شناسه خبر : 8104 لینک کوتاه

نگاهی به زندگی و فعالیتهای محمدتقی برخوردار

خالق زندگی مدرن در ایران

سرنوشت کارآفرینی و تجار ایرانی اگر با مقطعی از دوران شکوفایی اقتصاد ملی مقارن نمی‌شد شاید بخش عمده‌ای از افتخارات و دستاوردهای درخشان آن سال‌ها حاصلی جز شکست‌های پی در پی و زوال فزاینده صنایع ایران به دنبال نمی‌آورد.

مجید یوسفی

سرنوشت کارآفرینی و تجار ایرانی اگر با مقطعی از دوران شکوفایی اقتصاد ملی مقارن نمی‌شد شاید بخش عمده‌ای از افتخارات و دستاوردهای درخشان آن سال‌ها حاصلی جز شکست‌های پی در پی و زوال فزاینده صنایع ایران به دنبال نمی‌آورد. همه آنچه این روزها از سال‌های دهه‌های ۴۰ و ۵۰ شمسی زبان به زبان می‌چرخد مربوط به تقارن همکاری‌های بخش دولتی و خصوصی است که در یک بزنگاه تاریخی در کنار هم و با درک شرایط فیمابین و مساعدت‌های شایان توجهی از تکنوکرات‌های جوان دولتی و نیز بخش خصوصی دلسوز زمانه خویش است که توانسته بود شالوده بزرگ‌ترین تجربه نوسازی صنعت ملی را در این سال‌ها رقم زند. والا تجار و بازرگانان ایرانی در سال‌های منتهی به مشروطه بزرگ‌ترین و عملی‌ترین گام‌های بنیادین خود را برداشته و با سرمایه‌های خود موتور محرکه انقلابی شدند که در آن اصناف و حِرف، رکن رکین اولین مجلس شورای ملی آن شدند. اما فضای اقتصادی و سیاسی کشور فاقد زیرساخت‌های لازم برای بالندگی اقتصاد ملی بود.

نقش تجار و بازرگانان در عصر رضاشاهی
پس از تجربه مشروطیت و برقراری شورای مشاوران تجارت، رضاشاه، برخاسته از یک خواست و ضرورت ملی برای فرو کاستن آشوب‌ها و تنش‌های سیاسی‌-اجتماعی و نیز پایان بخشیدن به بی‌ثباتی و هرج و مرج‌ها در تمامیت ارضی کشور نظم و انضباطی آهنین برقرار ساخت که موجد نظامی یکدست و همسان برای همه اقوام و عشیره‌های ایرانی شد.
جامعه چندپاره و متشتت آن روز ایران، به سرعت به مدد اجماع و اتحاد نخبگان ملی، به یک انسجام سیاسی-اقتصادی و ارگانیک دست یافت که پیش از آن رویایی دست‌نیافتنی بود. رضاشاه طی 10 سال اول از توسعه بخش کشاورزی و توانمندسازی جامعه روستایی چشم پوشید و همه توان خود را به زیرساخت‌ها از جمله راه‌آهن سراسری، احداث راه‌های شوسه، تاسیس کارخانه‌های قند و شکر، ریسندگی، ابریشم و پارچه‌بافی، یخ‌سازی، سردخانه، هواپیماسازی، ذوب‌آهن، بلورسازی و نیز تاسیس بانک‌های سپه و ملی... معطوف کرد. رشد شتابان توسعه صنایع ایران، به حدی بود که باور نسبی برای توسعه کشور ایجاد شد. آبراهامیان می‌نویسد: «در سال 1304 شمسی، کمتر از بیست کارخانه صنعتی جدید در کشور وجود داشت. اما در سال 1320 شمسی، شمار کارخانه‌های مدرن به 346 رسیده بود» (آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، 183). با این همه، داور -وزیر دارایی رضاشاه- به دنبال گسترش تولیدات صنعتی بود و به همین خاطر عمده صنایع داخلی را در انحصار شرکت مرکزی دولتی درآورد. این انحصار و شتاب فزاینده تولیدات صنعتی باعث شد به تدریج کیفیت محصولات تولیدی کاهش یابد و بخشی از مهم‌ترین آرزوهای پهلوی اول در انبوه مطالبات ملی مدفون شود. در نتیجه، چنین نظام و پیکره‌ای از انسجام ملی، آنچنان آمرانه و تحکم‌آمیز در هم تنیده بود که نتوانست مولد حرکت خودجوشی برای برپایی و نوسازی یک صنعت بومی محسوب شود. در نتیجه، شهریور 1320 وقتی رضاشاه از ایران می‌رفت، به واسطه آمریت و استبداد، شیرازه صنایع وابسته و متکی به دولت از هم گسسته شد. به حدی که حاکمیت در غیبت بخش خصوصی، قادر نبود هزینه‌های سرسام‌آور پروژه‌های اقـتصادی و صنعتی مختلفی را که برای کشور برنامه‌ریزی شده بود، تحمل کند. این مساله، «بدون در نظر گرفتن هزینه‌های احداث راه‌آهن که بخش بسیار مهمی از بودجه سال را به خود اختصاص می‌داد و یا خرید تسلیحات که رقم قابل‌توجهی از منابع دولت را می‌بلعید و یک مجتمع کامل ذوب‌آهن که قادر بود لوله توپ تولید کند و چند کارخانه دیگر که دارای اهمیت کمتری بودند، در دستور کار دولت بود؛ ولی بازدهی و مفید بودن این واحدهای صنعتی مورد تردید بود» (کلارک، گزارش اقتصادی کاردار وقت فرانسه). با این همه، این تلاش‌ها در جهت یک خیزش مدرن‌سازی صنعتی و همسان‌سازی اجتماعی طی 16 سال حاکمیت رضاشاه به ظهور استبدادی انجامید که بسیاری از پایه‌های دموکراسی و آزادی‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را مورد تهدید قرار داد. در چنین فضایی از اقتصاد و سیاست رضاشاهی دومین نسل از تجاری که در عصر مشروطه قد برافراشته بودند و با حضور در مجامع عمومی نقش پررنگ‌تری در عرصه‌های کلان ملی ایفا کرده بودند سر برآورده و در کش‌وقوس‌های اقتصاد متمرکز رضاشاهی به تجارت و بازرگانی داخلی و خارجی نقش‌آفرینی کردند.

محمدحسین برخوردار و فرزندانش
محمدحسین برخوردار فرزند محمدمهدی از تجار معروف چای و ملک‌داری در کنار تجار معروف دیگری همچون حاج‌میرزا ابوطالب اسلامیه، میرزا عبدالحسین نیکپور، فقیه التجار، آقا میرزاعلی محلوجی، علی وکیلی، حاج‌حسین مهدوی، حاج‌امین اصفهانی، حاج‌حسین کازرونی، آقا شیخ‌حسین حریری و... یکی از همین تجار و بازرگانانی بود که در سال‌های دهه دوم حکومت رضاشاه به تجارت محصولات کشاورزی از قبیل چای، زردچوبه، فلفل و پسته مشغول بود. او به دلیل سبک زندگی و نگرش‌های سنتی و محدودیت‌های آموزشی، علاقه‌ای برای سفر به اروپا و نمایندگی مستقیم شرکت‌های اروپایی از خود نشان نمی‌داد. کالاهای مورد معامله او عمدتاً چای، قند، رنگ و نساجی بود که محدود به معامله با هندی‌ها یا توزیع محصول در سطح منطقه می‌شد و چون واردات این کالاها نیازمند خدمات پس از فروش نبود، بیش از پنج یا شش نفر نیروی انسانی در اختیار نداشت. او در عین حال به آموزش فرزندانش توجه داشت. بدین سبب پسرش محمدعلی را برای تحصیل به اروپا و آمریکا فرستاد. اما عمرش اجازه نداد از ثمرات این آموزش در شرکت خانوادگی بهره ببرد. حاج‌محمدتقی یک سال پس از سقوط رضاشاه نقش موثری در توسعه فعالیت تجاری او داشت. پس از آن حاج‌محمد‌هاشم از سال ۱۳۲۷ در تهران فعال شد و حاج علی‌اکبر نیز از سال ۱۳۳۰ در شهرستان رفسنجان و حاج‌محمدمهدی در یزد فعالیت‌های تجاری خانوادگی را تحت هدایت پدر اداره می‌کرد. پس از درگذشت محمدحسین برخوردار همان‌گونه که در مورد عموم بنگاه‌های خانوادگی در ایران می‌توان سراغ گرفت تفاوت دیدگاه‌ها و رویه‌های تجاری مختلف نزد هر یک از فرزندان حاج‌محمدحسین باعث شد کار تجاری را هر یک به صورت مستقل دنبال کنند. در این میان تنها حاج‌محمد‌هاشم با برادرش حاج‌محمدتقی کار را ادامه داد. توصیه پدر به فرزندانش خوش‌حسابی و پرداخت حق مردم در همه حال بود. محمدتقی برخوردار در دو دهه اول فعالیت اقتصادی خویش، همان تجارت پدر را دنبال کرد با این چشم‌انداز که تجارت خارجی را در پیوند با صنعت داخلی متحول سازد. پس از بیست سال تجارت خارجی، از دهه ۴۰ به این‌سو، او به فعالیت در تولیدات صنعتی روی آورد و فصل مهمی از تغییرات در صنعت‌گستری را رقم زد.

کارنامه صنعتی محمدتقی برخوردار
برخوردار شرکت‌های تولیدی متعددی تاسیس کرد. اولین شرکت ری اوواک (قوه پارس) در مهر ۱۳۴۱ تاسیس شد و طی ۱۴ سال به سه کارخانه توسعه یافت. این کارخانه‌ها با مشارکت در سرمایه‌گذاری آمریکایی‌ها صورت گرفت که طی آن سهام حاج‌محمدتقی برخوردار از ۱۵ درصد به ۷۰ درصد و انتقال مدیریت به ایرانی‌ها به اتمام رسید. همچنین طی این روند کارشناسان شرکت‌هایش را طی ۱۲ سال با تجربه و دانش متخصصان خارجی آشنا کرد. با تاسیس شرکت پارس‌الکتریک در سال ۱۳۴۲ تولید رادیو و تلویزیون با مارک‌های توشیبا، گروندیک و شاوب لورنس را آغاز کرد. گسترش سرمایه، نیروی انسانی، استفاده از متخصصان و مدیران خارجی و داخلی در سطحی وسیع در طی ۱۴ سال از ویژگی‌های کارآفرینی او در این شرکت بود. در دهه ۱۳۴۰ با تاسیس بانک‌های تخصصی ابعاد توسعه شرکت‌ها تغییر کرد و دولت نیز به عنوان یکی از منابع تامین مالی هزینه‌های سرمایه‌گذاری به توسعه بخش خصوصی کمک کرد. در نتیجه در سال‌های ۱۳۴۷ و ۱۳۴۸ حاج‌محمدتقی برخوردار شرکت صنعتی پارس توشیبا و لامپ پارس توشیبا را با سرمایه‌گذاری مشترک توشیبای ژاپن و بانک توسعه صنعتی و معدنی تاسیس کرد. این شرکت انواع محصولات خانگی مانند پنکه، آبمیوه‌گیری، پلوپز و انواع لامپ را تولید می‌کرد. در این دوره دامنه فعالیت به عرصه‌های دیگری نیز کشیده شد. او با همکاری علی‌اکبر برخوردار، حسن آگاه و سید‌محمد گرامی شرکت کشت و صنعت تاسیس کرده بود. در این شرکت‌ها با افزایش تولید و گسترش خطوط، به تدریج مدیران ایرانی جایگزین مدیران خارجی می‌شدند. همچنین بالا بردن بهره‌وری، توجه به آموزش در کنار گسترش تسهیلات رفاهی در شرکت‌ها مورد توجه قرار گرفت. همکاری با مرکز مدیران ایران (شعبه هاروارد) و جذب فارغ‌التحصیلان نخبه و بورسیه کردن آنها نقش مهمی در بهبود توسعه فعالیت‌های او داشت. از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ با گسترش منابع اعتباری ابعاد فعالیت صنعتی حاج‌محمدتقی برخوردار توسعه قابل‌توجهی یافت. در این سال‌ها شرکت‌های متعددی چون سرامیک البرز، کارتن و فرش پارس، شرکت پوشش و لوازم‌خانگی پارس تاسیس شدند. او همچنین سرمایه‌گذاری‌هایی در چندین شرکت و بانک خصوصی به عمل آورد.

شرکت ری اوواک
اولین شرکت صنعتی محمدتقی برخوردار در سال ۱۳۴۱ برای تولید قوه الکتریکی تاسیس شد. شرکت ری اوواک (قوه پارس) با سرمایه‌گذاری مشترک یک آمریکایی در کیلومتر هشت جاده مخصوص تهران-کرج آغاز به کار کرد. تولیدات ۱۳ سال نخست آن، از ۲۵ میلیون عدد باتری در سال ۱۳۴۸ به ۱۵۰ میلیون عدد در سال ۱۳۵۵ ارتقا یافت و در همین دوره دو کارخانه دیگر در کرج و یک کارخانه در شهر صنعتی البرز قزوین افزایش یافت. این شرکت در اواخر سال ۱۳۵۵ وارد بورس شد و از حیث نیروی انسانی، در ابتدای فعالیت خود در سال ۱۳۴۴ حدوداً ۲۲۰ کارمند داشت و شش سال بعد به ۵۰۰ نفر رسید و با توسعه و گسترش کارخانه سوم در قزوین در سال ۱۳۵۷ به ۹۲۰ نفر افزایش یافت. سرمایه اسمی شرکت در سال ۱۳۴۷ حدوداً ۱۰ میلیون ریال برآورد شد و پس از یک سال به ۴۵ میلیون ریال رسید. در سال‌های وفور نفت و شکوفایی اقتصاد این سرمایه به ۱۷۵ میلیون ریال نزدیک شد و در پایان سال ۵۷ به ۴۲۰ میلیون ریال افزایش یافت. میزان فروش این شرکت در سال ۱۳۵۷ به دو میلیارد ریال رسید.

شرکت پارس الکتریک
این شرکت در ۹ اسفند ۱۳۴۱ با ۱۵ نیروی فنی و با سرمایه پنج میلیون ریال در تهران آغاز به کار کرد. سال بعد به ۱۵ میلیون ریال افزایش یافت. شرکت پارس الکتریک از حیث نیروی انسانی در سال ۱۳۴۸، ۲۹۰ نفر بود که در سال ۱۳۵۰ به ۸۰۰ تن رسید و در پایان سال ۱۳۵۸ به دو هزار نفر افزایش یافت. فروش این شرکت در سال ۱۳۵۷، پنج میلیارد برآورد شد که از این مبلغ ۹۲۰ میلیون ریال سود آن محاسبه شده است. شرکت پارس الکتریک در سال ۱۳۵۵ وارد بورس شد.

شرکت پارس خزر
شرکت پارس خزر در سال ۱۳۴۷ به ثبت رسید و در سال ۱۳۴۹ با سرمایه اولیه ۶۵ میلیون ریال در شهر رشت مورد بهره‌برداری قرار گرفت. پرسنل این شرکت از ۲۰۰ نفر در سال ۱۳۵۰ به ۸۰۰ نفر در سال ۱۳۵۷ افزایش یافت. پارس خزر اولین شرکتی بود که با ۲۰ درصد سرمایه‌گذاری مشترک بانک توسعه صنعتی و معدنی و ۴۰ درصد شرکت توشیبای ژاپن و ۴۰ درصد حاج‌محمدتقی برخوردار تشکیل شد. محصولات این شرکت انواع پلوپز، آبمیوه‌گیری، چرخ‌گوشت، پنکه و بخاری بود.

لامپ‌سازی پارس توشیبا
این شرکت چهارمین شرکت محمدتقی برخوردار بود که با سرمایه‌گذاری مشترک بانک توسعه صنعتی و معدنی و توشیبای ژاپن در آذر ۱۳۴۸ با سرمایه اولیه ۱۹۵ میلیون ریال به ثبت رسید و در سال ۱۳۵۰ مورد بهره‌برداری قرار گرفت. محصول این شرکت تولید لامپ در ایران بود که تا آن زمان سابقه تولید نداشت. این شرکت اغلب زیان‌ده بود و از سود شرکت صنعتی پارس توشیبا این زیان را تامین می‌کرد.

کشت صنعت جیرفت
این شرکت در سال ۱۳۴۹ در شهرستان عنبرآباد جیرفت تاسیس شد. این شرکت با سرمایه‌گذاری مشترک خانواده برخوردار و اسکندر حائری‌زاده تاسیس شد. این شرکت اولین فعالیت برخوردار در حوزه کشاورزی صنعتی بود. محمدتقی برخوردار برای این شرکت یک سردخانه و دو کارخانه رب گوجه و یک کارخانه کنسرو تن ماهی در اطراف جیرفت تاسیس کرد.

فرش پارس
این شرکت در سال ۱۳۵۰ با سرمایه اولیه ۵۰ میلیون ریال در شهرک صنعتی البرز قزوین ثبت شد. شرکای این شرکت جز علی و ایرج ایزدی و مهدی هرندی و حاج‌علی‌ا‌کبر برخوردار، یک شرکت آلمانی به نام آلگمانیه بود. فرش پارس از شش واحد ریسندگی انواع نخ، گونی‌بافی، پلی پروپیلن، موکت، فرش ماشینی، موکت‌بافی، رنگرزی و چاپ موکت تشکیل شد. برای این محصول تکنولوژی شرکت‌های آلمان، سوئیس و انگلیس هم وارد شده بود. سرمایه شرکت در سال ۱۳۵۲ به ۲۰۰ میلیون ریال و در سال ۵۷ به ۸۰۰ میلیون ریال افزایش یافت.

کالای الکتریک
محمدتقی برخوردار پس از آنکه شرکت کالای الکتریک در سال ۱۳۵۰ دچار ورشکستگی شد ۵/۸۷ درصد از سهام آن را خرید. این شرکت از سوی جمعی از مغازه‌داران الکتریکی لاله‌زار با شراکت ۱۲‌درصدی شاهپور غلامرضا در سال ۱۳۴۳ به ثبت رسیده بود. محصول این کارخانه کالای الکتریکی بود. با خرید این کارخانه از سوی برخوردار روزانه ۳۵ هزار محصول از قبیل پریز، دوشاخه، جعبه‌تقسیم و سرپیچ تولید می‌شد. در سال ۱۳۵۳ ماشین‌آلات این شرکت به شرکت تازه‌تاسیس «صنایع الکتریکی البرز» فروخته شد و این شرکت به تولید ساعت دیواری سیکو مشغول شد. کالای الکتریک ۱۰۰ کارگر داشت و ارزش افزوده محصولات آن بین ۴۸ تا ۶۴ درصد ارزیابی شده بود.

شرکت کاشی پارس
آخرین سال از دهه چهارم زندگی برخوردار، شرکت کاشی پارس در سال ۱۳۵۲ با سرمایه‌گذاری مشترک شرکت لوزان، بانک توسعه صنعتی و معدنی و شرکایی از جمله حسن قاسمیه، سیدمحمد گرامی، دکتر زیرک‌زاده، رضا کوچک‌زاده در اطراف شهرک صنعتی قزوین تاسیس شد. این شرکت در اثر اعتصابات کارگری و قطع‌های مکرر برق دچار کاهش تولید و یک سال پس از انقلاب تعطیل شد. کاشی پارس ۴۱۰ نفر پرسنل داشت.

شرکت سرامیک البرز
این شرکت در سال ۱۳۵۲ به ثبت رسید و در سال ۱۳۵۶ به بهره‌برداری رسید. تکنولوژی این صنعت از ژاپن خریداری شد. این شرکت تا سال ۱۳۵۸ فعالیت می‌کرد. کاشی پارس و سرامیک البرز در پی افزایش تقاضا برای کالاهای ساختمانی تاسیس شدند.

شرکت کارتن البرز
این شرکت در آبان ۱۳۵۲ به ثبت رسید و تا سال ۱۳۵۷ دو بار دچار آتش‌سوزی شد. به‌رغم مخالفت شرکا، برخوردار مجدداً شروع به سرمایه‌گذاری کرد. افزایش سرمایه در سال ۱۳۵۷ حاکی از چشم‌انداز گسترده او در حوزه صنعت بود. فعالیت شرکت تولید انواع مقوا، کارتن، انجام عملیات مربوط به بسته‌بندی و چاپ بود.

شرکت لوازم‌خانگی پارس
این شرکت در سال ۱۳۵۴ با سرمایه ۸۰۰ میلیون ریال تاسیس شد اما بهره‌برداری آن به سال ۱۳۵۸ موکول شد. سرمایه برخوردار ۸۵ درصد بود و ۱۵ درصد هم جنرال‌الکتریک آمریکا در آن سرمایه‌گذاری کرده بود. تولید یخچال، فریزر و ماشین لباسشویی از محصولات این شرکت بود. قرار بر این بود که شرکت لوازم‌خانگی پارس، بخشی از بازار جنرال‌الکتریک را تامین کند. به همین دلیل از ۴۳۰ قطعه یخچال و فریزر تقریباً ۷۰ قطعه آن از جنرال‌الکتریک خریداری می‌شد. تولید شرکت در سال‌های ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ به ترتیب ۳۵ هزار و ۸۵ هزار گزارش شده بود.

صنایع الکتریکی البرز
این شرکت با مشارکت ۴۰‌درصدی شرکت لگراند فرانسه و ۲۰‌درصدی بانک توسعه صنعتی و معدنی با سرمایه ۱۰۰ میلیون ریال در سال ۱۳۵۴ تاسیس شد. این شرکت ۲۲۰ کارگر داشت. اگرچه شرکت لگراند به دنبال واگذاری سهام خود بود اما در سال ۱۳۸۴ با یک چرخش تاکتیکی به افزایش ۳۰ درصد سهام خود پرداخت.

صنایع پوشش
محمدتقی برخوردار در سال‌های دهه ۵۰، عرصه سرمایه‌گذاری خود را تغییر داد و به سمت صنایع نساجی رفت. شرکت صنایع پوشش با سرمایه یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون ریال با موافقت صاحبان نساجی و دو بانک تخصصی در سال ۱۳۵۲ ثبت شد. این شرکت دارای چهار کارخانه (مخمل، ریسندگی، حوله و بلوجین) بود و ۱۰ واحد تولیدی نیز داشت. صنایع پوشش ۲۵۰۰ نفر پرسنل داشت و سرمایه شرکت در سال ۱۳۵۶ به سه میلیارد ریال افزایش یافت.

محمدتقی برخوردار به‌رغم آنکه، روزهای نخست، در همسویی با انقلاب گام‌هایی برداشته بود و از سوی دیگر، در فرآیند کسب‌وکار هیچ‌گونه فعالیتی در ضدیت با انقلاب از او بازتاب نیافته بود، در 31 تیرماه 1358 در فهرست 52 تن از صاحبان سرمایه‌ای قرار گرفت که به دستور دادگاه انقلاب اموال او مصادره شد.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید

 

پربیننده ترین اخبار این شماره

پربیننده ترین اخبار تمام شماره ها