شناسه خبر : 18317 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

فرازهای هایک

فردریش آگوست فون هایک، بیشتر شهرت خود را وامدار دفاعش از نظم سیاسی لیبرال کلاسیک و نقدش نسبت به اقتصاد با برنامه‌ریزی متمرکز است.

فردریش آگوست فون هایک، بیشتر شهرت خود را وامدار دفاعش از نظم سیاسی لیبرال کلاسیک و نقدش نسبت به اقتصاد با برنامه‌ریزی متمرکز است. او که یک طرفدار مکتب اقتصاد اتریش نیز محسوب می‌شود، توسعه‌های علمی قابل ملاحظه‌ای را در زمینه مباحث مربوط به «مساله محاسبات اقتصادی» و دفاعش از مفهوم نظم‌خودانگیخته در جامعه، که بدون طراحی خارجی (و دخالت بیرونی) به دست می‌آید، ارائه کرده است. از جمله کارهای او، می‌توان به «راه بردگی»۱، «منشور آزادی»۲ و «حقوق، قانون‌گرایی و آزادی»۳ اشاره کرد که همگی تاثیری کلیدی بر بسیاری از محافظه‌کاران برجای گذاشتند.

نقل قول‌ها
۱-
کنترل اقتصادی، تنها به کنترل بخشی از زندگی انسان‌ها، که از سایر بخش‌ها جداست، خلاصه نمی‌شود، بلکه فراتر از آن، به مثابه کنترل ابزارهایی است که آمال و آرزوهای ما را شکل می‌دهند (راه بردگی، ۱۹۴۴).
۲- قدرتی که یک مولتی‌میلیونر بر من دارد، کسی که ممکن است همسایه من یا حتی کارفرمایم باشد، بسیار کمتر از قدرتی است که کوچک‌ترین مقام رسمی در اختیار دارد؛ کسی که با قدرت قهری‌اش کشور را اداره می‌کند و خواه‌ناخواه و در هرکجا که صلاحدید او اقتضا کند، من اجازه زندگی یا کار کردن دارم (راه بردگی، ۱۹۴۴).
۳- وقتی خودمان مسوول منافع‌مان هستیم و در فدا کردن آنها آزاد هستیم، تنها همان‌جاست که تصمیم ما جنبه اخلاقی پیدا می‌کند. ما همان‌طور که مستحق این نیستیم که نسبت به مخارج یک نفر دیگر متواضع باشیم، کسی هم مستحق این نیست که اگر ما انتخابی نداشته باشیم، در مورد ما متواضع باشد (راه بردگی، ۱۹۴۴).
۴- تمام تفاوت‌ها در جهان به این برمی‌گردد که برخی می‌خواهند با مردم به طور برابر رفتار کنند و برخی نیز تلاش می‌کنند آنها را برابر کنند (فردگرایی و نظم اقتصادی، ۱۹۴۸).
۵- همه نظریه‌های سیاسی فرض می‌کنند بیشتر افراد بسیار نادان هستند. آزادیخواهان نسبت به بقیه از این نظر فرق دارند که آنها همانطور که خود را در شمار باهوش‌ترین افراد به حساب می‌آورند، خود را در شمار نادان‌ها نیز به حساب می‌آورند (منشور آزادی، ۱۹۶۰).
۶- در واقع این احتمال وجود دارد که سختی و بدبختی بیشتر از ناحیه مردانی رخ دهد که بر سر کار آمده‌اند تا با استفاده از قوه قهریه یک خباثت اخلاق‌مدارانه را بر جای بگذارند، تا مردانی که قصد انجام رفتار خباثت‌گونه دارند (منشور آزادی، ۱۹۶۰).
۷- اگر کسی نسبت به استفاده از قوه قهریه به منظور فراهم کردن توزیع بیشتر اعتراض کند، این به معنای آن نیست که در نظر او چنین چیزی (توزیع بیشتر) مطلوب نیست. اگر ما در آرزوی یک جامعه آزاد به سر می‌بریم، تشخیص این نیز برای‌مان ضروری است که مطلوبیت یک موضوع خاص، توجیه کافی برای استفاده از قوه قهریه را فراهم نمی‌کند. (منشور آزادی، ۱۹۶۰).
۸- آزادی نه‌تنها به این معناست که فرد هم‌زمان هم فرصت انتخاب دارد و هم در برابر انتخابش مسوول است، بلکه به این معنا نیز هست که او می‌بایست تحمل تبعات اقداماتش را هم داشته باشد‌... آزادی و مسوولیت‌پذیری از یکدیگر جدایی‌ناپذیرند (منشور آزادی، ۱۹۶۰).
۹- «شرایط اضطراری» همواره به مثابه بهانه‌ای بوده که با توسل به آن، سپرهای مستحکم آزادی فردی رو به تحلیل و فرسایش رفته‌اند (حقوق، قانون‌گرایی و آزادی، جلد دوم: سراب عدالت اجتماعی، ۱۹۷۶).
۱۰- وظیفه عجیب علم اقتصاد این است که به مردان ثابت کند که در واقع آگاهی‌شان در مورد آنچه تصور می‌کنند می‌توانند طراحی کنند، کم است (غرور مهلک: خطاهای سوسیالیسم، ۱۹۸۸).

پی‌نوشت‌ها:
۱- The Road to Serfdom
The Constitution of Liberty2 -2
Laws, Legislation and Liberty -۳

منبع:
۱- http://the-libertarian.co.uk/friedrich-hayek-۱۰-great-quotes/


دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید