم مداخلاتی نظیر بهبود بهره‌وری، تخصیص هوشمند و تامین منابع آب غیرمتعارف را پررنگ می‌کند.

درک و کاهش استفاده از آب، به ویژه در بخش کشاورزی، برای مدیریت کمبود آب و بهره‌برداری از منابع ضروری است. کشاورزی حدود 80 درصد از آب مصرفی در خاورمیانه و شمال آفریقا را تشکیل می‌دهد و از این آب نیز اغلب به طور موثر استفاده نمی‌شود. ارتقای نسبی بهره‌وری آب در بخش کشاورزی، بهبود مصرف آب و سیاست‌های حمایت از محصولاتی که از مقادیر کم آب استفاده می‌کنند یا کاهش مناطقی که آبیاری می‌شوند، به طور بالقوه می‌تواند حجم زیادی از آب را ذخیره کند. کاهش مصرف آب کشاورزی می‌تواند در راستای کاهش مصرف آب‌های تجدیدناپذیر و رفع نیازهای روزافزون مصرف‌کنندگان آب شهری و صنعتی مفید واقع شود. با وجود این، اصلاحات می‌توانند پیامدهای ناخواسته‌ای به دنبال داشته باشند. به عنوان مثال، تکنولوژی آبیاری کارآمدتر می‌تواند کشاورزان را به سمت کشت محصولاتی سوق دهد که نیاز بیشتری به آب دارند و در ادامه، تغییرات در محصولات می‌تواند معیشت در طول زنجیره تامین را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین پیش از اجرای اصلاحات باید برندگان و بازندگان و تاثیرات توزیعی اصلاحات بررسی و تحلیل شوند. منطقه منا در خود برخی از کاراترین کشورها در مصرف آب در جهان و همچنین برخی از کشورها با کمترین میزان کارایی را جای داده است. این (ویژگی) ظرفیت تبادل و یادگیری منطقه‌ای را یادآور می‌شود هرچند در این مورد باید حساسیت و دقت به طیف وسیعی از شرایط (مثلاً توجه به درگیری‌ها و شکنندگی‌ها) و نیز ثروت و منابع عمومی، لحاظ شود. برای کاهش برداشت از منابع آب تجدیدناپذیر، راه‌هایی همچون نمک‌زدایی و بازیافت آب ظرفیت افزایش عرضه آب مستقل از شرایط آب و هوایی را دارند. بیش از 50 درصد از ظرفیت نمک‌زدایی و شیرین کردن آب در جهان در خاورمیانه و شمال آفریقاست و پیش‌بینی می‌شود این نسبت افزایش یابد. با این حال، با افزایش نسبت تقاضای برطرف‌شده از طریق شیرین کردن آب، پیچیدگی‌های این نوع از عرضه آب نیز به واسطه سطوح شوری قابل جذب از طریق دستگاه‌ها و نوسانات قیمت انرژی افزایش می‌یابد. فرصت‌های قابل توجهی برای برآورده ساختن نیاز به آب در منطقه از طریق آب بازیافتی و البته چالش‌هایی در این مسیر وجود دارند؛ چالش‌ها بیشتر مربوط به عواملی مانند تامین مالی، تقاضای کم برای آب بازیافتی و عدم تجزیه و تحلیل اقتصادی در مورد بازیافت آب و روش‌های آن می‌شود.

عدم مدیریت منابع آب استراتژیک، باعث اتمام دارایی‌های ملی و محدود شدن پیشرفت در جهت تامین امنیت آب می‌شود. مدیریت استراتژیک منابع آب شامل یکپارچه‌سازی مجموعه‌ای متنوع از گزینه‌ها برای حفظ منابع است با گزینه‌هایی که استفاده از آب را هدف قرار داده‌اند. برای کاهش مصرف آب‌های تجدیدناپذیر، آب‌های سطحی و آب‌های زیرزمینی باید به صورت یکپارچه مدیریت شوند. برخی از کشورهای منطقه در تنوع‌بخشی به منابع تامین آب در مقابله با تغییرات هیدرولوژیک پیشرفت کرده‌اند در حالی که برخی دیگر هنوز غالباً متکی به یک منبع هستند.

استفاده از راه‌حل‌های متنوع، منجر به انعطاف‌پذیری بیشتر در برابر شوک‌های نظام‌مند (ناشی از آب و هوا یا اقتصاد) می‌شود. «بستن حلقه منابع آبی» به جای نگاه «یک‌بارمصرف به آب» و استفاده از منابع مختلف عرضه آب، نقطه شروع این ماجرا محسوب می‌شود. نمونه‌هایی از تنوع‌بخشی عبارتند از: بهینه‌سازی محلی (آب‌های) سطحی و همچنین ذخیره آب زیرزمینی، توسعه منابع غیرمتعارف آب از طریق برای مثال نمک‌زدایی، بازیافت، تغذیه و پر کردن منبع، کاهش نشت و ارتقای حفاظت. مسائل مربوط به مدیریت آب، به ‌ویژه، شکست در ایجاد انگیزه‌ای که پیام کمبود آب شدید و نیاز به حفاظت از آب را برساند، نتایج رایج مدیریت منابع آب در خاورمیانه و شمال آفریقا هستند. مصرف بیش از حد و تهی شدن منابع عواقب قابل پیش‌بینی قیمت‌گذاری نادرست آب، تدابیر حاکمیتی و اجرایی ضعیف هستند. فقدان چارچوب‌های قانونی و هماهنگی نهادی ضعیف، مانع استفاده منطقه‌ای از پیشرفت‌های اخیر در تصفیه فاضلاب و فناوری‌های بازیافت می‌شود.

ارائه خدمات مربوط به آب

خدمات‌رسانی در حوزه آب نقش اساسی در حفظ یک قرارداد پایدار اجتماعی و حفظ سلامت انسان و فعالیت‌های اقتصادی ایفا می‌کند. خدمات در حوزه آب شامل این موارد می‌شود: آب سالم و بهداشتی؛ عرضه قابل اعتماد آب برای مصارف کشاورزی، صنعتی و خانگی؛ و ارائه خدمات پایدار به لحاظ مالی که قادر به حفظ هزینه خدمات در سطح پایین و تضمین تامین خدمات اساسی برای همه ساکنان باشد. شرایط زندگی، فعالیت‌های تجاری و صنعتی و آبیاری همگی از خدمات قابل اعتماد، مقرون‌به‌صرفه و پایدار در حوزه آب نفع می‌برند. خدمات‌رسانی در این حوزه همچنین می‌تواند برای اجتماع پناهندگان و آواره‌های داخلی و کاهش رنج انسان‌ها مفید باشد.

دسترسی به خدمات بهداشتی و آب‌رسانی در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا به طور قابل توجهی بهبود یافته است تا جایی که بیشتر کشورها اهداف توسعه هزاره خود را برآورده کرده‌اند. از داده‌های جمع‌آوری‌شده ذیل پروژه اهداف توسعه هزاره، اطلاعاتی در سطح کشوری درباره بهداشت و منابع بهبود‌یافته آب حاصل شده است. با این حال، در یک کشور، شرایط واقعی بسته به (به عنوان مثال) میزان آسیب به زیرساخت‌ها به دلیل درگیری‌ها، تفاوت‌های زیاد میان بافت شهری و روستایی یا شرایط 

اجتماعی-اقتصادی حاشیه‌نشینان، ممکن است از محلی به محل دیگر و از خانواده‌ای به خانواده دیگر تغییر کند. بنابراین، برای درک الزامات و نیازهای محلی برای سرمایه‌گذاری، تجزیه و تحلیل تفکیکی درباره ویژگی‌های خدمات بهداشتی و دسترسی به خدمات آب‌رسانی مورد نیاز است. دسترسی ضروری است، اما این تنها یک جنبه از خدمات در حوزه آب است. برای ارزیابی کامل وضعیت خدمات آب در خاورمیانه و شمال آفریقا و ایجاد یک تصویر جامع‌تر، جنبه‌های دیگری را نیز باید در نظر گرفت. سایر جنبه‌ها عبارتند از: کیفیت آب تحویل داده‌شده (درک اینکه بخش‌های مختلف ممکن است نیاز به کیفیت‌های متفاوت آب داشته باشند)، میزان قابل اطمینان بودن عرضه آب و تامین مالی پایدار. تمام این جنبه‌ها در اهداف توسعه هزاره قرار ندارند به این معنی که آمار مربوط به دسترسی لزوماً اطلاعاتی درباره کیفیت و نوع خدمات آبی که افراد مختلف جامعه دریافت می‌کنند، ارائه نمی‌دهد. اهدف توسعه پایدار، تاکید زیادی بر کیفیت دسترسی به خدمات بهداشتی برای گروه‌های آسیب‌پذیر، به ویژه زنان و دختران دارد؛ همچنین اصول بهبود‌یافته مدیریت آب را ترویج و مدیریت یکپارچه منابع آب را تشویق می‌کند.

تجارت- فردا-  شکل 5- تجارت آب مجازی به صورت خالص؛ رابطه جهان با منطقه منا، 2015

پیشرفت در دسترسی به آب و بهداشت

منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا پیشرفت خوبی در جهت رسیدن به اهداف دسترسی به منابع آب و بهداشت کرده است. در سراسر منطقه، دسترسی به منابع بهبود‌یافته تامین آب و خدمات بهتر بهداشت و درمان از سال 1990 افزایش یافته است. با این حال، داده‌های یونیسف و سازمان بهداشت جهانی نشان می‌دهند که پیشرفت‌ها در زمینه آب و بهداشت، به سختی با رشد جمعیت، به ویژه در مناطق شهری همگام بوده است. رشد جمعیت و شهرنشینی، به افزایش بارهای غیرمترقبه در حوزه تامین آب و امکانات بهداشتی می‌انجامد که به طور بالقوه دستاوردهای موجود را تحت پوشش قرار می‌دهد. رشد ابرشهرها ممکن است منجر به تشکیل مراکزی با تقاضای آب بسیار بالا شود که کمیابی آب شدید در آنها به رقابت با بخش کشاورزی بر سر مصرف آب بینجامد.

آثار اقتصادی و انسانی عرضه آب و بهداشت ناکافی

خدمات آب و بهداشت و درمان ناکافی باعث بیماری‌ها و مرگ‌ومیر، تولد کودکان با انواع مشکلات و کاهش رفاه انسان‌ها می‌شود. داده‌های سازمان بهداشت جهانی نشان می‌دهد که مرگ‌ومیر ناشی از آب‌های نامناسب، فقدان خدمات بهداشت و درمان در خاورمیانه و شمال آفریقا کمتر از کشورهای جنوب صحرای آفریقا و آسیای جنوبی است. با این حال، همان‌طور که در شکل 4 نشان داده شده است، نرخ مرگ‌ومیر در برخی از کشورهای منطقه منا، در مقایسه با میانگین‌های منطقه‌ای و جهانی، هنوز بالاست؛ این امر حاکی از آن است که موانع بسیاری تا رسیدن به سطح قابل قبول و کاهش مرگ‌ومیر ناشی از خدمات ناکافی آب باقی است. عدم دسترسی به خدمات آب هنوز خطر مهمی برای سلامت عمومی جامعه در برخی از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقاست؛ منطقه‌ای که بیماری‌های اسهالی عامل 5 تا 15 درصد مرگ‌ومیر کودکان زیر پنج سال است. بیماری‌های اسهالی هنوز هم قاتل اصلی بچه‌های جوان در برخی از قسمت‌های منطقه منا به ویژه در کشور درگیر جنگ سوریه است. بهبود خدمات آب همچنین می‌تواند از مرگ کودکان به علت بیمارهای اسهالی در مراکش، الجزایر، مصر، یمن و عراق نیز جلوگیری کند. این میزان بالای بیماری باری بر دوش نظام سلامت و پرستاران در خانه‌ها (که اغلب مادران هستند) خواهد بود که مشارکت فعال آنها را در تولید اقتصادی محدود می‌کند. عرضه آب و بهداشت ناکافی همچنین تاثیرات شدید اقتصادی دارد و هزینه‌ای در حدود 21 میلیارد دلار در سال روی دست منطقه می‌گذارد؛ داده‌های کشوری در مورد زیان‌های حاصل برآورد شده که شامل ارزش زمانی است که در صورت نزدیک‌تر بودن آب و امکانات بهداشتی به منزل در آن صرفه‌جویی می‌شد. هزینه‌های اقتصادی برآورد‌شده نیز شامل هزینه‌های مراقبت‌های بهداشتی، از دست دادن زمان به دلیل بیماری و مرگ‌ومیر زودرس می‌شود. این تاثیرات اقتصادی در لیبی، یمن، عراق و غزه بیشتر است. همچنین این آمار را نمی‌توان بر اساس جنسیت تفکیک کرد بنابراین آنها فقط بخشی از داستان را روایت می‌کنند. در سطح خانوار، زنان بیشترین میزان بار ناشی از خدمات آب و بهداشت ناکافی را متحمل می‌شوند.

ارائه خدمات آبیاری

ارائه خدمات آبیاری نیز از ابعاد مهم موضوع امنیت آب است. توانایی تامین مقدار مناسب آب برای یک محصول در زمان مناسب (یعنی زمانی که بیشترین نیاز را به آن دارد)، بازده هر واحد آب را افزایش می‌دهد (افزایش بهره‌وری). به عبارت دیگر، زمان‌بندی، مقدار و قابل اطمینان بودن آبیاری مزارع، بر محصولات و بازده آنها تاثیر می‌گذارد. انعطاف‌پذیری بیشتر در زمان‌بندی و اطمینان نسبت به خدمات آبیاری، به کشاورزان آزادی بیشتری از لحاظ زمان کاشت و برداشت می‌دهد و می‌تواند نقش مهمی در تصمیمات سرمایه‌گذاری ایفا کند. بهبود خدمات آب‌رسانی به نظام‌های آبیاری، تولید محصولات کشاورزی را بسته به نوع محصول و محل کشت به میزان یک تا هشت درصد افزایش می‌دهد. اگر تمام منابع آبی که به کشاورزی اختصاص داده شده‌اند در خاورمیانه و شمال آفریقا، قابل ذخیره و استفاده موثر در آبیاری کشاورزی می‌بودند، در مجموع تولیدات کشاورزی افزایش و تنوع در تولید برخی کالاها کاهش می‌یافت. در چنین شرایطی تولید ذرت در سطح منطقه، 4 /8 درصد افزایش می‌یافت که جهش‌های بزرگ در میزان محصول برترین تولیدکنندگان منطقه یعنی ایران و مصر عمده دلیل آن خواهد بود. همچنین تولید برنج حدود پنج درصد و تولید گندم در سطح منطقه حدود 5 /1 درصد و در مصر (بزرگ‌ترین تولیدکننده گندم منطقه) چهار درصد افزایش می‌یافت. با کاهش تنوع در تولید محصولات کشاورزی، بهبود خدمات آبیاری باعث کاهش قیمت مواد غذایی می‌شود که این به افزایش رفاه مصرف‌کنندگان در سراسر جهان کمک خواهد کرد. با توجه به پژوهش‌های انجام‌شده در موسسه سیاست‌های بین‌المللی غذا، بهبود نحوه ذخیره آب و آب‌رسانی، می‌تواند منجر به حدوداً 10 میلیارد دلار افزایش رفاه شود که این رقم حدود 5 /0 درصد از تولید ناخالص داخلی منطقه را تشکیل می‌دهد. این رقم حاصل‌جمع مازاد رفاه تولیدکننده (ناشی از خدمات آب‌رسانی و دسترسی بهبودیافته) و مازاد مصرف‌کننده (ناشی از کاهش قیمت مواد غذایی) است.

به طور خلاصه منطقه منا از سال 1990 از منظر بهبود دسترسی به خدمات آب و بهداشت، بهترین عملکرد را در جهان داشته است. البته گسترش شبکه توزیع به مناطق روستایی چالش‌برانگیزتر بوده است. علاوه بر این، آمار دسترسی‌ها اغلب واقعیت موجود را پنهان می‌کند؛ واقعیتی که طبق آن دسترسی به آب وابسته به طیف وسیعی از عوامل، از جمله قابل اطمینان بودن (برخی از خانوارهایی که در زمره تحت پوشش خدمات‌رسانی طبقه‌بندی شده‌اند، اذعان کرده‌اند که فقط یک‌بار در هفته آب دریافت می‌کنند)، قیمت‌گذاری، مقرون‌به‌صرفه بودن و وضعیت اجتماعی است. به دنبال درگیری‌های مسلحانه در منطقه، دستاوردهای خدماتی به نوعی وارونه شده‌اند چراکه زیرساخت‌ها آسیب دیده و ظرفیت‌های نهادها از بین رفته‌اند. دسترسی به خدمات آب‌رسانی در سوریه در سال‌های 2011 تا 2013 به میزان 70 درصد کاهش یافت.

با حرکت منطقه به سمت اهداف توسعه پایدار، به ویژه در مورد بهبود کیفیت و اطمینان نسبت به خدمات مربوط به آب، چالش‌های جدیدی سر بر می‌آورند. هزینه‌های عملیاتی و نگهداری بالا، نرخ‌های پایین خدمات و یارانه‌های گسترده باعث ضعف در پایداری مالی مربوط به خدمات آب در منطقه می‌شود. خانوارهای فقیر از خدمات ناکافی در حوزه آب رنج می‌برند که اغلب باعث می‌شود آنها به فر