شناسه خبر : 5175 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

محمد گرجی‌آرا از استراتژی مناسب برای سرمایه‌گذاری شرکت‌های بیمه می‌گوید

تقویت سرمایه‌گذاری اکچوئری

«شناسایی عوامل ریسک مهم‌ترین بخش در سیاستگذاری سرمایه‌گذاری‌های صنعت بیمه بوده و به موجب آن است که بخشی از هجینگ ریسک در پورتفوی‌های سرمایه‌گذاری بیمه اتفاق می‌افتد که متاسفانه این چرخه در شرکت‌های بیمه ایرانی به طور کامل معمولاً طی نمی‌شود.»

«شناسایی عوامل ریسک مهم‌ترین بخش در سیاستگذاری سرمایه‌گذاری‌های صنعت بیمه بوده و به موجب آن است که بخشی از هجینگ ریسک در پورتفوی‌های سرمایه‌گذاری بیمه اتفاق می‌افتد که متاسفانه این چرخه در شرکت‌های بیمه ایرانی به طور کامل معمولاً طی نمی‌شود.» اینها جملاتی است که محمد گرجی‌آرا مدیر سرمایه‌گذاری کارگزاری بهگزین پیرامون استراتژی‌های سرمایه‌گذاری در شرکت‌های بیمه می‌گوید. به عقیده او پس از ایجاد این چرخه شرکت‌های بیمه متناسب با نوع ریسکی که می‌خواهند پوشش دهند اقدام به سرمایه‌گذاری در دارایی‌های مختلف می‌کنند. اما استراتژی بهینه برای سرمایه‌گذاری شرکت‌های بیمه چیست؟ این پرسشی است که در این گفت‌وگو مورد بررسی قرار گرفته است.

■■

شرکتهای بیمه در ایران چه استراتژیهای سرمایهگذاری را غالباً برای خود برگزیدهاند؟

در طبقهبندی استراتژیهای مدیریت داراییهای شرکتهای بیمه باید سرمایهگذاریهای آنها را به دو دسته کوتاهمدت (نقد) و بلندمدت (داراییهای با قدرت نقدشوندگی پایینتر) طبقهبندی کرد که ترکیب این دو بخش بسیار وابسته به پورتفوی بیمه شرکتهای بیمه و ترکیب بیمهنامههای صادره آنهاست. این امر باعث شده است که مدیریت سرمایهگذاریها در بیمهها متفاوت از سایر نهادهای مالی باشد و عملاً مدیریت پورتفوی سرمایهگذاری بیمهها باید با نگاهی به پورتفوی بیمهای آنها صورت گیرد.

معمولاً شرکتهایی که در سبد بیمهای خود بیمههای خودرو، بدنه، شخص ثالث و... را دارند و نیاز به پرداختهای نقدی دورهای دارند و سررسید تعهداتشان کوتاهمدت است باید به سمت نگهداشت سرمایهگذاریهای نقدشونده متناسب با تعهدات بیمهنامههای اینچنینی بروند و شرکتهایی که بیشتر وزن سبد بیمهای آنها به بیمههای با تعهد بلندمدت مانند مسوولیت، عمر و بازنشستگی است میتوانند در داراییهای با قدرت نقدشوندگی پایینتر نیز سرمایهگذاری کنند. البته این قاعده پذیرفتهشده در ادبیات بیمه بینالمللی در ایران به علت ضعف متخصصان و واحدهای اکچوئری بیمه در برخی شرکتهای بیمه چه خصوصی و چه دولتی نادیده گرفته میشود.

به نظر شما دلیل تخطی بیمهها از شرایط استاندارد بینالمللی در حوزه سرمایهگذاری چیست؟

در بررسی عوامل آنها را میتوان به دو بخش خارجی و داخلی در شرکتهای بیمه طبقهبندی کرد. بخش خارجی بیشتر عوامل کلان و شرایط اقتصادی است و بخش داخلی فقدان ساختار مناسب تصمیمگیری در شرکتهای بیمه است. در بخش عوامل خارجی شرایط ناپایداری اقتصادی، تورمی بودن اقتصاد، عدم وجود ابزارهای مدیریت ریسک در بازارهای مالی و بازارهای مالی توسعهنیافته مهمترین بخش از عوامل هستند. در عوامل داخلی شرکتهای بیمه، ناپایداری مدیریت، نبود نظام ارزیابی عملکرد پورتفوی علمی، نبود ساختارهای اکچوئری بیمه، وجود برخی تحریمهای بینالمللی در زمینه بیمه اتکایی و عدم وجود ساختار تعهدات متناسب با داراییها موجب شکلگیری این شرایط برای شرکتهای بیمه شده است.

در بررسی عوامل خارجی، چگونه این عوامل بر سیاستهای شرکتهای بیمه در حوزه سرمایهگذاریها اثرگذار خواهد بود؟

یکی از مهمترین مباحث در حوزه خدمات بیمهای توانایی پوشش ریسک برای شرکتهای بیمه است و یکی از ریسکهایی که شرکتهای بیمه با آن مواجه هستند ابهامی است که در شرایط اقتصاد کلان ایران و به ویژه از ناحیه تورم بر آنها تحمیل شده است. در زمان افزایش نرخهای تورم شرکتهای بیمه به دنبال گزینههای سرمایهگذاریای خواهند بود که آنها را در مواجهه با ریسک تورم پوشش دهد و ثانیاً حجم بازار مذکور توانایی ورود و خروج منابع را داشته باشد. این امر با توجه به کمحجم بودن بازارهای مالی در ایران و همچنین عدم وجود بازارهای غیرفیزیکی فعال، بخش عمده سرمایهگذاریهای شرکتهای بیمه به بخش ملک و مسکن معطوف شده است و از این بابت نقدشوندگی سرمایهگذاریهای شرکتهای بیمه دچار مشکل شده. شرایط رکود بازار مسکن در سه سال اخیر نیز به این مشکلات دامن زده است و این شرکتها مجبور شدهاند حتی برای فروش زمینهای خریداری شده و ساختمانهای نیمهکاره، اندک منابع نقدی را هم که در اختیار داشتند به این پروژهها تخصیص دهند. بخش دیگری از کاستیهای اقتصادیای که شرکتهای بیمه از آن رنج میبرند عمق کم سهام شناور آزاد موجود در بازارهای مالی ایران و همچنین اندک بودن میزان سهام قابل خرید و انواع اوراق بهادار موجود در بازار است. این کمعمق بودن بازار آنجا به چشم میآید که اگر ارزش بازار سرمایه را به طور تقریبی برابر 400 هزار میلیارد تومان در نظر بگیریم و ضریب شناوری 20 درصد را به طور متوسط برای سهمهای حاضر در بازار لحاظ کنیم کل سهام شناور آزاد قابل معامله در بازار برابر 80 هزار میلیارد تومان خواهد بود که در مقایسه با بازارهای رقیب مانند ملک، طلا و دلار بسیار اندک میکند.

آنچه شرایط را برای سرمایهگذاریهای شرکتهای بیمه محدودتر میکند نبود ابزارهای مدیریت ریسک مانند اوراق مشتقه و موقعیتهای معاملاتی مانند فروش استقراضی است و اصطلاحاً این بازار مالی محدود و کمعمق تنها به صورت یکطرفه (Long Onley) است. این امر دست مدیران سرمایهگذاری شرکتهای بیمه را در پوشش ریسک موقعیت سرمایهگذاری خود، بسته نگه میدارد که از این بابت خوشبختانه به تازگی اختیار خرید سهام (Call Option) سه شرکت بزرگ در بورس تهران، مورد معامله قرار گرفت و این نوید را میدهد که مسوولان سازمان بورس به این نیاز نهادهای مالی واقف هستند. وجود شرایط فوق به همراه تحریمهای بینالمللی در زمینه بیمههای اتکایی و افزایش ریسک پورتفوی بیمهای، موجب شده نظام سرمایهگذاری شرکتهای بیمه انحرافاتی از استانداردهای بینالمللی داشته باشد و مدیران سرمایهگذاری مطابق با مشکلات روز و نه افقهای بلندمدت دست به تغییر در پورتفوی سرمایهگذاری خود بزنند.

به نظر شما عوامل داخلی در شرکتهای بیمه تا چه حد بر شکلگیری این وضعیت اثرگذار بوده است؟

از نگاه من مهمترین بخش در شرکتهای بیمه تغییرات مدیریتی گسترده و کوتاهمدت و همچنین بعضاً شرایطی است که مدیرانی که سابقهای در صنعت بیمه ندارند از سایر بخشها به صنعت بیمه منتقل میشوند و به همین علت تصمیمگیریهای انجام شده به صورت کوتاهمدت است و تنها به عمر مدیریتی فرد وابسته است. همچنین با توجه به اینکه نظام ارزیابی عملکرد در شرکتهای بیمه تنها به سود حسابداری توجه میکند و بازدهی را متناسب با ریسک در نظر نمیگیرد از اینرو مدیران سرمایهگذاری از اقداماتی که منجر به سودآوری بلندمدت بنگاه میشود ولی امکان دارد در کوتاهمدت عملکرد پربازدهی نداشته باشند دوری میکنند و بعضاً دیده شده برای شناسایی سودهای کاغذی و مثبت کردن تراز عملکردی و سود و زیانی شرکتهای بیمه اقدام به معاوضه املاک خود با نهادهای مادر مانند بانکها و هلدینگهای مالی و سرمایهگذاری که سهامدار عمده این شرکتهای بیمهای هستند، میکنند و این امر در بلندمدت به ضرر بیمهگر خواهد بود چرا که در صورت معاملات غیرواقعی دیگر توانایی فروش این دارایی را در بازارهای آزاد و رقابتی نخواهند داشت و این غیرنقد بودن پورتفوی سرمایهگذاری آنها را افزایش میدهد.

یکی از مشکلات داخلیای که شرکتهای بیمه با آن دست به گریبان هستند کمبود مطالعات اکچوئری در ایران است، از مهمترین دلایل این مشکل آن است که در ایران متخصصان اکچوئری انگشتشمار هستند و در صورتی هم که شرکتهای بیمه از این متخصصان بخواهند استفاده کنند نیازمند دادههایی از شرایط بیمهشوندگان، وقوع حوادث و سایر عوامل اثرگذار بر خسارت پرداختی شرکتهای بیمه هستند که شناسایی و جمعآوری چنین دادههایی برای مطالعات آماری در ایران با هزینههای بالا و به ندرت اتفاق میافتد. کمبود مطالعات اکچوئری در رابطه با پورتفوی بیمه شرکتهای بیمه منجر به عدم امکان پیشبینی منابع تحت مدیریت و میزان ذخایر نقدی مورد نیاز برای مدیران سرمایهگذاری میشود و بعضاً در مواقع نیاز شدید شرکتهای بیمه دیده شده است که آنها تنها برای پاسخگویی به نیاز نقدی سازمان خود مجبور شدهاند داراییهای مطلوب و نقدشونده خود را در بازار سرمایه به فروش برسانند و از این بابت عملکرد مطلوبی را در بازار سرمایه از خود نشان ندادهاند و سهامداران خرد معمولاً خاطره مناسبی از رفتار معاملاتی شرکتهای بیمه در بازار سرمایه ندارند.

با توجه به شرایطی که ذکر کردید بیمهها چگونه از منابع در اختیار خود میتوانند بهترین بهره را ببرند؟ در آن سوی طیف، خطرناکترین تهدیدها برای این صنعت چیست؟

یکی از راهکارهایی که میتواند در این زمینه راهگشا باشد سرمایهگذاری در مطالعات اکچوئری بیمهها در حد استاندارد بینالمللی و همچنین ایجاد کمیته ریسک در بیمهها به صورت واقعی و ایجاد گزارشهای استاندارد بررسی کمیته ریسک در زمینه بیمه است. شناسایی عوامل ریسک مهمترین بخش در سیاستگذاری سرمایهگذاریهای صنعت بیمه بوده و به موجب آن است که بخشی از هجینگ ریسک در پورتفویهای سرمایهگذاری بیمه اتفاق میافتد که متاسفانه این چرخه در شرکتهای بیمه ایرانی به طور کامل معمولاً طی نمیشود. پس از ایجاد این چرخه شرکتهای بیمه متناسب با نوع ریسکی که میخواهند پوشش دهند اقدام به سرمایهگذاری در داراییهای مختلف میکنند. به طور مثال بخشی از ریسکهای کلان مانند ریسکهای ناشی از جنگ، شورش و... از طریق بیمههای اتکایی و سرمایهگذاریهای بینالمللی شرکتهای بیمه پوشش داده میشود ولی در ایران شرکتهای بیمه بیشتر درگیر مسائل داخلی خود هستند و آنچه در حال حاضر شرکتهای بیمه به آن توجه کمتری دارند ایفای تعهدات بلندمدت است و تنها برای بقا در حال حاضر تلاش میکنند و این تلاش از رقابت منفی شکل گرفته میان شرکتهای بیمه برای جذب بیمهگذار با هزینههایی کمتر از هزینه واقعی بیمهنامهها شروع میشود و به معاملات داراییهای بیمهها برای شناسایی سودهای کاغذی و فروش برنامهریزینشده سهام نقدشونده آنها در بازارهای مالی ختم میشود. همچنین با توجه به مسائلی که مربوط به کفایت سرمایه شرکتهای بیمه است شناسایی زیان برای آنها یک عامل منفی و محدودکننده فعالیت خواهد بود لذا در صورتهای مالی قلمهای هزینهای شرکتهای بیمه متناسب با سودآوری آنها تعیین میشود و یکی از قلمهای هزینهای که بعضاً به صورت صوری و غیرکارشناسی تعیین میشود ذخایر فنیای است که شرکتهای بیمه باید از بابت صدور بیمهنامهها در حسابهای خود لحاظ کند. عدمکفایت این ذخایر فنی به علت آنکه معمولاً با مصلحتاندیشی تنها با توجه به سود و زیان شرکتهای بیمه در صورتهای مالی نشان داده شده امکان دارد در شرایطی که کشور درگیر یک مساله فراگیر مانند بلایای طبیعی شود امکان نکول در تعهدات شرکتهای بیمه بالا رود. همچنین در خصوص بیمههای عمر و بازنشستگی با توجه به اینکه تعهدات مربوط به زمان بلندمدتی در آینده است نیز معمولاً دقت چندانی در به کارگیری منابع نمیشود و از منابع حق بیمه دریافتی بابت بیمههای عمر به جای سرمایهگذاری برای بازپرداخت تعهدات در آینده جهت ایفای تعهدات فعلی شرکت بیمه نیز استفاده میشود.

آیا لازم است افقهای سرمایهگذاری با نوع بیمه تنظیم شوند؟ این اتفاق چگونه رخ میدهد و بر چه مبانی دیگری بیمهها میتوانند از ابزارهای بلندمدت یا کوتاهمدت در سرمایهگذاریها بهره ببرند؟

ابتداییترین بخش در مدیریت سرمایهگذاری بیمهها تعیین افق سرمایهگذاری و تعیین میزان، زمان و توالی ورود یا خروج جریانات نقد مورد انتظار متناسب با جریان نقد ناشی از حق بیمههای ورودی و همچنین جبران خسارتهای خروجی بیمه است. بنابراین وظیفهای مدیران سرمایهگذاری هموار کردن شدت و زمان این جریانات و در دسترس قرار دادن منابع نقد در زمان بازپرداخت تعهدات است.

آیا بیمهها مجازند در سرمایهگذاریهای پرریسک وارد شوند یا اینگونه سرمایهگذاریها کلاً مناسب بیمهها نیست؟ در دنیا شرایط چگونه است؟

پرریسکترین ابزاری که در بازارهای مالی بینالمللی وجود دارد ابزار مشتقه است که دارای اهرم بسیار بالایی هستند ولی این ابزار خود برای مدیریت ریسک در بنگاهها به ویژه بنگاههای مالی استفاده میشود. همواره بخشی از پورتفوی شرکتهای بیمهای متناسب با پورتفوی بیمهای آنها باید از ابزارهای مشتقه انتخاب شود تا هم بخشی از ریسک پورتفوی بیمهای پوشش داده شود و از سوی دیگر در شرایط مناسب منجر به کسب بازدهیهای بالاتر با استفاده از اهرم این ابزار شود. تنها ریسکی که شرکتهای بیمه باید از آن بر حذر باشند نقدشوندگی داراییها و سرمایهگذاریهای شرکتهای بیمه است ولی استفاده از ابزارهای مشتقه برای آنها ممنوعیتی ندارد.

با توجه به اینکه در ایران بازار ابزارهای مشتقه از عمق بسیار کمی برخوردارند و حجم معاملات آنها برای ورود شرکتهای بیمه اصلاً مناسب نیست لذا معاملات این ابزار از سوی شرکتهای بیمه هم به جهت مدیریت ریسک و هم به جهت کسب بازده اتفاق نمیافتد. اما خرید داراییهای کمترنقدشونده مانند املاک بزرگمقیاس برای پوشش شرایط تورمی در دوران اوج تورم اقتصادی ریسک نقدینگی را در دوران رکود ملک برای شرکتها به ارمغان آورده است.

طرحهای پونزی در بیمهها چگونه رواج مییابد و تبعات آن در این صنعت چیست؟

یکی از طرحهایی که بیمهها به مشتریان خود ارائه میدهند طرحهای بیمه عمر و بازنشستگی است، این طرحها یک رقیب بزرگ به اسم سپردههای بانکی دارند که معمولاً نرخ رقابتی آنها با نرخ سپردههای بانکی تنظیم میشود و عملاً نهادهای بیمه در جذب سپردههای بانکها رقابت میکنند. با مشکلات نقدینگیای که گریبانگیر بانکها و بیمهها از بابت Bad Asset موجود در ترازنامههای آنها شده بود رقابت برای جذب منابع شکل تازهای به خود گرفت و برای بازپرداخت تعهدات قبلی بیمهها از پرداخت حق بیمههای جدید استفاده شد. از نگاه سرمایهگذاری این امر یک دور باطل را رقم خواهد زد چرا که ماندهداراییهای شرکتهای بیمه در بلندمدت کفاف بازپرداخت تعهدات بیمهای را نخواهد داد و تنها برای بقای بیمهها مجبور به شرکت در این رقابت هستند. شما اگر به این رقابت، مسابقه بیمهها در ارائه خدمات بیمه با قیمتهای کمتر از حق بیمه محاسبهشده را اضافه کنید وضعیت نامناسب شرکتهای بیمه بیش از پیش مشخص خواهد شد.

در فضای اقتصادی ایران، بهترین استراتژیها برای صنعت بیمه در جلوگیری از شوکهای ناگهانی چیست؟

آنچه به نظر میرسد بیشتر بیبرنامه بودن شرکتهای بیمه در امور سرمایهگذاری یک معلول به حساب میآید و برای بهبود آن ابتدا باید علتهای آن مورد اصلاح قرار گیرد، همانطور که اشاره کردم سرمایهگذاری در حوزه اکچوئری و ایجاد کمیته مدیریت ریسک در بنگاههای بیمه مطابق با دستورالعملهای بینالمللی و همچنین پایبندبودن به ذخایر فنی مناسب برای شرکتهای بیمه یکی از راهکارهایی است که شرکتهای بیمه را دارای انضباط ساختاری میکند.

پس از ایجاد این ساختار متناسب با بیانیه ریسک تهیه شده در شرکتهای بیمه مدیران سرمایهگذاری باید به تعیین حوزههای ریسک برای پوشش در پورتفویهای سرمایهگذاری کنند که در انجام این امر وجود بازارهای مالی با عمق بیشتر و با ابزارهای مدیریت ریسک متنوع مانند معاملات فروش استقراضی و ابزارهای مالی کمک شایانی به مدیران سرمایهگذاری برای کنترل ریسک خواهد کرد.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید