شناسه خبر : 7852 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

دلایل اجتماعی دزدی از دولت

مقوله دزدی از دولت به طور مستقیم ارتباطی به میزان رضایت یا نارضایتی مردم از دولت ندارد بلکه با عوامل دیگری نظیر شرایط اجتماعی و شرایط اقتصادی سنجیده می‌شود.

index:1|width:50|height:50|align:left مصطفی اقلیما/ ‌جامعه‌شناس
مقوله دزدی از دولت به طور مستقیم ارتباطی به میزان رضایت یا نارضایتی مردم از دولت ندارد بلکه با عوامل دیگری نظیر شرایط اجتماعی و شرایط اقتصادی سنجیده می‌شود. وقت کسی از انشعاب اصلی برق و بدون کنتور برق برداشت می‌کند به مرحله‌ای رسیده که دیگر بحث رضایت یا نارضایتی از دولت مطرح نیست. فرد خطاکار بر اثر فشارهای اجتماعی و اقتصادی به مرحله‌ای می‌رسد که دیگر هنگام اعمال عمل غیرقانونی یا دزدی در هر شکلی به چیزی فکر نمی‌کند. وقتی پدری کودک خود را کتک می‌زند در لحظه عصبانیت به این فکر نمی‌کند که این کار درست است یا خیر اما پس از فروکش کردن میزان عصبانیت می‌تواند درباره عمل خود فکر کند.
وقتی میزان افزایش حقوق 20 درصد اما میزان افزایش 10 قلم اصلی کالاهای مورد نیاز مردم 35 تا 40 درصد است، این بدان معناست که مردم نسبت به سال گذشته 15 تا 20 درصد فقیرتر شده‌اند. شاید کسی که اقدام به برق‌دزدی می‌کند در نهایت برای هر دوره 20 هزار تومان دزدی کرده باشد. مبلغ 20 هزار تومان مشکلات او را حل نمی‌کند، ولی او در شرایطی قرار می‌گیرد که این کار را به ناگزیر
انجام می‌دهد.
شرایط اجتماعی نا‌مناسب باعث افزایش دزدی در همه اشکال خود می‌شود. اینکه یک استاد دانشگاه از دو ساعت زمان تدریس فقط نیم ساعت تدریس کند دزدی کرده است. اینکه استاد دانشگاه فرصت مطالعه و به‌روز شدن نداشته باشد دزدی کرده است با این تفاوت که دزدی این استاد دانشگاه غیر‌قابل جبران است و اثرات خود را در آینده می‌گذارد.
مقام معظم رهبری دو رهنمود در این زمینه داشته‌اند اولین رهنمود شایسته‌سالاری است، یعنی اگر افراد بر اساس تخصص انتخاب شوند، مواردی از این دست اتفاق نمی‌افتد و مورد دوم پاسخگویی است. یعنی اگر مسوولی تخصص و پاسخگویی داشته باشد دیگر فساد یا دزدی در هر شکل و عنوانی وجود نخواهد داشت.
برای کاهش میزان دزدی از دولت باید میزان اعتماد مردم به دولت افزایش پیدا کند. این موضوع ارتباطی به اقتدار دولت ندارد. دولت هر درجه‌ای از اقتدار را داشته باشد باید به نحوی رفتار کند که مورد اعتماد مردم باشد در این شرایط است که مردم دولت را از خود می‌دانند و دزدی از دولت به حداقل میزان خود می‌رسد.
بر اساس اصول و مبانی اقتصادی 25 درصد از درآمد هر شخص باید برای هزینه سرپناه، 25 درصد برای خوراک و پوشاک، 25 درصد تفریحات و بیماری و 25 درصد مربوط به پس‌انداز باشد.
آیا با حقوق پایه 600 هزار‌تومانی می‌توان به موارد فوق یا حتی یک مورد پاسخ داد؟ وزیر کار اعلام می‌کند با این حقوق پایه و اضافه کار و پول یارانه حداقل حقوق به 800 تا 900 هزار تومان می‌رسد، سوال من از وزیر کار این است که آیا با پنج برابر این رقم می‌تواند زندگی در حد خود داشته باشد؟
در خصوص دزدی دولت در سطوح فرار مالیاتی و ورود کالای قاچاق باید گفت، عدم اطمینان به دولت باعث بروز اتفاق‌هایی از این دست می‌شود. نارضایتی از دولت به شکل ارتشا، ناکارآمدی کارکنان و شانه خالی کردن از انجام مسوولیت‌ها خود را نشان می‌دهد.
بهترین کار برای کاهش دزدی از مردم افزایش میزان اعتماد مردم به دولت و تامین نیازهای اولیه آنهاست. عدم توجه به این دو مقوله باعث بروز دزدی در اشکال مختلف در جامعه می‌شود.
عدم توجه به شرایط اقتصادی، افزایش قیمت‌ها، فشارهای اجتماعی و نابرابری اجتماعی باعث می‌شود نارضایتی از دولت به طور غیرمستقیم در زیر‌پوست شهر خودنمایی کند؛ لذا کار به جایی می‌رسد که برق‌دزدی یا آب‌دزدی و به طور کلی دزدی از دولت به راحتی بروز و ظهور پیدا کند.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید