شناسه خبر : 33345 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

جدال ریسک و بازده

تشدید ریسک‌های غیراقتصادی بازارها را با چه شرایطی مواجه می‌کند؟

پیش‌بینی در همه جای دنیا و در طول تاریخ از جذابیت‌های زیادی برخوردار بوده و شاید فالگیری نشانه‌ای از آن بوده است. حال در عصر جدید پیش‌بینی در بازارهای مالی از دو صد جذابیت بیشتر برخوردار است چراکه پیش‌بینی در بازارهای مالی، درست یا غلط، فرد یا کسب‌وکار را می‌تواند به عرش یا به فرش برساند. پیش‌بینی در بازارهای مالی شاید از جاهای دیگر مهم‌تر، جذاب‌تر، اغواکننده‌تر و... باشد، زیرا دستاورد درست یا غلط آن کاملاً ملموس است و سود یا زیان را همه‌کس متوجه می‌شوند و نمی‌شود طفره رفت و توجیه کرد.

محمود باغجری/ استاد دانشگاه شهید بهشتی

پیش‌بینی در همه جای دنیا و در طول تاریخ از جذابیت‌های زیادی برخوردار بوده و شاید فالگیری نشانه‌ای از آن بوده است. حال در عصر جدید پیش‌بینی در بازارهای مالی از دو صد جذابیت بیشتر برخوردار است چراکه پیش‌بینی در بازارهای مالی، درست یا غلط، فرد یا کسب‌وکار را می‌تواند به عرش یا به فرش برساند. پیش‌بینی در بازارهای مالی شاید از جاهای دیگر مهم‌تر، جذاب‌تر، اغواکننده‌تر و... باشد، زیرا دستاورد درست یا غلط آن کاملاً ملموس است و سود یا زیان را همه‌کس متوجه می‌شوند و نمی‌شود طفره رفت و توجیه کرد. بازارهای مالی از پیچیدگی‌های زیادی برخوردار هستند و چنانچه کسی واقعاً بتواند در بازارهای مالی فقط یک ساعت بعد را پیش‌بینی دقیق و درست داشته باشد، به سرعت کسب درآمدهای زیادی خواهد داشت. البته یک ساعت برای بعضی از بازارها بازه بسیار طولانی‌مدتی است و در این بازارها دقیقه‌ها و حتی ثانیه‌ها اهمیت خواهد داشت. بنابراین پیش‌بینی در بازارهای مالی بسیار مهم است. اما چطور می‌شود پیش‌بینی‌های درستی از بازارها داشت؟ یکی از مرسوم‌ترین روش‌های تحلیل، استفاده از اتفاقات گذشته و تحلیل آنهاست. به همین دلیل در ادامه، تحلیلی بر بازارهای مالی طی سه سال گذشته ارائه می‌شود. در سه سال گذشته، به دلیل شوک‌های خاص وارد بر کشور که عمدتاً مربوط به شوک‌های غیراقتصادی و عمدتا سیاسی بوده است، بازارهای مالی ایران شوک‌های (رشدهای) بزرگی تجربه کرده‌اند. ابتدا باید اشاره کرد که منظور از بازارهای مالی در ایران که می‌توان در آنها سرمایه‌گذاری کرد، شامل سپرده‌گذاری در بانک‌ها، سرمایه‌گذاری در بورس، طلا، ارز و مسکن است. در جدول شماره یک، وضعیت بازدهی سرمایه‌گذاری در بازارهای مختلف نشان داده شده است. جدول شماره یک حاوی اطلاعات مهمی در خصوص میزان بازدهی‌ سرمایه‌گذاری‌ها در بازارهای مختلف است. مطمئنم بسیاری از خوانندگان از اعداد این جدول و میزان بازدهی بعضی از بازارها در تعجب خواهند بود. اما این اعداد و به‌تبع اتفاقات سه سال گذشته در بازارهای مالی به همان نحوی است که در جدول نشان داده می‌شود. لازم به توضیح است عمده اطلاعات از نرم‌افزار ره‌آورد نوین استخراج شده است. اطلاعات شاخص یک متر زیربنای مسکونی و شاخص کل قیمت مصرف‌کننده از درگاه مرکز آمار ایران استخراج شده است. در ادامه گزاره‌هایی در خصوص جدول شماره یک بیان می‌شود. بازدهی سرمایه‌گذاری (همان سپرده‌گذاری) در بانک‌ها که حدود 20 درصد در سال محاسبه شده است، با احتساب نرخ سود مرکب، طی سه سال حدود 73 درصد بازدهی داده است. این میزان بازدهی کمترین بازدهی در بازارهای مالی طی سه سال اخیر بوده است و در نتیجه با اطمینان می‌توان این نتیجه‌گیری را کرد که سپرده‌گذاران بانک‌ها بازندگان بزرگ سرمایه‌گذاری طی سه سال گذشته هستند. بر مبنای شاخص قیمت مصرف‌کننده خانوار شهری، تورم این سه سال (البته به‌طور دقیق دو سال و شش ماه) حدود 71 درصد بوده است که تقریباً معادل سود کسب‌شده در بانک‌هاست. یعنی سپرده‌گذاران بانک‌ها حداکثر سودی معادل تورم داشته‌اند. قیمت مسکن طی حدود تقریباً سه سال، حدود 187 درصد افزایش یافته است. اطلاعات شش ماه تابستان و پاییز 98 وجود نداشته است که البته به نظر در این شش ماه افزایش قیمت زیادی در حوزه مسکن نداشته‌ایم. میزان بازدهی در بازار ارز (دلار و یورو) و همچنین در بازار طلا (نماینده این بازار سکه بهار آزادی) نزدیک به هم هستند که این‌طور می‌توان نتیجه‌گیری کرد که ارزها و طلا، ضریب همبستگی بالایی دارند و دوشادوش هم افزایش یا کاهش می‌یابند. در خصوص این بازارها این تحلیل قابل توجه و مفید است که سرمایه‌گذاران در این بازارها در آغاز زمستان 98 نسبت به انتهای سال 97، هیچ‌گونه بازدهی به دست نیاورده‌اند و حتی اندکی متضرر هم شده‌اند. اما سرمایه‌گذاری در بورس طی حدود سه سال گذشته شگفت‌انگیز بوده است. شاخص کل بورس طی این سه سال سه برابر و نیم شده است یعنی 350 درصد بازدهی. یعنی بازدهی ماهانه حدود هشت درصد. این اعداد را مقایسه کنید با بازدهی بازار پول. یعنی بازدهی سه ماه بورس بیش از بازدهی 12 ماه سپرده‌گذاری در بانک‌ها بوده است. از 350 درصد بازدهی در بورس حدود صد درصد آن در سال 98 به دست آمده است.

سهام شرکت‌های کوچک‌تر بورس در این مدت رشد بیشتری داشته‌اند و نسبت به شاخص کل بازدهی بیشتری داشته‌اند. این استنباط از شاخص کل هم‌وزن به دست می‌آید. شاخص یکی از صندوق‌های موفق بورس نیز آورده شده است. بازدهی این شاخص بیشتر از شاخص کل و کمتر از شاخص هم‌وزن بوده است. میزان بازدهی در این صندوق طی تقریباً سه سال گذشته فوق‌العاده بوده است. ماهانه سودی حدود 5 /9 درصد. دقت فرمایید ماهانه! یعنی در دو ماه سودی معادل 12 ماه بانک را کسب کرده است. از این اعداد می‌توان استراتژی سرمایه‌گذاری‌ را طراحی کرد. اگر از خیلی از افرادی که در بورس فعال هستند آمار بگیرید، میزان بازدهی آنها کمتر از بازدهی صندوق‌هاست. بنابراین توصیه می‌شود در صندوق‌های بورسی سرمایه‌گذاری شود. به‌ویژه افرادی که آشنایی کمتری با بورس دارند.

همان‌طور که در سطور فوق، که تحلیلی بود استخراج‌شده از جدول شماره یک، بیان شد، سرمایه‌گذاری در بورس طی دو سال و نیم گذشته فوق‌العاده بوده است. اینکه چرا بورس اینقدر افزایش یافته سوال اساسی است که پاسخ به آن نیاز به برگزاری میزگرد دارد. اما به عنوان یک تحلیل می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که استراتژی‌های کلان کشور به این سمت و سو است که پول‌ها به سمت این بازار روانه شود چراکه تغییر در سایر بازارها به‌ویژه بازار ارز با تکیه بر دلار و همچنین تا حدودی طلا (سکه) از دید جامعه رصد می‌شود و دارای تبعات اجتماعی است، اما درباره بورس این حساسیت وجود ندارد. لازم به تاکید است مطمئناً قسمتی از رشد بورس ناشی از تغییرات ارزی بوده است اما همان‌طور که در جدول مشاهده می‌شود میزان بازدهی در بورس به مراتب بیشتر از سایر بازارها به‌ویژه بازار ارز بوده است. حال بر مبنای اطلاعات گذشته پیش‌بینی برای آینده ارائه می‌شود. با توجه به روند کلی حاکم بر فضای بورس به نظر می‌رسد این روند تا انتهای سال جاری ادامه داشته باشد. همان‌طور که اشاره شد، ماندن نقدینگی در بورس از سایر بازارها (به استثنای بازار پول) به لحاظ اقتصاد سیاسی گزینه بهتری است. اما باید این نکته را هم مدنظر قرار داد که بورس به شدت به پارامترهای سیاسی حساس است. اتفاقات اخیر رخ‌داده در ارتباط ایران و آمریکا این موضوع را نشان داد. افزایش در نرخ ارز خیلی متصور نیست (منوط به رخ ندادن شوک‌های سیاسی). به نظر می‌رسد با استراتژی بانک مرکزی، حداکثر افزایش برای ارز حدود 20 تا 30 درصد است آن‌هم تا انتهای سال آینده. بازار طلا هم تاثیر مستقیمی از نرخ ارز خواهد گرفت و به هر میزان که ارز افزایش یابد این بازار هم افزایش می‌یابد. در خصوص بازار مسکن، افزایشی در حدود نرخ تورم متصور است.

53

دراین پرونده بخوانید ...